کلیدواژه‌ها = فراترکیب

تبیین‌و‌تحلیل مخاطرات زنجیره‌تامین صنعت داروسازی ایران با استفاده از رویکرد ترکیبی فراترکیب و تحلیل‌مضمون

دوره 28، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 1-29

سید رحیم صفوی میرمحله؛ محمد رحیم رمضانیان؛ محمود مرادی؛ مصطفی ابراهیم پور

چکیده هدف این تحقیق، تبیین‌وتحلیل مخاطرات زنجیره‌ تامین صنعت ‌داروسازی ایران می‌باشد. در این تحقیق از رویکرد ترکیبی فراترکیب و تحلیل‌مضمون استفاده شده است. رویکرد این تحقیق کیفی می‌باشد. درمرحله اول، با مرور نظام‌مند مطالعات مرتبط در 23 سال اخیر با رویکرد فراترکیب، مخاطرات ‌زنجیره‌ تامین در صنعت داروسازی شناسایی شدند. بدین‌منظور، ابتدا تعداد 100 مقاله انتخاب و پس از چندمرحله پالایش، تعداد 26 مقاله نهایی باقی ماند و مبنای انجام تحقیق قرار گرفت. درمرحله بعد، مخاطرات زنجیره‌ تامین صنعت ‌داروسازی ایران با روش تحلیل‌مضمون به­دست آمد. بدین‌منظور مصاحبه نیمه‌ساختار یافته باخبرگان صنعت‌ داروسازی ‌ایران با روش نمونه‌گیری هدفمند تا اشباء نظری، با رویکرد تحلیل‌مضمون صورت گرفت. در مرحله ‌آخر باترکیب نتایج فراترکیب و تحلیل‌مضمون، 10 مخاطره به‌عنوان مخاطرات نهایی صنعت ‌داروسازی ‌ایران به­دست آمد. براساس نتایج، مخاطرات زنجیره ‌تامین صنعت ‌داروسازی ایران عبارت­اند از: مخاطرات محیطی؛ مشکلات تامین‌ ارز و پرداخت‌های مالی خارجی؛ عدم‌ تامین به‌موقع مواد اولیه؛ پیچیدگی و ناسازگاری سیستم‌های اطلاعاتی؛ کیفیت پایین مواد اولیه و محصول؛ در دسترس نبودن دارو و تحویل به‌موقع آن؛ حمل‌ونقل و بیمه‌ها؛ فناوری‌های بخش توزیع؛  نوسانات بخش تقاضا؛ افزایش قیمت مواد اولیه و دارو. از 10‌ مخاطره به­دست آمده، مخاطرات محیطی، مشکلات تامین ارز و پرداخت‌های مالی خارجی،  افزایش قیمت مواد اولیه و دارو و حمل‌و‌نقل وبیمه‌ها،  (به‌دلیل داشتن بیشترین فراوانی در هر دو روش فراترکیب و تحلیل‌مضمون) تاثیر بیشتری بر زنجیره‌ تامین دارند. بنابراین ذینفعان زنجیره ‌تامین‌ داروسازی ‌ایران، برای بهبود عملکرد زنجیره‌ تامین باید بر روی این مخاطرات تمرکز نموده و برای مدیریت آنها برنامه‌ریزی نمایند.

