تعداد دوره‌ها 26
تعداد شماره‌ها 80
تعداد مقالات 704
تعداد مشاهده مقاله 532,074
تعداد مقالات ارسال شده 2,553
تعداد مقالات رد شده 1,592
درصد پذیرش 28

این نشریه با همکاری انجمن علمی مدیریت صنعتی ایران، منتشر می‌شود.

----------------------------------------------------------

نشریه پژوهش‌های مدیریت در ایران یکی از نشریات انتشارات دانشگاه تربیت مدرس است که تحت مسئولیت علمی سردبیر و هیات تحریریه منتشر می شود.
مجله علوم انسانی در رشته های  مختلف علوم انسانی بصورت جنگی از پاییز ۱۳۶۹ چاپ و منتشر شد. در سال ۱۳۷۵ موفق به کسب درجه علمی -پژوهشی گردید و از بهار سال ۱۳۸۰ بر اساس سیاست وزارت علوم ؛ مبنی بر تخصصی شدن مجلات، در سه رشته حقوق، مدیریت و جغرافیا انتشار یافت  که تا مهر ۱۳۸۸ ادامه داشت . از مهر ۱۳۸۸ براساس سیاست جدید وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری برای تخصصی شدن مجلات؛ به مجله مدرس علوم انسانی (مدیریت) مجوز چاپ مجله با عنوان تخصصی جدید داده شد؛ که براساس آن مجله مدرس علوم انسانی ویژه مدیریت، از این پس با عنوان " فصلنامه علمی -پژوهشی مدرس علوم انسانی -پژوهش‌های مدیریت در ایران" منتشر خواهد شد. مجله علمی پژوهشی "پژوهش های مدیریت در ایران" با مجوز انتشار شماره:۴۸۳۲۰ به تاریخ: ۱۴/۶/۹۱ از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر می‌شود.

  • سرقت ادبی: فصلنامه از سامانه مشابهت‌یاب سمیم نور برای حصول اطمینان از صحت مالکیت و نداشتن تشابه با سایر مقالات استفاده می‌کند تا از اصالت اثر اطمینان حاصل کند.
  • فرآیند داوری و پذیرش مقاله: برای مشاهده فرایند پذیرش مقاله به صورت نمودار اینجا را کلیک کنید.
  • دریافت فرمت مجله: برای دریافت فرمت مجله در قالب فایل word، اینجا را کلیک کنید.
  • نوع دسترسی: دسترسی رایگان و آزاد به مقالات (open access)
  • نوع داوری: داوری بسته (دو سو ناشناس) و 2 داور
  • رتبه نشریه بر اساس آخرین ارزیابی وزارت علوم: رتبه ب
  • هزینه بررسی و پذیرش مقالات: رایگان
  • آغاز انتشار: بهار 1380
  • دوره انتشار: فصلنامه
  • انواع مقالات قابل انتشار در نشریه: پژوهشی، مروری
  • زبان انتشار مقالات: فارسی با خلاصه انگلیسی
  • حوزه موضوعی: دانش مدیریت
  • نحوه دریافت مقالات: صرفاً الکترونیکی و از طریق این پایگاه
  • بازه زمانی بررسی اولیه مقالات دریافتی:  7 الی 10 روز 
  • میانگین بازه زمانی فرآیند داوری پذیرش مقاله: حداکثر تا 6 ماه 

    ----------------------------------------------------------

این نشریه تحت قانون بین المللی کپی رایت Creative Commons: BY-NC می باشد.

Creative Commons License
This Journal is an open access Journal Licensed under the Creative Commons Attribution-ShareAlike 4.0 International License

----------------------------------------------------------

این نشریه تابع قوانین کمیتۀ اخلاق در انتشار(cope) است و از آیین‌نامه اجرایی قانون پیشگیری و مقابله با تقلب در آثار علمی پیروی می‌نماید.

مقاله پژوهشی مدیریت بازاریابی

ارائه چارچوب تحلیل عوامل مؤثر بر اجتماعات برند مجازی مبتنی بر فراترکیب با ترکیب پژوهش‌های پیشین

صفحه 1-19

https://doi.org/10.48311/mri.2026.28891

فاطمه ثقفی، سجاد رمضانی، عزت اله اصغری زاده

چکیده اجتماعات برند مجازی گروهی از حامیان برند هستند که از طریق تعاملات مستمر، تجربیات کاربری، تبلیغات محصولات جدید و ارتباطات اجتماعی، نقش مهمی در تقویت ارزش برند بازی می‌نمایند. این اجتماعات به وفاداری برند، افزایش شناخت برند، و توسعه پایگاه مصرف‌کنندگان کمک کرده‌اند. با وجود پژوهش‌های گسترده در این حوزه، هنوز چارچوب تحلیلی جامعی برای بررسی عوامل موثر بر اجتماعات برند مجازی به گونه نظام‌مند ارائه نشده است. این پژوهش با هدف ارائه چارچوب تحلیلی عوامل مؤثر بر اجتماعات برند مجازی، از روش مرور نظام‌مند و فراترکیب بهره گرفته است. در این راستا، بیش از 1۰۰۰ مقاله بررسی شده و پس از غربالگری در چند گام، ۳2 مقاله مرتبط شناسایی گردیده‌اند. برای گرداوآوری داده‌های از پایگاه‌های داخلی مگیران و SID و پایگاه بین‌المللی اسکوپوس بهره‎گیری شده است. با به‌کارگیری روش فراترکیب سندلوسکی و باروسو برای ترکیب پژوهش‌های پیشین، مفاهیم این حوزه در هفت گام دسته‌بندی شده‌اند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که اجتماعات برند مجازی تحت تأثیر 6 توانایی پایه‌ای جای دارند: توانایی بسترساز، توانایی توسعه‌ساز، توانایی محیطی، توانایی درک اجتماعی، توانایی اقدام، و توانایی واکنشی. در نهایت این پژوهش با بهره‌گیری از رویکرد ترکیبی مرور نظام‌مند و فراترکیب، چارچوبی مناسب برای تحلیل عوامل مؤثر بر اجتماعات برند مجازی ارائه داده است. نتایج این پژوهش می‌تواند در شناخت ماهیت اجتماعات برند، بررسی چالش‌ها، تدوین راهبرد‌های مدیریتی، و توسعه‌ی این اجتماعات برای پژوهشگران و مدیران برند راهگشا باشد.

مقاله پژوهشی مدیریت منابع انسانی

مدل سیاست‌های ناکارآمد منابع انسانی با رویکرد تقلید هم سانی

صفحه 21-47

https://doi.org/10.48311/mri.2026.28892

عبداله ساعدی

چکیده تقلید هم سانی، به‌عنوان سازوکاری پنهان اما اثرگذار، از طریق تقلید گسترده و غیرانتقادی سیاست‌ها، می‌تواند زمینه‌ساز شکل‌گیری سیاست‌های ناکارآمد منابع انسانی در سازمان‌ها شود و مسیر تحول و نوآوری را با چالش مواجه سازد؛ به‌ویژه در سازمان‌های دولتی که فشارهای هنجاری و قانونی نقش پررنگ‌تری دارند. پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل سیاست‌های ناکارآمد منابع انسانی با رویکرد هم سانی انجام شده است. این پژوهش از نظر ماهیت، کیفی و با رویکرد تحلیل مضمون انجام گرفت. جامعه پژوهش شامل مدیران سازمان‌های دولتی و اساتید دانشگاه بود که با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند و بر اساس اصل کفایت نظری، ۲۱ نفر انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری و با بهره‌گیری از چارچوب شش‌مرحله‌ای براون و کلارک تحلیل شدند. یافته‌های پژوهش منجر به شناسایی و تدوین مدل شد که در آن محرک‌های هم سانی، انواع سیاست‌های ناکارآمد منابع انسانی، موانع و محدودیت‌های سازمانی و پیامدهای ناشی از تقلید هم سانی در سازمان‌های دولتی تبیین گردید. افزون بر این، راهبردهایی برای اصلاح چرخه شکل‌گیری این سیاست‌ها شناسایی شد که هر یک نقش متفاوتی در کاهش اثرات منفی هم سانی و بهبود کارآمدی سیاست‌های منابع انسانی ایفا می‌کنند.

مقاله پژوهشی مدیریت استراتژیک

شناسایی عوامل راهبردی موثر بر صادرات سنگ ایران: رویکرد ترکیبی و روش تحلیل تناظر چندگانه (MCA)

صفحه 49-82

https://doi.org/10.48311/mri.2026.28893

عبد الهادی الشیخ، مجید اسماعیلیان

چکیده در این پژوهش با هدف شناسایی و اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر صادرات سنگ‌های تزئینی ایران، از رویکردی ترکیبی شامل تحلیل محتوای مصاحبه‌های تخصصی، روش آماری تحلیل تناظر چندگانه (MCA) و روش دلفی دو مرحله‌ای استفاده شد. در مرحله نخست، عوامل اولیه از طریق مصاحبه‌های تخصصی استخراج گردید و سپس برای کاهش حجم داده‌ها و ادغام عوامل مشابه یا هم‌پوشان، از روش تحلیل تناظر چندگانه استفاده شد که منجر به انتخاب ۲۱ عامل کلیدی گردید. این عوامل در دو دور دلفی توسط ۴۲ کارشناس خبره ارزیابی شدند. نتایج نشان داد که سطح توافق بین خبرگان در دور دوم به‌طور قابل توجهی افزایش یافت و آزمون فریدمن نیز تفاوت معناداری بین اهمیت عوامل را تأیید کرد. در نهایت، هفت عامل شامل تحریم‌ها و محدودیت‌های بین‌المللی، تبلیغات و بازاریابی، سطح تکنولوژی تولید، اطمینان مشتری برای خرید، قیمت سنگ صادراتی، روابط دیپلماتیک و تصور عمومی از سنگ ایران به‌عنوان عوامل کلیدی شناسایی شدند. این عوامل بالاترین میانگین ارزیابی و رتبه‌ها را در تحلیل‌های آماری کسب کردند و همچنین دارای کمترین پراکندگی نظرات (انحراف معیار پایین) بودند. بر این اساس، پیشنهاد می‌شود مدیران و سیاست‌گذاران با نگاهی جامع‌تر و آینده‌نگر، تمرکز راهبردی خود را بر بهبود این حوزه‌ها قرار دهند تا بستر مناسبی برای افزایش پایدار صادرات سنگ ایران فراهم گردد.

