نشریه پژوهشهای مدیریت در ایران یکی از نشریات انتشارات دانشگاه تربیت مدرس است که تحت مسئولیت علمی سردبیر و هیات تحریریه منتشر می شود. مجله علوم انسانی در رشته های مختلف علوم انسانی بصورت جنگی از پاییز ۱۳۶۹ چاپ و منتشر شد. در سال ۱۳۷۵ موفق به کسب درجه علمی -پژوهشی گردید و از بهار سال ۱۳۸۰ بر اساس سیاست وزارت علوم ؛ مبنی بر تخصصی شدن مجلات، در سه رشته حقوق، مدیریت و جغرافیا انتشار یافت که تا مهر ۱۳۸۸ ادامه داشت . از مهر ۱۳۸۸ براساس سیاست جدید وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری برای تخصصی شدن مجلات؛ به مجله مدرس علوم انسانی (مدیریت) مجوز چاپ مجله با عنوان تخصصی جدید داده شد؛ که براساس آن مجله مدرس علوم انسانی ویژه مدیریت، از این پس با عنوان " فصلنامه علمی -پژوهشی مدرس علوم انسانی -پژوهشهای مدیریت در ایران" منتشر خواهد شد. مجله علمی پژوهشی "پژوهش های مدیریت در ایران" با مجوز انتشار شماره:۴۸۳۲۰ به تاریخ: ۱۴/۶/۹۱ از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر میشود.
سرقت ادبی: فصلنامه از سامانه مشابهتیاب سمیم نوربرای حصول اطمینان از صحت مالکیت و نداشتن تشابه با سایر مقالات استفاده میکند تا از اصالت اثر اطمینان حاصل کند.
فرآیند داوری و پذیرش مقاله: برای مشاهده فرایند پذیرش مقاله به صورت نمودار اینجا را کلیک کنید.
دریافت فرمت مجله: برای دریافت فرمت مجله در قالب فایل word، اینجا را کلیک کنید.
نوع دسترسی: دسترسی رایگان و آزاد به مقالات (open access)
نوع داوری: داوری بسته (دو سو ناشناس) و 2 داور
هزینه بررسی و پذیرش مقالات: رایگان
انواع مقالات قابل انتشار در نشریه: پژوهشی، مروری
بازه زمانی بررسی اولیه مقالات دریافتی: 7 الی 10 روز
میانگین بازه زمانی فرآیند داوری پذیرش مقاله: حداکثر تا 6 ماه
چکیده تحلیل پوششی دادهها (DEA) بهعنوان یک روش غیرپارامتری و دادهمحور، ابزاری کارآمد برای ارزیابی کارایی نسبی مجموعهای از واحدهای تصمیمگیرنده (DMUها) با چندین ورودی و خروجی است. با این حال، مدلهای کلاسیک DEA ساختار درونی DMUها را نادیده میگیرند و آنها را بهعنوان جعبههای سیاه در نظر میگیرند. برای رفع این محدودیت، DEAی شبکهای توسعه یافته است که تعاملات درونی بین اجزای DMU را به طور صریح مدلسازی میکند. علاوه بر این، در بسیاری از کاربردهای واقعی، برخی متغیرهای ورودی، خروجی یا محصولات بینابینی دارای ماهیت گسسته و مقادیر صحیح هستند و حتی ممکن است دادههای منفی نیز وجود داشته باشد. این ویژگیها در مدلهای مرسوم DEA نادیده گرفته میشوند و میتوانند منجر به برآوردهای نادرست و غیرعملی گردند. در این مقاله، یک مدل DEAی شبکهای مبتنی بر تابع فاصلهی جهتدار برای سیستمهای سری دو بخشی ارائه میشود که قابلیت پردازش همزمان دادههای منفی و مقدار صحیح را داراست. مدل پیشنهادی با تعریف مناسب بردار جهت، امکان اندازهگیری کارایی سیستم تحت هر دو فرض بازده به مقیاس ثابت و متغیر را فراهم میکند. برای نمایش قابلیتهای مدل پیشنهادی، یک مطالعهی موردی بر