ارتقا تجارب چند سطحی مشتری در نقاط تعامل پیش از خرید: یک طرح آزمایشی سناریو محور

دوره 27، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 116-136

فاطمه عسکری؛ مریم نکوئی زاده؛ علیرضا امینی

چکیده هدف از مطالعه حاضر شناسایی عوامل موثر بر ارتقا تجارب احساسی، شناختی و رفتاری مشتریان در حیاتی‌ترین نقاط تماس پیش از خرید است. در این راستا از یک طرح آمیخته اکتشافی در قالب دو مطالعه متوالی استفاده شده است. در مطالعه نخست، عوامل موثر بر تجارب پیش از خرید مشتریان از طریق رویکرد 7 مرحله‌ای سندلوسکی برای فراترکیب کیفی مطالعات، استخراج شده‌اند. بدین معنا که 1268 مطالعه اولیه در روند غربالگری (عنوان، چکیده و محتوا) وارد شده و به 48 مطالعه نهایی مرتبط به لحاظ محتوا و معتبر از نظر چک لیست ارزیابی مهارت‌های حیاتی تقلیل یافته‌اند. در مطالعه دوم، تمامی فاکتورهای موثر شناسایی شده، به تدریج در جریان 16 سناریو تجربی وارد شدند تا تاثیر دستکاری این عوامل بر متغیر وابسته (تجربه مشتری) مورد ارزیابی و آزمون قرار گیرد. نمونه پژوهشی در این مطالعه، 480 نفر از مشتریان هنرهای صناعی شهر شیراز بوده‌اند که از طریق روش نمونه‌گیری غیراحتمالی در دسترس انتخاب شده‌اند. نتایج حاصل از تحلیل واریانس چند عامله و برآورد میانگین حاشیه‌ای داده‌ها نشان می‌دهد که مولفه توصیه‌ها و ارجاعات اجتماعی با اکتساب بیشترین اندازه اثر، مهم‌ترین عامل در شکل‌دهی تجارب پیش از خرید مشتریان است و سایر فاکتورهای سطح آشنایی مشتری با نام تجاری، ارزش درک شده محصول، نوع رسانه انتخابی در فعالیت‌های ترویجی، سطح دسترسی اطلاعاتی، سطح شخصی‌سازی مزایا و پیشنهادات به ترتیب در اولویت‌های بعدی قرار می‌گیرند.

توسعه مدلی برای استراتژی های مسئولانه شرکت‌ها با رویکرد فراترکیب

دوره 27، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 135-160

معصومه قاسمی شمس؛ وحید خاشعی ورنامخواستی؛ محسن اکبری

چکیده هدف از این پژوهش شناسایی و توسعه مدلی برای استراتژی‌های مسئولانه شرکت‌ها با روش فراترکیب است. پژوهش حاضر از نظر هدف، توسعه‌ای، از نظر ماهیت داده‌ها کیفی و از منظر گردآوری داده‌ها اسنادی- فراترکیب است. بدین منظور پس از طی گام‌های این‌روش و تجزیه‌و‌تحلیل مقالات در‌نهایت ۶۸ مقاله مورد بررسی قرار‌گرفته و ۵۹۴ کد اولیه استخراج شده است. سپس با بررسی پیشینه‌ها و مدل‌های مقالات تایید شده طراحی مدل مفهومی جدید به‌دست آمد. در مرحله تجزیه وتحلیل یافته‌ها از فنون تحلیل مضمون بهره گرفته شد. درنهایت پس از تحلیل تمامی مقاله‌ها، تعداد ۱۰ مفهوم و ۲۹ کد ثانویه استخراج گردید. این مفاهیم عبارت‌اند از پیشایند‌های سطح کلان، پیشایند‌های سطح سازمان، جهت‌گیری مسئولانه استراتژیک، حاکمیت شرکتی مسئولانه یکپارچه، استراتژی‌های تنظیم‌گر، استراتژی‌های فراگیر (به عنوان مفاهیم محتوایی و زمینه‌ای استراتژی)؛ پیشران‌های پیاده‌سازی، مولفه‌های نهادینه‌سازی (به عنوان مفاهیم فرآیندی) و در‌نهایت پیامد‌های داخلی و خارجی. در مدل شناسایی شده استراتژی‌های مسئولانه وجود یک سیستم حاکمیت شرکتی مسئولانه نقش محوری در انتخاب‌های استراتژیک شرکت‌ها و متوازن‌سازی جهت‌گیری‌های مسئولانه دارد که در‌نهایت می‌توان از طریق پیاده‌سازی درست و بهینه این استراتژی‌ها به ارزش هم‌افزایی دست یافت.