مقاله پژوهشی تئوری های مدیریت

بازاندیشی مدیریت از منظر معماری وضعیت: گامی به سوی نظریه‌ای وضعیت‌محور در علوم سازمانی

صفحه 84-107

https://doi.org/10.48311/mri.2026.28894

سید مهدی غنی زاده، لطف الله فروزنده دهکردی، حسن دانایی فرد، سیدحسین کاظمی

چکیده این پژوهش با هدف به چالش کشیدن پارادایم‌های سنتی و فردمحور در علوم سازمانی، چارچوب نظری نوین «معماری وضعیت» را ارائه و تبیین می‌کند. استدلال محوری این است که تکیه‌ی صرف بر ویژگی‌های ثابت افراد برای توضیح نوسانات عملکرد و رفتار کارکنان کافی نیست و ادبیات نظری نیازمند تمرکز بر «تعامل پویا میان فرد و وضعیت» است. این مطالعه که با رویکردی مفهومی-مروری انجام شده، ضمن مرور سیستماتیک انواع مدل‌های وضعیت‌شناسی و طبقه‌بندی ابعاد وضعیتی (شامل تهدید، استرس، وظایف، پردازش، سرگرمی و روزمرگی)، نقش مدیر را به‌عنوان «معمار وضعیت» بازتعریف می‌کند. یافته‌ی اصلی پژوهش، معرفی «مدل چهار مرحله‌ای معماری وضعیت» (شامل پایه‌گذاری، درگیری شناختی، مدیریت بحران، و بازیابی) است؛ این مدل به مدیران چارچوبی عملیاتی ارائه می‌دهد تا به‌جای واکنشی عمل کردن، به‌شیوه‌ای فعالانه و هوشمندانه محیط‌های کاری را شکل دهند و با مداخله در مؤلفه‌های سازنده‌ی وضعیت، ادراک کارکنان را هدایت کرده و زمینه را برای رسیدن به حالت‌های بهینه‌ عملکردی نظیر «غرقگی» فراهم آورند. در نهایت، پژوهش نتیجه می‌گیرد که این گذار پارادایمی، کارکردهای مدیریت، به‌ویژه مدیریت منابع انسانی را از «گزینش بهترین فرد» به «ایجاد تناسب بهینه میان فرد و وضعیت» سوق می‌دهد و نظریه‌ای واقع‌گراتر با قدرت تبیین بالاتر برای تحلیل پدیده‌های سازمانی ارائه می‌کند.

مقاله پژوهشی مدیریت بازاریابی

مدلسازی پیشران‌های محیطی موثر بر توانمندسازی شرکت‌های دانش‌بنیان در بازارهای بین‌المللی

صفحه 109-131

https://doi.org/10.48311/mri.2026.28896

خدیجه عزیزی، بیژن رضایی، یوسف محمدی فر، نادر نادری

چکیده پژوهش حاضر با هدف مدل‌سازی پیشران‌های محیطی مؤثر بر توانمندسازی شرکت‌های دانش‌بنیان برای ورود و حضور پایدار در بازارهای بین‌المللی انجام شده است. این پژوهش بر اساس نظریه قابلیت‌های پویا و رویکردهای تحلیل محیط کلان و صنعتی، از روش آمیخته (کیفی-کمی) بهره گرفته است. در مرحله نخست، با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی استقرایی و انجام ۳۴ مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با مدیران شرکت‌های دانش‌بنیان، سیاست‌گذاران و خبرگان اکوسیستم نوآوری، پیشران‌های محیطی شناسایی و در قالب ۹ مقوله اصلی دسته‌بندی شدند. در مرحله دوم، به‌منظور اعتبارسنجی و اولویت‌بندی پیشران‌ها، روش دلفی فازی با مشارکت ۲۰ نفر از خبرگان دانشگاهی و اجرایی انجام شد. یافته‌های پژوهش بر اساس میانگین قطعی محاسبات فازی نشان داد که مقوله «طراحی و استقرار مکانیسم‌های مالی و اقتصادی حاکمیتی» با امتیاز (0.8661) بالاترین اهمیت را دارد. همچنین، شاخص‌های «طراحی مکانیسم‌های مالی جایگزین برای مقابله با تحریم‌ها» (0.8917) و «توسعه ابزارهای فین‌تک صادرات‌محور» (0.8833) در رتبه‌های نخست قرار گرفتند. پس از آن، مقوله‌های «سیاست‌گذاری تجاری و برنامه‌ریزی راهبردی ملی» و «توسعه دیپلماسی و روابط بین‌الملل» بیشترین اولویت را کسب کردند، در حالی که ابعاد مرتبط با پایداری و تجارت سبز در شرایط کنونی اولویت پایین‌تری داشتند. در مجموع، یافته‌ها نشان می‌دهد توانمندسازی بین‌المللی شرکت‌های دانش‌بنیان فرایندی چندسطحی است که از تعامل میان پیشران‌های محیطی و قابلیت‌های سازمانی شکل می‌گیرد. بر این اساس، پیشران‌های مالی و سیاستی زمینه حس‌گری فرصت‌ها، زیرساخت‌های فناورانه و دیپلماسی اقتصادی امکان تصاحب فرصت‌های بین‌المللی و توسعه اکوسیستم نهادی ظرفیت بازپیکربندی منابع و قابلیت‌ها را برای افزایش تاب‌آوری شرکت‌های دانش‌بنیان در محیط‌های پرتلاطم فراهم می‌سازد.

مقاله پژوهشی مدیریت منابع انسانی

مقایسۀ دو مدل کمی و کیفی در انتخاب افراد جهت چرخش شغلی در یک شرکت اتومبیل‌سازی از نظر الگوی عدم توازن تلاش- پاداش

صفحه 133-150

https://doi.org/10.48311/mri.2026.28895

فرزانه خاجی، حمیدرضا عریضی سامانی، زهره موسوی

چکیده پژوهش حاضر با هدف مقایسۀ اثربخشی دو شیوۀ تصمیم‌گیری در انتخاب کارکنان برای چرخش شغلی، شامل قضاوت آماری و قضاوت بالینی، بر مؤلفه‌های الگوی عدم توازن تلاش–پاداش (ERI) انجام شد. این پژوهش کاربردی با طرح شبه‌آزمایشی پیش‌آزمون–پس‌آزمون همراه با گروه کنترل اجرا گردید. جامعۀ آماری شامل کارکنان واحدهای تولیدی یک شرکت خودروسازی بود که ۶۰ نفر از آنان به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و پس از اجرای پیش‌آزمون، به‌صورت تصادفی در سه گروه قضاوت آماری، قضاوت بالینی و کنترل گمارده شدند. ابزار پژوهش پرسشنامۀ استاندارد عدم توازن تلاش–پاداش سیگریست و مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با مدیران و سرپرستان برای عملیاتی‌سازی قضاوت بالینی بود. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۷ و آزمون‌های t زوجی، تحلیل واریانس یک‌طرفه و آزمون تعقیبی LSD تحلیل شدند. نتایج نشان داد گروه انتخاب‌شده بر اساس قضاوت آماری افزایش معناداری در مؤلفه‌های تلاش و پاداش تجربه کرده است (p < 0.001). همچنین تفاوت معناداری میان سه گروه مشاهده شد و آزمون تعقیبی، برتری روش قضاوت آماری را نسبت به قضاوت بالینی و گروه کنترل تأیید کرد. افزون بر این، نسبت تلاش به پاداش در گروه قضاوت آماری به‌طور معناداری کمتر بود که بیانگر توازن ادراک‌شده مطلوب‌تر است. در مجموع، یافته‌ها نشان می‌دهد تصمیم‌گیری داده‌محور در انتخاب افراد برای چرخش شغلی می‌تواند به بهبود ادراک تلاش–پاداش کارکنان منجر شود، هرچند تعمیم نتایج نیازمند احتیاط است.

مقاله پژوهشی

راهبردهای کنشگرانه مدیران در فرآیند سازگاری با پست سازمانی جدید: مطالعه‌ای پدیدارشناسانه در سازمان‌های دولتی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 02 دی 1405

سپیده پوررمضان، محسن فرهادی نژاد، عباسعلی رستگار

چکیده انتصاب مدیران به پست‌های جدید در سازمان‌های دولتی ایران، به دلیل بوروکراسی پیچیده، تغییرات سیاسی مکرر و انتظارات گوناگون ذی‌نفعان، همواره با چالش‌های متعددی همراه است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی تجربه زیسته مدیران ارشد تازه‌وارد و شناسایی راهبردهای کنشگرانه آنان برای سازگاری مؤثر با موقعیت شغلی جدید، با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی تفسیری انجام گردید. مشارکت‌کنندگان، ۱۹ مدیر ارشد ادارات کل دولتی شهر مشهد بودند که با نمونه‌گیری هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته عمیق در فاصله مرداد تا آبان ۱۴۰۲ گردآوری و با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA کدگذاری و تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد که سازگاری موفق مدیران تازه‌وارد، فرایندی کاملاً خودآغاز و کنشگرانه است. تحلیل داده‌ها منجر به استخراج 7 مضمون اصلی شامل (۱) ارزیابی و تحلیل محیط سازمانی، (۲) ارتباطات و تعاملات سازمانی، (۳) برنامه‌ریزی و اجرای استراتژی‌ها، (۴) توسعه فردی و سازمانی، (۵) مدیریت چالش‌ها و ریسک‌ها، (۶) بهبود عملکرد و بهره‌وری، و (۷) توسعه ارتباطات بیرونی و بین‌سازمانی و 21 مضمون فرعی گردید. از آنجا که راهبردهای کنشگرانه مدیران تازه‌وارد، کلید موفقیت در فرایند سازگاری سازمانی در بافت دولتی است، به مدیران این امکان را می‌دهند که ابهام نقش را کاهش دهند، مشروعیت اجتماعی کسب کنند، مقاومت‌های درونی را مدیریت نمایند و تغییرات سازنده را در ساختار بوروکراتیک دولتی پیاده‌سازی کنند. یافته های این مطالعه، جامعه‌پذیری سازمانی را از چارچوب منفعلانه به‌سوی عاملیت کنشگرانه گسترش می‌دهد و الگویی بومی برای طراحی برنامه‌های آموزشی مدیران، سیاست‌های انتقال نقش و توانمندسازی رهبری در بخش عمومی ارائه می‌نماید.

