نویسنده = محمد مهدی سپهری

تعیین روش‌های برتر سنجش فراگیران در دوره‌های یادگیری‌الکترونیکی - رویکرد داده‌کاوی

دوره 17، شماره 4، زمستان 1392، صفحه 139-160

حسن رضاپور؛ محمد رضاپور؛ محمد مهدی سپهری

چکیده چگونگی سنجش فراگیران و تعیین محتویات مطالب، از فعالیت‏های ضروری فرایندهای آموزش الکترونیکی می‌باشند. این فعالیت‏ها توسط استاد یا آموزشیار صورت گرفته و روش‏های ارزیابی دانشجویان، نظیر برگزاری آزمونهای برخط یا واگذاری تکالیف مدت‌دار به آنها تعیین می‌شوند. در صورتیکه برگزارکنندگان بتوانند از میزان تأثیر هر فعالیت در کیفیت یادگیری فراگیران آگاهی یابند، ضمن صرفه‌جوئی قابل توجه در وقت و منابع ذینفعان دوره‌ها، باعث انتقال مطالب مفیدتر و سنجش واقعی‌تر دانشجویان و در نهایت بهبود آموزش‌الکترونیکی خواهدشد. در این مقاله، ابتدا با تکنیکهای فاقد ناظر داده‌کاوی، به خوشه‌بندی و توصیف وضعیت موجود فراگیران پرداخته و بکمک قاعده‌کاوی، قواعد نهفته در داده‌های آموزش الکترونیکی را استخراج و محتواهای مؤثر در نتیجه‌ی مطلوب فراگیران را کشف می‌کنیم؛ سپس، با روش‏های باناظر، به پیش‌بینی نتایج دوره‌ها می‌‎پردازیم. با بهره‏گیری از داده‏های واقعی فعالیت‏های یک درس الکترونیکی ارائه‌شده، و با طراحی چهار روش مختلف برای نمونه‌برداری داده‌ها و آموزش سیستم با دو درخت DT و WJ48، پیش‌بینی‌ها اجرا شدند و روش‏ها با نرخ دقت 92.86% اعتبارسنجی گردیدند. نشان داده‏ایم که اسلوب‏های این مطالعه می‌توانند به استاد درس برای شناخت بهتر فراگیران و تأثیر فعالیت‏های آموزشی خواسته شده از آنان نظیر- توصیف ویژگی‏های فراگیران بر پایه کشف الگوهای نهفته در نمره‏های اکتسابی آنان کمک نماید. تعیین فعالیت‏های مؤثرتر یادگیری و تصمیم‌گیری درباره‌ی شاخص‏های سنجش واقعی‌تر فراگیران، از مزیت‌های مهمی است که روش‌های فناورانه این مطالعه برای بهبود مدیریت دوره‌های یادگیری الکترونیکی فراهم می‌کنند.

کشف دلایل رویگردانی مشتری از خدمات بانکداری با ترکیب روش‌های داده‌کاوی و تحقیق پیمایشی

دوره 15، شماره 4، زمستان 1390، صفحه 97-125

اشرف نوروزی؛ بابک تیمورپور؛ سروناز چوبدار؛ محمد مهدی سپهری

چکیده مدیریت رویگردانی مشتری شامل سه فازاصلی است: شناسایی مشتریان رویگردان، شناسایی دلایل رویگردانی و اتخاذ استراتژیهای مناسب برای مقابله با این مشکل. اکثر تحقیقات این‌حوزه تنها به پیش‌بینی رویگردانی مشتری پرداخته‌اند. تحقیقات بسیاراندک در خصوص شناسایی دلایل نیز، تنها به آزمودن فرضیات‌اولیه در خصوص دلایل احتمالی اختصاص دارد. تحقیق حاضر به دلیل تحقیقات بسیارمحدودقبلی، نوآوریهای فراوانی انجام داده است که عمده ترین آن توسعه چارچوبی جدید درخصوص شناسایی دلایل رویگردانی و ترکیب تحقیق پیمایشی با داده‌کاوی طی آن می باشد که بدون الگوبرداری از تحقیقی مشابه مورداجرا قرار گرفته است. چارچوب پیشنهادی شامل چهار مرحله اصلی است: ساخت مشخصه های مورد نیاز، شناسایی مشتریان رویگردان، شناسایی دلایل رویگردانی و اعتبارسنجی نتایج حاصل. مشتریان حسابهای جاری اشخاص بانک کشاورزی به عنوان موردمطالعاتی این تحقیق انتخاب شده و داده‌های مورد نیاز با کمک ابزار پرسشنامه جمع آوری شده است. رویکرد مورداستفاده برای شناسایی علل رویگردانی، استخراج قواعدمنتهی به رویگردانی در گروههای مختلف مشتری بوده است. برای این منظور ازکاربرد تکنیک درخت تصمیم بامتغیرهدف برچسب رویگردانی استفاده شده است. اعتبارسنجی نتایج حاصل نیز، با آزمودن آن بر روی داده‌های اعتبارسنجی و محاسبه نرخ lift و خطای‌کلی به دست آمده است. قواعد استخراجی نشان از تمایل به رویگردانی در بخش بزرگی از مشتریان بانک کشاورزی دارد که عمده ترین آن (به ویژه در گروههای با درآمد بالاتر بیشتر) طرزبرخورد کارمندان بانک ونه عوامل بیان شده توسط خبرگان نظیر نحوه اعطای وام یا سودسپرده های پشتیبان بوده است.