روی ۲۹ زنجیرهی تأمین ایرانی در صنعت تجهیزات مصرفی پزشکی انجام شده است. نتایج نشان میدهد که مدل پیشنهادی نهتنها قادر است DMUهای کارا و ناکارا را بهدرستی تفکیک کند، بلکه با ارائهی نقاط تصویر، مسیر دقیق اصلاح عملکرد هر بخش را نیز مشخص میسازد. یافتهها نشان میدهد که رویکرد پیشنهادی میتواند بهعنوان ابزاری معتبر برای ارزیابی و بهبود کارایی زنجیرههای تأمین، بهویژه در صنایع حساس نظیر تجهیزات
علی حیدری، ایوب محمدیان، محمدعلی شاه حسینی، مهدی عبدی
چکیده مفهوم استراتژیپردازی، بهعنوان یکی از مفاهیم نوین و کاربردی در مدیریت استراتژیک، به دلیل ابهام در تعریف و تبیین ابعاد آن، نیازمند مطالعه و بررسی دقیقتر است. این پژوهش با هدف شفافسازی مفهوم استراتژیپردازی و کاهش ابهام موجود در ادبیات، از رویکرد تحلیل مفهوم سودابی استفاده کرده است. بدین منظور، مقالات منتشرشده بین سالهای 1990 تا 21 جولای 2025 در پایگاه اسکوپوس با کلیدواژههای "استراتژیپردازی" و "استراتژی بهعنوان عمل" مورد جستجو و تحلیل قرار گرفتهاند. یافتههای پژوهش شامل تعریف شفاف مفهوم استراتژیپردازی، تبیین سطح تحلیلی، دامنة زمانی و مبانی فلسفی آن، مقایسه با مفاهیم مشابه، و ارائه چارچوبی منسجم برای این مفهوم است. چارچوب مفهومی پیشنهادی میتواند زمینة کاربست بهتر این مفهوم در سطوح کسبوکار، شرکت و اکوسیستم را فراهم سازد. این پژوهش میتواند آغازی برای تحقیق و توسعة بیشتر پیرامون مفهوم استراتژیپردازی، به ویژه در حوزة قابلیتهای موردنیاز برای آن و همچنین راهکارهای پیادهسازی آن در سطوح مختلف سازمانی و مدیریتی باشد.
جهاد سالم عباس، محمد باشکوه، قاسم زارعی، ناصر سیف الهی
چکیده هدف این پژوهش، شناسایی و بررسی عناصر و مقوله های توسعه ظرفیت نوآوری با رویکرد اقیانوس آبی در صنعت داروسازی عراق است. این مطالعه در سطح کاربردی بوده و با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون انجام گردید. دادهها از مصاحبههای نیمهساختاریافته با 19 مدیر و متخصص بازاریابی و صنعت داروسازی جمعآوری و در سه مرحله کدگذاری (باز، محوری، انتخابی) تحلیل شدند. در مرحله کدگذاری باز، 77 کد اولیه شناسایی گردید که به 12 مقوله محوری شامل چالشهای اقیانوس قرمز، نیاز به خروج از رقابت سنتی، مزایای استراتژی اقیانوس آبی، حذف عوامل غیرضروری، کاهش عوامل کمارزش، ارتقای عوامل موجود، ایجاد عوامل جدید، افزایش ظرفیت نوآوری، ادغام فناوریهای نوین، پایداری و تأثیرات بلندمدت، و آیندهنگری دستهبندی شدند. این مقولهها در نهایت به چهار مضمون کلان چالشها، ابزارها، کاربردها و پیامدها سازماندهی شدند. یافتهها نشان میدهند که چالشهای رقابتی اقیانوس قرمز، مانند رقابت سنتی شدید و محدودیتهای نوآوری، با استفاده از چارچوب چهارگانه مکانیزم حذف، کاهش، افزایش و خلق قابل کنترل ومدیریت هستند. استراتژی اقیانوس آبی با ایجاد بازارهای جدید و ادغام فناوریهای نوین، ظرفیت نوآوری و پایداری اقتصادی را تقویت، نوآوری تحولآفرین را تسهیل و مزیت رقابتی بلندمدت ایجاد میکند.
