کلیدواژه‌ها = مدیریت دانش

بررسی نقش مدیریت دانش بر انگیزه ورود به اتحادهای راهبردی فناورانه بین‌المللی

دوره 26، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 1-16

زهره خسروی لقب، عبدالمجید مصلح، حبیب الله سالارزهی

چکیده امروزه مدیریت دانش تبدیل به یکی از مقوله‌های مهم و قابل توجه در کشورهای در حال توسعه شده است. صنعت نفت از صنایع مهم در کشور ما می‌باشد که نقش انتقال دانش در همه امور آن دارای اهمیت بوده است و می‌تواند با استفاده از اتحاد استراتژیک، تلاش‌های خود را در امر خلق دانش، کسب دانش، تسهیم دانش و به‌کارگیری دانش تکمیل نماید؛ بنابراین در این پژوهش تلاش شده است تا نقش مدیریت دانش را به عنوان انگیزه‌ای برای ورود به اتحاد استراتژیک فناورانه مورد بررسی قرار دهد. در این پژوهش، پس از مطالعه ادبیات مربوط و با استفاده از روش کتابخانه‌ای به بررسی اولیه موضوع مورد نظر پرداخته شده است؛ پس از آن با استفاده از رویکرد کیفی و مصاحبه با خبرگان، به استخراج مفاهیم و مقوله‌های اثرگذار بر مدیریت دانش به عنوان انگیزه ورود به اتحادها پرداخته شده است. یکی از مقوله‌های مهم در این رابطه، خلق دانش می‌باشد که از مفاهیم تشخیص دانش و ایجاد دانش منجر شده است. مقوله دیگر شناسایی شده، کسب دانش می‌باشد که از مفاهیم جمع­آوری دانش و سازماندهی دانش به­دست آمده است. سومین مقوله شناسایی شده در راستای مدیریت دانش، تسهیم دانش است که دربرگیرنده مفاهیم نشر دانش و سازگار نمودن دانش می‌باشد. در نهایت، به‌کارگیری دانش که از مفهوم استفاده از دانش به ­دست آمده است.

شبیه‌سازی دینامیک تأثیر سیاست‌های انگیزشی بر تسهیم دانش کارکنان [مورد مطالعه: شرکت پتروشیمی بندر امام]

دوره 22، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 29-48

احمد مرشدی، نوید نظافتی، طیبه امیرخانی، یوسف زلفی‌اقدم

چکیده تسهیم دانش یکی از فرایندهای ضروری پیاده‌سازی مدیریت دانش است و زمانی اتفاق می‌افتد که فرد تمایل به کمک به دیگران یا یادگیری از دیگران جهت توسعه توانمندی‌های جدید در سازمان دارد. امروزه استفاده از دانش سازمانی و تسهیم مؤثر آن بین کارکنان سازمان‌های دانش‌محور به منبعی راهبردی برای دستیابی سازمان‌ها به مزیت رقابتی و حفظ آن تبدیل شده است. مؤسسات و سازمان‌ها برای دستیابی به چنین مزیتی به دنبال مدل‌ها و راه‌کارهایی هستند که عوامل انگیزشی تسهیم دانش را شناسایی و شبیه‌سازی کنند تا سازمان را در دستیابی به موقعیت بهتر یاری می‌نماید. بر این اساس این پژوهش با هدف ارائه مدلی برای بررسی عوامل انگیزشی تسهیم دانش در سازمان مورد نظر تعریف گردید. در همین راستا محقق سعی دارد تا با به‌کارگیری متدولوژی سیستم‌های‌ پویا به بررسی سیاست‌های انگیزشی تسهیم دانش در سازمان مورد نظر بپردازد. در این پژوهش و در مرحله‌ نخست، سیاست‌های انگیزشی و ضدانگیزشی تسهیم دانش شناسایی از طریق ادبیات تحقیقاتی و مصاحبه با خبرگان شناسایی گردید. عوامل شناسایی شده شامل 26 عامل زیر است: تخصیص بودجه، آموزش، فرهنگ تسهیم دانش، تدوین تسهیم دانش بین اهداف سازمان، فضا و جو تسهیم دانش، داشتن زمان کافی برای تسهیم دانش، داشتن زمان کافی برای تسهیم دانش، داشتن زمان کافی، تشویق شدن مدیران و کارکنان به تسهیم دانش، ارائه پیشنهادات دانشی، تعهد سازمانی، رضایت شغلی، پاداش فردی و گروهی، کیفیت عملکرد، اشتیاق و تمایل به تسهیم دانش، کمبود رقابت، ارتباطات و تعامل، نبود اعتماد بین طرفین، سوء استفاده از دانش، نبود امنیت شغلی، ترس از اعلان شکست‌ها، سلسله مراتب سازمانی، نبود دسترسی به دانش، محرمانگی دانش، نبود اعتماد درباره صحت دانش، جهت­گیری سیاسی در تسهیم دانش، دیدگاه منفی کارکنان و دیدگاه منفی مدیر نسبت به تسهیم دانش. سپس مدل دینامیکی مربوط سیاست‌های انگیزشی تسهیم دانش بر پایه‌ اصول متدولوژی سیستم‌های پویا با ترسیم انگیزش کل به عنوان متغیر انباشت و 26 متغیر جریان ساخته شده و پس از حصول اطمینان از کارکرد مدل، در بخش نتیجه‌گیری به پرسش‌های پژوهشی پاسخ مناسبی داده شد.

