<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهش های مدیریت در ایران</title>
    <link>https://mri.modares.ac.ir/</link>
    <description>پژوهش های مدیریت در ایران</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Jun 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>راهبردهای کنشگرانه مدیران در فرآیند سازگاری با پست سازمانی جدید: مطالعه‌ای پدیدارشناسانه در سازمان‌های دولتی</title>
      <link>https://mri.modares.ac.ir/article_28890.html</link>
      <description>انتصاب مدیران به پست‌های جدید در سازمان‌های دولتی ایران، به دلیل بوروکراسی پیچیده، تغییرات سیاسی مکرر و انتظارات گوناگون ذی‌نفعان، همواره با چالش‌های متعددی همراه است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی تجربه زیسته مدیران ارشد تازه‌وارد و شناسایی راهبردهای کنشگرانه آنان برای سازگاری مؤثر با موقعیت شغلی جدید، با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی تفسیری انجام گردید. مشارکت‌کنندگان، ۱۹ مدیر ارشد ادارات کل دولتی شهر مشهد بودند که با نمونه‌گیری هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته عمیق در فاصله مرداد تا آبان ۱۴۰۲ گردآوری و با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA کدگذاری و تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد که سازگاری موفق مدیران تازه‌وارد، فرایندی کاملاً خودآغاز و کنشگرانه است. تحلیل داده‌ها منجر به استخراج 7 مضمون اصلی شامل (۱) ارزیابی و تحلیل محیط سازمانی، (۲) ارتباطات و تعاملات سازمانی، (۳) برنامه‌ریزی و اجرای استراتژی‌ها، (۴) توسعه فردی و سازمانی، (۵) مدیریت چالش‌ها و ریسک‌ها، (۶) بهبود عملکرد و بهره‌وری، و (۷) توسعه ارتباطات بیرونی و بین‌سازمانی و 21 مضمون فرعی گردید. از آنجا که راهبردهای کنشگرانه مدیران تازه‌وارد، کلید موفقیت در فرایند سازگاری سازمانی در بافت دولتی است، به مدیران این امکان را می‌دهند که ابهام نقش را کاهش دهند، مشروعیت اجتماعی کسب کنند، مقاومت‌های درونی را مدیریت نمایند و تغییرات سازنده را در ساختار بوروکراتیک دولتی پیاده‌سازی کنند. یافته های این مطالعه، جامعه‌پذیری سازمانی را از چارچوب منفعلانه به‌سوی عاملیت کنشگرانه گسترش می‌دهد و الگویی بومی برای طراحی برنامه‌های آموزشی مدیران، سیاست‌های انتقال نقش و توانمندسازی رهبری در بخش عمومی ارائه می‌نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی عوامل موثر بر اجرای خط‌مشی‌های توسعه پایدار بر مبنای موفقیت‌های جزئی در ایران</title>
      <link>https://mri.modares.ac.ir/article_29319.html</link>
      <description>هدف این پژوهش شناسایی عوامل موثر بر اجرای خط مشی های توسعه پایدار بر مبنای موفقیت های جزئی در ایران است؛ روش برحسب هدف، کاربردی و براساس ماهیت، توصیفی- پیمایشی است. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با استفاده از روش داده بنیاد صورت گرفته است. ابزار گردآوری داده&amp;amp;rlm;ها مصاحبه بود که پرسش&amp;amp;rlm;های آن با مطالعه ادبیات موضوع تهیه و سپس با استفاده از با رویکرد ظاهر شونده(گلیزری) کدگذاری شد. مشارکت کنندگان این پژوهش شامل متخصصان و خبرگان تاثیرگذار در اجرای خط مشی بودند که نمونه گیری به صورت هدفمند و نظری و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه پیدا کرد. نتایج نشان داد که عوامل مختلفی در اجرای خط مشی های توسعه پایدار اثرگذار هستند. اما با توجه به مفهوم جدید موفقیت های جزئی و مفهوم توسعه پایدار 36 عامل شناسایی شدند که با توجه به کدگذاری های صورت گرفته به دو عامل اصلی عوامل پیش برنده و عوامل بازدارنده تقسیم شدند. یافته‌های پژوهش نشان داد که دو عامل اصلی شناسایی‌شده، هر یک شامل شش عامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، استراتژیک، زیست‌محیطی و سازمانی هستند که در مجموع ۱۸ زیرعامل را در بر می‌گیرند. نتایج تحلیل بیانگر آن است که این عوامل، مؤلفه‌های کلیدی مؤثر بر توسعه پایدار را تشکیل می‌دهند و در چارچوب الگوی پژوهش، به‌عنوان ابعاد اصلی تدوین خط‌مشی‌های توسعه پایدار شناسایی شدند. همچنین، یافته‌ها نشان می‌دهد که این عوامل می‌توانند مبنایی برای تحلیل و تدوین خط‌مشی‌های توسعه پایدار، به‌ویژه در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران، فراهم آورند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی پیشران های بکارگیری بازی وارسازی در مدیریت منابع انسانی بانک تجارت شهرستان بیرجند</title>