عوامل اثرگذار در رابطه الگوی ذهنی مصرف کننده با آمیختگی با برند: رهیافت فراترکیب

دوره 26، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 173-192

راضیه زیلایی؛ محمدعلی بابایی زکلیکی؛ عباس عبداللهی

چکیده این پژوهش بر آن است با شناسایی عوامل مؤثر در رابطه بین الگوی ذهنی مصرف کننده با آمیختگی با برند، به بررسی اهمیت الگوی ذهنی در رفتار مصرف کننده بپردازد. پژوهش‌های پیشین به صورت پراکنده به بررسی متغیرهای خاصی تحت عنوان میانجی یا تعدیلگر در رابطه با الگوی ذهنی مصرف کننده پرداخته اند. هدف پژوهش حاضر تحلیل و تجمیع یافته های قبلی و ارائه چارچوبی نسبتاً جامع جهت ریشه یابی رابطه الگوی ذهنی مصرف کننده با نوع آمیختگی برند است. از سوی دیگر، رابطه مطرح شده در هیچ یک از پژوهش های پیشین بررسی نشده است. بدین منظور، این پژوهش با بهره گیری از مبانی پارادایم تفسیری و رویکرد استقرایی و پیاده سازی روش فراترکیب اجرا شده است. جامعه آماری موردبررسی شامل تمامی پژوهش های صورت گرفته در حوزه الگوی ذهنی مصرف کننده با رویکرد آمیختگی با برند است. نمونه آماری از 76 پژوهش منتخب در این حوزه تشکیل شده است. در مرحله تجزیه وتحلیل یافته ها از فنون تحلیل مضمون بهره گرفته شد. درنهایت پس از تحلیل تمامی مقاله‌ها، تعداد 7 مقوله اصلی و 12 مقوله فرعی استخراج گردید. این مقوله ها عبارت اند از الگوی ذهنی مصرف کننده، نگرش برند، رابطه فرد با برند، ارزش ادراک شده، انگیزه استفاده از رسانه اجتماعی، شخصیت برند، و قصد خرید. خروجی های پژوهش حاضر می تواند تبیین گر مسیر پیشرو برای پژوهش های آتی باشد.

ساخت‌دهی به توانمندسازهای استراتژیکی مدیریت زنجیره ارزش جهانی پایدار

دوره 25، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 1-25

اسماعیل ملک اخلاق؛ محمدعلی سنگبر؛ فاطمه جاویدی؛ جواد رجبی

چکیده امروزه مدیریت زنجیره ارزش جهانی پایدار به عنوان یکی از ابعاد برجسته رقابت‏پذیری شرکت‌های جهانی شناخته می‏شود. مدیران به منظور اتخاذ سیاست‏های مناسب برای گذار از زنجیره ارزش سنتی به زنجیره ارزش جهانی پایدار و پاسخ به مطالبات ذینفعان و فشارهای بیرونی به یک چارچوب تحلیل استراتژیکی، سیاستگذاری و تصمیم‏گیری با رویکرد توسعه پایدار نیاز دارند. هدف تحقیق حاضر شناسایی و استخراج مولفه‏های مناسب استراتژیکی به منظور توانمندسازی مدیریت زنجیره ارزش جهانی جهت دستیابی به پایداری، است. با توجه به گستره ادبیات تحقیق در جنبه‏های مختلف پایداری زنجیره ارزش جهانی، در این تحقیق از روش فراترکیب استفاده شده است. بر اساس نتایج تحقیق، 171 مولفه شناسایی و استخراج شد که در قالب 40 تم و 8 مقوله ارائه شده است که به عنوان اجزای مدل توانمندسازی مدیریت زنجیره ارزش پایدار محسوب می‏شوند. مقولات استخراج شده عبارتند از محرک‏های توسعه مدیریت زنجیره ارزش پایدار، فشارهای خارجی، توانمندسازهای مدیریت زنجیره ارزش پایدار، اقدامات مدیریت زنجیره ارزش پایدار، نتایج اجتماعی مدیریت زنجیره ارزش پایدار، نتایج زیست محیطی مدیریت زنجیره ارزش پایدار و نتایج اقتصادی مدیریت زنجیره ارزش پایدار.