هوشمندی سیستم مدیریت دانش مبتنی بر زوجی‌شدن ساختاری

دوره 20، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 75-92

مجید حسنی، سعید جهانیان

چکیده مدیریت دانش به عنوان یک سیستم دارای دو جنبه سازمان و ساختار می‌باشد که موفقیت و هوشمندی آن در سازمان را بر اساس میزان زوجی‌شدن ساختاری آن با سایر سیستم‌ها و زیرسیستم‌های سازمانی تعریف می‌نمایند. آنچه در این مقاله مورد توجه قرار می‌گیرد شناسایی عوامل زوجی‌شدن و موفقیت سیستم مدیریت دانش در سازمان بر اساس زوجی‌شدن با سایر زیرسیستم‌های موجود در سازمان می‌باشد.در این پژوهش، ابتدا مؤلفه‌های زوجی‌شدن ساختاری سیستم مدیریت دانش شناسایی و پس از بررسی و تحلیل عاملی تأییدی میزان اهمیت هر یک از زیرسیستم‌های مربوط با سیستم مدیریت دانش بررسی و در مقایسه با یکدیگر با بهره‌گیری از تکنیک های آماری میزان اهمیت زیرسیستم‌ها در زوجی‌شدن اولویت‌بندی می‌گردد. در این پژوهش موفقیت سیستم مدیریت دانش در سازمان با نگرش زوجی‌شدن ساختاری مورد توجه قرارگرفته و زمینه تطبیق و سازگاری بیشتر مدیریت دانش با سایر سیستم های و زیرسیستم‌های دارای اولویت زوجی‌شدن را میسر نموده و موجبات هوشمندی سیستم مدیریت دانش در سازمان را فراهم می‌آورد.

تاثیر نیت و شایستگی‌های تسهیم دانش بر عملکرد شغلی مدیران سازمان‌های پروژه‌محور (مطالعه موردی: شرکت مدیریت توسعه صنایع پتروشیمی)

دوره 19، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 161-184

بهروز قلیچلی، مهدی اسدی قراباغی

چکیده برای اینکه افراد در شغلشان عملکرد موفقی داشته باشد، می‌بایست شایستگی‌های موردنیاز حرفه خود را کسب نماید. همچون سایر فعالیت ها، افراد برای تسهیم دانش موفق و اثربخش نیز، نیازمند داشتن شایستگی های مربوطه می باشند. این شایستگی ها به نوبه خود می توانند بر عملکرد فرد و ارتقای آن تاثیر گذار باشند. هدف این پژوهش بررسی تاثیر نیت تسهیم دانش در شایستگی‌های تسهیم دانش و تاثیر این شایستگی‌ها و نیت تسهیم دانش در عملکرد شغلی مدیران در سازمان‌های پروژه‌محور می باشد. داده‌های مربوط به این پژوهش توسط پرسشنامه‌هائی که 50 نفر از مدیران و مهندسین ارشد دیسیپلین های پروژه به آن پاسخ داده اند جمع آوری شده است. جهت بررسی و ارزیابی فرضیه‌های پژوهش از روش‌های تخمین آماری و تحلیل مسیر استفاده شده است. یافته‌های پژوهش، تاثیر مثبت و معنا داری را بین نیت تسهیم دانش، بطور غیرمستقیم و از طریق شایستگی‌های تسهیم دانش در عملکرد فردی مدیران نشان می دهد. این پژوهش نشان می دهد که با ارتقاء شایستگی‌های تحلیلی مدیران به کمک نیت تسهیم دانش، می توان تاثیر بسزائی بر عملکرد فردی ایشان گذاشت.