مقاله پژوهشی

تحلیل مداخله دولت در فرایند توسعه

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 20 دی 1405

سعید زرندی، محمد کاظم پور تیمورلوئی

چکیده تحولات چند دهه اخیر در اقتصاد حتی سرمایه داری و بحران سال 2007 نشان می دهد که نمی توان از کناره گیری دولت در فرایند توسعه صحبت کرد.میزان دخالت دولت در فرایند توسعه از موضوعات مهم اقتصاد است. دیدگاههای مختلفی بین متخصصان درمورد اینکه چه نوع سیاست‌هایی درایجاد توسعه مؤثرهستند،وجود دارد.دیدگاه اول استدلال می کند که باید نقش بزرگتری برای دولت وجود داشته باشد و دیدگاه دوم نقش حداقلی را برای دولت و اجازه دادن به مکانیسم بازار را تایید می کند.دیدگاه سوم ﺩﺭ ﻋﻴﻦ ﭘﺬﻳﺮﺵ ﺍﺻﻞ ﻣﺎﻟﻜﻴﺖ ﺧﺼﻮﺻـﻲ،ﺩﺧﺎﻟـﺖ ﻫـﺎﻱ ﺩﻭﻟﺘـﻲ ﺭﺍ ﺗﻮﺻﻴﻪ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.هدف ﺍﺻﻠﻲ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ پژوهش تشریح ﻧﺤﻮﻩ ﻭ ﺣﻮﺯﻩ ﺩﺧﺎﻟﺖ ﺩﻭﻟـﺖ است. روش تحقیق این پژوهش توصیفی – تحلیلی است. تولید دولتی کالاو خدمات،پرداختهای انتقالی، مالیات و مقررات چهار کانال اصلی دولت برای تاثیر گذاری بر فعالیت های اقتصادی می باشد و تنظیم مداخله بهینه دولت براساس سیاست سرمایه گذاری، تجاری،صنعتی بررسی شده است. برمبنای نتایج پژوهش بر خلاف باورهای لیبرالی در این باره که مداخله دولت مانع توسعه است در کشورهای اسیای شرقی مداخله اگاهانه عاملان دولتی عامل اصلی توسعه این کشورهاست و تمرکز اصلی در این کشورها به جای دخالت یا عدم دخالت بر نحوه و حوزه دخالت دولت است.در کشور ما نیزحضور دولت باید همه جانبه و معطوف به توسعه باشد. ﺑﺎ ﺩﺧﺎﻟﺖ ﺩﻭﻟـﺖ ﺩﺭ فرایندهای توسعه ﻭ ﺗﻨﻈـﻴﻢ ﻭهدایت مکانیزم بازار میﺗﻮﺍﻥ ﻧﺎﺭﺳﺎﻳﻲ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﻃﺮﻑ ﺳﺎﺧﺖ ﻭ ﻧﻈﺎﻡ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳـﻮﻱ ﻭﺿـﻌﻴﺖ ﺑﻬﺘـﺮﻱ ﺍﺯ ﻟﺤـﺎﻅ ﺗﺨﺼﻴﺺ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻭ ﺍﻳﺠﺎﺩ ظرفیت های اقتصادی ﺳﻮﻕ ﺩﺍﺩ.

مقاله پژوهشی

شناسایی ابعاد و مدلهای سنجش صلاحیت حرفه ای مشاغل بازاریابی دیجیتال

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 دی 1405

سرورالسادات سیاح، جلیل یونسی، نورعلی فرخی، غلامرضا یادگار زاده

چکیده هدف از این پژوهش شناسایی ابعاد و مدلهای سنجش صلاحیت حرفه ای مشاغل بازاریابی دیجیتال بود. روش پژوهش از نوع مطالعه مروری سیستماتیک بر روی پژوهش های انجام شده از پایگاه های بین المللی بین بازه زمانی 2016 تا 2025 بود و در نهایت تعداد 8 عنوان از مقالات استخراج شده مورد تایید قرار گرفته و تحلیل و جمع بندی شدند. یافته ها نشان داد که سنجش مهارتهای نرم در ابعاد تفکر تحلیلی و حل مسئله، مهارتهای ارتباطی ، مهارتهای تیمی، مهارت مدیریت، مهارت های فردی و مهارتهای بین فردی، در بررسی صلاحیت های حرفه ای افراد در مشاغل بازاریابی دیجیتال کمک کننده است. همچنین دیگر یافته پژوهش این بود که ترکیب مدلهایی نظیر DigComp به‌عنوان یکی از جامع‌ترین مدل‌ها برای سنجش در این حوزه شناخته می‌شود که علاوه بر صلاحیت های عمومی، پنج حوزه کلیدی (اطلاعات و سواد داده، ارتباط، تولید محتوا، ایمنی، و حل مسئله) را در بر می گیرد و مدل مهارتهای قرن 21 شامل مهارت‌های یادگیری، سوادهای دیجیتال و مهارت‌های زندگی و شغلی و استفاده از پرسشنامه ها و آزمونهای موقعیتی عملکرد محور، می تواند ابزاری مناسب و چند بعدی برای بررسی صلاحیت های افراد در این مشاغل محسوب شود.در نتیجه طراحی پلتفرم‌هایی که عملکرد کاربران را در پروژه‌ و موقعیت های واقعی دیجیتال مارکتینگ(مانند اجرای کمپین، تحلیل داده، یا مدیریت شبکه اجتماعی) ارزیابی کنند، می تواند کمک کننده باشند و استفاده از داده‌های واقعی، تعامل در محیط‌های شبیه‌سازی‌شده و بازخورد مستمر می‌تواند دید دقیق‌تری از صلاحیت حرفه‌ای افراد ارائه دهد.

مقاله پژوهشی

طراحی الگوی توسعه استعدادها در دیوان محاسبات کشور

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 دی 1405

روح اله الرضا نعمت اللهی، رضا طهماسبی، سید مهدی الوانی، حسن زارعی متین

چکیده توسعه نیروهای کلیدی به عنوان جزئی مهم از توسعه منابع انسانی سازمان می‌تواند پیشران نیل به سازمانی کارآمد، اثربخش و یادگیرنده شود. هدف این پژوهش طراحی الگوی توسعه استعدادها در دیوان محاسبات کشور می‌باشد. پارادایم این پژوهش، تفسیری، رویکرد آن کیفی، روش مورد استفاده، مطالعه موردی و روش تجزیه و تحلیل اطلاعات، تحلیل مضمون می‌باشد. جامعه و نمونه آماری این پژوهش، نیروهای کلیدی شاغل در پست‌های کلیدی می‌باشد. پست‌های کلیدی با رجوع به نظر خبرگان شناسایی و اقدام به خوشه‌بندی آن‌ها گردید. به منظور تعیین نیازهای توسعه‌ای نیروهای کلیدی و تخصیص سازوکارهای توسعه استعدادها به آن‌ها با 19 نفر از خبرگان که با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند، مصاحبه شد. الگوی این پژوهش متشکل از هدف و استراتژی، چیستی، چگونگی، و نتایج می‌باشد. نیروهای کلیدی شاغل در خوشه‌های مختلف نیروهای کلیدی در بخش‌هایی از زمینه‌های فنی/ تخصصی، شایستگی‌های فردی، زمینه‌های درون‌سازمانی و برون سازمانی توسعه یافته بوده اما لازم است در حال حاضر و در آینده در سایر بخش‌ها نیز توسعه یابند. تمامی مصاحبه شوندگان قائل به وجود تفاوت در سازوکارهای انتخاب شده، نحوه و سطح پیاده‌سازی آن‌ها بین نیروهای کلیدی و سایر کارکنان بودند. نتایج نشان می‌دهد سازوکارهای موجود و پیشنهادی برای توسعه استعدادها در قالب چهار دسته سازوکار شامل سازوکارهای مبتنی بر شغل، مبتنی بر رابطه، مبتنی بر برنامه‌های رسمی و سازوکارهای غیررسمی/ فاقد رسمیت قرار دارند.

مقاله پژوهشی

شناسایی و مدلسازی پیشران‌های کلیدی طراحی هم‌تکاملی محصول

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 27 مهر 1405

یاسمن حاجیان فروشانی، سید علی فارغ، بابک امرایی

چکیده طراحی محصول در محیط‌های پیچیده و پویا، نیازمند درک تعاملات هم‌زمان میان مسئله، راه‌حل، دانش و ذی‌نفعان است و الگوهای خطی طراحی توان تبیین این پویایی را ندارند. با وجود توسعه ادبیات طراحی هم‌تکاملی، همچنان خلأ یک چارچوب یکپارچه برای شناسایی و تحلیل روابط میان پیشران‌های مؤثر بر این فرآیند وجود دارد. ازاین‌رو، پژوهش حاضر با هدف شناسایی، طبقه‌بندی و مدل‌سازی پیشران‌های کلیدی طراحی هم‌تکاملی محصول انجام شد. پژوهش با رویکردی کیفی–توسعه‌ای و در دو مرحله اجرا گردید؛ در مرحله نخست، با استفاده از فراترکیب نظام‌مند، پیشران‌های کلیدی از ادبیات موضوع استخراج و سازمان‌دهی شدند و در مرحله دوم، روابط علّی و پویایی میان آن‌ها با بهره‌گیری از نگاشت شناختی فازی مدل‌سازی و تحلیل گردید. یافته‌ها نشان داد که طراحی هم‌تکاملی محصول مبتنی بر تعامل شبکه‌ای پیشران‌های شناختی، تطبیقی، فناورانه و اجتماعی است و در این میان، فرآیند هم‌تکاملی، سازوکارهای تطبیقی و یادگیری بیشترین نقش را در پویایی و عملکرد سیستم ایفا می‌کنند. همچنین تحلیل سناریوها نشان داد که مدل پیشنهادی در شرایط مختلف محیطی از پایداری و تاب‌آوری مناسبی برخوردار است. پژوهش حاضر با ارائه چارچوبی یکپارچه و مدل‌سازی پویای روابط میان پیشران‌های طراحی هم‌تکاملی، به توسعه ادبیات طراحی محصول در شرایط پیچیده و همراه با عدم‌قطعیت کمک می‌کند و می‌تواند به‌عنوان ابزاری تحلیلی برای حمایت از تصمیم‌گیری و مدیریت نوآوری در فرآیند طراحی مورد استفاده قرار گیرد.