چکیده چتباتها بهعنوان یکی از کاربردهای مهم هوش مصنوعی، بهطور فزایندهای در تعامل میان مشتریان و سازمانها مورد استفاده قرار میگیرند و نقش مهمی در بهبود تجربه مشتری ایفا میکنند. با وجود گسترش کاربرد این فناوری، شناخت نظاممند انتظارات کاربران از چتباتها، بهویژه در بستر فرهنگی ایران، همچنان محدود است. هدف پژوهش حاضر، شناسایی و تبیین انتظارات مشتریان ایرانی از تعامل با چتباتها در محیطهای آنلاین است. این پژوهش با رویکردی کیفی و با بهرهگیری از روش تحلیل تم انجام شده است. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۲۰ نفر از کاربران دارای تجربه یا آشنایی کاربردی با چتباتها گردآوری شد و نمونهگیری به روش گلولهبرفی ادامه یافت تا اشباع نظری حاصل شود. در فرایند تحلیل دادهها، ۱۰۹ مضمون پایه استخراج و در قالب ۲۳ مضمون سازماندهنده و ۶ مضمون فراگیر طبقهبندی شدند. یافتهها نشان میدهد که انتظارات مشتریان از چتباتها در شش بعد اصلی شامل اثربخشی، کیفیت پاسخگویی، انسانگونگی، ارتباطگیری، امنیت و دسترسی قابل تبیین است. این ابعاد طیفی از انتظارات کارکردی، تعاملی و احساسی کاربران را در بر میگیرد و بیانگر آن است که مشتریان، علاوه بر سرعت و دقت پاسخها، به ویژگیهایی نظیر همدلی، درک زمینه گفتگو، شخصیسازی تعامل و حفظ حریم خصوصی نیز توجه ویژه دارند. نتایج این پژوهش میتواند مبنایی کاربردی برای طراحی، توسعه و بهبود چتباتهای خدماتی متناسب با نیازها و ویژگیهای کاربران ایرانی فراهم آورد.
چکیده با رشد زبالههای الکترونیکی و محدودیت منابع، محصولات بازسازیشده مانند گوشی هوشمند و لپتاپ گزینهای پایدار و مقرونبهصرفهاند، اما الگوی پذیرش آنها در ایران نیازمند تبیین دقیق است. این پژوهش با تلفیق نظریه رفتار برنامهریزیشده آجزن و مدل رفتار نوعدوستانه شوارتز، چارچوبی پیشبینیمحور مبتنی بر شبکههای عصبی مصنوعی برای برآورد قصد و رفتار خرید ارائه میکند. مطالعه توصیفی- کاربردی، پیمایشی و تکمقطعی است؛ دادهها از ۴۰۰ مصرفکننده ایرانیِ گوشی هوشمند و لپتاپ در پاییز و زمستان ۱۴۰۳ با نمونهگیری در دسترس و پرسشنامه پنجدرجهای گردآوری شد. پس از پاکسازی، بازکُدگذاری آیتمهای منفی و نرمالسازی، شبکههای چندلایه در متلب با تفکیک ۷۰/۱۵/۱۵ آموزش یافت و علاوه بر پیشبینی، اهمیت نسبی سازهها با تحلیل حساسیت محاسبه شد. نتایج نشان داد مدل شبکه عصبی مصنوعی توان پیشبینی قابل اتکا برای قصد و رفتار خرید دارد؛ در رتبهبندی اهمیت، کنترل رفتاریِ درکشده و نگرش نسبت به رفتار بیشترین سهم را در تبیین رفتار خرید داشتند و قصد خرید حلقه پیونددهنده مؤثری میان سازههای شناختی و رفتار واقعی باقی ماند، در حالیکه هنجار ذهنی، هنجار اخلاقی و آگاهی از پیامد اثرات مثبت اما ملایمتری نشان دادند. این رویکرد یادگیریمحور، فراتر از تبیینهای خطی، تصویر دقیقتری از الگوهای نهفته بین سازهها و برآورد مطمئنتری از احتمال وقوع رفتار خرید در بافت ایران فراهم میکند و نشان میدهد سیاستهای اثربخش باید همزمان بر تقویت احساس توانمندی و سهولت عمل، سادهسازی فرایند خرید و کاهش ریسک خدمات پس از فروش، و شکلدهی نگرش مثبت مبتنی بر منافع اقتصادی و زیستمحیطی متمرکز شوند.
