تبلیغات خیرخواهانه: بررسی اثربخشی ژانرهای متون درخواست کمک موسسات خیریه با رویکرد ردیابی چشمی
صفحه 1-33
https://doi.org/10.48311/mri.2025.27639
مبینا فلاح نژاد؛ میثم شیرخدایی؛ سمیه نامدار طجری
چکیده انسانها ذاتا موجودات نوعدوستی هستند. این نوعدوستی ذاتی باعث گذشتن آنها از منافع خود برای دیگران؛ و مشارکت در امور خیریه میشود. امروزه با کاهش حمایتهای دولتی و کمبود منابع مالی؛ خیریهها به استفاده از روشهای ارزان و موثر بازاریابی متمایل شدند. در این تحقیق؛ به بررسی یکی از ارزانترین روشهای بازاریابی خیریه، یعنی نامه و کمپینها، پرداخته شد. هدف پژوهش، کمک به خیریهها در جذب کمکهای بیشتر؛ با شناسایی ساختار متون خیریه و تعیین عناصر اثربخش آن میباشد. تحقیق حاضر یک پژوهش از نوع آمیخته میباشد که در دو بخش کیفی و کمی صورت پذیرفته است. در ابتدا؛ با روش تحلیل ژانر متون 26 کمپین از 8 وبسایت خیریه؛ و 18 نامه از 5 موسسه خیریه؛ بررسی گردید. در بخش کمی تحقیق نیز؛ دو متن خیریه توسط مشارکتکنندگان مورد مطالعه قرار گرفتند. در نهایت؛ 7 حرکت و 21 قدم در نامهها؛ و 8 حرکت و 17 قدم در کمپینهای خیریه با روش تحلیل ژانر و رویکرد تحلیل حرکت شناسایی شدند. همچنین نتایج حاصل از ردیابیچشمی نشان دادند که در نامههای خیریه حرکت درخواست کمک؛ و در کمپینها حرکت معرفی موسسات خیریه؛ مور توجه قرار گرفته است. مطابق نتایج؛ بخش میانی متون خیریه بیشتر از سایربخشهای مود توجه قرار میگیرند؛ بنابراین بهتر است که موارد مهم در پاراگراف میانی متون درخواست کمک جای گیرند.
ارائه الگوی شایستگی استراتژیک مدیران ارشد صنعت پتروشیمی با استفاده از روش K-means مطالعه موردی: شرکت پتروشیمی نوری
صفحه 35-61
https://doi.org/10.48311/mri.2025.27640
مجید نیلی احمدآبادی؛ محمدزمان رستمی؛ محمدرضا پرویزی؛ غزل قلوزی
چکیده با توجه به چالشهای متعددی که صنایع پتروشیمی امروزه با آن مواجه هستند، از جمله فناوریهای نوین، تحریمها و مسائل تولید، برنامهریزی استراتژیک به یکی از ابزارهای کلیدی برای تقویت این صنایع در عرصه رقابتهای ملی، منطقهای و بینالمللی تبدیل شده است. شایستگی و توانمندی مدیران ارشد در طراحی و اجرای برنامههای استراتژیک نقشی حیاتی در موفقیت سازمانها ایفا میکند. این پژوهش با هدف شناسایی شایستگیهای استراتژیک مدیران ارشد و کارکنان شرکت پتروشیمی نوری، بهمنظور تحقق اهداف استراتژیک در صنایع پتروشیمی، انجام شده است. این مقاله در پاسخ به سوال از علت اصلی موفقیت شرکت پتروشیمی نوری، فرضیه وجود شایستگیهای استراتژیک در مدیران این شرکت را مطرح میسازد. در این تحقیق با استفاده از روش تحلیل مضمون، شایستگیهای استراتژیک مدیران این شرکت در پنج بعد شامل دانش، مهارت، تجربه، نگرش و ویژگیهای شخصیتی شناسایی و در 10 مولفه اصلی و 53 مولفه فرعی دستهبندی شدند. سپس این مولفهها با استفاده از طیف رتبهبندی پنجوجهی لیکرت ارزیابی شدند. نتایج پژوهش نشان داد که در بسیاری از این مولفهها مدیران این شرکت رتبه 5 را کسب شده است. از این رو، این شرکت میتواند بهعنوان الگویی برای سایر مجتمعهای پتروشیمی در ایران و حتی جهان مطرح شود. همچنین، استفاده از تجربه و دانش این مدیران توانمند در قالب جلسات آموزشی، میتواند به افزایش بهرهوری در سایر مجتمعهای پتروشیمی کشور کمک شایانی کند
اولویتبندی برنامههای توسعه فردی مدیران منابع انسانی در حوزه مربیگری با بهرهگیری از روش دلفی مبتنی بر هوش مصنوعی
صفحه 63-91
https://doi.org/10.48311/mri.2025.27635