مقاله مروری

واکاوی جایگاه مفهوم ایدئولوژی در مطالعات مدیریت و سازمان؛ مروری دامنه‌ای

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 31 شهریور 1405

محمدرضا مهدوی هزاوه، محمد جوادی، نادر جعفری، سیدمحمد جواد موسوی ندوشن

چکیده پژوهش حاضر با هدف تبیین جایگاه مفهومی ایدئولوژی در مطالعات مدیریت و سازمان، به تحلیل نظام‌مند تحولات نظری، جغرافیایی و تطور زمانی مرتبط با این مفهوم از سال ۱۹۶۱ الی ۲۰۲۴ پرداخته است. با تکیه بر روش مرور دامنه‌ای و تحلیل محتوای کیفی 111 سند علمی شامل مقالات، کتاب‌ها و پایان‌نامه‌ها، گونه‌شناسی نُه‌گانه‌ای از رویکردهای غالب مطالعاتی نسبت به ایدئولوژی در مطالعات دانش مدیریت استخراج گردیده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که ایدئولوژی از یک مفهوم صرفاً سیاسی در نیمه اول قرن بیستم، به متغیری چندوجهی در تحلیل‌های مدیریتی تحول یافته که ابعاد مفهومی متنوعی همچون سلطه، مشروعیت، تفسیر، نقد، انسجام‌بخشی، منطق هنجاری، فانتزی، تدوین کلان‌راهبردها و مزیت رقابتی اجتماعی را دربر می‌گیرد. برخلاف دیدگاه‌های خطی، نتایج پژوهش حاضر حاکی از همزیستی هم‌زمان این رویکردها و تنوع جغرافیایی آن‌ها در فضای پژوهشی است. همچنین تاکید این مطالعه بر نقش ایدئولوژی در خلق مزیت رقابتی و راهبردهای کلان ملی، از جمله نوآوری‌های آن در قلمروی دانشی است. همچنین، این پژوهش با نگاهی میان‌رشته‌ای و انتقادی، بر اهمیت توسعه نظریه‌پردازی در حوزه مدیریت و سازمان در بسترهای متنوع فرهنگی و سیاسی مبتنی بر ایدئولوژی بومی را مورد توجه قرار می‌دهد.

مقاله پژوهشی

تبیین ارتباط دانشگاه و صنعت در توسعه خدمات تکنولوژی محور

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 31 شهریور 1405

مائده نخعی، مهدی فرحی، میلاد امینی

چکیده هدف از این مقاله، تبیین ارتباط مؤثر میان دانشگاه و صنعت در توسعه خدمات تکنولوژی‌محور و ارائه چارچوبی جامع برای بهبود این تعامل، با محوریت قراردادن هوشمندی کسب‌وکار به عنوان عامل کلیدی تصمیم‌گیری انجام شده است. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر گردآوری داده‌ها توصیفی–پیمایشی با رویکرد آمیخته (کیفی–کمّی) است. در بخش کیفی، با به‌کارگیری روش تحلیل مضمون ابتدا متون مرتبط به دقت بررسی و سپس مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با خبرگان آشنا به موضوع انجام شد. داده‌های حاصل با کدگذاری باز و انتخابی، مقوله‌بندی گردیدند. در بخش کمّی، پرسشنامه‌ای محقق‌ساخت بر اساس مؤلفه‌های استخراج‌شده، طراحی و میان ۱۵۲ نفر از مدیران، کارشناسان و خبرگان حوزه صنعت توزیع گردید. پایایی ابزار با آلفای کرونباخ (93/0) و پایایی ترکیبی تأیید و روایی همگرا با میانگین واریانس استخراج‌شده (AVE >0.05) سنجیده شد. تحلیل داده‌های کمی با مدل‌سازی معادلات ساختاری و رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) با نرم‌افزار Smart PLS 3.0 صورت گرفت. نتایج نشان داد که شش دسته عامل اصلی در سطح معناداری 0.05 و با آماره t بزرگتر از ۱.96 بر ارتباط دانشگاه و صنعت شامل هوشمندی کسب‌وکار ، استراتژی مدیریت ، عوامل ساختاری، عوامل فرهنگی،عوامل آموزشی و عوامل مدیریتی–مالی تاثیر بسزایی در تسهیل همکاری دوسویه و توسعه خدمات فناورانه دارند. نوآوری این پژوهش نیز ارائه مدلی چند بعدی با استفاده از مفهوم هوشمندی کسب و کار به عنوان هسته اصلی و پوشش همزمان شش متغیر درونی و بیرونی با رویکردی تحلیلی- مدیریتی برای بهبود فرآیندهای تصمیم‌گیری در تعامل صنعت و دانشگاه است.

مقاله پژوهشی مدیریت استراتژیک

شناسایی عوامل موثر بر اجرای خط مشی های توسعه پایدار بر مبنای موفقیت های جزئی در ایران

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 31 شهریور 1405

مهدی مرتضوی، سیروس کشاورز، محمود رحمت الهی، حامد رحمانی

چکیده هدف این پژوهش شناسایی عوامل موثر بر اجرای خط مشی های توسعه پایدار بر مبنای موفقیت های جزئی در ایران است؛ روش برحسب هدف، کاربردی و براساس ماهیت، توصیفی- پیمایشی است. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با استفاده از روش داده بنیاد صورت گرفته است. ابزار گردآوری داده‏ها مصاحبه بود که پرسش‏های آن با مطالعه ادبیات موضوع تهیه و سپس با استفاده از با رویکرد ظاهر شونده(گلیزری) کدگذاری شد. مشارکت کنندگان این پژوهش شامل متخصصان و خبرگان تاثیرگذار در اجرای خط مشی بودند که نمونه گیری به صورت هدفمند و نظری و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه پیدا کرد. نتایج نشان داد که عوامل مختلفی در اجرای خط مشی های توسعه پایدار اثرگذار هستند. اما با توجه به مفهوم جدید موفقیت های جزئی و مفهوم توسعه پایدار 36 عامل شناسایی شدند که با توجه به کدگذاری های صورت گرفته به دو عامل اصلی عوامل پیش برنده و عوامل بازدارنده تقسیم شدند. یافته‌های پژوهش نشان داد که دو عامل اصلی شناسایی‌شده، هر یک شامل شش عامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، استراتژیک، زیست‌محیطی و سازمانی هستند که در مجموع ۱۸ زیرعامل را در بر می‌گیرند. نتایج تحلیل بیانگر آن است که این عوامل، مؤلفه‌های کلیدی مؤثر بر توسعه پایدار را تشکیل می‌دهند و در چارچوب الگوی پژوهش، به‌عنوان ابعاد اصلی تدوین خط‌مشی‌های توسعه پایدار شناسایی شدند. همچنین، یافته‌ها نشان می‌دهد که این عوامل می‌توانند مبنایی برای تحلیل و تدوین خط‌مشی‌های توسعه پایدار، به‌ویژه در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران، فراهم آورند.

مقاله پژوهشی

شناسایی پیشران های بکارگیری بازی وارسازی در مدیریت منابع انسانی بانک تجارت شهرستان بیرجند

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 31 شهریور 1405

زهرا رجائی، محمدرضا شریفی، علی آخوندی

چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل پیشران‌های مؤثر بر به‌کارگیری بازی‌وارسازی در مدیریت منابع انسانی بانک تجارت شهرستان بیرجند انجام گرفت. این مطالعه به شیوه کیفی و بر پایه تحلیل مضمون براساس چارچوب براون و کلارک (2006) اجرا شد. داده‌ها در شش‌ماهه نخست سال ۱۴۰۴ از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته تا رسیدن به اشباع مضمونی با ۱۸ مدیر، کارشناس و کارکنان بانک مذکور گردآوری گردید. انتخاب مشارکت‌کنندگان به‌صورت هدفمند و تکمیلی با روش گلوله‌برفی صورت گرفت و تحلیل داده‌ها در نرم‌افزار MAXQDA 2020 انجام پذیرفت. به‌منظور ارتقای روایی و پایایی، بازبینی مشارکت‌کنندگان، مثلث‌سازی منابع و محاسبه ضریب کاپای کوهن (79/0) لحاظ شد. یافته‌ها نشان داد که پیشران‌های بازی‌وارسازی در قالب 8 مضمون اصلی و 56 مضمون فرعی شناسایی شدند که مضامین اصلی شامل: انگیزش و دلبستگی سازمانی به فرآیند بازی‌وارسازی؛ عدالت و شفافیت در فرآیندهای بازی‌وارسازی؛ طراحی و تطبیق محیط بازی با ساختار سازمانی؛ آموزش، توانمندسازی و فرهنگ‌سازی برای بازی‌وارسازی؛ مشارکت و تعاملات سازمانی؛ سازوکارهای پشتیبانی و مدیریت منابع؛ بهبود تجربه کارکنان و رضایت شغلی در بازی‌ها؛ پایداری و انسجام فرآیند بازی‌وارسازی است. نتایج بیانگر آن است که بازی‌وارسازی با طراحی نظام چندبعدی انگیزشی و شفاف، تعامل سازمانی و پشتیبانی ساختاری، رضایت شغلی و بهره‌وری کارکنان را ارتقا می‌دهد.

