ارائه چارچوب تحلیل عوامل مؤثر بر اجتماعات برند مجازی مبتنی بر فراترکیب با ترکیب پژوهشهای پیشین
دوره 30، شماره 1، بهار 1405، صفحه 1-19
https://doi.org/10.48311/mri.2026.28891
فاطمه ثقفی، سجاد رمضانی، عزت اله اصغری زاده
چکیده اجتماعات برند مجازی گروهی از حامیان برند هستند که از طریق تعاملات مستمر، تجربیات کاربری، تبلیغات محصولات جدید و ارتباطات اجتماعی، نقش مهمی در تقویت ارزش برند بازی مینمایند. این اجتماعات به وفاداری برند، افزایش شناخت برند، و توسعه پایگاه مصرفکنندگان کمک کردهاند. با وجود پژوهشهای گسترده در این حوزه، هنوز چارچوب تحلیلی جامعی برای بررسی عوامل موثر بر اجتماعات برند مجازی به گونه نظاممند ارائه نشده است. این پژوهش با هدف ارائه چارچوب تحلیلی عوامل مؤثر بر اجتماعات برند مجازی، از روش مرور نظاممند و فراترکیب بهره گرفته است. در این راستا، بیش از 1۰۰۰ مقاله بررسی شده و پس از غربالگری در چند گام، ۳2 مقاله مرتبط شناسایی گردیدهاند. برای گرداوآوری دادههای از پایگاههای داخلی مگیران و SID و پایگاه بینالمللی اسکوپوس بهرهگیری شده است. با بهکارگیری روش فراترکیب سندلوسکی و باروسو برای ترکیب پژوهشهای پیشین، مفاهیم این حوزه در هفت گام دستهبندی شدهاند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که اجتماعات برند مجازی تحت تأثیر 6 توانایی پایهای جای دارند: توانایی بسترساز، توانایی توسعهساز، توانایی محیطی، توانایی درک اجتماعی، توانایی اقدام، و توانایی واکنشی. در نهایت این پژوهش با بهرهگیری از رویکرد ترکیبی مرور نظاممند و فراترکیب، چارچوبی مناسب برای تحلیل عوامل مؤثر بر اجتماعات برند مجازی ارائه داده است. نتایج این پژوهش میتواند در شناخت ماهیت اجتماعات برند، بررسی چالشها، تدوین راهبردهای مدیریتی، و توسعهی این اجتماعات برای پژوهشگران و مدیران برند راهگشا باشد.
مدلسازی پیشرانهای محیطی موثر بر توانمندسازی شرکتهای دانشبنیان در بازارهای بینالمللی
دوره 30، شماره 1، بهار 1405، صفحه 109-131
https://doi.org/10.48311/mri.2026.28896
خدیجه عزیزی، بیژن رضایی، یوسف محمدی فر، نادر نادری
چکیده پژوهش حاضر با هدف مدلسازی پیشرانهای محیطی مؤثر بر توانمندسازی شرکتهای دانشبنیان برای ورود و حضور پایدار در بازارهای بینالمللی انجام شده است. این پژوهش بر اساس نظریه قابلیتهای پویا و رویکردهای تحلیل محیط کلان و صنعتی، از روش آمیخته (کیفی-کمی) بهره گرفته است. در مرحله نخست، با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی استقرایی و انجام ۳۴ مصاحبه نیمهساختاریافته با مدیران شرکتهای دانشبنیان، سیاستگذاران و خبرگان اکوسیستم نوآوری، پیشرانهای محیطی شناسایی و در قالب ۹ مقوله اصلی دستهبندی شدند. در مرحله دوم، بهمنظور اعتبارسنجی و اولویتبندی پیشرانها، روش دلفی فازی با مشارکت ۲۰ نفر از خبرگان دانشگاهی و اجرایی انجام شد. یافتههای پژوهش بر اساس میانگین قطعی محاسبات فازی نشان داد که مقوله «طراحی و استقرار مکانیسمهای مالی و اقتصادی حاکمیتی» با امتیاز (0.8661) بالاترین اهمیت را دارد. همچنین، شاخصهای «طراحی مکانیسمهای مالی جایگزین برای مقابله با تحریمها» (0.8917) و «توسعه ابزارهای فینتک صادراتمحور» (0.8833) در رتبههای نخست قرار گرفتند. پس از آن، مقولههای «سیاستگذاری تجاری و برنامهریزی راهبردی ملی» و «توسعه دیپلماسی و روابط بینالملل» بیشترین اولویت را کسب کردند، در حالی که ابعاد مرتبط با پایداری و تجارت سبز در شرایط کنونی اولویت پایینتری داشتند. در مجموع، یافتهها نشان میدهد توانمندسازی بینالمللی شرکتهای دانشبنیان فرایندی چندسطحی است که از تعامل میان پیشرانهای محیطی و قابلیتهای سازمانی شکل میگیرد. بر این اساس، پیشرانهای مالی و سیاستی زمینه حسگری فرصتها، زیرساختهای فناورانه و دیپلماسی اقتصادی امکان تصاحب فرصتهای بینالمللی و توسعه اکوسیستم نهادی ظرفیت بازپیکربندی منابع و قابلیتها را برای افزایش تابآوری شرکتهای دانشبنیان در محیطهای پرتلاطم فراهم میسازد.