چکیده دو رویکرد برای ارزیابی کارآیی بازار اختیارات وجود دارد. رویکرد مبتنی بر مدل و رویکرد مبتی بر آربیتراژ. مطالعات تجربی متعددی کارآیی مبتنی بر مدل (مقایسه قیمتهای حاصل از مدل اختیار با قیمت بازار) را برای بازار اختیارات آزمون کردهاند و به نتایج متناقضی دست یافتهاند. در عین حال تناقضات زیادی در نتایج این مطالعات مشاهده شده است.؛ به نحوی که برخی مطالعات حاکی از کارایی و برخی دیگر، حاکی از ناکارایی این بازار است. هدف این مطالعه، فراتحلیل کارایی بازار اختیارات با رویکرد مبتنی بر مدل در راستای تحلیل تناقضات مطالعات تجربی گذشته و عواملی است که باعث ایجاد این تناقض شده است. لذا، 30 مطالعه انتشار یافته در بین سالهای 2003 تا 2022 در مجلات نمایه شده در پایگاه اسکوپوس برگزیده و 6409 نمونه برای آزمون فرضیهها از آن استخراج شد. جامعه آماری این فراتحلیل شامل کلیه آزمونهای گزارش شده در مطالعات گذشته (منتشر شده در نشریات نمایه شده در اسکوپوس) در حیطه ارزیابی کارآیی بازار اختیارات با رویکرد مبتنی بر مدل است. نتایج حاکی از ناکارایی بازار اختیارات است. بدین معنا که قیمت قراردادهای اختیار از ارزش ذاتی آن فاصله معناداری دارد؛ ضمن اینکه کلیه آزمونهای استواری نظیر معیار کارآیی، مدل قیمتگذاری اختیار، اعتبار نشریه، زمان تحلیل و عمق ارزشمندی نیز این نتیجه را تایید میکند.
چکیده هدف از این پژوهش شناسایی ابعاد و مدلهای سنجش صلاحیت حرفه ای مشاغل بازاریابی دیجیتال بود. روش پژوهش از نوع مطالعه مروری سیستماتیک بر روی پژوهش های انجام شده از پایگاه های بین المللی بین بازه زمانی 2016 تا 2025 بود و در نهایت تعداد 8 عنوان از مقالات استخراج شده مورد تایید قرار گرفته و تحلیل و جمع بندی شدند. یافته ها نشان داد که سنجش مهارتهای نرم در ابعاد تفکر تحلیلی و حل مسئله، مهارتهای ارتباطی ، مهارتهای تیمی، مهارت مدیریت، مهارت های فردی و مهارتهای بین فردی، در بررسی صلاحیت های حرفه ای افراد در مشاغل بازاریابی دیجیتال کمک کننده است. همچنین دیگر یافته پژوهش این بود که ترکیب مدلهایی نظیر DigComp بهعنوان یکی از جامعترین مدلها برای سنجش در این حوزه شناخته میشود که علاوه بر صلاحیت های عمومی، پنج حوزه کلیدی (اطلاعات و سواد داده، ارتباط، تولید محتوا، ایمنی، و حل مسئله) را در بر می گیرد و مدل مهارتهای قرن 21 شامل مهارتهای یادگیری، سوادهای دیجیتال و مهارتهای زندگی و شغلی و استفاده از پرسشنامه ها و آزمونهای موقعیتی عملکرد محور، می تواند ابزاری مناسب و چند بعدی برای بررسی صلاحیت های افراد در این مشاغل محسوب شود.در نتیجه طراحی پلتفرمهایی که عملکرد کاربران را در پروژه و موقعیت های واقعی دیجیتال مارکتینگ(مانند اجرای کمپین، تحلیل داده، یا مدیریت شبکه اجتماعی) ارزیابی کنند، می تواند کمک کننده باشند و استفاده از دادههای واقعی، تعامل در محیطهای شبیهسازیشده و بازخورد مستمر میتواند دید دقیقتری از صلاحیت حرفهای افراد ارائه دهد.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 دی 1404
روح اله الرضا نعمت اللهی، رضا طهماسبی، سید مهدی الوانی، حسن زارعی متین