مقاله پژوهشی

نقشه راه ناب: رویکردی جدید در مدیریت آینده‌نگر

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 31 شهریور 1405

سید حسن کریمی، محمد یوسفی، مهرداد مومنی زاهد، محمد رضا عرب بافرانی

چکیده هدف: در محیط پیچیده، مبهم و با عدم قطعیت بالا، کلان‌پروژه‌های فناوری نیاز به ابزارها، روش‌ها و رویکردهای جدید و ترکیبی برای مدیریت بهینه و کارآمد دارند. ره‌نگاشت به عنوان یک ابزار راهبردی، کارآمد و آینده‌نگر در کنار تفکر ناب آخرین نسخه‌های مدیریتی به شدت روبه‌رشد در دنیا هستند؛ که کاربرد‌های روزافزون آن‌ها در حال تکمیل دانش این دو زمینه هستند. هدف این رساله طراحی مدل ره‌نگاشت یکپارچه ناب است؛ که در کلان‌پروژه‌های فناوری قابل بهره‌برداری است.
روش: روش انجام این تحقیق ترکیبی از روش‌های تحقیق توصیفی تحلیل محتوا و فراتحلیل است.
یافته‌ها: چارچوب مفهومی با تلفیق اصول تفکر ناب و ره‌نگاشت، امکان افزایش بهره‌وری و کاهش ریسک‌ها در پروژه‌ها را فراهم می‌کند. این چارچوب به مدیران امکان می‌دهد با کاهش تلفات و بهبود مستمر، منابع را بهینه تخصیص داده و به اهداف راهبردی دست یابند. مولفه‌های کلیدی چارچوب شامل آماده‌سازی، ارزش/ تمرکز بر کاربر نهایی، تدوین ره‌نگاشت یکپارچه، اعتباربخشی ره‌نگاشت، پیاده‌سازی ره‌نگاشت یکپارچه، پروژه پایلوت، مشارکت ذی‌نفعان، نگاش جریان ارزش، جریان پیوسته، سیستم کششی/ کشش تقاضا، حذف اتلاف، بهبود مستمر (کایزن)/ تکامل است.
نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش نشان می‌دهد که استفاده از این چارچوب می‌تواند به بهبود عملکرد کلان‌پروژه‌های فناوری، همسویی بهتر با اهداف سازمانی و مدیریت مؤثر منابع منجر شود. پیشنهاد می‌شود که در تحقیقات آتی، این چارچوب در صنایع مختلف مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد تا بهبودهای بیشتری در آن ایجاد شود.

مقاله پژوهشی

بررسی علل عدم انسجام خط‌مشی‌های محرومیت‌زدایی در ایران و ارائه راهکارهای انسجام‌بخشی به خط‌مشی‌های این حوزه

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 31 شهریور 1405

محمد مهدی نامدار جویباری، طیبه عباسی، علی اصغر پورعزت، هانیه احمدی

چکیده محرومیت به‌عنوان فقدان دسترسی به منابع برای تأمین نیازهای اساسی از چالش‌های پایدار جوامع معاصر است که با ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی گره خورده و عوامل ساختاری و محیطی گوناگونی در تداوم آن نقش دارند. در ایران باوجود تلاش‌های گسترده در حوزه‌ی محرومیت‌زدایی شواهد نشان می‌دهد که خط‌مشی‌ها از کارایی و اثربخشی مطلوب برخوردار نبوده‌اند. این پژوهش با هدف تحلیل انسجام خط‌مشی‌های محرومیت‌زدایی در ایران و ارائه‌ی راهکارهایی برای ارتقای آن در چارچوب خط‌مشی‌گذاری عمومی انجام شده است. پژوهش با رویکرد کیفی و با ترکیب دو راهبرد تحلیل محتوا و تحلیل مضمونی انجام گرفت. در بخش تحلیل محتوا، اسناد قانونی و سیاستی مرتبط از سال ۱۳۲۷ تا ۱۴۰۳ با استفاده از مدل بهارداج و چهار شاخص اصلی (تعدد نهادها، پوشش ابعاد محرومیت، تناقضات قانونی و همخوانی با اسناد بالادستی) بررسی شدند. در بخش تحلیل مضمونی، داده‌های حاصل از مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۵ نفر از خبرگان حوزه‌ی سیاست‌گذاری و محرومیت‌زدایی، بر اساس مدل براون و کلارک (۲۰۰۶) تحلیل گردید. یافته‌ها نشان می‌دهد که خط‌مشی‌های محرومیت‌زدایی در ایران از انسجام ساختاری و کارکردی کافی برخوردار نیستند و این نابسامانی در سه سطح افقی، عمودی و درونی قابل شناسایی است. بر اساس نتایج راهکارهایی چون تعیین متولی واحد، ایجاد بانک اطلاعاتی جامع، بازطراحی نظام توزیع منابع و تنقیح قوانین، به‌عنوان پیشنهادهای سیاستی ارائه شده‌اند. این پژوهش با تأکید بر ضرورت انسجام‌بخشی به خط‌مشی‌های محرومیت‌زدایی چارچوبی عملیاتی برای بهبود کیفیت سیاست‌گذاری و افزایش اثربخشی مداخلات دولتی در این حوزه فراهم می‌آورد.

مقاله پژوهشی

مدلسازی پیامدهای تجربه به یادماندنی دیجیتال گردشگری با نقش پیشایندی جذابیت مقصد: رویکردی آمیخته

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 31 شهریور 1405

الهام محمدی پور، مجید محمدشفیعی

چکیده هدف از این پژوهش، تدوین مدل پیامدهای تجربه به یادماندنی دیجیتال گردشگری در مقاصد منتخب گردشگری ایران از طریق جذابیت‌های مقصد است. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش آمیخته می‌باشد. در بخش کیفی جهت جمع‌آوری داده‌ها، از مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته استفاده شد. جامعه آماری این بخش از اساتید دانشگاهی، خبرگان و مدیران در صنعت گردشگری تشکیل شده است. نمونه‌گیری قضاوتی و در دسترس برای شناسایی خبرگان استفاده شد و حجم نمونه از طریق اشباع نظری 18 نفر تعیین گردید. نتایج بدست آمده از تحلیل تم و نرم افزار مکس کیودا1 منجر به شناسایی 135 کد شد که در 18 دسته طبقه بندی گردید. همچنین در بخش کمی، تعداد 420 عدد پرسشنامه بین گردشگرانی که از طریق بستر دیجیتال مقصد گردشگری را تجربه کردند، توزیع گردید و داده‌ها با استفاده از نرم افزار اسمارت پی ال اس2 و اس پس اس اس3 بررسی شد. نتایج پژوهش منجر به خلق چارچوبی برای پیامدهای تجربه به یادماندنی دیجیتال گردشگری شد. جذابیت مقصد از با اهمیت‌ترین پیشایندهای تجربه به یادماندنی دیجیتال گردشگری است که می‌تواند به برنامه‌ریزی گردشگری و توسعه سیاست‌های گردشگری کمک کند و پیامدهایی را برای گردشگر و مقصد به همراه داشته باشد.

مقاله پژوهشی

بهبود عملکرد تولید در صنعت نساجی با استفاده از هوش مصنوعی- مورد مطالعه: شرکت‌ ریسندگی گیلان

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 31 شهریور 1405

سعید ثناگو، علیرضا حسن زاده

چکیده هدف اصلی این تحقیق، «بهبود عملکرد تولید» در بخش ریسندگی و تولید نخ یک لا در صنعت نساجی با استفاده از هوش مصنوعی با انتخاب و بکارگیری یک الگوریتم بهینه یادگیری ماشینی می‌باشد. داده‌ها توسط الگوریتم‌های یادگیری ماشین برای بهبود عملکرد تولید با پایش و کنترل فرآیندهای مرتبط با تولید منسوجات(نخ در سیستم فاستونی) و در عین حال به حداقل رساندن توقفات، ضایعات و در نتیجه افزایش راندمان تولید مورد بررسی قرار ‌گرفت. نتایج حاصل نشان می‌دهد، مدل‌های یادگیری ماشینی می‌توانند با موفقیت معیارهای بهبود عملکرد تولید در صنعت نساجی را جهت کاهش میزان ضایعات و توقفات برنامه‌ریزی نشده، در نتیجه بهبود و افزایش راندمان تولید در مرحله تولید نخ یک لا در ماشین‌های ریسندگی رینگ در شرکت ریسندگی گیلان پیش‌بینی کنند. در این مطالعه، مدل «رگرسیون تقویت کننده دسته‌ای‌» از بهترین عملکرد برای تجزیه و تحلیل داده‌ها و پیش‌بینی برخودار می‌باشد. مزیت استفاده از این مدل نسبت به مدل‌های دیگر، کاهش احتمال بیش‌برازش، قابلیت پردازش داده‌های دسته‌ای(طبقه بندی شده) بدون نیاز به پیش‌پردازش زیاد، دقت بالا، سرعت پردازش سریع و زمان کمتر برای آموزش است. بر این اساس با استفاده از تکنیک SHAP، مشخص شد که مهم‌ترین عوامل موثر بر «عملکرد تولید» بر مبنای ارزش آنها در عملکرد تولید به ترتیب عبارت از نمره نخ، علت اصلی توقف، مقدار ضایعات، مدت توقفات و توضیح علت اصلی توقفات می‌باشند.

مقاله پژوهشی

معنای زیستة خطای مدیریتی در افق تاریخی-فرهنگی: پدیدارشناسی هرمنوتیک تجربة مدیران یک دانشگاه دولتی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 31 شهریور 1405

مصطفی هادوی نژاد، سید مهدی علی پور

چکیده این پژوهش با هدف فهم معنای زیسته خطای مدیریتی از منظر مدیران یک دانشگاه دولتی ایران انجام شده است. در حالی‌که ادبیات موجود عمدتاً خطا را به‌صورت متغیری کمی و در قالب طبقه‌بندی‌ها و پیشایندهای فردی، گروهی و سازمانی بررسی کرده است، چگونگی تجربه و معنادهی مدیران به خطا در بافت‌های تاریخی-فرهنگی خاص کمتر مطالعه شده است. با اتخاذ رویکرد کیفی و بهره‌گیری از پدیدارشناسی هرمنوتیک گادامر، مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافتة عمیقی با مدیران واحدهای مختلف دانشگاه ولی‌عصر انجام و داده‌ها از طریق دور هرمنوتیکی و تفسیر مضامین تحلیل شد. یافته‌ها نشان داد خطای مدیریتی در افق تاریخی-فرهنگی مشارکت‌کنندگان نه یک استثناء، بلکه جزئی عادی و ناگزیر از زندگی سازمانی است که در تقاطع ساختار انتصابی خویشاوندسالار، فرهنگ رودربایستی، ملاحظات رابطه‌ای و ضعف نظام‌های ارزیابی و مستندسازی شکل می‌گیرد. مدیران خطا را هم‌زمان تهدیدی برای آبرو و اعتماد و فرصتی بالقوه برای یادگیری می‌دانستند، اما این ظرفیت مثبت در غیاب فرهنگ مدیریت خطا عمدتاً در سطح تجربة فردی باقی می‌ماند و به سیاست‌ها و رویه‌های رسمی تبدیل نمی‌شود. این پژوهش نشان می‌دهد که معنای خطا در این بافت، محصول درهم‌آمیختگی افق‌های تفسیری مدیران با زمینه‌های فرهنگی و نهادی خاص دانشگاه مورد مطالعه است. بر این اساس، پیشنهادهایی برای اصلاح رویه‌های انتصاب، استقرار نظام‌های ارزیابی مبتنی بر شواهد و ایجاد بسترهای نهادی برای گفت‌وگو پیرامون خطا ارائه شده است.