تحلیل فرآیند فراموشی فعال دانش‌های‌ کهنه و قدیمی: مطالعه‌ی موردی بیمارستان شهید هاشمی‌نژاد

دوره 16، شماره 2، تابستان 1391، صفحه 1-18

مهدی باقرزاده نیری، پیمان اخوان، پژمان شادپور

چکیده در این مقاله، پس از پرداختی به اهمیت مطالعه ی فراموشی فعال دانش در سازمان، تعاریف مختلف ارائه شده در ادبیات موضوع درخصوص فراموشی سازمانی و فراموشی فعال دانش مورد بررسی قرار گرفته و مفاهیم و ویژگی های مهم و کلیدی که باید در تعریف فراموشی فعال دانش مدنظر قرار داده شود، استخراج شده است. بر این اساس، فراموشی فعال دانش به عنوان یک فعالیت ارادی و سیستماتیک و با توجه به ارزش دانش های سازمان به مدیریت دانش های کهنه و قدیمی می پردازد. سپس به منظور بررسی عمیق ارتباط بین فرآیند فراموشی فعال دانش با میزان چسبندگی دانش به افراد و زمینه ی سازمان به گردآوری اطلاعات کیفی منسجم از طریق موردکاوی به عنوان یکی از روش های تحقیق کیفی پرداخته شده است. براساس نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل اطلاعات گردآوری شده می توان بیان کرد که با افزایش چسبندگی دانش به افراد و شرایط سازمان، فرآیند فراموشی فعال دانش با مقاومت های بیشتری مواجه شده و سازمان باید زمان و تلاش بیشتری را برای فراموشی دانش کهنه تخصیص دهد. نتایج این پژوهش می تواند کمک بسزایی به مدیران سازمان ها درخصوص نحوه مدیریت دانش های کهنه و قدیمی خود براساس میزان چسبندگی دانش به افراد و زمینه ی سازمان، ارائه دهد.

بررسی رابطه بین شیوه های آموزش کارکنان - با فرایندهای مدیریت دانش سازمانی: مطالعه موردی در صنعت هسته‌ای

دوره 16، شماره 2، تابستان 1391، صفحه 114-128

صادق شکرزاده، زهرا صباغیان، محمد حسن پرداختچی

چکیده چکیده این پژوهش با هدف شناخت رابطه شیوه های آموزش کارکنان(شیوه گروهی و اجتماعات یادگیری، شیوه عملی فعال، شیوه خود اقدامی و شیوه رسمی) با فرایندهای مدیریت دانش (فرایند شناسایی و کسب دانش، فرایند تولید دانش، و فرایند اشتراک دانش) در سازمان انرژی اتمی ایران انجام شد. نمونه پژوهش 328 نفر از کارشناسان سازمان و واحدهای تابعه بودند که به شیوه تصادفی ساده انتخاب شدند. از پرسشنامه محقق ساخت برای گردآوری داده ها استفاد شد. پایایی پرسشنامه با استفاده از روش آلفا کرانباخ محاسبه و مقدار آلفای استاندارد شده برای شیوه های آموزش 86 درصد و برای فرایندهای مدیریت دانش 89 درصد تثبیت شد. به منظور اطمینان از روایی ابزار پژوهش از روش کیفی استفاده شد. با جمع آوری داده ها و تحلیل آنها، یافته ها بین شیوه های آموزشی گروهی و اجتماعات یادگیری، عملی فعال، خوداقدامی و شیوه رسمی با فرایندهای کسب و شناسایی، تولید و اشتراک دانش رابطه معنادار نشان داد. بر اساس نتایج این تحقیق می توان گفت شیوه آموزشی عملی فعال بیشترین تاثیر رگرسیونی بر روی فرایند تولید دانش دارد.

الگوی هم‌راستایی استراتژیک مدیریت دانش در سازمان

دوره 16، شماره 1، بهار 1391، صفحه 167-188

غلامحسین نیکوکار، امین حکیم

چکیده هدف از هم‌راستایی استراتژیک و زنجیره ارزش مدیریت دانش، ایجاد و توسعه استراتژی برای مدیریت دانش در سازمان می‌باشد، به نحوی که با استراتژی‌های کلان سازمان هم‌پوشانی داشته و نیز کلیه منابع اطلاعاتی سازمان در راستای ایجاد ارزش افزوده دانش و دستیابی به مزیت رقابتی سازمان؛ استفاده و آن را هدایت کند. بر این اساس در مقاله حاضر نخست سعی شده است تا با تبیین مفهوم زنجیره ارزش در ساختار فرایند استراتژی مدیریت دانش سازمان هم‌چنین تشریح هر یک از اجزای این فرایند، الگوی استراتژیک از این فرایند ارائه شده و سپس ارتباط این فرایند (استراتژی مدیریت دانش) با استراتژی کلان سازمان در قالب یک الگوی فرایندی بررسی شود.