چکیده توسعه نیروهای کلیدی به عنوان جزئی مهم از توسعه منابع انسانی سازمان میتواند پیشران نیل به سازمانی کارآمد، اثربخش و یادگیرنده شود. هدف این پژوهش طراحی الگوی توسعه استعدادها در دیوان محاسبات کشور میباشد. پارادایم این پژوهش، تفسیری، رویکرد آن کیفی، روش مورد استفاده، مطالعه موردی و روش تجزیه و تحلیل اطلاعات، تحلیل مضمون میباشد. جامعه و نمونه آماری این پژوهش، نیروهای کلیدی شاغل در پستهای کلیدی میباشد. پستهای کلیدی با رجوع به نظر خبرگان شناسایی و اقدام به خوشهبندی آنها گردید. به منظور تعیین نیازهای توسعهای نیروهای کلیدی و تخصیص سازوکارهای توسعه استعدادها به آنها با 19 نفر از خبرگان که با روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند، مصاحبه شد. الگوی این پژوهش متشکل از هدف و استراتژی، چیستی، چگونگی، و نتایج میباشد. نیروهای کلیدی شاغل در خوشههای مختلف نیروهای کلیدی در بخشهایی از زمینههای فنی/ تخصصی، شایستگیهای فردی، زمینههای درونسازمانی و برون سازمانی توسعه یافته بوده اما لازم است در حال حاضر و در آینده در سایر بخشها نیز توسعه یابند. تمامی مصاحبه شوندگان قائل به وجود تفاوت در سازوکارهای انتخاب شده، نحوه و سطح پیادهسازی آنها بین نیروهای کلیدی و سایر کارکنان بودند. نتایج نشان میدهد سازوکارهای موجود و پیشنهادی برای توسعه استعدادها در قالب چهار دسته سازوکار شامل سازوکارهای مبتنی بر شغل، مبتنی بر رابطه، مبتنی بر برنامههای رسمی و سازوکارهای غیررسمی/ فاقد رسمیت قرار دارند.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 20 آبان 1404
سعید زرندی، محمد کاظم پور تیمورلوئی
چکیده تحولات چند دهه اخیر در اقتصاد حتی سرمایه داری و بحران سال 2007 نشان می دهد که نمی توان از کناره گیری دولت در فرایند توسعه صحبت کرد.میزان دخالت دولت در فرایند توسعه از موضوعات مهم اقتصاد است. دیدگاههای مختلفی بین متخصصان درمورد اینکه چه نوع سیاستهایی درایجاد توسعه مؤثرهستند،وجود دارد.دیدگاه اول استدلال می کند که باید نقش بزرگتری برای دولت وجود داشته باشد و دیدگاه دوم نقش حداقلی را برای دولت و اجازه دادن به مکانیسم بازار را تایید می کند.دیدگاه سوم ﺩﺭ ﻋﻴﻦ ﭘﺬﻳﺮﺵ ﺍﺻﻞ ﻣﺎﻟﻜﻴﺖ ﺧﺼﻮﺻـﻲ،ﺩﺧﺎﻟـﺖ ﻫـﺎﻱ ﺩﻭﻟﺘـﻲ ﺭﺍ ﺗﻮﺻﻴﻪ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.هدف ﺍﺻﻠﻲ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ پژوهش تشریح ﻧﺤﻮﻩ ﻭ ﺣﻮﺯﻩ ﺩﺧﺎﻟﺖ ﺩﻭﻟـﺖ است. روش تحقیق این پژوهش توصیفی – تحلیلی است. تولید دولتی کالاو خدمات،پرداختهای انتقالی، مالیات و مقررات چهار کانال اصلی دولت برای تاثیر گذاری بر فعالیت های اقتصادی می باشد و تنظیم مداخله بهینه دولت براساس سیاست سرمایه گذاری، تجاری،صنعتی بررسی شده است. برمبنای نتایج پژوهش بر خلاف باورهای لیبرالی در این باره که مداخله دولت مانع توسعه است در کشورهای اسیای شرقی مداخله اگاهانه عاملان دولتی عامل اصلی توسعه این کشورهاست و تمرکز اصلی در این کشورها به جای دخالت یا عدم دخالت بر نحوه و حوزه دخالت دولت است.در کشور ما نیزحضور دولت باید همه جانبه و معطوف به توسعه باشد. ﺑﺎ ﺩﺧﺎﻟﺖ ﺩﻭﻟـﺖ ﺩﺭ فرایندهای توسعه ﻭ ﺗﻨﻈـﻴﻢ ﻭهدایت مکانیزم بازار میﺗﻮﺍﻥ ﻧﺎﺭﺳﺎﻳﻲ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﻃﺮﻑ ﺳﺎﺧﺖ ﻭ ﻧﻈﺎﻡ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳـﻮﻱ ﻭﺿـﻌﻴﺖ ﺑﻬﺘـﺮﻱ ﺍﺯ ﻟﺤـﺎﻅ ﺗﺨﺼﻴﺺ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻭ ﺍﻳﺠﺎﺩ ظرفیت های اقتصادی ﺳﻮﻕ ﺩﺍﺩ.
