راهبردهای کنشگرانه مدیران در فرآیند سازگاری با پست سازمانی جدید: مطالعهای پدیدارشناسانه در سازمانهای دولتی
صفحه 1-21
https://doi.org/10.48311/mri.2026.119386.1910
سپیده پوررمضان، محسن فرهادی نژاد، عباسعلی رستگار
چکیده انتصاب مدیران به پستهای جدید در سازمانهای دولتی ایران، به دلیل بوروکراسی پیچیده، تغییرات سیاسی مکرر و انتظارات گوناگون ذینفعان، همواره با چالشهای متعددی همراه است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی تجربه زیسته مدیران ارشد تازهوارد و شناسایی راهبردهای کنشگرانه آنان برای سازگاری مؤثر با موقعیت شغلی جدید، با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی تفسیری انجام گردید. مشارکتکنندگان، ۱۹ مدیر ارشد ادارات کل دولتی شهر مشهد بودند که با نمونهگیری هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته عمیق در فاصله مرداد تا آبان ۱۴۰۲ گردآوری و با استفاده از نرمافزار MAXQDA کدگذاری و تحلیل شدند. یافتهها نشان داد که سازگاری موفق مدیران تازهوارد، فرایندی کاملاً خودآغاز و کنشگرانه است. تحلیل دادهها منجر به استخراج 7 مضمون اصلی شامل (۱) ارزیابی و تحلیل محیط سازمانی، (۲) ارتباطات و تعاملات سازمانی، (۳) برنامهریزی و اجرای استراتژیها، (۴) توسعه فردی و سازمانی، (۵) مدیریت چالشها و ریسکها، (۶) بهبود عملکرد و بهرهوری، و (۷) توسعه ارتباطات بیرونی و بینسازمانی و 21 مضمون فرعی گردید. از آنجا که راهبردهای کنشگرانه مدیران تازهوارد، کلید موفقیت در فرایند سازگاری سازمانی در بافت دولتی است، به مدیران این امکان را میدهند که ابهام نقش را کاهش دهند، مشروعیت اجتماعی کسب کنند، مقاومتهای درونی را مدیریت نمایند و تغییرات سازنده را در ساختار بوروکراتیک دولتی پیادهسازی کنند. یافته های این مطالعه، جامعهپذیری سازمانی را از چارچوب منفعلانه بهسوی عاملیت کنشگرانه گسترش میدهد و الگویی بومی برای طراحی برنامههای آموزشی مدیران، سیاستهای انتقال نقش و توانمندسازی رهبری در بخش عمومی ارائه مینماید.
شناسایی عوامل موثر بر اجرای خطمشیهای توسعه پایدار بر مبنای موفقیتهای جزئی در ایران
صفحه 23-42
https://doi.org/10.48311/mri.2026.116741.1833
مهدی مرتضوی، سیروس کشاورز، محمود رحمت الهی، حامد رحمانی
چکیده هدف این پژوهش شناسایی عوامل موثر بر اجرای خط مشی های توسعه پایدار بر مبنای موفقیت های جزئی در ایران است؛ روش برحسب هدف، کاربردی و براساس ماهیت، توصیفی- پیمایشی است. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و با استفاده از روش داده بنیاد صورت گرفته است. ابزار گردآوری دادهها مصاحبه بود که پرسشهای آن با مطالعه ادبیات موضوع تهیه و سپس با استفاده از با رویکرد ظاهر شونده(گلیزری) کدگذاری شد. مشارکت کنندگان این پژوهش شامل متخصصان و خبرگان تاثیرگذار در اجرای خط مشی بودند که نمونه گیری به صورت هدفمند و نظری و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه پیدا کرد. نتایج نشان داد که عوامل مختلفی در اجرای خط مشی های توسعه پایدار اثرگذار هستند. اما با توجه به مفهوم جدید موفقیت های جزئی و مفهوم توسعه پایدار 36 عامل شناسایی شدند که با توجه به کدگذاری های صورت گرفته به دو عامل اصلی عوامل پیش برنده و عوامل بازدارنده تقسیم شدند. یافتههای پژوهش نشان داد که دو عامل اصلی شناساییشده، هر یک شامل شش عامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، استراتژیک، زیستمحیطی و سازمانی هستند که در مجموع ۱۸ زیرعامل را در بر میگیرند. نتایج تحلیل بیانگر آن است که این عوامل، مؤلفههای کلیدی مؤثر بر توسعه پایدار را تشکیل میدهند و در چارچوب الگوی پژوهش، بهعنوان ابعاد اصلی تدوین خطمشیهای توسعه پایدار شناسایی شدند. همچنین، یافتهها نشان میدهد که این عوامل میتوانند مبنایی برای تحلیل و تدوین خطمشیهای توسعه پایدار، بهویژه در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران، فراهم آورند.