مقاله مروری مدیریت منابع انسانی

طراحی چارچوب سیستم هوشمندی مهارتی در سازمان‌ها: رویکردی مبتنی بر مرور نظام‌مند

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 31 شهریور 1405

بابک بوترابی، بابک سهرابی، حمیدرضا یزدانی، ایمان رییسی وانانی

چکیده در سال‌های اخیر، همزمان با تغییرات بنیادین در ماهیت فضای کار در سطح بین‌المللی و داخلی و نیز ضرب‌آهنگ سریع تغییر در مهارت‌های کارکنان سازمان‌ها، مفهوم «هوشمندی مهارتی» به‌عنوان رویکردی داده‌محور و فناورانه در ادبیات علمی و کاربردهای سازمانی مطرح شده و ظهور یافته است. با این حال، مطالعات موجود عمدتاً به‌صورت پراکنده، جزیره‌ای و متمرکز بر جنبه‌های خاصی از مهارت، منابع انسانی یا فناوری انجام شده‌اند و همچنان این موضوع نوظهور فاقد یک چارچوب جامع، یکپارچه و سازمان‌محور است. هدف این پژوهش، ارائه یک چارچوب جامع برای سیستم‌های هوشمندی مهارتی در سازمان‌ها با به‌کارگیری روش پژوهش مرور نظام‌مند ادبیات است. بدین منظور، مطالعات علمی مرتبط با حوزه هوشمندی مهارتی، مدیریت مهارت، تحلیل مهارت‌ها و سیستم‌های مبتنی بر داده و هوش مصنوعی در حوزه مدیریت استعدادها به‌صورت نظام‌مند شناسایی، غربال‌گری و تحلیل شده‌اند. در گام تحلیل، مؤلفه‌های استخراج‌شده با رویکردی ساختارمند خوشه‌بندی شده و روابط مفهومی میان آن‌ها مورد بررسی قرار گرفته است.
یافته‌های پژوهش منجر به شناسایی مؤلفه‌های کلیدی سیستم‌های هوشمندی مهارتی و سازمان‌دهی آن‌ها در قالب یک معماری لایه‌ای مرجع پنج‌لایه شده است. همچنین چارچوب پیشنهادی این پژوهش می‌تواند به‌عنوان مبنایی نظری و عملی برای پژوهشگران و مدیران سازمان‌ها در طراحی، ارزیابی و توسعه سیستم‌های هوشمندی مهارتی مورد استفاده قرار گیرد.

مقاله پژوهشی

شناسایی موانع پیاده‌سازی حاکمیت شرکتی در شرکت‌های دولتی مبتنی بر مدل سه‌شاخگی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 31 شهریور 1405

حسین جمور

چکیده هدف این پژوهش، شناسایی موانع مؤثر بر پیاده‌سازی حاکمیت شرکتی در شرکت‌های دولتی ایران با بهره‌گیری از مدل سه‌شاخگی است. باتوجه‌به نقش راهبردی شرکت‌های دولتی در تحقق اهداف کلان اقتصادی و اجتماعی کشور و چالش‌های مستمر در زمینه شفافیت، پاسخ‌گویی و استقلال مدیریتی، ضرورت واکاوی دقیق عوامل بازدارنده در استقرار نظام‌های راهبری اثربخش اهمیت دوچندان یافته است. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و به روش تحلیل مضمون انجام شده است. در این راستا، ۱۵ نفر از خبرگان دانشگاهی و مدیران ارشد اجرایی شرکت‌های دولتی با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و با آنان مصاحبه نیمه‌ساختاریافته صورت گرفت. داده‌های حاصل از مصاحبه‌ها طی فرایند کدگذاری، تحلیل و در قالب مضامین پایه، سازمان‌دهنده و فراگیر طبقه‌بندی شد. یافته‌ها نشان داد که موانع استقرار حاکمیت شرکتی در سه دسته کلانِ عوامل زمینه‌ای (نظیر ضعف چارچوب‌های قانونی و نظارتی، مداخلات سیاسی، ناهماهنگی نهادی و محدودیت‌های محیط اقتصاد سیاسی)، عوامل محتوایی (شامل ناکارآمدی ارکان و کمیته‌های حاکمیت شرکتی، ضعف مدیریت ریسک و گزارشگری مالی)، و عوامل رفتاری (از جمله تعارض منافع، مقاومت در برابر تغییر، فرهنگ مدیریتی غیرتخصصی و بی‌ثباتی مدیریتی) قابل‌تبیین است. نتایج بیانگر آن است که تعامل این سه سطح، موجب شکل‌گیری چرخه‌ای از ناکارآمدی و کاهش اثربخشی نظام راهبری شرکت‌های دولتی شده و اصلاح آن‌ها نیازمند رویکردی یکپارچه و میان‌بخشی است. پژوهش حاضر ضمن ارائه تصویری بومی از موانع پیاده‌سازی حاکمیت شرکتی، می‌تواند مبنایی برای سیاست‌گذاری، طراحی آیین‌نامه‌ها و بازنگری در سازوکارهای نظارتی این شرکت‌ها باشد.

مقاله پژوهشی مدیریت منابع انسانی

طراحی و اعتبارسنجی مدل مدیریت راهبردی توسعه منابع انسانی در صنایع هوایی ایران

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 31 شهریور 1405

بهنام کریمی، علیرضا فاضلی

چکیده این پژوهش با هدف طراحی و اعتبارسنجی مدل مدیریت راهبردی توسعه منابع انسانی متناسب با الزامات صنایع هوایی ایران انجام شد. پژوهش از نظر هدف، کاربردی‌توسعه‌ای و از نظر روش، آمیخته اکتشافی‌اعتبارسنجی بود. راهبردهای اولیه با مرور هدفمند ادبیات و تحلیل مسائل انسانی، فناورانه و ایمنی صنعت استخراج و با مشارکت ۶۰ مدیر، کارشناس ارشد و متخصص پالایش شد. سپس ۱۵ خبره، جامعیت، منطق روابط و قابلیت اجرای مدل را با پرسشنامه ۹ ‌گویه‌ای و پاسخ‌های باز ارزیابی کردند و مدل تکوینی با مدل‌سازی معادلات ساختاری حداقل مربعات جزئی آزمون شد. میانگین ارزیابی جامعیت، ساختار و روابط، قابلیت اجرا و ارزیابی کل، به‌ترتیب ۴٫۶۵، ۴٫۴۰، ۴٫۲۰ و ۴٫۴۲ از ۵ بود. روایی همگرا ۰٫۷۸ و دامنه عامل تورم واریانس ۱٫۸۵ تا ۲٫۹۵ به‌دست آمد؛ همه وزن‌های تکوینی نیز در سطح اطمینان ۹۵ درصد معنادار بودند. ضریب تعیین ۰٫۶۸ و ریشه میانگین مربعات باقیمانده استانداردشده ۰٫۰۷۲ گزارش شد. توسعه مهارت‌های دیجیتال و بومی‌سازی فناوری بیشترین وزن نسبی را داشتند، اما آزمون تقریبی والد تفاوت معناداری میان وزن‌ها نشان نداد؛ ازاین‌رو رتبه‌بندی مؤلفه‌ها باید با احتیاط تفسیر شود. مدل نهایی، ده راهبرد را در سه سطح محرک‌های بنیادین، توانمندسازها و پیامدهای راهبردی سازمان‌دهی می‌کند و مبنایی اجرایی برای توسعه شایستگی، نگهداشت نیروهای کلیدی، کاهش فرسودگی و تقویت ظرفیت فناورانه فراهم می‌کند.

مقاله پژوهشی

تبیین پویایی‌های تاب‌آوری عملیاتی اکوسیستم بانکداری دیجیتال در چهارچوب اقتصاد چرخشی با تأکید بر ریسک های سایبری

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 31 شهریور 1405

امیراحسان زاهدی

چکیده پژوهش حاضر تلاش نموده ضمن شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر تاب‌آوری عملیاتی اکوسیستم بانکداری ایران، روابط متقابل میان این عوامل را تحلیل نموده و الگویی نظام‌مند برای ارتقاء تاب‌آوری بانک‌ها در مواجهه با ریسک‌های سایبری ارائه دهد. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، آمیخته (کیفی-کمی) است. در بخش کیفی، داده‌های حاصل از مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با استفاده از تحلیل مضمون تحلیل و با ابزار MAXQDA کدگذاری شد. در بخش کمی، روابط علّی میان عوامل شناسایی‌شده با استفاده از رویکرد نگاشت شناختی فازی (Fuzzy Cognitive Mapping) تحلیل و با ابزار Mental Modeler مدل‌سازی گردید. جامعه آماری پژوهش شامل خبرگان بانکداری دیجیتال بود و نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند و قضاوتی انجام شد و تا رسیدن به اشباع نظری با 20 نفر مصاحبه گردید. نتایج پژوهش حاضر نشان داد تاب‌آوری عملیاتی اکوسیستم بانکداری ایران تابع تعامل پیچیده عوامل فناورانه، مدیریتی، انسانی، نهادی و سایبری است. در این میان، تاب‌آوری سایبری، زیرساخت فناوری اطلاعات، مدیریت بحران و چابکی سازمانی مهم‌ترین نقش را در حفظ پایداری و تداوم عملیات بانکی ایفا می‌کنند. همچنین پژوهش نشان داد اقتصاد چرخشی دیجیتال می‌تواند از طریق افزایش پایداری زیرساخت‌ها، بهینه‌سازی مصرف منابع و ارتقاء انعطاف‌پذیری سیستم‌ها، نقش مهمی در ارتقاء تاب‌آوری عملیاتی داشته باشد. از سوی دیگر، یافته‌ها بیانگر آن است که تاب‌آوری عملیاتی صرفاً مسئله‌ای فناورانه نیست، بلکه ابعاد انسانی، مدیریتی و نهادی نیز در آن نقش اساسی دارند. بنابراین، رویکردهای تک‌بُعدی برای مدیریت ریسک سایبری و تاب‌آوری بانکی نمی‌توانند پاسخگوی پیچیدگی‌های اکوسیستم بانکداری دیجیتال باشند.

