همکاری بانک و فینتک: مروری نظاممند بر ادبیات علمی
دوره 23، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 130-172
رضا پاینده؛ میثم شهبازی؛ منوچهر منطقی؛ تورج کریمی
چکیده صنعت بانکداری جهانی، متأثر از فناوریهای جدید و تغییر در رفتار مشتریان، ناگزیر از تحولات اساسی در طول تاریخ خود شده است. همزمان که بانکها مشغول تحولات و چالش نوآوری در فرایندهای خود هستند، شرکتهای فینتک با بهرهمندی از قابلیتهای دیجیتال، خدمات نوآورانه و مشتریمدارانه عرضه میکنند. در دنیای کسبوکار، همکاری میان این دو نهاد، به شکلهای گوناگونی انجام شده است. این موضوع، توجهات جامعه دانشگاهی را نیز به خود جلب کرده و مقالات و کتبی در این زمینه نگارش شده است. هدف مقاله حاضر، مرور این مقالات علمی و سؤال اصلی مقاله از این قرار است: ادبیات علمی چه دستاوردهایی در زمینه همکاری بانک و فینتک داشته است؟ برای پاسخ به این سؤال از روش مرور نظاممند بر ادبیات (منطبق بر بازبینه پریزما) استفاده شده و ضرورت، سیر تطور، چالشها، پیشرانها، منافع، موانع و انواع همکاری بانک و فینتک در مقالات علمی بررسی شده است. مهمترین دستاوردهای علمی مقالات ذیل هر کدام از سؤالات فرعی مقاله بررسی شده و در نهایت، پس از بررسی انواع همکاری بانک و فینتک در ادبیات علمی، الگوریتم همکاری بانک و فینتک ارائه شده است. در پایان، خلاءهای پژوهشهای پیشین و پیشنهادهایی برای پژوهش آینده بیان شده است.
عناصر موثر بر همکاری میان سازمانی در مراحل پیش آیندی
دوره 23، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 55-77
بهرام جبارزاده کرباسی؛ حسین رحمان سرشت؛ وحید خاشعی؛ شهرام خلیل نژاد
چکیده آنچه در سالهای اخیر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته اهمیت و تعیین کننده بودن مرحله پیش آیندی در ادامه مسیر همکاری میان سازمانی و تجدید آن در چرخه عمر فرایند همکاری است اما اهتمامی در خور برای شناسایی عناصر چارچوب پیشگفته صورت نگرفته است. با توجه به اهمیت بسیار بالای این موضوع، این تحقیق دستیابی به چارچوبی برای همکاریهای میانسازمانی در مرحله پیش آیندی را وجهه همت قرار می دهد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از دو روش ISM و SEM استفاده میشود. جامعه آماری پژوهش در بخش ISM را 9 نفر از خبرگان بخشهای دولتی و خصوصی و نیز استادان دانشگاه تشکیل میدهند. در بخش SEM نمونه آماری را 415 نفر ازکارکنان و مدیران سازمانهایی تشکیل میدهند که در بخشهای مختلف آنها در پروژههای مختلف با سایر سازمانها درگیر بودهاند. نتایج نشان میدهد تعهد مدیریت عالی، ارتباطات، انگیزش، چشم انداز مشترک، روابط متقابل، هدف های همسو، فرهنگ همکاری، اعتماد، برنامه ریزی مشترک، توزیع قدرت، مدیریت تعارض، ایجاد سامانه های کنترلی و نظارتی، ایجاد سامانه های اطلاعاتی، محور قرار نگرفتن ملاحظات سیاسی و نیز اقتصادی بر اثربخشی همکاری میان سازمانی موثرند. بعلاوه این مدل مشخص میسازد که اثربخشی همکاری میان سازمانی نیز میتواند بر ایجاد ارزش و موفقیت کسب و کار موثر باشد.