محمد شهاب شیبانی فر، عباسعلی رستگار، سید مهدی الوانی، حسین دامغانیان، حسن دانایی فرد
چکیده پرداختن به مدیریت و مدیریت منابع انسانی بهصورت علمی در ایران عمری کمتر از یک قرن دارد. این تحقیق، سیر تطور «دانش مدیریت منابع انسانی» در ایران را به کمک استراتژی پژوهش کیفی نظریه داده بنیاد موردمطالعه قرار داده است. دادههای تحقیق از مصاحبههایی که با جمعی از اساتید پیشکسوت دانش مدیریت در ایران انجام شده است، به دست آمده که با دادههای گردآوری شده از منابع مکتوب تکمیل شدهاند. در گام بعدی با استفاده از کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری گزینشی دادههای منابع شفاهی و مکتوب تحقیق تحلیل گردیدهاند. درنهایت، نظریهای مبتنی بر مدل سیستماتیک نظریه داده بنیاد اشتراوس و کوربین تطور دانش مدیریت منابع انسانی در ایران را در 4 دورهی تاریخی «دوره تکوین»، «دوره شکوفایی»، «دوره فترت» و «دوره بازآفرینیِ» منابع انسانی دستهبندی کرده است.
چکیده پیمان میتواند یک شیوه کاملاً مؤثر برای دستیابی به فرصتهای استراتژیک جدید باشد اما علیرغم این موضوع، درصد بالایی از پیمانهای استراتژیک با شکست مواجه شده و به نتیجه ختم نمیشوند. از این رو پژوهش حاضر به دنبال شناسایی عوامل مؤثر بر پایداری و ثبات پیمانهای استراتژیک با استفاده از مرور نظاممند بوده است. موارد مورد بررسی در این پژوهش کلیه مقالات پذیرفتهشده در پایگاههای معتبر بودند که بعد از انجام فیلترینگ در چند مرحله تعداد 44 مقاله برای ارزیابی و تحلیل نهایی مورد بررسی قرار گرفتند. در فرایند کدگذاری بر اساس مقالات گزینش شده و نهایی تعداد 30 مضمون فرعی در غالب سه مضمون اصلی تقسیمبندی شدند که عبارتاند از : تیم مدیریت ارشد، ساختار و کسبوکار. در بخش تیم مدیریت ارشد ، قابلیت استراتژیک رهبران، تعهد تیم مدیریت ارشد ، هماهنگی بین مدیران ارشد پیمانها، داشتن تخصصهای میانرشتهای، داشتن تجربه قبلی در فضای همکاری بین شرکتی شناسایی شدند. در بخش ساختار هم فرایند مدیریت پیمانها، بازخورد عملکرد مداوم و کوتاهمدت، شفافیت خروجی داده، تعداد شریک پیمانها، منابع مکمل، اهداف متمایز، داشتن چشمانداز بینالمللی، خروجیهای ناملموس، قابلیتهای یادگیری متقارن،تقسیمکار روشن،شکل حکمرانی، نوع قرارداد، سیستم پاداشدهی،جهتگیری پیمان، نوع مبادله شناسایی شدند؛ برای بخش کسبوکار هم فاصله فرهنگی، رشد بازار، شهرت شریک،اندازه شرکا، تجربه شرکا، قلمرو پیمان، نوع فعالیت شرکا،جریان نقدینگی هر یک از شرکا منحصربهفرد بودن نوع مبادله، انتخاب درست شریک کلیدی گزینش شدند. نهایتاً هم بر اساس تناسب 5 گانه شناساییشده (فرهنگی، استراتژیک، عملیاتی، سازمانی و افراد)در هر یک از سطوح پایداری میتوان آن را بهصورت قابلتوجهای افزایش داد.