      <link>https://mri.modares.ac.ir/article_29320.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل پیشران‌های مؤثر بر به‌کارگیری بازی‌وارسازی در مدیریت منابع انسانی بانک تجارت شهرستان بیرجند انجام گرفت. این مطالعه به شیوه کیفی و بر پایه تحلیل مضمون براساس چارچوب براون و کلارک (2006) اجرا شد. داده‌ها در شش‌ماهه نخست سال ۱۴۰۴ از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته تا رسیدن به اشباع مضمونی با ۱۸ مدیر، کارشناس و کارکنان بانک مذکور گردآوری گردید. انتخاب مشارکت‌کنندگان به‌صورت هدفمند و تکمیلی با روش گلوله‌برفی صورت گرفت و تحلیل داده‌ها در نرم‌افزار MAXQDA 2020 انجام پذیرفت. به‌منظور ارتقای روایی و پایایی، بازبینی مشارکت‌کنندگان، مثلث‌سازی منابع و محاسبه ضریب کاپای کوهن (79/0) لحاظ شد. یافته‌ها نشان داد که پیشران‌های بازی‌وارسازی در قالب 8 مضمون اصلی و 56 مضمون فرعی شناسایی شدند که مضامین اصلی شامل: انگیزش و دلبستگی سازمانی به فرآیند بازی‌وارسازی؛ عدالت و شفافیت در فرآیندهای بازی‌وارسازی؛ طراحی و تطبیق محیط بازی با ساختار سازمانی؛ آموزش، توانمندسازی و فرهنگ‌سازی برای بازی‌وارسازی؛ مشارکت و تعاملات سازمانی؛ سازوکارهای پشتیبانی و مدیریت منابع؛ بهبود تجربه کارکنان و رضایت شغلی در بازی‌ها؛ پایداری و انسجام فرآیند بازی‌وارسازی است. نتایج بیانگر آن است که بازی‌وارسازی با طراحی نظام چندبعدی انگیزشی و شفاف، تعامل سازمانی و پشتیبانی ساختاری، رضایت شغلی و بهره‌وری کارکنان را ارتقا می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقشه راه ناب: رویکردی جدید در مدیریت آینده‌نگر</title>
      <link>https://mri.modares.ac.ir/article_29321.html</link>
      <description>مدیریت در محیط با پیچیدگی، ابهام و عدم قطعیت بالای امروز نیازمند اتخاذ رویکردهای ترکیبی است؛ که در این پژوهش، به بررسی ره‌نگاشت ناب در مدیریت پروژه‌های کلان فناوری، پرداخته می‌شود. روش انجام این تحقیق ترکیبی از روش‌های تحقیق توصیفی تحلیل محتوا و فراتحلیل است. چارچوب مفهومی با تلفیق اصول تفکر ناب و ره‌نگاشت، امکان افزایش بهره‌وری و کاهش اتلاف در پروژه‌ها را فراهم می‌کند. این چارچوب به مدیران امکان می‌دهد با کاهش تلفات و بهبود مستمر، منابع را بهینه تخصیص داده و به اهداف راهبردی دست یابند. مولفه‌های کلیدی چارچوب شامل آماده‌سازی، ارزش، تدوین ره‌نگاشت یکپارچه، اعتباربخشی ره‌نگاشت، پیاده‌سازی ره‌نگاشت یکپارچه، پروژه پایلوت، مشارکت ذی‌نفعان، نگاشت جریان ارزش، جریان پیوسته، سیستم کششی، حذف اتلاف و بهبود مستمر (کایزن) است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که استفاده از این چارچوب می‌تواند به بهبود عملکرد کلان‌پروژه‌های فناوری، همسویی بهتر با اهداف سازمانی و مدیریت مؤثر منابع منجر شود. پیشنهاد می‌شود که در تحقیقات آتی، این چارچوب در سطوح مختلف محصول، سازمان، صنعت، بین صنعتی، محلی، منطقه‌ای، ملی و بین‌المللی مورد بررسی و آزمون قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی جایگاه مفهوم ایدئولوژی در مطالعات مدیریت و سازمان؛ مروری دامنه‌ای</title>
      <link>https://mri.modares.ac.ir/article_29317.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف تبیین جایگاه مفهومی ایدئولوژی در مطالعات مدیریت و سازمان، به تحلیل نظام‌مند تحولات نظری، جغرافیایی و تطور زمانی مرتبط با این مفهوم از سال ۱۹۶۱ الی ۲۰۲۴ پرداخته است. با تکیه بر روش مرور دامنه‌ای و تحلیل محتوای کیفی 111 سند علمی شامل مقالات، کتاب‌ها و پایان‌نامه‌ها، گونه‌شناسی نُه‌گانه‌ای از رویکردهای غالب مطالعاتی نسبت به ایدئولوژی در مطالعات دانش مدیریت استخراج گردیده است. یافته‌ها نشان می‌دهد که ایدئولوژی از یک مفهوم صرفاً سیاسی در نیمه اول قرن بیستم، به متغیری چندوجهی در تحلیل‌های مدیریتی تحول یافته که ابعاد مفهومی متنوعی همچون سلطه، مشروعیت، تفسیر، نقد، انسجام‌بخشی، منطق هنجاری، فانتزی، تدوین کلان‌راهبردها و مزیت رقابتی اجتماعی را دربر می‌گیرد. برخلاف دیدگاه‌های خطی، نتایج پژوهش حاضر حاکی از همزیستی هم‌زمان این رویکردها و تنوع جغرافیایی آن‌ها در فضای پژوهشی است. همچنین تاکید این مطالعه بر نقش ایدئولوژی در خلق مزیت رقابتی و راهبردهای کلان ملی، از جمله نوآوری‌های آن در قلمروی دانشی است. همچنین، این پژوهش با نگاهی میان‌رشته‌ای و انتقادی، بر اهمیت توسعه نظریه‌پردازی در حوزه مدیریت و سازمان در بسترهای متنوع فرهنگی و سیاسی مبتنی بر ایدئولوژی بومی را مورد توجه قرار می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی علل عدم انسجام خط‌مشی‌های محرومیت‌زدایی در ایران و ارائه راهکارهای انسجام‌بخشی به خط‌مشی‌های این حوزه</title>
      <link>https://mri.modares.ac.ir/article_29322.html</link>