شناسایی عوامل مورد انتظار مشتریان آنلاین ایرانی از تعامل با چتباتها
دوره 29، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 94-127
https://doi.org/10.48311/mri.2026.28270
شهریار عزیزی، حسامالدین نعمتی، نوید خانجانزاده
چکیده چتباتها بهعنوان یکی از کاربردهای مهم هوش مصنوعی، بهطور فزایندهای در تعامل میان مشتریان و سازمانها مورد استفاده قرار میگیرند و نقش مهمی در بهبود تجربه مشتری ایفا میکنند. با وجود گسترش کاربرد این فناوری، شناخت نظاممند انتظارات کاربران از چتباتها، بهویژه در بستر فرهنگی ایران، همچنان محدود است. هدف پژوهش حاضر، شناسایی و تبیین انتظارات مشتریان ایرانی از تعامل با چتباتها در محیطهای آنلاین است. این پژوهش با رویکردی کیفی و با بهرهگیری از روش تحلیل تم انجام شده است. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۲۰ نفر از کاربران دارای تجربه یا آشنایی کاربردی با چتباتها گردآوری شد و نمونهگیری به روش گلولهبرفی ادامه یافت تا اشباع نظری حاصل شود. در فرایند تحلیل دادهها، ۱۰۹ مضمون پایه استخراج و در قالب ۲۳ مضمون سازماندهنده و ۶ مضمون فراگیر طبقهبندی شدند. یافتهها نشان میدهد که انتظارات مشتریان از چتباتها در شش بعد اصلی شامل اثربخشی، کیفیت پاسخگویی، انسانگونگی، ارتباطگیری، امنیت و دسترسی قابل تبیین است. این ابعاد طیفی از انتظارات کارکردی، تعاملی و احساسی کاربران را در بر میگیرد و بیانگر آن است که مشتریان، علاوه بر سرعت و دقت پاسخها، به ویژگیهایی نظیر همدلی، درک زمینه گفتگو، شخصیسازی تعامل و حفظ حریم خصوصی نیز توجه ویژه دارند. نتایج این پژوهش میتواند مبنایی کاربردی برای طراحی، توسعه و بهبود چتباتهای خدماتی متناسب با نیازها و ویژگیهای کاربران ایرانی فراهم آورد.