چکیده صنعت بانکداری جهانی، متأثر از فناوریهای جدید و تغییر در رفتار مشتریان، ناگزیر از تحولات اساسی در طول تاریخ خود شده است. همزمان که بانکها مشغول تحولات و چالش نوآوری در فرایندهای خود هستند، شرکتهای فینتک با بهرهمندی از قابلیتهای دیجیتال، خدمات نوآورانه و مشتریمدارانه عرضه میکنند. در دنیای کسبوکار، همکاری میان این دو نهاد، به شکلهای گوناگونی انجام شده است. این موضوع، توجهات جامعه دانشگاهی را نیز به خود جلب کرده و مقالات و کتبی در این زمینه نگارش شده است. هدف مقاله حاضر، مرور این مقالات علمی و سؤال اصلی مقاله از این قرار است: ادبیات علمی چه دستاوردهایی در زمینه همکاری بانک و فینتک داشته است؟ برای پاسخ به این سؤال از روش مرور نظاممند بر ادبیات (منطبق بر بازبینه پریزما) استفاده شده و ضرورت، سیر تطور، چالشها، پیشرانها، منافع، موانع و انواع همکاری بانک و فینتک در مقالات علمی بررسی شده است. مهمترین دستاوردهای علمی مقالات ذیل هر کدام از سؤالات فرعی مقاله بررسی شده و در نهایت، پس از بررسی انواع همکاری بانک و فینتک در ادبیات علمی، الگوریتم همکاری بانک و فینتک ارائه شده است. در پایان، خلاءهای پژوهشهای پیشین و پیشنهادهایی برای پژوهش آینده بیان شده است.
چکیده یکی از مهمترین چالشهایی که اغلب سازمانهای امروزی دائما با آن مواجه هستند برنامهریزی برای توسعه و بهبود فرایندها و عملیات مبتنی بر پذیرش فناوریهای نوین، بویژه دیجیتال، جهت واکنش به الزامات بازارها و محیطهای رقابتی است. بنابراین، تحقیق حاضر با استفاده از روش تحقیق ترکیبی (کیفی و کمی) کاربردهای فناوریهای دیجیتال را از لحاظ احتیاجات فنی و عملکردهای تجاری در شبکه زنجیره تامین صنعت کالای خواب مورد بررسی قرار میدهد. روش کار به صورت توسعه یک ابزار سنجش کارآمد برای ارزیابی مشخصات دیجیتالیسازی و اتوماسیون جهت مدیریت یکپارچه عملیات و جریانات زنجیرههای تامین صنایع تولیدی و اعتبارسنجی آن به کمک رویکرد تصمیمگیری چندمعیاره دنپ (ایانپی مبتنی بر دیمتل) خواهد بود؛ که به عنوان سهم دانشافزایی تحقیق قلمداد میگردد. لذا، در گام نخست فهرست عوامل تاثیرگذار در قالب 6 حوزه فرایندی و مجموعا 22 شاخصه مرتبط به کمک مطالعه کتابخانهای و روش دلفی تعیین شد. سپس، با استفاده از تکنیک دنپ اوزان اهمیت و روابط میان عوامل مورد ارزیابی قرار گرفت. بر اساس نتایج حاصله، حوزه فرایندی مدیریت موجودی و انبار با کسب بالاترین وزن اهمیت به عنوان بحرانیترین عامل مورد توجه قرار دارد. از طرفی، حوزههای فرایندی منبعیابی و خرید و مدیریت تجاری به عنوان اثرگذارترین عوامل در بهبود حوزههای بحرانی شناسایی شدند.
سید محمدرضا وکیل، کاوه تیمورنژاد، محمدرضا معتدل، محمود محمدی
چکیده مدیریت ارتباط با مشتری زمینهی برقراری ارتباط بهینه، وفاداری و حفظ مشتریان را فراهم میسازد. این امر مستلزم طراحی استراتژیهای مبتنی بر مشتری، اجرا و بهکارگیری مناسب فناوری، توانمندسازی کارکنان و افزایش سطح دانش مشتریان است. با توجه به پیشرفتهای بانکداری الکترونیک و کاهش نقاط تماس حضوری، استفاده از ابزارهای هوشتجاری جهت استفاده مؤثر از حجم انبوه اطلاعات مشتریان نیز ضروری به نظر میرسد. هدف پژوهش ارائه چارچوب مفهومی مدیریت ارتباط با مشتری در بانکداری الکترونیک با بهکارگیری ابزارهای هوشتجاری در بانک سپه و بانکهای ادغامی است. به این منظور پژوهشی کیفی صورت پذیرفته و ابتدا با بررسی مطالعات، چارچوب اولیه شناسایی و برای توسعه آن در بانکداری الکترونیک از تحلیل مضمون استفاده گردیده است. جامعه پژوهش 7 نفر از خبرگان موردمطالعه بوده و از مصاحبههای نیمه ساختاریافته بهمنظور جمعآوری دادهها و از مقبولیت و قابلیت تأیید برای سنجش اعتبار نتایج استفاده شده است. پس از تجزیهوتحلیل دادهها، چارچوب مدیریت ارتباط با مشتری در بانکداری الکترونیک در 6 بعد، 16 مؤلفه و 35 شاخص طبقهبندی گردیده که ابعاد اصلی آن را جلبتوجه و اکتساب مشتری، شناسایی مشتری، مجذوب نمودن مشتری، توسعه ارتباط با مشتری، نگهداری مشتری و بازنگری ارتباط با مشتری تشکیل میدهد.