      <description>محرومیت به‌عنوان فقدان دسترسی به منابع برای تأمین نیازهای اساسی از چالش‌های پایدار جوامع معاصر است که با ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی گره خورده و عوامل ساختاری و محیطی گوناگونی در تداوم آن نقش دارند. در ایران باوجود تلاش‌های گسترده در حوزه‌ی محرومیت‌زدایی شواهد نشان می‌دهد که خط‌مشی‌ها از کارایی و اثربخشی مطلوب برخوردار نبوده‌اند. این پژوهش با هدف تحلیل انسجام خط‌مشی‌های محرومیت‌زدایی در ایران و ارائه‌ی راهکارهایی برای ارتقای آن در چارچوب خط‌مشی‌گذاری عمومی انجام شده است. پژوهش با رویکرد کیفی و با ترکیب دو راهبرد تحلیل محتوا و تحلیل مضمونی انجام گرفت. در بخش تحلیل محتوا، اسناد قانونی و سیاستی مرتبط از سال ۱۳۲۷ تا ۱۴۰۳ با استفاده از مدل بهارداج و چهار شاخص اصلی (تعدد نهادها، پوشش ابعاد محرومیت، تناقضات قانونی و همخوانی با اسناد بالادستی) بررسی شدند. در بخش تحلیل مضمونی، داده‌های حاصل از مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۵ نفر از خبرگان حوزه‌ی سیاست‌گذاری و محرومیت‌زدایی، بر اساس مدل براون و کلارک (۲۰۰۶) تحلیل گردید. یافته‌ها نشان می‌دهد که خط‌مشی‌های محرومیت‌زدایی در ایران از انسجام ساختاری و کارکردی کافی برخوردار نیستند و این نابسامانی در سه سطح افقی، عمودی و درونی قابل شناسایی است. بر اساس نتایج راهکارهایی چون تعیین متولی واحد، ایجاد بانک اطلاعاتی جامع، بازطراحی نظام توزیع منابع و تنقیح قوانین، به‌عنوان پیشنهادهای سیاستی ارائه شده‌اند. این پژوهش با تأکید بر ضرورت انسجام‌بخشی به خط‌مشی‌های محرومیت‌زدایی چارچوبی عملیاتی برای بهبود کیفیت سیاست‌گذاری و افزایش اثربخشی مداخلات دولتی در این حوزه فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدلسازی پیامدهای تجربه به یادماندنی دیجیتال گردشگری با نقش پیشایندی جذابیت مقصد: رویکردی آمیخته</title>
      <link>https://mri.modares.ac.ir/article_29323.html</link>
      <description>هدف از این پژوهش، تدوین مدل پیامدهای تجربه به یادماندنی دیجیتال گردشگری در مقاصد منتخب گردشگری ایران از طریق جذابیت‌های مقصد است. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش آمیخته می‌باشد. در بخش کیفی جهت جمع‌آوری داده‌ها، از مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته استفاده شد. جامعه آماری این بخش از اساتید دانشگاهی، خبرگان و مدیران در صنعت گردشگری تشکیل شده است. نمونه‌گیری قضاوتی و در دسترس برای شناسایی خبرگان استفاده شد و حجم نمونه از طریق اشباع نظری 18 نفر تعیین گردید. نتایج بدست آمده از تحلیل تم و نرم افزار مکس کیودا1 منجر به شناسایی 135 کد شد که در 18 دسته طبقه بندی گردید. همچنین در بخش کمی، تعداد 420 عدد پرسشنامه بین گردشگرانی که از طریق بستر دیجیتال مقصد گردشگری را تجربه کردند، توزیع گردید و داده‌ها با استفاده از نرم افزار اسمارت پی ال اس2 و اس پس اس اس3 بررسی شد. نتایج پژوهش منجر به خلق چارچوبی برای پیامدهای تجربه به یادماندنی دیجیتال گردشگری شد. جذابیت مقصد از با اهمیت‌ترین پیشایندهای تجربه به یادماندنی دیجیتال گردشگری است که می‌تواند به برنامه‌ریزی گردشگری و توسعه سیاست‌های گردشگری کمک کند و پیامدهایی را برای گردشگر و مقصد به همراه داشته باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین ارتباط دانشگاه و صنعت در توسعه خدمات تکنولوژی محور</title>
      <link>https://mri.modares.ac.ir/article_29318.html</link>
      <description>هدف از این مقاله، تبیین ارتباط مؤثر میان دانشگاه و صنعت در توسعه خدمات تکنولوژی‌محور و ارائه چارچوبی جامع برای بهبود این تعامل، با محوریت قراردادن هوشمندی کسب‌وکار به عنوان عامل کلیدی تصمیم‌گیری انجام شده است. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر گردآوری داده‌ها توصیفی&amp;amp;ndash;پیمایشی با رویکرد آمیخته (کیفی&amp;amp;ndash;کمّی) است. در بخش کیفی، با به‌کارگیری روش تحلیل مضمون ابتدا متون مرتبط به دقت بررسی و سپس مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با خبرگان آشنا به موضوع انجام شد. داده‌های حاصل با کدگذاری باز و انتخابی، مقوله‌بندی گردیدند. در بخش کمّی، پرسشنامه‌ای محقق‌ساخت بر اساس مؤلفه‌های استخراج‌شده، طراحی و میان ۱۵۲ نفر از مدیران، کارشناسان و خبرگان حوزه صنعت توزیع گردید. پایایی ابزار با آلفای کرونباخ (93/0) و پایایی ترکیبی تأیید و روایی همگرا با میانگین واریانس استخراج‌شده (AVE &amp;amp;gt;0.05) سنجیده شد. تحلیل داده‌های کمی با مدل‌سازی معادلات ساختاری و رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS-SEM) با نرم‌افزار Smart PLS 3.0 صورت گرفت. نتایج نشان داد که شش دسته عامل