ارائه یک متدولوژی برای ایجاد استراتژی مدیریت دانش مطالعه و بررسی سه سازمان نمونه

دوره 14، شماره 3، پاییز 1389، صفحه 24-59

شعبان الهی، آمنه خدیور، علیرضا حسن زاده

چکیده برای ارزیابی و انتخاب استراتژی مناسب مدیریت دانش، عوامل سازمانی زیادی باید مورد توجه قرار ‏بگیرد. از طرفی در رویکرد پویا برای ایجاد استراتژی مدیریت دانش، وضعیت فرایندهای خلق و ‏انتشار دانش تأثیر مستقیمی بر استراتژی‌های انتخابی دارد. رویکردهای انسان-گرا و سیستم- گرا در ‏استراتژی مدیریت دانش دارای تفاوت‌های بنیادی با یکدیگر بوده و نیاز به زیر ساخت‌ها، روش‌ها و ‏ابزارهایی از مدیریت دانش دارند که با هم متفاوت و گاهی اوقات متضادند. در این پژوهش ابتدا مرور ‏مبانی نظری از تحقیقات موجود در ارتباط با استراتژی‌سازی مدیریت دانش انجام شد و عوامل ‏تأثیرگذار بر استراتژی مدیریت دانش سازمانی از چارچوب‌ها و مدل‌های مفهومی و متدولوژی‌ها و ‏روش‌های اجرایی موجود استخراج شدند. سپس یک متدولوژی جامع برای ایجاد استراتژی مدیریت ‏دانش ارائه شد. در این متدولوژی عواملی که بر استراتژی انتخاب شده نهایی اثر می‌گذارند عبارتند ‏از:استراتژی عمومی کسب و کار سازمان، ساختار سازمانی، عوامل فرهنگی و فرایندهای خلق و ‏انتشار دانش در ناحیه دانش بر سازمان. در این متدولوژی بر تأثیر متقابل استراتژی‌های فناوری ‏اطلاعات و مدیریت منابع انسانی بر استراتژی مدیریت دانش تأکید می‌شود، ضمن این‌که در همه ‏مراحل متدولوژی توجه به استراتژی پویای مدیریت دانش وجود داشته و استراتژی نهایی برای ‏سازمان به صورتی طیفی از انسان گرایی تا سیستم گرایی و با هدف توازن سطح دانش آشکار و ‏ضمنی سازمان در نظر گرفته می‌شود. متدولوژی ارائه شده در قالب فرضیه‌های تحقیق با نظر سنجی ‏از خبرگان آزمون و تأیید و در سه سازمان نمونه به عنوان مطالعه موردی پیاده‌سازی شده است. در ‏پایان در ارتباط با استراتژی‌های متفاوت به دست آمده برای سه سازمان نمونه تحلیل و مقایسه ‏صورت گرفته است .‏

ارائه مدلی برای سنجش میزان آمادگی سازما ن ها در زمینة مدیریت دانش (مورد مطالعه: مرکز آمار ایران)

دوره 14، شماره 2، تابستان 1389، صفحه 221-244

سید رحیم صفوی میرمحله، مهدی اجلی قشلاجوقی، محمد موسی خانی

چکیده امروزه بسیاری از مدیران ،نقش اساسی دانش را در کسب مزیت رقابتی و دنبال کردن اهداف استراتژیک سازمان درک کرده اند و مدیریت دانش به صورت یک الزام رقابتی در سازمان ها درآمده است. با وجود این اگر زیرساخت های مناسب و پیش نیازهای لازم برای استفاده از چنین فرآیندی فراهم نباشد، حاصلی جز انزجار منابع انسانی و اتلاف منابع مالی در پی نخواهد داشت. بنابراین، ضروری است که سازمان ها قبل از هر اقدامی، از آمادگی سازمان خود در ارتباط با استقرار آن اطمینان حاصل نمایند. برای رسیدن به چنین هدفی ارائه مدلی برای سنجش آمادگی سازمان برای مدیریت دانش، اجتناب ناپذیر است. در پژوهش حاضر، ابتدا مدلی فرضی ارائه شده و از طریق پرسشنامه ای در معرض اظهار نظر 50 نفر از صاحبنظران قرار گرفته است. بعد ازمشخص شدن مدل نهایی، برای تعیین وزن عوامل و شاخص ها ی آن از روش میانگین موزون استفاده شده است. در نهایت، میزان کاربردی بودن مدل، در مرکز آمار ایران مورد آزمون قرار گرفته، وضعیت آمادگی آن در ابعاد مختلف مشخص شده و بر اساس وضعیت آن پیشنهادهایی ارائه شد.