شناسایی پیشران های بکارگیری بازی وارسازی در مدیریت منابع انسانی بانک تجارت شهرستان بیرجند
صفحه 44-70
https://doi.org/10.48311/mri.2026.116811.1835
زهرا رجائی، محمدرضا شریفی، علی آخوندی
چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل پیشرانهای مؤثر بر بهکارگیری بازیوارسازی در مدیریت منابع انسانی بانک تجارت شهرستان بیرجند انجام گرفت. این مطالعه به شیوه کیفی و بر پایه تحلیل مضمون براساس چارچوب براون و کلارک (2006) اجرا شد. دادهها در ششماهه نخست سال ۱۴۰۴ از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته تا رسیدن به اشباع مضمونی با ۱۸ مدیر، کارشناس و کارکنان بانک مذکور گردآوری گردید. انتخاب مشارکتکنندگان بهصورت هدفمند و تکمیلی با روش گلولهبرفی صورت گرفت و تحلیل دادهها در نرمافزار MAXQDA 2020 انجام پذیرفت. بهمنظور ارتقای روایی و پایایی، بازبینی مشارکتکنندگان، مثلثسازی منابع و محاسبه ضریب کاپای کوهن (79/0) لحاظ شد. یافتهها نشان داد که پیشرانهای بازیوارسازی در قالب 8 مضمون اصلی و 56 مضمون فرعی شناسایی شدند که مضامین اصلی شامل: انگیزش و دلبستگی سازمانی به فرآیند بازیوارسازی؛ عدالت و شفافیت در فرآیندهای بازیوارسازی؛ طراحی و تطبیق محیط بازی با ساختار سازمانی؛ آموزش، توانمندسازی و فرهنگسازی برای بازیوارسازی؛ مشارکت و تعاملات سازمانی؛ سازوکارهای پشتیبانی و مدیریت منابع؛ بهبود تجربه کارکنان و رضایت شغلی در بازیها؛ پایداری و انسجام فرآیند بازیوارسازی است. نتایج بیانگر آن است که بازیوارسازی با طراحی نظام چندبعدی انگیزشی و شفاف، تعامل سازمانی و پشتیبانی ساختاری، رضایت شغلی و بهرهوری کارکنان را ارتقا میدهد.
نقشه راه ناب: رویکردی جدید در مدیریت آیندهنگر
صفحه 72-90
https://doi.org/10.48311/mri.2026.117150.1844
سید حسن کریمی، محمد یوسفی، مهرداد مومنی زاهد، محمد رضا عرب بافرانی
چکیده مدیریت در محیط با پیچیدگی، ابهام و عدم قطعیت بالای امروز نیازمند اتخاذ رویکردهای ترکیبی است؛ که در این پژوهش، به بررسی رهنگاشت ناب در مدیریت پروژههای کلان فناوری، پرداخته میشود. روش انجام این تحقیق ترکیبی از روشهای تحقیق توصیفی تحلیل محتوا و فراتحلیل است. چارچوب مفهومی با تلفیق اصول تفکر ناب و رهنگاشت، امکان افزایش بهرهوری و کاهش اتلاف در پروژهها را فراهم میکند. این چارچوب به مدیران امکان میدهد با کاهش تلفات و بهبود مستمر، منابع را بهینه تخصیص داده و به اهداف راهبردی دست یابند. مولفههای کلیدی چارچوب شامل آمادهسازی، ارزش، تدوین رهنگاشت یکپارچه، اعتباربخشی رهنگاشت، پیادهسازی رهنگاشت یکپارچه، پروژه پایلوت، مشارکت ذینفعان، نگاشت جریان ارزش، جریان پیوسته، سیستم کششی، حذف اتلاف و بهبود مستمر (کایزن) است. نتایج پژوهش نشان میدهد که استفاده از این چارچوب میتواند به بهبود عملکرد کلانپروژههای فناوری، همسویی بهتر با اهداف سازمانی و مدیریت مؤثر منابع منجر شود. پیشنهاد میشود که در تحقیقات آتی، این چارچوب در سطوح مختلف محصول، سازمان، صنعت، بین صنعتی، محلی، منطقهای، ملی و بینالمللی مورد بررسی و آزمون قرار گیرد.