اصلی در سطح معناداری 0.05 و با آماره t بزرگتر از ۱.96 بر ارتباط دانشگاه و صنعت شامل هوشمندی کسب‌وکار ، استراتژی مدیریت ، عوامل ساختاری، عوامل فرهنگی،عوامل آموزشی و عوامل مدیریتی&amp;amp;ndash;مالی تاثیر بسزایی در تسهیل همکاری دوسویه و توسعه خدمات فناورانه دارند. نوآوری این پژوهش نیز ارائه مدلی چند بعدی با استفاده از مفهوم هوشمندی کسب و کار به عنوان هسته اصلی و پوشش همزمان شش متغیر درونی و بیرونی با رویکردی تحلیلی- مدیریتی برای بهبود فرآیندهای تصمیم‌گیری در تعامل صنعت و دانشگاه است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بهبود عملکرد تولید در صنعت نساجی با استفاده از هوش مصنوعی- مورد مطالعه: شرکت‌ ریسندگی گیلان</title>
      <link>https://mri.modares.ac.ir/article_29324.html</link>
      <description>هدف اصلی این تحقیق، &amp;amp;laquo;بهبود عملکرد تولید&amp;amp;raquo; در بخش ریسندگی و تولید نخ یک لا در صنعت نساجی با استفاده از هوش مصنوعی و الگوریتم‌های یادگیری ماشین مناسب و بکارگیری یک الگوریتم بهینه برای هوشمندسازی این صنعت می‌باشد. داده‌ها توسط الگوریتم‌های یاد گیری ماشینی رگرسیونی برای بهبود عملکرد تولید نخ با ظرافت‌های مختلف در سیستم فاستونی و  به حداقل رساندن توقفات، ضایعات و در نتیجه افزایش راندمان تولید مورد بررسی قرار ‌گرفت. نتایج حاصل نشان می‌دهد، مدل‌های یادگیری ماشینی می‌توانند با موفقیت معیارهای بهبود عملکرد تولید در صنعت نساجی را جهت کاهش میزان ضایعات و توقفات برنامه‌ریزی نشده، در نتیجه بهبود و افزایش راندمان تولید در مرحله تولید نخ یک لا در ماشین‌های ریسندگی رینگ در شرکت ریسندگی گیلان پیش‌بینی کنند. در این مطالعه، مدل &amp;amp;laquo;رگرسیون تقویت کننده دسته‌ای‌&amp;amp;raquo; با شاخص‌های برازندگی R2 Score و RMSE به ترتیب برابر با 938/0 و 182/22 از بهترین دقت و عملکرد برای تجزیه و تحلیل داده‌ها و پیش‌بینی برخودار می‌باشد. مزیت استفاده از این مدل نسبت به مدل‌های دیگر، کاهش احتمال بیش‌برازش، قابلیت پردازش داده‌های دسته‌ای(طبقه بندی شده) بدون نیاز به پیش‌پردازش زیاد، دقت بالا، سرعت پردازش سریع و زمان کمتر برای آموزش است. بر این اساس با استفاده از تکنیک SHAP،  مشخص شد که مهم‌ترین عوامل موثر بر &amp;amp;laquo;عملکرد تولید&amp;amp;raquo; بر مبنای ارزش آنها در عملکرد تولید به ترتیب عبارت از نمره نخ، علت اصلی توقف، مقدار ضایعات، مدت توقفات و توضیح علت اصلی توقفات می‌باشند. تمرکز اصلی جهت &amp;amp;laquo;بهبود عملکرد تولید&amp;amp;raquo; باید روی &amp;amp;laquo;ریشه‌های توقف&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مدیریت ضایعات&amp;amp;raquo; در شرایط فشار تولید باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>معنای زیستة خطای مدیریتی در افق تاریخی-فرهنگی: پدیدارشناسی هرمنوتیک تجربة مدیران یک دانشگاه دولتی</title>
      <link>https://mri.modares.ac.ir/article_29325.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف فهم معنای زیسته خطای مدیریتی از منظر مدیران یک دانشگاه دولتی ایران انجام شده است. در حالی‌که ادبیات موجود عمدتاً خطا را به‌صورت متغیری کمی و در قالب طبقه‌بندی‌ها و پیشایندهای فردی، گروهی و سازمانی بررسی کرده است، چگونگی تجربه و معنادهی مدیران به خطا در بافت‌های تاریخی-فرهنگی خاص کمتر مطالعه شده است. با اتخاذ رویکرد کیفی و بهره‌گیری از پدیدارشناسی هرمنوتیک گادامر، مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافتة عمیقی با مدیران واحدهای مختلف دانشگاه ولی‌عصر انجام و داده‌ها از طریق دور هرمنوتیکی و تفسیر مضامین تحلیل شد. یافته‌ها نشان داد خطای مدیریتی در افق تاریخی-فرهنگی مشارکت‌کنندگان نه یک استثناء، بلکه جزئی عادی و ناگزیر از زندگی سازمانی است که در تقاطع ساختار انتصابی خویشاوندسالار، فرهنگ رودربایستی، ملاحظات رابطه‌ای و ضعف نظام‌های ارزیابی و مستندسازی شکل می‌گیرد. مدیران خطا را هم‌زمان تهدیدی برای آبرو و اعتماد و فرصتی بالقوه برای یادگیری می‌دانستند، اما این ظرفیت مثبت در غیاب فرهنگ مدیریت خطا عمدتاً در سطح تجربة فردی باقی می‌ماند و به سیاست‌ها و رویه‌های رسمی تبدیل نمی‌شود. این پژوهش نشان می‌دهد که معنای خطا در این بافت، محصول درهم‌آمیختگی افق‌های تفسیری مدیران با زمینه‌های فرهنگی و نهادی خاص دانشگاه مورد مطالعه است. بر این اساس، پیشنهادهایی برای اصلاح رویه‌های انتصاب، استقرار نظام‌های ارزیابی مبتنی بر شواهد و ایجاد بسترهای نهادی برای گفت‌وگو پیرامون خطا ارائه شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی ابعاد و مدلهای سنجش صلاحیت حرفه ای مشاغل بازاریابی دیجیتال</title>