فراموشی سازمانی هدفمند (استراتژیک): اکسیر رقابت‌پذیری درسازمان

دوره 13، شماره 4، زمستان 1388، صفحه 194-218

اصغر مشبکی، مسعود ربیعه

چکیده در طی دهه گذشته، شرکت‌ها به شکل فزاینده‌ای ‌به ارزش مدیریت دانش و یادگیری سازمانی پی‌برده‌اند ‌و محققان چنین فرایند‌هایی ‌را به شکل وسیعی مطالعه کرده‌اند. با وجود این هنوز برخی نکات در مباحث کنونی دانش سازمانی مبهم است. ‹‹شرکت‌‌ها نه تنها یاد می‌‌گیرند ، بلکه آنها فراموش نیز می‌‌کنند››. در حقیقت مدیریت دانش به دنبال خلق فرایند‌هایی ‌است که نه تنها به یادگیری و حفاظت از دانش مفید، بلکه برای عدم یادگیری و پرهیز از آنچه که مهم نیست هم به‌کار ‌می‌‌آید. فراموشی همانند یادگیری ساده نیست و ممکن است زیان‌آور یا سودمند باشد و در دو بعد هدفمند و غیر‌هدفمند قابل درک است. اما در هر حال به گونه چشم‌گیری ‌هم در بعد مثبت و هم در بعد منفی بر رقابت‌پذیری ‌یک شرکت مؤثر خواهد بود. در این مقاله ضمن بررسی مفهوم و اشکال فراموشی سازمانی، با توجه به اهمیت استراتژیکی فراموشی سازمانی هدفمند قصد بر آن است تا علاوه بر سنجش میزان فراموشی سازمانی هدفمند، ارتباط آن با رهبری فرهمند بررسی شود. در این راستا از طریق پرسشنامه از نظرات 165 مدیر سطوح عالی، میانی و سرپرستی در زنجیره تأمین صنعت خودرو ایران استفاده شد. تحلیل همبستگی داده‌های ‌حاصل از آزمون استقلال کای مربع بیانگر وجود رابطه معناداری ‌بین هریک از ابعاد فراموشی هدفمند ( بعد دانش جدید وبعد دانش موجود ) و رهبری فرهمند می‌‌باشد.

ارائه مدلی برای طبقه‌بندی تولیدات دانشی بر اساس داده‌‌ها و فرایند‌های پردازش داده‌ها

دوره 13، شماره 4، زمستان 1388، صفحه 219-248

محمد‌باقر منهاج، ناهید هاشمیان بجنورد، عباس سیفی، محمدحسین فاضل زرندی، عباس افرازه

چکیده جهانی‌شدن اقتصاد، افزایش رقابت، پویایی و تلاطم محیطی باعث شده است که تولیدات دانشی بخش عمد‌ه‌ای از تولیدات سازمان‌‌های امروز را تشکیل دهد. برنامه‌ریزی برای این نوع تولیدات، به دلیل ناملموس بودن آن دشوار است. طبقه‌بندی تولید منجر به شناخت بهتر هر طبقه و سهولت برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری می‌شود. در این مقاله، مدلی برای طبقه‌بندی تولیدات دانشی ارائه می‌شود. به این منظور، فرایند تولید دانش در مشاغل دانشی را بررسی کرده و بر اساس دو معیار اساسی نوع داده‌‌‌ها و نحوه پردازش آنها، طبقه‌بندی انجام شده است. جایگاه نوع تولید در یک فضای دو بعدی مشخص می‌شود. میزان آماده و مشخص بودن داده‌‌‌ها برای پردازش، یک بعد و مشخص بودن فرایند‌های پردازش داده‌ها، بعد دیگر این مدل را مشخص می‌کند. برای بررسی ویژگی ‌های هر طبقه و آزمون سنخیت آنها، از عواملی که در ادبیات موضوع به عنوان عوامل تولید دانش معرفی شده‌اند، در مطالعات موردی این تحقیق استفاده شده است. در این مقاله، بر اساس این مدل، برای تعدادی از مشاغل، نوع تولید را تعیین کرده و ویژگی‌‌ها و شباهت‌های آنها نیز مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.