چارچوب تدوین مدل کسب و کار پلتفرم: یافته ای مبتنی بر فراترکیب

دوره 25، شماره 1، بهار 1400، صفحه 95-115

نرجس زنگنه نژاد؛ علی معینی؛ نسترن حاجی حیدری؛ عادل آذر

چکیده :  رویکرد توسعه کسب ­وکار در صنایع و بازارهای متعدد به سوی رقابت مبتنی بر پلتفرم تغییر کرده ­است.این رویکرد نسبتا نوظهور مستلزم اتخاذ دیدگاه­های مدیریتی متفاوت و تعریف مدل­های کسب وکار مقتضی است. توانمندی مالک پلتفرم تضمین­کننده موفقیت و پایایی پلتفرم­ نبوده، بلکه پایایی و عمکلرد پلتفرم در گرو قابلیت­های شرکا و ترکیب روابط دو و چندجانبه است. از این­رو اتکا به اصول تدوین مدل­های کسب­وکار خطی جهت طراحی مدل­های کسب­وکار پلتفرم اثربخش به نظر نمی­رسد. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف پرکردن شکاف پژوهشی موجود در زمینه مدل­های کسب­وکار پلتفرم و ارائه چارچوبی جامع جهت تدوین مدل­های کسب­وکار متناسب با نیازمندی­ها و مشخصات پلتفرم­ها انجام شده است. بدین منظور و جهت شناسایی مؤلفه­های سازنده مدل کسب و کار پلتفرم از مرور نظام مند متون و شیوه پژوهشی فراترکیب استفاده شده است. پس از استخراج مطالعات پژوهشی انجام شده در سالهای 2008 تا 2019 از پایگاه­های علمی معتبر و پالایش یافته­ها مبتنی بر معیارهای مشخص، محتوای 32 مقاله پژوهشی منتخب مورد تجزیه تحلیل قرار گرفته است. ارائه چارچوبی جامع با در نظرگرفتن ویژگی­های خاص یک پلتفرم، اهمیت مشارکت اعضای آن و شیوه متفاوت ارزش آفرینی در آن، دستاورد اصلی این پژوهش است.  نتایج حاصل از تحلیل و فراترکیب در قالب چارچوب تدوین مدل کسب و کار پلتفرم در دو سطح تعریف شده است که سطح اول شامل شش بعد اصلی و سطح دوم شامل 22 مؤلفه مدل کسب­وکار پلتفرم است. محور اساسی مدل پیشنهادی، همکاری و خلق مشترک ارزش میان اعضای پلتفرم است که زیربنای اصلی موفقیت در پلتفرم هاست.  

ارائه چارچوب همپایی فناورانه مبتنی بر نظریه داده بنیاد و فراترکیب

دوره 24، شماره 1، بهار 1399، صفحه 107-129

فاطمه ثقفی؛ علی محقر؛ نسرین دسترنج ممقانی؛ منیره کاشیها

چکیده همپایی فرایندی است که طی آن کشورهایی که از مرز فناوری عقب هستند، شکاف فناورانه خود را با کشورهای پیشرفته جبران کرده و می توانند در سهم بازار هم با آن کشورها رقابت کنند. در فرایند همپایی، کشورهای مختلف مسیرهای متفاوتی را طی کردند که برخی منجر به موفقیت و برخی منجر به شکست شده است لذا وجود یک استراتژی و چارچوب مناسب و داشتن سطح مناسبی از قابلیت های فناورانه و ظرفیت جذب، ضروری است. با توجه به وجود ادبیات گسترده و نبود چارچوبی برای همپایی، هدف این پژوهش استخراج چارچوبی مبتنی بر مرور نظام مند مقالات و تحلیل آنها مبتنی بر روش فراترکیب و نظریه داده بنیاد است.  این چارچوب از مطالعه و تحلیل 90 مقاله چاپ شده تا سال 2018 در حوزه مدیریت و کسب و کار در مجلات Q1 و Q2 اسکوپوس یا JCR، استخراج شد تا در نهایت، چارچوبی برای همپایی فناورانه ارائه شود. این چارچوب بر اساس فرایند داده بنیاد و با ترکیب پژوهش‌های پیشین مدلی پارادیمی ارائه داده است. در نهایت نیز سه رویکرد کلی برای همپایی شامل رویکرد استقلال، همیاری و مشارکت معرفی شد و هر یک از 6 مقوله مدل پاردایمی برای این سه رویکرد توضیح داده شد. نتایج این تحقیق علاوه بر مدل پارادایمی،‌ خلاء های ادبیات را نیز مشخص کرده است.