زهرا پورامینی؛ حامد دهقانان؛ مهدی یزدان شناس؛ ایمان رئیسی وانایی
چکیده این پژوهش با هدف شناسایی و اولویتبندی مهارتها و نیازهای توسعه فردی مدیران منابع انسانی در حوزه مربیگری، به تلفیق روش دلفی سنتی (مبتنی بر دیدگاههای خبرگان) با قابلیتهای روش دلفی مبتنی بر هوش مصنوعی پرداخته است. در راستای ارائه یک الگوی نوآورانه در روششناسی تحقیق، از ظرفیت تحلیل مدلهای زبانی پیشرفته نظیر ChatGPT، DeepSeek، Perplexity، Microsoft Copilot و Gemini در کنار تجربه و قضاوت انسانی استفاده شده است. پژوهش از نوع کاربردی است، اما به دلیل تمرکز بر توسعه ابزارهای تحلیلی نوین، جنبههایی از پژوهشهای بنیادی را نیز در برمیگیرد. جامعه پژوهش شامل ۱۰ نفر از متخصصان منابع انسانی و پنج مدل زبانی هوش مصنوعی است. گردآوری دادهها با استفاده از روش دلفی انجام شده و برای افزایش اعتبار یافتهها، رویکرد زاویهبندی به کار رفته است. شایان ذکر است که برای طراحی پرسشنامه اولیه، علاوه بر مرور ادبیات، ۱۰۰ شرح شغلی و ۵۰ آگهی شغلی با استفاده از Python تحلیل شده است. نتایج نشان میدهد دلفی مبتنی بر هوش مصنوعی توانایی بالایی در تحلیل دقیق و چندلایه مؤلفهها دارد و دادههایی با دیدگاههای متنوع و چرخشی تولید میکند. این فرآیند در پنج مرحله طراحی شده که از نگارش هدفمند پرامپتها آغاز و با اولویتبندی مؤلفهها پایان مییابد. برای نخستین بار در ایران، این فرآیند به صورت ساختارمند در حوزه توسعه فردی و پژوهشهای علمی اجرا شده و میتواند در ترکیب با دلفی انسانی، دقت تحلیل و کیفیت تصمیمسازی در مطالعات را بهطور معناداری ارتقا دهد.
تحلیل اثر نشانههای هشداردهنده اولیه و علل کار خارجـازـتوالی بر بهرهوری پروژههای ساختوساز صنعتی
صفحه 93-130
https://doi.org/10.48311/mri.2025.27637
امیرعلی فوکردی؛ سید کامران قریشی؛ فاطمه تقیملایی
چکیده این پژوهش در پی شناسایی بارزترین نشانههای هشدار اولیه و علل وقوع کار خارجـازـتوالی و تحلیل اثر آنها بر بهرهوری پروژههای ساختوساز صنعتی است. بدین منظور، با اتکا به پیشینه پژوهش و نظرات گروهی متشکل از 16 خبره و به کمک فن دلفی فازی بارزترین این نشانهها و علل در پروژههای ساختوساز صنعتی تعیین، و با استفاده از قواعد ماکسـماکس و بیز اثر آنها بر بهرهوری پروژههای مذکور در دو موقعیت اطمینان کامل و ریسک تحلیل شد. ادغام یافتههای دو رویکرد نشان داد که در میان بارزترین نشانههای هشدار اولیه، شش نشانه «ویرایشهای زیاد در طراحی»؛ «حضور افراد بیتجربه در نقشهای کلیدی»؛ «گرایش به تخطی از منحنی پیشرفت خط پایه»؛ «برنامهریزی ضعیف برای گذار از مرحله ساخت به مرحله راهاندازی»؛ «درصد بالای دوبارهکاری»؛ و «استفاده زودهنگام از شناوری» جدیترین اخطار آسیب به بهرهوری از جانب کار خارجـازـتوالی را میدهند. همچنین، در میان بارزترین علل کار خارجـازـتوالی، «عدم توجه به الزامات ذینفعان حین برنامهریزی»؛ «تغییر در طراحی»؛ «ارتباط ضعیف تیم پروژه با طرفهای مختلف پروژه»؛ «عدم تحویل بهموقع توسط تأمینکنندگان»؛ «واقعی نبودن زمان پیشبینیشده برای فعالیتها»؛ و «نبود منابع مالی کافی برای پروژه» میتوانند با زمینهسازی برای وقوع کار خارجـازـتوالی، بیشترین آسیب را به بهرهوری پروژههای ساختوساز صنعتی وارد کنند. یافتههای این مطالعه به مدیران در درک بهتر نشانههای هشدار اولیه و علل کار خارجـازـتوالی و پیشبینی تمهیداتی برای پیشگیری از وقوع یا کاهش آثار منفی این پدیده در مرحله برنامهریزی پروژههای ساختوساز صنعتی کمک میکند.
