ارائهی مدل جدید DEA شبکهای مبتنی بر تابع فاصلهی جهتدار برای پردازش همزمان دادههای منفی و مقدار صحیح
صفحه 1-32
https://doi.org/10.48311/mri.2026.28272
حسین عزیزی، سمیه رشید
چکیده تحلیل پوششی دادهها (DEA) بهعنوان یک روش غیرپارامتری و دادهمحور، ابزاری کارآمد برای ارزیابی کارایی نسبی مجموعهای از واحدهای تصمیمگیرنده (DMUها) با چندین ورودی و خروجی است. با این حال، مدلهای کلاسیک DEA ساختار درونی DMUها را نادیده میگیرند و آنها را بهعنوان جعبههای سیاه در نظر میگیرند. برای رفع این محدودیت، DEAی شبکهای توسعه یافته است که تعاملات درونی بین اجزای DMU را به طور صریح مدلسازی میکند. علاوه بر این، در بسیاری از کاربردهای واقعی، برخی متغیرهای ورودی، خروجی یا محصولات بینابینی دارای ماهیت گسسته و مقادیر صحیح هستند و حتی ممکن است دادههای منفی نیز وجود داشته باشد. این ویژگیها در مدلهای مرسوم DEA نادیده گرفته میشوند و میتوانند منجر به برآوردهای نادرست و غیرعملی گردند. در این مقاله، یک مدل DEAی شبکهای مبتنی بر تابع فاصلهی جهتدار برای سیستمهای سری دو بخشی ارائه میشود که قابلیت پردازش همزمان دادههای منفی و مقدار صحیح را داراست. مدل پیشنهادی با تعریف مناسب بردار جهت، امکان اندازهگیری کارایی سیستم تحت هر دو فرض بازده به مقیاس ثابت و متغیر را فراهم میکند. برای نمایش قابلیتهای مدل پیشنهادی، یک مطالعهی موردی بر روی ۲۹ زنجیرهی تأمین ایرانی در صنعت تجهیزات مصرفی پزشکی انجام شده است. نتایج نشان میدهد که مدل پیشنهادی نهتنها قادر است DMUهای کارا و ناکارا را بهدرستی تفکیک کند، بلکه با ارائهی نقاط تصویر، مسیر دقیق اصلاح عملکرد هر بخش را نیز مشخص میسازد. یافتهها نشان میدهد که رویکرد پیشنهادی میتواند بهعنوان ابزاری معتبر برای ارزیابی و بهبود کارایی زنجیرههای تأمین، بهویژه در صنایع حساس نظیر تجهیزات
شفافسازی مفهوم «استراتژیپردازی» در مدیریت استراتژیک: رویکرد تحلیل مفهوم
صفحه 34-58
https://doi.org/10.48311/mri.2026.28106
علی حیدری، ایوب محمدیان، محمدعلی شاه حسینی، مهدی عبدی
چکیده مفهوم استراتژیپردازی، بهعنوان یکی از مفاهیم نوین و کاربردی در مدیریت استراتژیک، به دلیل ابهام در تعریف و تبیین ابعاد آن، نیازمند مطالعه و بررسی دقیقتر است. این پژوهش با هدف شفافسازی مفهوم استراتژیپردازی و کاهش ابهام موجود در ادبیات، از رویکرد تحلیل مفهوم سودابی استفاده کرده است. بدین منظور، مقالات منتشرشده بین سالهای 1990 تا 21 جولای 2025 در پایگاه اسکوپوس با کلیدواژههای "استراتژیپردازی" و "استراتژی بهعنوان عمل" مورد جستجو و تحلیل قرار گرفتهاند. یافتههای پژوهش شامل تعریف شفاف مفهوم استراتژیپردازی، تبیین سطح تحلیلی، دامنة زمانی و مبانی فلسفی آن، مقایسه با مفاهیم مشابه، و ارائه چارچوبی منسجم برای این مفهوم است. چارچوب مفهومی پیشنهادی میتواند زمینة کاربست بهتر این مفهوم در سطوح کسبوکار، شرکت و اکوسیستم را فراهم سازد. این پژوهش میتواند آغازی برای تحقیق و توسعة بیشتر پیرامون مفهوم استراتژیپردازی، به ویژه در حوزة قابلیتهای موردنیاز برای آن و همچنین راهکارهای پیادهسازی آن در سطوح مختلف سازمانی و مدیریتی باشد.