توسعه مدل و ارزیابی عملکرد پایداری بانک های ایران

دوره 23، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 161-187

عماد نوبهار؛ محمود دهقان نیری؛ علی رجب زاده قطری

چکیده امروزه با توجه به اهمیت یافتن موضوع پایداری در سطح بین­ المللی، محققان بسیاری به ارائه مدل‌های ارزیابی پایداری در صنعت بانکداری پرداخته‌اند. چراکه بانک­ ها به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم بر توسعه پایداری در کشور تأثیرگذارند. در این راستا پژوهش حاضر باهدف ارائه یک مدل جامع پایداری در نظام بانکداری، در قالب یک مطالعه توصیفی با رویکرد کیفی-کمی برنامه­ریزی شد. بدین منظور ابتدا کدها، تم­ها و مقوله­های پایداری بانک با استفاده از رویکرد فراترکیب استخراج و رابطه شبکه­ ای و سطح­ بندی آن‌ها با کمک مدل‌سازی ساختاری تفسیری (ISM)، حاصل شد. در نهایت مدل امروزه با توجه به اهمیت یافتن موضوع پایداری در سطح بین­المللی، محققان بسیاری به ارائه مدل‌های ارزیابی پایداری در صنعت بانکداری پرداخته‌اند. چراکه بانک­ها به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم بر توسعه پایداری در کشور تأثیرگذارند. در این راستا پژوهش حاضر باهدف ارائه یک مدل جامع پایداری در نظام بانکداری، در قالب یک مطالعه توصیفی با رویکرد کیفی-کمی برنامه­ریزی شد. بدین منظور ابتدا کدها، تم­ها و مقوله­های پایداری بانک با استفاده از رویکرد فراترکیب استخراج و رابطه شبکه­ای و سطح­بندی آن‌ها با کمک مدل‌سازی ساختاری تفسیری (ISM)، حاصل شد. درنهایت مدل شبکه­ای حاصل به جهت تعیین اوزان تم­ها و مقوله­ها به فرایند تحلیل شبکه­ای (ANP < /span>) سپرده شد. در ادامه با به‌کارگیری مدل نهایی و استخراج اطلاعات با استفاده از تحلیل محتوا، امتیاز پایداری ۲۷ بانک دولتی و غیردولتی کشور در سال 1396 تحلیل گردید. بر اساس نتایج بانک پاسارگاد رتبه اول، بانک آینده و بانک ملی به ترتیب رتبه­های دوم و سوم را کسب کردند. یافته­ها بیانگر آن است که میانگین امتیاز پایداری در بانک­های غیردولتی از بانک­های دولتی بیشتر بوده و درمجموع بانک‌های کشور به مقوله محیط‌زیست توجه بسیار کمی داشته­اند که نیازمند تأکید بیشتر در برنامه­های راهبردی ایشان می‌باشد. شبکه ­ای حاصل به جهت تعیین اوزان تم ­ها و مقوله ­ها به فرایند تحلیل شبکه­ا ی (ANP < span dir="RTL">) سپرده شد. در ادامه با به‌کارگیری مدل نهایی و استخراج اطلاعات با استفاده از تحلیل محتوا، امتیاز پایداری ۲۷ بانک دولتی و غیردولتی کشور در سال 1396 تحلیل گردید. بر اساس نتایج بانک پاسارگاد رتبه اول، بانک آینده و بانک ملی به ترتیب رتبه­ های دوم و سوم را کسب کردند. یافته­ها بیانگر آن است که میانگین امتیاز پایداری در بانک­های غیردولتی از بانک­های دولتی بیشتر بوده و درمجموع بانک‌های کشور به مقوله محیط‌زیست توجه بسیار کمی داشته ­اند که نیازمند تأکید بیشتر در برنامه­های راهبردی ایشان می‌باشد.