مقاله پژوهشی

مدلسازی الگوی پیدایش پدیده کنشگری مصرف‌کنندگان خرید آنلاین

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 31 شهریور 1405

الهام نوری، سعید میر

چکیده با تغییرات اخیر در رفتار مصرف‌کنندگان و پیشرفت فناوری‌های ارتباطی، مفهوم کنشگری مصرف‌کننده شکل گرفته است، مفهومی که نشان می‌دهد مصرف‌کنندگان امروز نقش فعالی در بازار دارند، می‌توانند تصمیمات خرید و سیاست‌های برندها را تحت تأثیر قرار دهند و به‌عنوان بازیگر مؤثری در محیط مصرف عمل کنند. پژوهش حاضر بر اساس رویکرد آمیخته طراحی شده و از ترکیب روش‌های کیفی و کمی بهره می‌برد. این مطالعه در چارچوب پارادایم قیاسی–استقرایی قرار دارد و از نظر هدف، کاربردی و در زمره پژوهش‌های اکتشافی محسوب می‌شود. جامعه آماری پژوهش شامل مصرف‌کنندگان دیجی‌کالا در شهر خرم‌آباد می‌باشد. نمونه‌گیری به روش تصادفی انجام شد و بر اساس اصل اشباع نظری، تعداد ۲۰ نفر از این افراد به‌عنوان اعضای نمونه انتخاب شدند. برای تحلیل داده‌ها در بخش کیفی، روش تحلیل محتوا و کدگذاری با استفاده از نرم‌افزار Maxqda کار گرفته شد. در بخش کمی، تحلیل داده‌ها با استفاده از روش مدل‌سازی ساختاری–تفسیری کل فازی و با کمک نرم‌افزار Matlab انجام شد. نتیجه‌گیری کلی این پژوهش نشان می‌دهد که کنشگری مصرف‌کنندگان در خرید آنلاین یک پدیده چندبعدی و تعاملی است که تحت تأثیر ترکیبی از عوامل فردی، اجتماعی، اقتصادی و فناوری شکل می‌گیرد. مصرف‌کنندگان فعال، با جستجوی اطلاعات، تصمیم‌گیری هوشمندانه و مشارکت اجتماعی، نه تنها بر رفتار خرید خود کنترل دارند، بلکه بر رفتار دیگران و بازار نیز تأثیر می‌گذارند. این یافته‌ها اهمیت طراحی پلتفرم‌های کاربرپسند، شفافیت اطلاعات محصول، سیاست‌های حمایتی فروشگاه‌ها و آموزش مصرف‌کنندگان برای استفاده هوشمندانه از خرید آنلاین را برجسته می‌کند.

مقاله پژوهشی مدیریت استراتژیک

دسته‌بندی کسب‌وکارها به‌منظور ارائه راهکارهای مدیریتی و سیاستی برای تاب‌آوری اقتصادی در شرایط بحران ناشی از جنگ

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 31 شهریور 1405

هادی محضرنیا، منیژه طبیبی، معین سلیمانی، آزاده محمدی زلانی

چکیده این پژوهش به تحلیل آثار ناهمگون بحران ناشی از حمله نظامی به ایران در اسفندماه سال ۱۴۰۴ بر فعالیت‌های اقتصادی بنگاه‌ها می‌پردازد. هدف پژوهش، طبقه‌بندی کسب‌وکارها بر پایه دو بُعد «ضرورت کالا/خدمت از نگاه مصرف‌کننده در شرایط بحران» و «ریسک عملیاتی و آسیب‌پذیری زنجیره تأمین» و ارائه راهکارهای مدیریتی و سیاستی متناسب با هر وضعیت است. پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر طراحی، مطالعه‌ای چندمرحله‌ای با رویکرد غالب کیفی و یک مرحله پیمایش توصیفی است. داده‌ها از طریق پرسشنامه ساختاریافته و مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با مشارکت‌کنندگان دارای تجربه و تخصص مرتبط گردآوری شد. یافته‌ها نشان داد از دیدگاه مشارکت‌کنندگان، بنگاه‌های عرضه‌کننده کالاها و خدمات ضروری که وابستگی کمتری به زنجیره‌های تأمین پیچیده دارند، از وضعیت مساعدتری برای تداوم فعالیت برخوردارند؛ در مقابل، بنگاه‌های مواجه با افت تقاضا، اختلال در حمل‌ونقل و ناپایداری زیرساختی، آسیب‌پذیری عملیاتی بیشتری دارند. بر مبنای این طبقه‌بندی، راهبردهای مدیریتی در چهار ناحیه و در قالب سه منطق تفسیری «تطبیق‌پذیری پویا»، «غیرمتمرکزسازی خطر» و «سرمایه اجتماعی» تنظیم شد و پیشنهادهای سیاستی متناسب با تداوم عملیات، تطبیق بازار و پیشگیری از توقف فعالیت ارائه گردید. چارچوب پیشنهادی می‌تواند به سیاست‌گذاران در هدفمندتر کردن حمایت‌ها و به مدیران در انتخاب راهبردهای سازگاری و کاهش آسیب‌پذیری عملیاتی کمک کند.

سیر تطور دانش مدیریت منابع انسانی در ایران

دوره 24، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 156-175

محمد شهاب شیبانی فر، عباسعلی رستگار، سید مهدی الوانی، حسین دامغانیان، حسن دانایی فرد

چکیده پرداختن به مدیریت و مدیریت منابع انسانی به‌صورت علمی در ایران عمری کمتر از یک قرن دارد. این تحقیق، سیر تطور «دانش مدیریت منابع انسانی» در ایران را به کمک استراتژی پژوهش کیفی نظریه داده بنیاد موردمطالعه قرار داده است. داده‌های تحقیق از مصاحبه‌هایی که با جمعی از اساتید پیشکسوت دانش مدیریت در ایران انجام شده است، به دست آمده که با داده‌های گردآوری شده از منابع مکتوب تکمیل شده‌اند. در گام بعدی با استفاده از کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری گزینشی داده‌های منابع شفاهی و مکتوب تحقیق تحلیل گردیده‌اند. درنهایت، نظریه‌ای مبتنی بر مدل سیستماتیک نظریه داده بنیاد اشتراوس و کوربین تطور دانش مدیریت منابع انسانی در ایران را در 4 دوره‌ی تاریخی «دوره تکوین»، «دوره شکوفایی»، «دوره فترت» و «دوره بازآفرینیِ» منابع انسانی دسته‌بندی کرده است.

شناسایی و تبیین عوامل مؤثر بر پایداری پیمان های استراتژیک با استفاده از رویکرد مرور نظام‌مند

دوره 27، شماره 1، بهار 1402، صفحه 144-173

سلمان عیوضی نژاد، بهمن حاجی پور، نبی الله دهقان

چکیده پیمان می‌تواند یک شیوه کاملاً مؤثر برای دستیابی به فرصت‌های استراتژیک جدید باشد اما علی‌رغم این موضوع، درصد بالایی از پیمان‌های استراتژیک با شکست مواجه شده و به نتیجه ختم نمی‌شوند. از این رو پژوهش حاضر به دنبال شناسایی عوامل مؤثر بر پایداری و ثبات پیمان‌های استراتژیک با استفاده از مرور نظام‌مند بوده است. موارد مورد بررسی در این پژوهش کلیه مقالات پذیرفته‌شده در پایگاه‌های معتبر بودند که بعد از انجام فیلترینگ در چند مرحله تعداد 44 مقاله برای ارزیابی و تحلیل نهایی مورد بررسی قرار گرفتند. در فرایند کدگذاری بر اساس مقالات گزینش شده و نهایی تعداد 30 مضمون فرعی در غالب سه مضمون اصلی تقسیم‌بندی شدند که عبارت‌اند از : تیم مدیریت ارشد، ساختار و کسب‌وکار. در بخش تیم مدیریت ارشد ، قابلیت استراتژیک رهبران، تعهد تیم مدیریت ارشد ، هماهنگی بین مدیران ارشد پیمان‌ها، داشتن تخصص‌های میان‌رشته‌ای، داشتن تجربه قبلی در فضای همکاری بین شرکتی شناسایی شدند. در بخش ساختار هم فرایند مدیریت پیمان‌ها، بازخورد عملکرد مداوم و کوتاه‌مدت، شفافیت خروجی داده، تعداد شریک پیمان‌ها، منابع مکمل، اهداف متمایز، داشتن چشم‌انداز بین‌المللی، خروجی‌های ناملموس، قابلیت‌های یادگیری متقارن،تقسیم‌کار روشن،شکل حکمرانی، نوع قرارداد، سیستم پاداش‌دهی،جهت‌گیری پیمان، نوع مبادله شناسایی شدند؛ برای بخش کسب‌وکار هم فاصله فرهنگی، رشد بازار، شهرت شریک،اندازه شرکا، تجربه شرکا، قلمرو پیمان، نوع فعالیت شرکا،جریان نقدینگی هر یک از شرکا منحصربه‌فرد بودن نوع مبادله، انتخاب درست شریک کلیدی گزینش شدند. نهایتاً هم بر اساس تناسب 5 گانه شناسایی‌شده (فرهنگی، استراتژیک، عملیاتی، سازمانی و افراد)در هر یک از سطوح پایداری می‌توان آن را به‌صورت قابل‌توجه‌ای افزایش داد.

همکاری بانک و فین‌تک: مروری نظام‌مند بر ادبیات علمی

دوره 23، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 130-172

رضا پاینده، میثم شهبازی، منوچهر منطقی، تورج کریمی

چکیده صنعت بانکداری جهانی، متأثر از فناوری‌های جدید و تغییر در رفتار مشتریان، ناگزیر از تحولات اساسی در طول تاریخ خود شده است. هم‌زمان که بانک‌ها مشغول تحولات و چالش نوآوری در فرایندهای خود هستند، شرکت‌های فین‌تک با بهره‌مندی از قابلیت‌های دیجیتال، خدمات نوآورانه و مشتری‌مدارانه عرضه می‌کنند. در دنیای کسب‌وکار، همکاری میان این دو نهاد، به شکل‌های گوناگونی انجام شده است. این موضوع، توجهات جامعه دانشگاهی را نیز به خود جلب کرده و مقالات و کتبی در این زمینه نگارش شده است. هدف مقاله حاضر، مرور این مقالات علمی و سؤال اصلی مقاله از این قرار است: ادبیات علمی چه دستاوردهایی در زمینه همکاری بانک و فین‌تک داشته است؟ برای پاسخ به این سؤال از روش مرور نظام‌مند بر ادبیات (منطبق بر بازبینه پریزما) استفاده شده و ضرورت، سیر تطور، چالش‌ها، پیشران‌ها، منافع، موانع و انواع همکاری بانک و فین‌تک در مقالات علمی بررسی شده است. مهمترین دستاوردهای علمی مقالات ذیل هر کدام از سؤالات فرعی مقاله بررسی شده و در نهایت، پس از بررسی انواع همکاری بانک و فین‌تک در ادبیات علمی، الگوریتم همکاری بانک و فین‌تک ارائه شده است. در پایان، خلاءهای پژوهش‌های پیشین و پیشنهادهایی برای پژوهش آینده بیان شده است.