      <link>https://mri.modares.ac.ir/article_28107.html</link>
      <description>هدف از این پژوهش شناسایی ابعاد و مدلهای سنجش صلاحیت حرفه ای مشاغل بازاریابی دیجیتال بود. روش پژوهش از نوع مطالعه مروری سیستماتیک بر روی پژوهش های انجام شده از پایگاه های بین المللی بین بازه زمانی 2016 تا 2025 بود و در نهایت تعداد 8 عنوان از مقالات استخراج شده مورد تایید قرار گرفته و تحلیل و جمع بندی شدند. یافته ها نشان داد که سنجش مهارتهای نرم در ابعاد تفکر تحلیلی و حل مسئله، مهارتهای ارتباطی ، مهارتهای تیمی، مهارت مدیریت، مهارت های فردی و مهارتهای بین فردی، در بررسی صلاحیت های حرفه ای افراد در مشاغل بازاریابی دیجیتال کمک کننده است. همچنین دیگر یافته پژوهش این بود که ترکیب مدلهایی نظیر DigComp به‌عنوان یکی از جامع‌ترین مدل‌ها برای سنجش در این حوزه شناخته می‌شود که علاوه بر صلاحیت های عمومی، پنج حوزه کلیدی (اطلاعات و سواد داده، ارتباط، تولید محتوا، ایمنی، و حل مسئله) را در بر می گیرد و مدل مهارتهای قرن 21 شامل مهارت‌های یادگیری، سوادهای دیجیتال و مهارت‌های زندگی و شغلی و استفاده از پرسشنامه ها و آزمونهای موقعیتی عملکرد محور، می تواند ابزاری مناسب و چند بعدی برای بررسی صلاحیت های افراد در این مشاغل محسوب شود.در نتیجه طراحی پلتفرم‌هایی که عملکرد کاربران را در پروژه‌ و موقعیت های واقعی دیجیتال مارکتینگ(مانند اجرای کمپین، تحلیل داده، یا مدیریت شبکه اجتماعی) ارزیابی کنند، می تواند کمک کننده باشند و استفاده از داده‌های واقعی، تعامل در محیط‌های شبیه‌سازی‌شده و بازخورد مستمر می‌تواند دید دقیق‌تری از صلاحیت حرفه‌ای افراد ارائه دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی الگوی توسعه استعدادها در دیوان محاسبات کشور</title>
      <link>https://mri.modares.ac.ir/article_28105.html</link>
      <description>توسعه نیروهای کلیدی به عنوان جزئی مهم از توسعه منابع انسانی سازمان می‌تواند پیشران نیل به سازمانی کارآمد، اثربخش و یادگیرنده شود. هدف این پژوهش طراحی الگوی توسعه استعدادها در دیوان محاسبات کشور می‌باشد. پارادایم این پژوهش، تفسیری، رویکرد آن کیفی، روش مورد استفاده، مطالعه موردی و روش تجزیه و تحلیل اطلاعات، تحلیل مضمون می‌باشد. جامعه و نمونه آماری این پژوهش، نیروهای کلیدی شاغل در پست‌های کلیدی می‌باشد. پست‌های کلیدی با رجوع به نظر خبرگان شناسایی و اقدام به خوشه‌بندی آن‌ها گردید. به منظور تعیین نیازهای توسعه‌ای نیروهای کلیدی و تخصیص سازوکارهای توسعه استعدادها به آن‌ها با 19 نفر از خبرگان که با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند، مصاحبه شد. الگوی این پژوهش متشکل از هدف و استراتژی، چیستی، چگونگی، و نتایج می‌باشد. نیروهای کلیدی شاغل در خوشه‌های مختلف نیروهای کلیدی در بخش‌هایی از زمینه‌های فنی/ تخصصی، شایستگی‌های فردی، زمینه‌های درون‌سازمانی و برون سازمانی توسعه یافته بوده اما لازم است در حال حاضر و در آینده در سایر بخش‌ها نیز توسعه یابند. تمامی مصاحبه شوندگان قائل به وجود تفاوت در سازوکارهای انتخاب شده، نحوه و سطح پیاده‌سازی آن‌ها بین نیروهای کلیدی و سایر کارکنان بودند. نتایج نشان می‌دهد سازوکارهای موجود و پیشنهادی برای توسعه استعدادها در قالب چهار دسته سازوکار شامل سازوکارهای مبتنی بر شغل، مبتنی بر رابطه، مبتنی بر برنامه‌های رسمی و سازوکارهای غیررسمی/ فاقد رسمیت قرار دارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی چارچوب سیستم هوشمندی مهارتی در سازمان‌ها: رویکردی مبتنی بر مرور نظام‌مند</title>
      <link>https://mri.modares.ac.ir/article_29326.html</link>
      <description>در سال‌های اخیر، همزمان با تغییرات بنیادین در ماهیت فضای کار در سطح بین‌المللی و داخلی و نیز ضرب‌آهنگ سریع تغییر در مهارت‌های کارکنان سازمان‌ها، مفهوم &amp;amp;laquo;هوشمندی مهارتی&amp;amp;raquo; به‌عنوان رویکردی داده‌محور و فناورانه در ادبیات علمی و کاربردهای سازمانی مطرح شده و ظهور یافته است. با این حال، مطالعات موجود عمدتاً به‌صورت پراکنده، جزیره‌ای و متمرکز بر جنبه‌های خاصی از مهارت، منابع انسانی یا فناوری انجام شده‌اند و همچنان این موضوع نوظهور فاقد یک چارچوب جامع، یکپارچه و سازمان‌محور است. هدف این پژوهش، ارائه یک چارچوب جامع برای سیستم‌های هوشمندی مهارتی در سازمان‌ها با به‌کارگیری روش پژوهش مرور نظام‌مند ادبیات است. بدین منظور، مطالعات علمی مرتبط با حوزه هوشمندی مهارتی، مدیریت مهارت، تحلیل مهارت‌ها و سیستم‌های مبتنی بر داده و هوش مصنوعی در حوزه مدیریت استعدادها به‌صورت نظام‌مند شناسایی، غربال‌گری و تحلیل شده‌اند. در گام تحلیل، مؤلفه‌های استخراج‌شده با رویکردی ساختارمند خوشه‌بندی شده و روابط مفهومی میان آن‌ها مورد بررسی قرار گرفته است.یافته‌های پژوهش منجر به شناسایی مؤلفه‌های کلیدی سیستم‌های هوشمندی مهارتی و سازمان‌دهی آن‌ها در قالب یک معماری لایه‌ای مرجع پنج‌لایه شده است. همچنین چارچوب پیشنهادی این پژوهش می‌تواند به‌عنوان مبنایی نظری و عملی برای پژوهشگران و مدیران سازمان‌ها در طراحی، ارزیابی و توسعه سیستم‌های هوشمندی مهارتی مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی موانع پیاده‌سازی حاکمیت شرکتی در شرکت‌های دولتی مبتنی بر مدل سه‌شاخگی</title>