مدل پیشایندی و پیامدی برای توسعه قابلیتهای نوآورانه شرکتی با رویکرد اقیانوس آبی در شرکتهای دارویی
صفحه 60-92
https://doi.org/10.48311/mri.2026.28104
جهاد سالم عباس، محمد باشکوه، قاسم زارعی، ناصر سیف الهی
چکیده هدف این پژوهش، شناسایی و بررسی عناصر و مقوله های توسعه ظرفیت نوآوری با رویکرد اقیانوس آبی در صنعت داروسازی عراق است. این مطالعه در سطح کاربردی بوده و با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون انجام گردید. دادهها از مصاحبههای نیمهساختاریافته با 19 مدیر و متخصص بازاریابی و صنعت داروسازی جمعآوری و در سه مرحله کدگذاری (باز، محوری، انتخابی) تحلیل شدند. در مرحله کدگذاری باز، 77 کد اولیه شناسایی گردید که به 12 مقوله محوری شامل چالشهای اقیانوس قرمز، نیاز به خروج از رقابت سنتی، مزایای استراتژی اقیانوس آبی، حذف عوامل غیرضروری، کاهش عوامل کمارزش، ارتقای عوامل موجود، ایجاد عوامل جدید، افزایش ظرفیت نوآوری، ادغام فناوریهای نوین، پایداری و تأثیرات بلندمدت، و آیندهنگری دستهبندی شدند. این مقولهها در نهایت به چهار مضمون کلان چالشها، ابزارها، کاربردها و پیامدها سازماندهی شدند. یافتهها نشان میدهند که چالشهای رقابتی اقیانوس قرمز، مانند رقابت سنتی شدید و محدودیتهای نوآوری، با استفاده از چارچوب چهارگانه مکانیزم حذف، کاهش، افزایش و خلق قابل کنترل ومدیریت هستند. استراتژی اقیانوس آبی با ایجاد بازارهای جدید و ادغام فناوریهای نوین، ظرفیت نوآوری و پایداری اقتصادی را تقویت، نوآوری تحولآفرین را تسهیل و مزیت رقابتی بلندمدت ایجاد میکند.
شناسایی عوامل مورد انتظار مشتریان آنلاین ایرانی از تعامل با چتباتها
صفحه 94-127
https://doi.org/10.48311/mri.2026.28270
شهریار عزیزی، حسامالدین نعمتی، نوید خانجانزاده
چکیده چتباتها بهعنوان یکی از کاربردهای مهم هوش مصنوعی، بهطور فزایندهای در تعامل میان مشتریان و سازمانها مورد استفاده قرار میگیرند و نقش مهمی در بهبود تجربه مشتری ایفا میکنند. با وجود گسترش کاربرد این فناوری، شناخت نظاممند انتظارات کاربران از چتباتها، بهویژه در بستر فرهنگی ایران، همچنان محدود است. هدف پژوهش حاضر، شناسایی و تبیین انتظارات مشتریان ایرانی از تعامل با چتباتها در محیطهای آنلاین است. این پژوهش با رویکردی کیفی و با بهرهگیری از روش تحلیل تم انجام شده است. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۲۰ نفر از کاربران دارای تجربه یا آشنایی کاربردی با چتباتها گردآوری شد و نمونهگیری به روش گلولهبرفی ادامه یافت تا اشباع نظری حاصل شود. در فرایند تحلیل دادهها، ۱۰۹ مضمون پایه استخراج و در قالب ۲۳ مضمون سازماندهنده و ۶ مضمون فراگیر طبقهبندی شدند. یافتهها نشان میدهد که انتظارات مشتریان از چتباتها در شش بعد اصلی شامل اثربخشی، کیفیت پاسخگویی، انسانگونگی، ارتباطگیری، امنیت و دسترسی قابل تبیین است. این ابعاد طیفی از انتظارات کارکردی، تعاملی و احساسی کاربران را در بر میگیرد و بیانگر آن است که مشتریان، علاوه بر سرعت و دقت پاسخها، به ویژگیهایی نظیر همدلی، درک زمینه گفتگو، شخصیسازی تعامل و حفظ حریم خصوصی نیز توجه ویژه دارند. نتایج این پژوهش میتواند مبنایی کاربردی برای طراحی، توسعه و بهبود چتباتهای خدماتی متناسب با نیازها و ویژگیهای کاربران ایرانی فراهم آورد.