تحلیل کتابسنجی کاربست هوش مصنوعی در بازاریابی دیجیتال در شرکتهای کوچک و متوسط: گذشته، حال، آینده
صفحه 132-158
https://doi.org/10.48311/mri.2025.23860
مینا فرجامی؛ داود فیض؛ مهدی خادمی؛ وحید شرفی
چکیده اخیرا با نفوذ هوش مصنوعی، محیط بازاریابی شرکتهای کوچکومتوسط، شاهد پیشرفتهای قابل توجهی بوده است. هدف این تحقیق شناسایی تاثیرگذارترین مشارکتکنندگان، روندهای فعلی و جهتهای تحقیقاتی آینده در زمینه هوش مصنوعی در بازاریابی دیجیتال در شرکتهای کوچک و متوسط است. به این منظور دادههای کتابسنجی 100 سند بین سالهای 2000 تا 2025 در زمینه هوش مصنوعی در تحقیقات بازاریابی از پایگاه داده اسکوپوس استخراج شد. برای تجزیه و تحلیل از نرمافزار VOSviewer نسخه 1.6.20.0 استفاده شد. نتایج و روند انتشار نشان دهنده رشد سالانه در هوش مصنوعی در تحقیقات بازاریابی است. علاوه بر این، تحلیل همرخدادی کلیدواژهها، چهار خوشه موضوعی اصلی را کشف کرد: خوشه اول- دیجیتالی شدن شرکتهای کوچکومتوسط، خوشه دوم- فرصتهای بازاریابی هوش مصنوعی در صنعت، خوشه سوم- تحلیل داده و تصمیمگیری پیشرفته و خوشه چهارم- استراتژیهای بازاریابی و شبکههای اجتماعی. این مطالعه با شناسایی خوشههای موضوعی فعلی، حوزههای تحقیقاتی آینده را شناسایی میکند. همچنین این تحقیق دارای کاربردهای عملی برای بازاریابان در شرکتهای کوچک و متوسط است و نشان میدهد که چگونه هوش مصنوعی میتواند برای بهبود عملیات تجاری استفاده شود.
تحول دیجیتال در بانک؛ حوزه ها و روندهای پژوهش
صفحه 160-187
https://doi.org/10.48311/mri.2025.27634
هادی تقوی؛ محمد مهرآیین؛ مهدی شامی زنجانی؛ علیرضا خوراکیان
چکیده تحول دیجیتال بهعنوان یکی از مهمترین محرکهای تغییر در بانکداری معاصر، تأثیرات عمیقی بر ساختارها، فرآیندها، و خدمات بانکی گذاشته است. این مقاله با هدف شناسایی حوزهها و روندهای پژوهشی در تحول دیجیتال بانکی، یک تحلیل کتابسنجی جامع بر اساس دادههای کتابشناختی موجود در پایگاههای علمی برجسته انجام داده است. با استفاده از ابزار VOSviewer، نقشهسازی علمی و تجسم روابط میان کلیدواژهها، نویسندگان، و انتشارات انجام شده و خوشهبندیهای اصلی در ادبیات این حوزه شناسایی شده است. یافتهها نشان میدهند که پژوهشهای تحول دیجیتال در بانکداری به حوزههایی نظیر هوش مصنوعی، امنیت سایبری، فینتک، بانکداری باز و تجربه مشتری متمرکز شدهاند. همچنین، روندهای نوظهور در بانکداری دیجیتال، شامل استفاده از فناوریهای نوین مانند بلاکچین و رایانش ابری، مورد بررسی قرار گرفته است. این مقاله با تحلیل الگوها و شکافهای پژوهشی، مسیرهای آتی برای مطالعات علمی در این حوزه را پیشنهاد میکند و بر ضرورت توسعه استراتژیهای نوآورانه برای تطبیق بانکها با چالشها و فرصتهای تحول دیجیتال تأکید دارد. نتایج میتواند به پژوهشگران، سیاستگذاران، و مدیران بانکی در درک بهتر روندهای کلیدی و طراحی راهکارهای مبتنی بر داده برای آینده بانکداری کمک کند.