      <link>https://mri.modares.ac.ir/article_29327.html</link>
      <description>هدف این پژوهش، شناسایی موانع مؤثر بر پیاده‌سازی حاکمیت شرکتی در شرکت‌های دولتی ایران با بهره‌گیری از مدل سه‌شاخگی است. باتوجه‌به نقش راهبردی شرکت‌های دولتی در تحقق اهداف کلان اقتصادی و اجتماعی کشور و چالش‌های مستمر در زمینه شفافیت، پاسخ‌گویی و استقلال مدیریتی، ضرورت واکاوی دقیق عوامل بازدارنده در استقرار نظام‌های راهبری اثربخش اهمیت دوچندان یافته است. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و به روش تحلیل مضمون انجام شده است. در این راستا، ۱۵ نفر از خبرگان دانشگاهی و مدیران ارشد اجرایی شرکت‌های دولتی با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و با آنان مصاحبه نیمه‌ساختاریافته صورت گرفت. داده‌های حاصل از مصاحبه‌ها طی فرایند کدگذاری، تحلیل و در قالب مضامین پایه، سازمان‌دهنده و فراگیر طبقه‌بندی شد. یافته‌ها نشان داد که موانع استقرار حاکمیت شرکتی در سه دسته کلانِ عوامل زمینه‌ای (نظیر ضعف چارچوب‌های قانونی و نظارتی، مداخلات سیاسی، ناهماهنگی نهادی و محدودیت‌های محیط اقتصاد سیاسی)، عوامل محتوایی (شامل ناکارآمدی ارکان و کمیته‌های حاکمیت شرکتی، ضعف مدیریت ریسک و گزارشگری مالی)، و عوامل رفتاری (از جمله تعارض منافع، مقاومت در برابر تغییر، فرهنگ مدیریتی غیرتخصصی و بی‌ثباتی مدیریتی) قابل‌تبیین است. نتایج بیانگر آن است که تعامل این سه سطح، موجب شکل‌گیری چرخه‌ای از ناکارآمدی و کاهش اثربخشی نظام راهبری شرکت‌های دولتی شده و اصلاح آن‌ها نیازمند رویکردی یکپارچه و میان‌بخشی است. پژوهش حاضر ضمن ارائه تصویری بومی از موانع پیاده‌سازی حاکمیت شرکتی، می‌تواند مبنایی برای سیاست‌گذاری، طراحی آیین‌نامه‌ها و بازنگری در سازوکارهای نظارتی این شرکت‌ها باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی و اعتبارسنجی مدل مدیریت راهبردی توسعه منابع انسانی در صنایع هوایی ایران</title>
      <link>https://mri.modares.ac.ir/article_29328.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف طراحی و اعتبارسنجی مدل مدیریت راهبردی توسعه منابع انسانی متناسب با الزامات صنایع هوایی ایران انجام شد. پژوهش از نظر هدف، کاربردی‌توسعه‌ای و از نظر روش، آمیخته اکتشافی‌اعتبارسنجی بود. راهبردهای اولیه با مرور هدفمند ادبیات و تحلیل مسائل انسانی، فناورانه و ایمنی صنعت استخراج و با مشارکت ۶۰ مدیر، کارشناس ارشد و متخصص پالایش شد. سپس ۱۵ خبره، جامعیت، منطق روابط و قابلیت اجرای مدل را با پرسشنامه ۹ ‌گویه‌ای و پاسخ‌های باز ارزیابی کردند و مدل تکوینی با مدل‌سازی معادلات ساختاری حداقل مربعات جزئی آزمون شد. میانگین ارزیابی جامعیت، ساختار و روابط، قابلیت اجرا و ارزیابی کل، به‌ترتیب ۴٫۶۵، ۴٫۴۰، ۴٫۲۰ و ۴٫۴۲ از ۵ بود. روایی همگرا ۰٫۷۸ و دامنه عامل تورم واریانس ۱٫۸۵ تا ۲٫۹۵ به‌دست آمد؛ همه وزن‌های تکوینی نیز در سطح اطمینان ۹۵ درصد معنادار بودند. ضریب تعیین ۰٫۶۸ و ریشه میانگین مربعات باقیمانده استانداردشده ۰٫۰۷۲ گزارش شد. توسعه مهارت‌های دیجیتال و بومی‌سازی فناوری بیشترین وزن نسبی را داشتند، اما آزمون تقریبی والد تفاوت معناداری میان وزن‌ها نشان نداد؛ ازاین‌رو رتبه‌بندی مؤلفه‌ها باید با احتیاط تفسیر شود. مدل نهایی، ده راهبرد را در سه سطح محرک‌های بنیادین، توانمندسازها و پیامدهای راهبردی سازمان‌دهی می‌کند و مبنایی اجرایی برای توسعه شایستگی، نگهداشت نیروهای کلیدی، کاهش فرسودگی و تقویت ظرفیت فناورانه فراهم می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی و مدلسازی پیشران‌های کلیدی طراحی هم‌تکاملی محصول</title>
      <link>https://mri.modares.ac.ir/article_29147.html</link>