مدل پیشبینی هوشمند قصد و رفتار خرید در بازار محصولات الکترونیکی بازسازیشده با شبکههای عصبی: شواهدی از ایران
دوره 29، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 129-157
https://doi.org/10.48311/mri.2026.28271
مرضیه سلطانی، آمنه خدیور
چکیده با رشد زبالههای الکترونیکی و محدودیت منابع، محصولات بازسازیشده مانند گوشی هوشمند و لپتاپ گزینهای پایدار و مقرونبهصرفهاند، اما الگوی پذیرش آنها در ایران نیازمند تبیین دقیق است. این پژوهش با تلفیق نظریه رفتار برنامهریزیشده آجزن و مدل رفتار نوعدوستانه شوارتز، چارچوبی پیشبینیمحور مبتنی بر شبکههای عصبی مصنوعی برای برآورد قصد و رفتار خرید ارائه میکند. مطالعه توصیفی- کاربردی، پیمایشی و تکمقطعی است؛ دادهها از ۴۰۰ مصرفکننده ایرانیِ گوشی هوشمند و لپتاپ در پاییز و زمستان ۱۴۰۳ با نمونهگیری در دسترس و پرسشنامه پنجدرجهای گردآوری شد. پس از پاکسازی، بازکُدگذاری آیتمهای منفی و نرمالسازی، شبکههای چندلایه در متلب با تفکیک ۷۰/۱۵/۱۵ آموزش یافت و علاوه بر پیشبینی، اهمیت نسبی سازهها با تحلیل حساسیت محاسبه شد. نتایج نشان داد مدل شبکه عصبی مصنوعی توان پیشبینی قابل اتکا برای قصد و رفتار خرید دارد؛ در رتبهبندی اهمیت، کنترل رفتاریِ درکشده و نگرش نسبت به رفتار بیشترین سهم را در تبیین رفتار خرید داشتند و قصد خرید حلقه پیونددهنده مؤثری میان سازههای شناختی و رفتار واقعی باقی ماند، در حالیکه هنجار ذهنی، هنجار اخلاقی و آگاهی از پیامد اثرات مثبت اما ملایمتری نشان دادند. این رویکرد یادگیریمحور، فراتر از تبیینهای خطی، تصویر دقیقتری از الگوهای نهفته بین سازهها و برآورد مطمئنتری از احتمال وقوع رفتار خرید در بافت ایران فراهم میکند و نشان میدهد سیاستهای اثربخش باید همزمان بر تقویت احساس توانمندی و سهولت عمل، سادهسازی فرایند خرید و کاهش ریسک خدمات پس از فروش، و شکلدهی نگرش مثبت مبتنی بر منافع اقتصادی و زیستمحیطی متمرکز شوند.
فراتحلیل کارایی بازار اختیارات: رویکرد آزمونهای مبتنی بر مدل
دوره 29، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 159-188
https://doi.org/10.48311/mri.2026.27636
سعید فتحی، ناهید فتاح المنان
چکیده دو رویکرد برای ارزیابی کارآیی بازار اختیارات وجود دارد. رویکرد مبتنی بر مدل و رویکرد مبتی بر آربیتراژ. مطالعات تجربی متعددی کارآیی مبتنی بر مدل (مقایسه قیمتهای حاصل از مدل اختیار با قیمت بازار) را برای بازار اختیارات آزمون کردهاند و به نتایج متناقضی دست یافتهاند. در عین حال تناقضات زیادی در نتایج این مطالعات مشاهده شده است.؛ به نحوی که برخی مطالعات حاکی از کارایی و برخی دیگر، حاکی از ناکارایی این بازار است. هدف این مطالعه، فراتحلیل کارایی بازار اختیارات با رویکرد مبتنی بر مدل در راستای تحلیل تناقضات مطالعات تجربی گذشته و عواملی است که باعث ایجاد این تناقض شده است. لذا، 30 مطالعه انتشار یافته در بین سالهای 2003 تا 2022 در مجلات نمایه شده در پایگاه اسکوپوس برگزیده و 6409 نمونه برای آزمون فرضیهها از آن استخراج شد. جامعه آماری این فراتحلیل شامل کلیه آزمونهای گزارش شده در مطالعات گذشته (منتشر شده در نشریات نمایه شده در اسکوپوس) در حیطه ارزیابی کارآیی بازار اختیارات با رویکرد مبتنی بر مدل است. نتایج حاکی از ناکارایی بازار اختیارات است. بدین معنا که قیمت قراردادهای اختیار از ارزش ذاتی آن فاصله معناداری دارد؛ ضمن اینکه کلیه آزمونهای استواری نظیر معیار کارآیی، مدل قیمتگذاری اختیار، اعتبار نشریه، زمان تحلیل و عمق ارزشمندی نیز این نتیجه را تایید میکند.