چکیده گروههای صنعتی، تعاملات درونگروهی و برونگروهی دارند. در این مطالعه برای بررسی پویایی خطی اطلاعات، از دوازده گروه صنعتی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران استفاده شد. از دو معیار اندازهگیری محافظهکاری شامل معیار «نسبت جمع قیمت به جمع ارزش دفتری سهام» و «نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری» استفاده شده است. برای اصلاح آثار عوامل خاص در صنعت، این نسبت روندزدایی شد و همچنین جهت کنترل آثار هر صنعت، تورم و عوامل مؤثر بر شاخصهای صنایع مختلف در دورههای زمانی مورد مطالعه از دو معیار- میانگین سالیانه تفاضل ارزش بازار و ارزش دفتری و شاخص هر صنعت- استفاده شد. نتایج تحلیل صنعت نشان میدهد که معیار «نسبت جمع قیمت به جمع ارزش دفتری» دارای همبستگی قوی میباشد و در نقطه مقابل با بهکارگیری میانگین نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری روندزدایی شده نتایج همبستگی قویتر میشود. درنهایت استانداردکردن متغیرها براساس شاخص هر صنعت در مقایسه با استاندارد کردن براساس میانگین سالیانه تفاضل ارزش بازار و ارزش دفتری منجر به نتایج قویتری در ضرایب مدلهای ارزشگذاری براساس صنعت میشود. بنابراین برای ارزیابی و تحلیل پویایی خطی اطلاعات در گروههای صنعتی به همراه گنجاندن عوامل محیطی همچون، سیاستهای محافظهکاری در حسابداری، نوع صنعت، شاخصهای بازار بورس، نرخ هزینه سرمایه، نرخ تورم، سیاستهای توزیع سود نقدی، ارزش دفتری و قیمتهای گذشته و حال اوراق بهادار میتوان مدلهای ارزشگذاری مبتنی بر سود باقیمانده را به کار رفت.
چکیده هدف عمده مدیریت دانش و به دنبال آن تسهیم دانش، ایجاد و سازمان دهی محیطی است که در آن افراد دانش خود را توسعه داده، با یکدیگر تبادل نموده، دانش دیگران را با دانش خود ترکیب کرده و سرانجام آن را به کار ببندند. نوآوری فرایندی است که در آن دانش با هدف خلق دانش جدید کسب، تسهیم و تلفیق می شود تا در محصولات و خدمات جدید به کارگرفته شود. مطالعات مختلف نشان داده است که مفهوم نوآوری ارتباط نزدیکی با خلق و تسهیم دانش دارد. تسهیم دانش و گوناگون سازی آن برای ایجاد دانش جدید و نوآوری بسیار ضروری می باشد. هدف اصلی این مقاله سنجش رابطه بین تسهیم دانش و نوآوری می باشد که از روش های تسهیم دانش بر اساس مدل دیکسون برای سنجش میزان تسهیم دانش و همچنین از مدل ازریابی برتری کسب و کار به منظور اندازه گیری میزان نوآوری با استفاده از ابزار پرسشنامه در میان 96 نفر از کارکنان در بانک رفاه کارگران صورت پذیرفته است و در سطح اطمینان 95 درصد، نتایج نشان دهنده وجود رابطه معنادار و مثبت میان تسهیم دانش و نوآوری می باشد. علاوه بر آن، نتایج مشابه میان متغیرهای تسهیم دانش آشکار، تسهیم دانش پنهان، تسهیم دانش استراتژیک ، تسهیم دانش کارشناسی با نوآوری مشاهده شد. در انتها نیز محدودیت های پژوهش و پیشنهادهای کاربردی ارائه شده است.