      <description>طراحی محصول در محیط‌های پیچیده و پویا، نیازمند درک تعاملات هم‌زمان میان مسئله، راه‌حل، دانش و ذی‌نفعان است و الگوهای خطی طراحی توان تبیین این پویایی را ندارند. با وجود توسعه ادبیات طراحی هم‌تکاملی، همچنان خلأ یک چارچوب یکپارچه برای شناسایی و تحلیل روابط میان پیشران‌های مؤثر بر این فرآیند وجود دارد. ازاین‌رو، پژوهش حاضر با هدف شناسایی، طبقه‌بندی و مدل‌سازی پیشران‌های کلیدی طراحی هم‌تکاملی محصول انجام شد. پژوهش با رویکردی کیفی&amp;amp;ndash;توسعه‌ای و در دو مرحله اجرا گردید؛ در مرحله نخست، با استفاده از فراترکیب نظام‌مند، پیشران‌های کلیدی از ادبیات موضوع استخراج و سازمان‌دهی شدند و در مرحله دوم، روابط علّی و پویایی میان آن‌ها با بهره‌گیری از نگاشت شناختی فازی مدل‌سازی و تحلیل گردید. یافته‌ها نشان داد که طراحی هم‌تکاملی محصول مبتنی بر تعامل شبکه‌ای پیشران‌های شناختی، تطبیقی، فناورانه و اجتماعی است و در این میان، فرآیند هم‌تکاملی، سازوکارهای تطبیقی و یادگیری بیشترین نقش را در پویایی و عملکرد سیستم ایفا می‌کنند. همچنین تحلیل سناریوها نشان داد که مدل پیشنهادی در شرایط مختلف محیطی از پایداری و تاب‌آوری مناسبی برخوردار است. پژوهش حاضر با ارائه چارچوبی یکپارچه و مدل‌سازی پویای روابط میان پیشران‌های طراحی هم‌تکاملی، به توسعه ادبیات طراحی محصول در شرایط پیچیده و همراه با عدم‌قطعیت کمک می‌کند و می‌تواند به‌عنوان ابزاری تحلیلی برای حمایت از تصمیم‌گیری و مدیریت نوآوری در فرآیند طراحی مورد استفاده قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین پویایی‌های تاب‌آوری عملیاتی اکوسیستم بانکداری دیجیتال در چهارچوب اقتصاد چرخشی با تأکید بر ریسک های سایبری</title>
      <link>https://mri.modares.ac.ir/article_29329.html</link>
      <description>پژوهش حاضر تلاش نموده ضمن شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر تاب‌آوری عملیاتی اکوسیستم بانکداری ایران، روابط متقابل میان این عوامل را تحلیل نموده و الگویی نظام‌مند برای ارتقاء تاب‌آوری بانک‌ها در مواجهه با ریسک‌های سایبری ارائه دهد. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، آمیخته (کیفی-کمی) است. در بخش کیفی، داده‌های حاصل از مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با استفاده از تحلیل مضمون تحلیل و با ابزار MAXQDA کدگذاری شد. در بخش کمی، روابط علّی میان عوامل شناسایی‌شده با استفاده از رویکرد نگاشت شناختی فازی (Fuzzy Cognitive Mapping) تحلیل و با ابزار Mental Modeler مدل‌سازی گردید. جامعه آماری پژوهش شامل خبرگان بانکداری دیجیتال بود و نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند و قضاوتی انجام شد و تا رسیدن به اشباع نظری با 20 نفر مصاحبه گردید. نتایج پژوهش حاضر نشان داد تاب‌آوری عملیاتی اکوسیستم بانکداری ایران تابع تعامل پیچیده عوامل فناورانه، مدیریتی، انسانی، نهادی و سایبری است. در این میان، تاب‌آوری سایبری، زیرساخت فناوری اطلاعات، مدیریت بحران و چابکی سازمانی مهم‌ترین نقش را در حفظ پایداری و تداوم عملیات بانکی ایفا می‌کنند. همچنین پژوهش نشان داد اقتصاد چرخشی دیجیتال می‌تواند از طریق افزایش پایداری زیرساخت‌ها، بهینه‌سازی مصرف منابع و ارتقاء انعطاف‌پذیری سیستم‌ها، نقش مهمی در ارتقاء تاب‌آوری عملیاتی داشته باشد. از سوی دیگر، یافته‌ها بیانگر آن است که تاب‌آوری عملیاتی صرفاً مسئله‌ای فناورانه نیست، بلکه ابعاد انسانی، مدیریتی و نهادی نیز در آن نقش اساسی دارند. بنابراین، رویکردهای تک‌بُعدی برای مدیریت ریسک سایبری و تاب‌آوری بانکی نمی‌توانند پاسخگوی پیچیدگی‌های اکوسیستم بانکداری دیجیتال باشند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدلسازی الگوی پیدایش پدیده کنشگری مصرف‌کنندگان خرید آنلاین</title>
      <link>https://mri.modares.ac.ir/article_29330.html</link>
      <description>با تغییرات اخیر در رفتار مصرف‌کنندگان و پیشرفت فناوری‌های ارتباطی، مفهوم کنشگری مصرف‌کننده شکل گرفته است، مفهومی که نشان می‌دهد مصرف‌کنندگان امروز نقش فعالی در بازار دارند، می‌توانند تصمیمات خرید و سیاست‌های برندها را تحت تأثیر قرار دهند و به‌عنوان بازیگر مؤثری در محیط مصرف عمل کنند. پژوهش حاضر بر اساس رویکرد آمیخته طراحی شده و از ترکیب روش‌های کیفی و کمی بهره می‌برد. این مطالعه در چارچوب پارادایم قیاسی&amp;amp;ndash;استقرایی قرار دارد و از نظر هدف، کاربردی و در زمره پژوهش‌های اکتشافی محسوب می‌شود. جامعه آماری پژوهش شامل مصرف‌کنندگان دیجی‌کالا در شهر خرم‌آباد می‌باشد. نمونه‌گیری به روش تصادفی انجام شد و بر اساس اصل اشباع نظری، تعداد ۲۰ نفر از این افراد به‌عنوان اعضای نمونه انتخاب شدند. برای تحلیل داده‌ها در بخش کیفی، روش تحلیل محتوا و کدگذاری با استفاده از نرم‌افزار Maxqda کار گرفته شد. در بخش کمی، تحلیل داده‌ها با استفاده از روش مدل‌سازی ساختاری&amp;amp;ndash;تفسیری کل فازی و با کمک نرم‌افزار Matlab انجام شد. نتیجه‌گیری کلی این پژوهش نشان می‌دهد که