مدل پیشبینی هوشمند قصد و رفتار خرید در بازار محصولات الکترونیکی بازسازیشده با شبکههای عصبی: شواهدی از ایران
صفحه 129-157
https://doi.org/10.48311/mri.2026.28271
مرضیه سلطانی، آمنه خدیور
چکیده با رشد زبالههای الکترونیکی و محدودیت منابع، محصولات بازسازیشده مانند گوشی هوشمند و لپتاپ گزینهای پایدار و مقرونبهصرفهاند، اما الگوی پذیرش آنها در ایران نیازمند تبیین دقیق است. این پژوهش با تلفیق نظریه رفتار برنامهریزیشده آجزن و مدل رفتار نوعدوستانه شوارتز، چارچوبی پیشبینیمحور مبتنی بر شبکههای عصبی مصنوعی برای برآورد قصد و رفتار خرید ارائه میکند. مطالعه توصیفی- کاربردی، پیمایشی و تکمقطعی است؛ دادهها از ۴۰۰ مصرفکننده ایرانیِ گوشی هوشمند و لپتاپ در پاییز و زمستان ۱۴۰۳ با نمونهگیری در دسترس و پرسشنامه پنجدرجهای گردآوری شد. پس از پاکسازی، بازکُدگذاری آیتمهای منفی و نرمالسازی، شبکههای چندلایه در متلب با تفکیک ۷۰/۱۵/۱۵ آموزش یافت و علاوه بر پیشبینی، اهمیت نسبی سازهها با تحلیل حساسیت محاسبه شد. نتایج نشان داد مدل شبکه عصبی مصنوعی توان پیشبینی قابل اتکا برای قصد و رفتار خرید دارد؛ در رتبهبندی اهمیت، کنترل رفتاریِ درکشده و نگرش نسبت به رفتار بیشترین سهم را در تبیین رفتار خرید داشتند و قصد خرید حلقه پیونددهنده مؤثری میان سازههای شناختی و رفتار واقعی باقی ماند، در حالیکه هنجار ذهنی، هنجار اخلاقی و آگاهی از پیامد اثرات مثبت اما ملایمتری نشان دادند. این رویکرد یادگیریمحور، فراتر از تبیینهای خطی، تصویر دقیقتری از الگوهای نهفته بین سازهها و برآورد مطمئنتری از احتمال وقوع رفتار خرید در بافت ایران فراهم میکند و نشان میدهد سیاستهای اثربخش باید همزمان بر تقویت احساس توانمندی و سهولت عمل، سادهسازی فرایند خرید و کاهش ریسک خدمات پس از فروش، و شکلدهی نگرش مثبت مبتنی بر منافع اقتصادی و زیستمحیطی متمرکز شوند.
فراتحلیل کارایی بازار اختیارات: رویکرد آزمونهای مبتنی بر مدل
صفحه 159-188
https://doi.org/10.48311/mri.2026.27636
سعید فتحی، ناهید فتاح المنان
چکیده دو رویکرد برای ارزیابی کارآیی بازار اختیارات وجود دارد. رویکرد مبتنی بر مدل و رویکرد مبتی بر آربیتراژ. مطالعات تجربی متعددی کارآیی مبتنی بر مدل (مقایسه قیمتهای حاصل از مدل اختیار با قیمت بازار) را برای بازار اختیارات آزمون کردهاند و به نتایج متناقضی دست یافتهاند. در عین حال تناقضات زیادی در نتایج این مطالعات مشاهده شده است.؛ به نحوی که برخی مطالعات حاکی از کارایی و برخی دیگر، حاکی از ناکارایی این بازار است. هدف این مطالعه، فراتحلیل کارایی بازار اختیارات با رویکرد مبتنی بر مدل در راستای تحلیل تناقضات مطالعات تجربی گذشته و عواملی است که باعث ایجاد این تناقض شده است. لذا، 30 مطالعه انتشار یافته در بین سالهای 2003 تا 2022 در مجلات نمایه شده در پایگاه اسکوپوس برگزیده و 6409 نمونه برای آزمون فرضیهها از آن استخراج شد. جامعه آماری این فراتحلیل شامل کلیه آزمونهای گزارش شده در مطالعات گذشته (منتشر شده در نشریات نمایه شده در اسکوپوس) در حیطه ارزیابی کارآیی بازار اختیارات با رویکرد مبتنی بر مدل است. نتایج حاکی از ناکارایی بازار اختیارات است. بدین معنا که قیمت قراردادهای اختیار از ارزش ذاتی آن فاصله معناداری دارد؛ ضمن اینکه کلیه آزمونهای استواری نظیر معیار کارآیی، مدل قیمتگذاری اختیار، اعتبار نشریه، زمان تحلیل و عمق ارزشمندی نیز این نتیجه را تایید میکند.