واکاوی جایگاه مفهوم ایدئولوژی در مطالعات مدیریت و سازمان؛ مروری دامنهای
صفحه 92-128
https://doi.org/10.48311/mri.2026.12743.1783
محمدرضا مهدوی هزاوه، محمد جوادی، نادر جعفری هفتخوانی، سیدمحمد جواد موسوی ندوشن
چکیده پژوهش حاضر با هدف تبیین جایگاه مفهومی ایدئولوژی در مطالعات مدیریت و سازمان، به تحلیل نظاممند تحولات نظری، جغرافیایی و تطور زمانی مرتبط با این مفهوم از سال ۱۹۶۱ الی ۲۰۲۴ پرداخته است. با تکیه بر روش مرور دامنهای و تحلیل محتوای کیفی 111 سند علمی شامل مقالات، کتابها و پایاننامهها، گونهشناسی نُهگانهای از رویکردهای غالب مطالعاتی نسبت به ایدئولوژی در مطالعات دانش مدیریت استخراج گردیده است. یافتهها نشان میدهد که ایدئولوژی از یک مفهوم صرفاً سیاسی در نیمه اول قرن بیستم، به متغیری چندوجهی در تحلیلهای مدیریتی تحول یافته که ابعاد مفهومی متنوعی همچون سلطه، مشروعیت، تفسیر، نقد، انسجامبخشی، منطق هنجاری، فانتزی، تدوین کلانراهبردها و مزیت رقابتی اجتماعی را دربر میگیرد. برخلاف دیدگاههای خطی، نتایج پژوهش حاضر حاکی از همزیستی همزمان این رویکردها و تنوع جغرافیایی آنها در فضای پژوهشی است. همچنین تاکید این مطالعه بر نقش ایدئولوژی در خلق مزیت رقابتی و راهبردهای کلان ملی، از جمله نوآوریهای آن در قلمروی دانشی است. همچنین، این پژوهش با نگاهی میانرشتهای و انتقادی، بر اهمیت توسعه نظریهپردازی در حوزه مدیریت و سازمان در بسترهای متنوع فرهنگی و سیاسی مبتنی بر ایدئولوژی بومی را مورد توجه قرار میدهد.
بررسی علل عدم انسجام خطمشیهای محرومیتزدایی در ایران و ارائه راهکارهای انسجامبخشی به خطمشیهای این حوزه
صفحه 130-147
https://doi.org/10.48311/mri.2026.117523.1853
محمد مهدی نامدار جویباری، طیبه عباسی، علی اصغر پورعزت، هانیه احمدی
چکیده محرومیت بهعنوان فقدان دسترسی به منابع برای تأمین نیازهای اساسی از چالشهای پایدار جوامع معاصر است که با ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی گره خورده و عوامل ساختاری و محیطی گوناگونی در تداوم آن نقش دارند. در ایران باوجود تلاشهای گسترده در حوزهی محرومیتزدایی شواهد نشان میدهد که خطمشیها از کارایی و اثربخشی مطلوب برخوردار نبودهاند. این پژوهش با هدف تحلیل انسجام خطمشیهای محرومیتزدایی در ایران و ارائهی راهکارهایی برای ارتقای آن در چارچوب خطمشیگذاری عمومی انجام شده است. پژوهش با رویکرد کیفی و با ترکیب دو راهبرد تحلیل محتوا و تحلیل مضمونی انجام گرفت. در بخش تحلیل محتوا، اسناد قانونی و سیاستی مرتبط از سال ۱۳۲۷ تا ۱۴۰۳ با استفاده از مدل بهارداج و چهار شاخص اصلی (تعدد نهادها، پوشش ابعاد محرومیت، تناقضات قانونی و همخوانی با اسناد بالادستی) بررسی شدند. در بخش تحلیل مضمونی، دادههای حاصل از مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۱۵ نفر از خبرگان حوزهی سیاستگذاری و محرومیتزدایی، بر اساس مدل براون و کلارک (۲۰۰۶) تحلیل گردید. یافتهها نشان میدهد که خطمشیهای محرومیتزدایی در ایران از انسجام ساختاری و کارکردی کافی برخوردار نیستند و این نابسامانی در سه سطح افقی، عمودی و درونی قابل شناسایی است. بر اساس نتایج راهکارهایی چون تعیین متولی واحد، ایجاد بانک اطلاعاتی جامع، بازطراحی نظام توزیع منابع و تنقیح قوانین، بهعنوان پیشنهادهای سیاستی ارائه شدهاند. این پژوهش با تأکید بر ضرورت انسجامبخشی به خطمشیهای محرومیتزدایی چارچوبی عملیاتی برای بهبود کیفیت سیاستگذاری و افزایش اثربخشی مداخلات دولتی در این حوزه فراهم میآورد.