کنشگری مصرف‌کنندگان در خرید آنلاین یک پدیده چندبعدی و تعاملی است که تحت تأثیر ترکیبی از عوامل فردی، اجتماعی، اقتصادی و فناوری شکل می‌گیرد. مصرف‌کنندگان فعال، با جستجوی اطلاعات، تصمیم‌گیری هوشمندانه و مشارکت اجتماعی، نه تنها بر رفتار خرید خود کنترل دارند، بلکه بر رفتار دیگران و بازار نیز تأثیر می‌گذارند. این یافته‌ها اهمیت طراحی پلتفرم‌های کاربرپسند، شفافیت اطلاعات محصول، سیاست‌های حمایتی فروشگاه‌ها و آموزش مصرف‌کنندگان برای استفاده هوشمندانه از خرید آنلاین را برجسته می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دسته‌بندی کسب‌وکارها به‌منظور ارائه راهکارهای مدیریتی و سیاستی برای تاب‌آوری اقتصادی در شرایط بحران ناشی از جنگ</title>
      <link>https://mri.modares.ac.ir/article_29331.html</link>
      <description>این پژوهش به تحلیل آثار ناهمگون بحران ناشی از حمله نظامی به ایران در اسفندماه سال ۱۴۰۴ بر فعالیت‌های اقتصادی بنگاه‌ها می‌پردازد. هدف پژوهش، طبقه‌بندی کسب‌وکارها بر پایه دو بُعد &amp;amp;laquo;ضرورت کالا/خدمت از نگاه مصرف‌کننده در شرایط بحران&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;ریسک عملیاتی و آسیب‌پذیری زنجیره تأمین&amp;amp;raquo; و ارائه راهکارهای مدیریتی و سیاستی متناسب با هر وضعیت است. پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر طراحی، مطالعه‌ای چندمرحله‌ای با رویکرد غالب کیفی و یک مرحله پیمایش توصیفی است. داده‌ها از طریق پرسشنامه ساختاریافته و مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با مشارکت‌کنندگان دارای تجربه و تخصص مرتبط گردآوری شد. یافته‌ها نشان داد از دیدگاه مشارکت‌کنندگان، بنگاه‌های عرضه‌کننده کالاها و خدمات ضروری که وابستگی کمتری به زنجیره‌های تأمین پیچیده دارند، از وضعیت مساعدتری برای تداوم فعالیت برخوردارند؛ در مقابل، بنگاه‌های مواجه با افت تقاضا، اختلال در حمل‌ونقل و ناپایداری زیرساختی، آسیب‌پذیری عملیاتی بیشتری دارند. بر مبنای این طبقه‌بندی، راهبردهای مدیریتی در چهار ناحیه و در قالب سه منطق تفسیری &amp;amp;laquo;تطبیق‌پذیری پویا&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;غیرمتمرکزسازی خطر&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;سرمایه اجتماعی&amp;amp;raquo; تنظیم شد و پیشنهادهای سیاستی متناسب با تداوم عملیات، تطبیق بازار و پیشگیری از توقف فعالیت ارائه گردید. چارچوب پیشنهادی می‌تواند به سیاست‌گذاران در هدفمندتر کردن حمایت‌ها و به مدیران در انتخاب راهبردهای سازگاری و کاهش آسیب‌پذیری عملیاتی کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل مداخله دولت در فرایند توسعه</title>
      <link>https://mri.modares.ac.ir/article_658.html</link>
      <description>تحولات چند دهه اخیر در اقتصاد حتی سرمایه داری و بحران سال 2007 نشان می دهد که نمی توان از کناره گیری دولت در فرایند توسعه صحبت کرد.میزان دخالت دولت در فرایند توسعه از موضوعات مهم اقتصاد است. دیدگاههای مختلفی بین متخصصان درمورد اینکه چه نوع سیاست‌هایی درایجاد توسعه مؤثرهستند،وجود دارد.دیدگاه اول استدلال می کند که باید نقش بزرگتری برای دولت وجود داشته باشد و دیدگاه دوم نقش حداقلی را برای دولت و اجازه دادن به مکانیسم بازار را تایید می کند.دیدگاه سوم ﺩﺭ ﻋﻴﻦ ﭘﺬﻳﺮﺵ ﺍﺻﻞ ﻣﺎﻟﻜﻴﺖ ﺧﺼﻮﺻـﻲ،ﺩﺧﺎﻟـﺖ ﻫـﺎﻱ ﺩﻭﻟﺘـﻲ ﺭﺍ ﺗﻮﺻﻴﻪ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.هدف ﺍﺻﻠﻲ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ پژوهش تشریح ﻧﺤﻮﻩ ﻭ ﺣﻮﺯﻩ ﺩﺧﺎﻟﺖ ﺩﻭﻟـﺖ است. روش تحقیق این پژوهش توصیفی &amp;amp;ndash; تحلیلی است. تولید دولتی کالاو خدمات،پرداختهای انتقالی، مالیات و مقررات چهار کانال اصلی دولت برای تاثیر گذاری بر فعالیت های اقتصادی می باشد و تنظیم مداخله بهینه دولت براساس سیاست سرمایه گذاری، تجاری،صنعتی بررسی شده است. برمبنای نتایج پژوهش بر خلاف باورهای لیبرالی در این باره که مداخله دولت مانع توسعه است در کشورهای اسیای شرقی مداخله اگاهانه عاملان دولتی عامل اصلی توسعه این کشورهاست و تمرکز اصلی در این کشورها به جای دخالت یا عدم دخالت بر نحوه و حوزه دخالت دولت است.در کشور ما نیزحضور دولت باید همه جانبه و معطوف به توسعه باشد. ﺑﺎ ﺩﺧﺎﻟﺖ ﺩﻭﻟـﺖ ﺩﺭ فرایندهای توسعه ﻭ ﺗﻨﻈـﻴﻢ ﻭهدایت مکانیزم بازار میﺗﻮﺍﻥ ﻧﺎﺭﺳﺎﻳﻲ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﻃﺮﻑ ﺳﺎﺧﺖ ﻭ ﻧﻈﺎﻡ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳـﻮﻱ ﻭﺿـﻌﻴﺖ ﺑﻬﺘـﺮﻱ ﺍﺯ ﻟﺤـﺎﻅ ﺗﺨﺼﻴﺺ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻭ ﺍﻳﺠﺎﺩ ظرفیت های اقتصادی ﺳﻮﻕ ﺩﺍﺩ.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
