نویسنده = عباس مقبل باعرض

رابطۀ ادراک سیاست سازمانی و رفتار شهروندی سازمانی ‏در دانشگاه های دولتی شهر تهران: تبیین نقش تعدیل گر ‏معنویت سازمانی

دوره 15، شماره 2، تابستان 1390، صفحه 181-204

عباس مقبل باعرض، مصطفی هادوی نژاد

چکیده در اختیار داشتن نیروی انسانی که علاوه بر وظایف محول شده منطبق با شرح شغل، به طور ‏داوطلبانه گام هایی در جهت افزایش عملکرد سازمان بردارد ، از منویات هر سازمانی است. بیش از 20 ‏سال است که تلاش برای شناسایی عوامل پیش بین چنین رفتارهایی که از آن ها با عنوان «رفتارهای ‏شهروندی سازمانی» یاد می شود، در دستور کار پژوهشگران رفتار سازمانی قرار گرفته است؛ از ‏جملۀ این عوامل، ادراک سیاست سازمانی است. اگرچه برخی پژوهش ها از رابطۀ منفی میان این دو ‏متغیر پیش بین و ملاک یاد می کنند، ظرفیت بالقوۀ معنویت سازمانی در فراهم کردن بستری برای تقلیل ‏پیامدهای منفی ادراک سیاست سازمانی از یک سو و دامن زدن به ظهور رفتارهای شهروندی ‏سازمانی از سوی دیگر، بررسی نقش این عامل را در مقام متغیر تعدیل گر رابطۀ مزبور طلب می کرد. ‏ در همین راستا، پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطۀ ادراک سیاست سازمانی و رفتار ‏شهروندی سازمانی، با توجه به نقش تعدیل گر معنویت سازمانی انجام شده است. نتایج پژوهش نشان ‏می دهد معنویت سازمانی رابطۀ منفی بین ادراک سیاست سازمانی و رفتارهای شهروندی سازمانی را ‏به طور معناداری تعدیل می کند.‏

طراحی مدل چابکی زنجیره تأمین؛ رویکرد مدل سازی تفسیری- ساختاری

دوره 14، شماره 4، زمستان 1389، صفحه 1-25

عادل آذر، علی تیزرو، عباس مقبل باعرض، علی اصغر ا نواری رستمی

چکیده امروزه بسیاری از سازمان ها و شرکت ها با رقابت بسیار زیاد و محیط نامطمئنی مواجه هستند که به واسطه نوآوری های تکنولوژی و نیازهای در حال تغییر مشتریان شدت پیدا کرده است. در چنین محیطی رویکردهای گذشته در زنجیره تأمین دیگر قابلیت و توانایی خود را از دست داده اند. یکی از راه های مقابله با چنین چالش هایی چابکی است. از این رو با هدف تدوین مدل جامع چابکی زنجیره تأمین، بررسی گسترده ای در ادبیات موضوع صورت گرفت. در نتیجه این کار و مصاحبه با خبرگان، 11 فاکتور اصلی موفقیت زنجیره تأمین چابک شناسایی شدند. آن گاه این فاکتورها وارد پرسشنامه ای شد و در اختیار خبرگان زنجیره تأمین ذوب آهن قرار گرفت. نتایج به دست آمده با استفاده از تکنیک مدل سازی تفسیری – ساختاری، تجزیه و تحلیل و در نهایت ارتباط و توالی فاکتورها به دست آمد. و برنامه ریزی IT ارتباطات به دست آمده نشان داد که توسعه مهارت های کارکنان، به کارگیری متناسب اساس چابکی را در زنجیره تأمین تشکیل می دهند. بینشی که این مدل به مدیران ارائه می کند می تواند به آنها در برنامه ریزی استراتژیک برای بهبود چابکی زنجیره تأمین کمک کند.

مروری بر رویکردهای رتبه‌بندی شرکت‌ها:‏ نقد و بررسی و ارائه الگو

دوره 14، شماره 3، پاییز 1389، صفحه 145-171

غلامرضا عسگری، عباس مقبل باعرض، سید حمید خدادادحسینی

چکیده شواهد نشان می‌دهد ذینفعان در بررسی میزان خوشنامی سازمان‌ها به گزارش‌های ارائه شده به ‏وسیله متخصصان و تحلیل‌گران متوسل می‌شوند. تحلیل‌گران نیز با استفاده از معیارهای مورد نظر ‏خود بر ادراک ما از سازمان‌ها تأثیر می‌گذارند. معروفترین مدل‌هایی که برای سنجش آوازه در ‏کشورهای غربی مطرح است، مدل فورچون و مدل بهره فامبرون هستند. از طرفی تنها مدل موجود در ‏کشور که به فهرست صد شرکت برتر ایران ‏‎(IMI100)‎‏ مشهور است، هر ساله به وسیله سازمان ‏مدیریت صنعتی تهیه و ارائه می‌شود که در این مقاله مورد بررسی قرار می‌گیرد. ‏ مطالعه این مقاله نشان خواهد داد از میان رویکردهای موجود برای سنجش خوشنامی، یعنی ‏انتظارات اجتماعی، شخصیت شرکت و اعتماد به سازمان، هم اکنون بیش‌ترین اقبال به سنجش ‏خوشنامی بر اساس انتظارات اجتماعی معطوف شده است. از این‌رو ضمن معرفی مهم‌ترین مدل‌های ‏این رویکرد، با توجه به نقاط قوت و ضعف تنها مدل رتبه‌بندی شرکت‌ها در کشور، پیشنهاداتی برای ‏بهبود این مدل در زمینه جمع‌آوری و تفسیر اطلاعات ارائه می‌شود.‏