بررسی و رتبه‌بندی عوامل مؤثر بر توسعه پایدار با رویکرد به ‌کارگیری سیستم‌های اطلاعاتی

دوره 22، شماره 1، بهار 1397، صفحه 187-217

عطیه قلمی؛ ندا عبدالوند؛ سعیده رجائی هرندی

چکیده امروزه همگام با به ‌کارگیری سیستم‌های اطلاعاتی به‌ عنوان مزیت رقابتی در سازمان‌ها، توجه به ایجاد و توسعه محیطی پایدار که سازمان‌ها بتوانند در آن بدون آسیب به جنبه‌های اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی جامعه به اهداف خود دست یابند، به یک مسأله حیاتی تبدیل شده است. از این‌رو شناسایی عوامل لازم برای بهبود جنبه‌های اجتماعی، اقتصادی و زیست ‌محیطی سودمند و ضروری است. در این پژوهش با استفاده از رویکرد کیفی و کمی به بررسی تأثیر سیستم‌های اطلاعاتی بر توسعه پایدار پرداخته می‌‌شود. در بخش کیفی با استفاده از رویکرد فراترکیب عوامل شناسایی و با استفاده از نظر خبرگان در چارچوب مورد نظر جای گرفتند. سپس در بخش کمی از روش‌های آماری کای- دو تک‌نمونه‌ای برای آزمون فرضیات و از آزمون فریدمن جهت اولویت‌بندی ابعاد و مقوله‌ها استفاده شده و داده‎ها با استفاده از نرم‌افزار اس‌پی‌اس‌اس تجزیه ‌و تحلیل شدند. در نهایت 42 مفهوم و 12 مقوله اصلی استخراج شد. براساس نتایج در میان مقوله‌های عمده در چارچوب توسعه پایدار بیشترین اهمیت مربوط به مدیریت منابع است. ابعاد نیز به ‌ترتیب اهمیت عبارت از زیست ‌محیطی، اقتصادی/ دولتی، فرهنگی/ اجتماعی و سازمانی است.

استخراج مؤلفه‌های آمیخته بازاریابی اینترنتی: یک طرح پژوهش ترکیبی

دوره 19، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 61-81

سعید جهانیان؛ مهدی محمود صالحی

چکیده این پژوهش با هدف تدوین مدل مفهومی آمیخته بازاریابی اینترنتی و شناسایی ابعاد، مؤلفه‌ها و شاخص‌های آن با رویکرد ترکیبی (کیفی - کمی) طراحی و اجرا شده است. در مرحله کیفی به منظور ساخت مدل، داده‌های کیفی که محصول بررسی پیشینه تحقیق است، گردآوری و با روش فراترکیب، تحلیل و در تدوین مدل استفاده شد. در بخش کیفی، استفاده از روش فراترکیب با توجه به پیشینه نظری و تجربی به‌نسبت خوب در حوزه آمیخته بازاریابی به طور عام و آمیخته بازاریابی اینترنتی به‌طور خاص برای ترکیب نتایج و ساخت مدل بوده است. داده‌های کمّی با استفاده از پرسشنامه طراحی شده در این پژوهش، گردآوری شده و با رویکرد تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS و LISREL تجزیه و تحلیل شده است. تعداد 180 پرسشنامه با روش نمونه‌گیری تصادفی بین اساتید دانشگاه توزیع و پس از گردآوری و بررسی، تعداد 145 پرسشنامه مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که عناصر آمیخته بازاریابی اینترنتی در دو بعد آمیخته مشترک و آمیخته اینترنتی دسته‌بندی می‌شود. نتیجه مرحله کیفی با توجه به بار عاملی و ضریب تعیین هر عامل مشخص شد که اهمیت عناصرآمیخته اینترنتی نسبت به عناصر آمیخته مشترک بیشتر می‌باشد. خروجی مرحله کیفی تحقیق، مدل مفهومی آمیخته بازاریابی اینترنتی است که همه ابعاد، شاخص‌ها و عوامل آمیخته بازاریابی اینترنتی را شامل می‌شود. در پایان مرحله کیفی پرسشنامه‌ای برمبنای مدل تحقیق استخراج و مبنای گردآوری داده‌های کمی واقع شد. خروجی مرحله کمی، مدل آمیخته بازاریابی اینترنتی است که شامل ابعاد، عامل‌ها و مؤلفه‌های مدل به همراه بار عاملی آنها است. این مدل با استفاده از آزمون‌های معتبر آماری، آزمون شده و روایی عاملی و شاخص‌های برازش قابل قبول دارد.