تبلیغات خیرخواهانه: بررسی اثربخشی ژانرهای متون درخواست کمک موسسات خیریه با رویکرد ردیابی چشمی
دوره 29، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 1-33
https://doi.org/10.48311/mri.2025.27639
مبینا فلاح نژاد، میثم شیرخدایی، سمیه نامدار طجری
چکیده انسانها ذاتا موجودات نوعدوستی هستند. این نوعدوستی ذاتی باعث گذشتن آنها از منافع خود برای دیگران؛ و مشارکت در امور خیریه میشود. امروزه با کاهش حمایتهای دولتی و کمبود منابع مالی؛ خیریهها به استفاده از روشهای ارزان و موثر بازاریابی متمایل شدند. در این تحقیق؛ به بررسی یکی از ارزانترین روشهای بازاریابی خیریه، یعنی نامه و کمپینها، پرداخته شد. هدف پژوهش، کمک به خیریهها در جذب کمکهای بیشتر؛ با شناسایی ساختار متون خیریه و تعیین عناصر اثربخش آن میباشد. تحقیق حاضر یک پژوهش از نوع آمیخته میباشد که در دو بخش کیفی و کمی صورت پذیرفته است. در ابتدا؛ با روش تحلیل ژانر متون 26 کمپین از 8 وبسایت خیریه؛ و 18 نامه از 5 موسسه خیریه؛ بررسی گردید. در بخش کمی تحقیق نیز؛ دو متن خیریه توسط مشارکتکنندگان مورد مطالعه قرار گرفتند. در نهایت؛ 7 حرکت و 21 قدم در نامهها؛ و 8 حرکت و 17 قدم در کمپینهای خیریه با روش تحلیل ژانر و رویکرد تحلیل حرکت شناسایی شدند. همچنین نتایج حاصل از ردیابیچشمی نشان دادند که در نامههای خیریه حرکت درخواست کمک؛ و در کمپینها حرکت معرفی موسسات خیریه؛ مور توجه قرار گرفته است. مطابق نتایج؛ بخش میانی متون خیریه بیشتر از سایربخشهای مود توجه قرار میگیرند؛ بنابراین بهتر است که موارد مهم در پاراگراف میانی متون درخواست کمک جای گیرند.
تحلیل کتابسنجی کاربست هوش مصنوعی در بازاریابی دیجیتال در شرکتهای کوچک و متوسط: گذشته، حال، آینده
دوره 29، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 132-158
https://doi.org/10.48311/mri.2025.23860
مینا فرجامی، داود فیض، مهدی خادمی، وحید شرفی
چکیده اخیرا با نفوذ هوش مصنوعی، محیط بازاریابی شرکتهای کوچکومتوسط، شاهد پیشرفتهای قابل توجهی بوده است. هدف این تحقیق شناسایی تاثیرگذارترین مشارکتکنندگان، روندهای فعلی و جهتهای تحقیقاتی آینده در زمینه هوش مصنوعی در بازاریابی دیجیتال در شرکتهای کوچک و متوسط است. به این منظور دادههای کتابسنجی 100 سند بین سالهای 2000 تا 2025 در زمینه هوش مصنوعی در تحقیقات بازاریابی از پایگاه داده اسکوپوس استخراج شد. برای تجزیه و تحلیل از نرمافزار VOSviewer نسخه 1.6.20.0 استفاده شد. نتایج و روند انتشار نشان دهنده رشد سالانه در هوش مصنوعی در تحقیقات بازاریابی است. علاوه بر این، تحلیل همرخدادی کلیدواژهها، چهار خوشه موضوعی اصلی را کشف کرد: خوشه اول- دیجیتالی شدن شرکتهای کوچکومتوسط، خوشه دوم- فرصتهای بازاریابی هوش مصنوعی در صنعت، خوشه سوم- تحلیل داده و تصمیمگیری پیشرفته و خوشه چهارم- استراتژیهای بازاریابی و شبکههای اجتماعی. این مطالعه با شناسایی خوشههای موضوعی فعلی، حوزههای تحقیقاتی آینده را شناسایی میکند. همچنین این تحقیق دارای کاربردهای عملی برای بازاریابان در شرکتهای کوچک و متوسط است و نشان میدهد که چگونه هوش مصنوعی میتواند برای بهبود عملیات تجاری استفاده شود.