سنجش زنجیره تامین دیجیتال در صنایع تولیدی (مورد مطالعه: صنعت کالای خواب)

دوره 26، شماره 1، بهار 1401، صفحه 139-163

پژواک مهدیپور، عبدالحمید صفایی قادیکلایی، حمیدرضا فلاح لاجیمی، حسنعلی آقاجانی

چکیده یکی از مهم‌ترین چالش‌هایی که اغلب سازمان‌های امروزی دائما با آن مواجه هستند برنامه‌ریزی برای توسعه و بهبود فرایندها و عملیات مبتنی بر پذیرش فناوری‌های نوین، بویژه دیجیتال، جهت واکنش به الزامات بازارها و محیط‌های رقابتی است. بنابراین، تحقیق حاضر با استفاده از روش تحقیق ترکیبی (کیفی و کمی) کاربردهای فناوری‌های دیجیتال را از لحاظ احتیاجات فنی و عملکردهای تجاری در شبکه‌ زنجیره تامین صنعت کالای خواب مورد بررسی قرار می‌دهد. روش کار به صورت توسعه یک ابزار سنجش کارآمد برای ارزیابی مشخصات دیجیتالی‌سازی و اتوماسیون جهت مدیریت یکپارچه عملیات و جریانات زنجیره‌های تامین صنایع تولیدی و اعتبارسنجی آن به کمک رویکرد تصمیم‌گیری چندمعیاره دنپ (ای‌ان‌پی مبتنی بر دیمتل) خواهد بود؛ که به عنوان سهم دانش‌افزایی تحقیق قلمداد می‌گردد. لذا، در گام نخست فهرست عوامل تاثیرگذار در قالب 6 حوزه‌ فرایندی و مجموعا 22 شاخصه مرتبط به کمک مطالعه کتابخانه‌ای و روش دلفی تعیین شد. سپس، با استفاده از تکنیک دنپ اوزان اهمیت و روابط میان عوامل مورد ارزیابی قرار گرفت. بر اساس نتایج حاصله، حوزه فرایندی مدیریت موجودی و انبار با کسب بالاترین وزن اهمیت به عنوان بحرانی‌ترین عامل مورد توجه قرار دارد. از طرفی، حوزه‌های فرایندی منبع‌یابی و خرید و مدیریت تجاری به عنوان اثرگذارترین عوامل در بهبود حوزه‌های بحرانی شناسایی شدند.

ارائه چارچوب مفهومی مدیریت ارتباط با مشتری در بانکداری‌الکترونیک با تأکید بر بکارگیری ابزارهای هوش‌تجاری (مورد مطالعه : بانک سپه و بانکهای ادغامی)

دوره 26، شماره 1، بهار 1401، صفحه 246-271

سید محمدرضا وکیل، کاوه تیمورنژاد، محمدرضا معتدل، محمود محمدی

چکیده مدیریت ارتباط با مشتری زمینه‌ی برقراری ارتباط بهینه، وفاداری و حفظ مشتریان را فراهم می‌سازد. این امر مستلزم طراحی استراتژی‌های مبتنی بر مشتری، اجرا و به‌کارگیری مناسب فناوری، توانمند‌سازی کارکنان و افزایش سطح دانش مشتریان است. با ‌توجه به پیشرفت‌های بانکداری الکترونیک و کاهش نقاط تماس حضوری، استفاده از ابزارهای هوش‌تجاری جهت استفاده مؤثر از حجم انبوه اطلاعات مشتریان نیز ضروری به نظر می‌رسد. هدف پژوهش ارائه چارچوب مفهومی مدیریت ارتباط با مشتری در بانکداری الکترونیک با به‌کارگیری ابزارهای هوش‌تجاری در بانک سپه و بانک‌های ادغامی است. به این منظور پژوهشی کیفی صورت پذیرفته و ابتدا با بررسی مطالعات، چارچوب اولیه شناسایی و برای توسعه آن در بانکداری الکترونیک از تحلیل مضمون استفاده گردیده است. جامعه پژوهش 7 نفر از خبرگان موردمطالعه بوده و از مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته به‌منظور جمع‌آوری داده‌ها و از مقبولیت و قابلیت تأیید برای سنجش اعتبار نتایج استفاده‌ شده است. پس از تجزیه‌وتحلیل داده‌ها، چارچوب مدیریت ارتباط با مشتری در بانکداری الکترونیک در 6 بعد، 16 مؤلفه و 35 شاخص طبقه‌بندی گردیده که ابعاد اصلی آن را جلب‌توجه و اکتساب مشتری، شناسایی مشتری، مجذوب نمودن مشتری، توسعه ارتباط با مشتری، نگهداری مشتری و بازنگری ارتباط با مشتری تشکیل می‌دهد.

تحلیل نقش و جایگاه ذی‌نفعان اکوسیستم هوش‌مصنوعی در صنعت خودروسازی ایران

دوره 28، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 136-167

مجید درویش، سید حمید خداداد حسینی، فرشته منصوری موید، غلامرضا گودرزی

چکیده صنعت خودروسازی، به‌عنوان خط مقدم انقلاب فناورانه، با ادغام فناوری هوش مصنوعی (AI) در حال تحول عمیقی است. هوش مصنوعی و کاربست آن در این صنعت تبدیل به یک اکوسیستم فناوری پیچیده‌ای شده است که ذی‌نفعان زیادی را در برمی‌گیرد. هدف این پژوهش شناسایی و تحلیل جایگاه و نقش ذی‌نفعان اکوسیستم هوش مصنوعی در صنعت خودروسازی در ایران است. بدین منظور، فهرستی از ذی‌نفعان اکوسیستم هوش مصنوعی در گام اول تهیه شد. در گام بعدی، جایگاه و نقش ذی‌نفعان تحلیل گردید. برای جمع‌آوری داده‌ها درمورد جایگاه ذی‌نفعان از ماتریس علاقه - قدرت استفاده شد که در طی آن پرسش‌نامه‌ای با 48 گویه طراحی و توسط ۳۶ متخصص و کارشناس تکمیل گردید. بر اساس یافته‌ها، ذی‌نفعان این اکوسیستم در دو سطح کلان و خرد دسته‌بندی و با استفاده از ماتریس علاقه - قدرت در چهار گروه طبقه‌بندی شده‌اند: ذی‌نفعان کلیدی (باعلاقه و قدرت بالا)، ذی‌نفعان زمینه‌ساز (باقدرت بالا و علاقه کم)، ذی‌نفعان تابع ( با قدرت کم و علاقه بالا) و ذی‌نفعان عوام ( باقدرت و علاقه پایین). نتایج نشان می‌دهد که نهادهای دولتی، مراکز تحقیقاتی، و خودروسازان در زمره ذی‌نفعان کلیدی قرار دارند، درحالی‌که نهادهای مالی و برخی تأمین‌کنندگان در گروه زمینه‌سازها جای می‌گیرند. کاربران نهایی، از جمله مصرف‌کنندگان و رانندگان، به‌عنوان ذی‌نفعان تابع محسوب می‌شوند، درحالی‌که رسانه‌ها و برخی سازمان‌های نظارتی در دسته عوام قرار دارند. این طبقه‌بندی می‌تواند به سیاست‌گذاران و صنعتگران در بهینه‌سازی تعاملات و توسعه پایدار اکوسیستم هوش مصنوعی در صنعت خودروسازی کمک کند.

پویایی اطلاعات حسابداری در ارزشگذاری سهام: تحلیلی براساس صنعت

دوره 21، شماره 1، بهار 1396، صفحه 29-63

محمد امری اسرمی، محمدعلی آقایی

چکیده گروه‌های صنعتی، تعاملات درون‌‌گروهی و برون‌گروهی دارند. در این مطالعه برای بررسی پویایی خطی اطلاعات، از دوازده گروه صنعتی شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران استفاده شد. از دو معیار اندازه‌گیری محافظه‌کاری شامل معیار «نسبت جمع قیمت به جمع ارزش دفتری سهام» و «نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری» استفاده شده است. برای اصلاح آثار عوامل خاص در صنعت، این نسبت روند‌زدایی شد و همچنین جهت کنترل آثار هر صنعت، تورم و عوامل مؤثر بر شاخص‌های صنایع مختلف در دوره‌های زمانی مورد مطالعه از دو معیار- میانگین سالیانه تفاضل ارزش بازار و ارزش دفتری و شاخص هر صنعت- استفاده شد. نتایج تحلیل صنعت نشان می‌دهد که معیار «نسبت جمع قیمت به جمع ارزش دفتری» دارای همبستگی قوی می‌باشد و در نقطه مقابل با به‌کارگیری میانگین نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری روند‌زدایی شده نتایج همبستگی قوی‌تر می‌شود. درنهایت استانداردکردن متغیرها براساس شاخص هر صنعت در مقایسه با استاندارد کردن براساس میانگین سالیانه تفاضل ارزش بازار و ارزش دفتری منجر به نتایج قوی‌تری در ضرایب مدل‌های ارزش‌گذاری براساس صنعت می‌شود. بنابراین برای ارزیابی و تحلیل پویایی خطی اطلاعات در گروه‌های صنعتی به همراه گنجاندن عوامل محیطی همچون، سیاست‌های محافظه‌کاری در حسابداری، نوع صنعت، شاخص‌های بازار بورس، نرخ هزینه سرمایه، نرخ تورم، سیاست‌های توزیع سود نقدی، ارزش دفتری و قیمت‌های گذشته و حال اوراق بهادار می‌توان مدل‌های ارزش‌گذاری مبتنی بر سود باقیمانده را به کار رفت.

ابر واژگان

نشریات مرتبط