طراحی چارچوب اکوسیستم پلتفرمی B2B بازار انرژی برق
دوره 29، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 142-162
https://doi.org/10.48311/mri.2025.23854
احمد سپهریان، اصغر مشبکی، فرشته منصوری مؤید، امیر محمد کلابی
چکیده اکوسیستم ها به دلیل دارا بودن مزایا و مزیت های که مورد نیاز بازارهای امروزی است به عنوان ابزاری برای ساماندهی و راهبری در طیف گسترده از کسب و کارها مورد اقبال قرار گرفته اند. بازارهای انرژی نیز به عنوان زیر ساختهای توسعه در جوامع بدلیل استراتژیک و پیچیده بودن میتوانند از ظرفیت های اکوسیستم ها برای کارآمدی بهینه بهره ببرند. عدم شناخت از چیستی، ابعاد، پیش نیازها و مهمترین عوامل موثر در اکوسیستم انرژی، فرصت بهره از آن را برای بسیاری از مدیران و تصمیم گیران و بازارها محدود کرده است و در عمل از این ابزار کارآمد مدیریتی در کسب و کار استفاده بهنه نمی شود. این پژوهش تلاش کرده است تا چارچوب یک اکوسیستم مبتنی بر پلتفرم را ارائه نماید که از دید پژوهشگران مورد توجه قرار نگرفته است.این پژوهش از انواع مطالعات کیفی، کاربردی و اکتشافی است. جامعه آمـاری پـژوهش، صـاحبنظـران حـوزه مدیریت بازار، و نیز فعالان صنعت انرژی بودندو با رویکرد نظریة داده بنیاد، به شناسایی مقوله های اثرگذار بر موضوع پژوهش اقدام کرده است.گردآوری اطلاعات با استفاده از نمونه گیری هدفمند و روش گلوله برفی و مصاحبه های نیمه ساختار یافته با استفاده از پروتوکل تهیه شده به کمک متخصصین علمی و عملی انجام شـد. در نهایت چارچوب اکوسیستم پلتفرمی B2Bبازار انرژی برق شناسایی و استخراج شد
شناسایی مشتریان سودآور بر اساس مدل RFM و تنوع محصولات در پلتفرم های خرده فروشی آنلاین
دوره 29، شماره 1، بهار 1404، صفحه 73-95
https://doi.org/10.48311/mri.2025.671
فاطمه قبائی آرانی، معصومه حسینزاده شهری
چکیده رفتار مصرف کننده یک جنبه حیاتی از استراتژی بازاریابی است که شامل درک عادات خرید، انگیزه ها و ترجیحات مشتریان است. درک بهتر رفتار مشتری از طریق روش های نوآورانه ذخیره سازی و تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعات مشتریان، تدوین استراتژی های اثربخش تری را موجب می شود. ظهور فناوریهای محاسباتی جدید تغییرات عمدهای را در توانایی سازمانها برای جمعآوری، ذخیره و تجزیه و تحلیل دادههای کلان ایجاد کرده است. بسیاری از تحقیقات با استفاده از الگوریتمهای یادگیری ماشین بدون نظارت مانند K-Means با استفاده از مدل معروفRFM به طبقه بندی مشتری پرداختهاند اما این مدل ها با نادیده گرفتن سایر پارامترهای مهم با توجه به حوزه کاربرد، ناکافی می باشند. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر گردآوری داده ها توصیفی و از نوع تحقیقات کمی است که با استفاده از 200000 تراکنش مشتریان فروشگاه خرده فروشی آنلاین طی بازه زمانی 2013 تا 2018 انجام شده است. مدل، با افزودن تنوع "D" به عنوان پارامتر چهارم، با اشاره به تنوع محصولات خریداری شده توسط یک مشتری معین، اصلاح شده است. طبقه بندی بر اساس RFM-D در بازار خرده فروشی آنلاین به منظور شناسایی الگوهای رفتاری برای مشتری اعمال می شود. بررسی رفتار مشتریان خوشه ها نشان داد که تنوع محصولات به همراه سایر متغیرهای رفتاری، سودآوری بیشتری نسبت به مدل RFM ارائه کرده است.
