شناسایی چالشهای موثر بر پیادهسازی اقتصاد چرخشی و صنعت 4.0 در مدیریت زنجیره تامین
دوره 28، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 146-183
سحر شریفیان جزی؛ علی محمدی؛ عباس عباسی؛ مسلم علی محمدلو
چکیده امروزه جهت پیادهسازی اقتصاد چرخشی و صنعت 4.0 در مدیریت زنجیره تامین چالشهایی وجود دارد که با شناسایی و تحلیل این چالشها میتوان این مفاهیم را در سازمان پیادهسازی کرده و از مزایای آنها بهرهمند گردید. هدف پژوهش حاضر بررسی و تعیین روابط چالشهای پیادهسازی اقتصاد چرخشی و صنعت 4.0 در مدیریت زنجیره تامین با استفاده از تحلیل محتوای کیفی و نقشه شناختی فازی شهودی است. در همین راستا، با تحلیل محتوای کیفی، چالشهای موثر در پیادهسازی اقتصاد چرخشی و صنعت 4.0 در مدیریت زنجیره تامین شناسایی و در 4 بعد فرهنگی – آموزشی، مالی – قانونی، زیرساختی – تکنولوژیکی، سازمانی- استراتژیک دستهبندی شده-اند. سپس با نقشه شناختی فازی شهودی و نرمافزارهای FCMaper و Mental Modeler برای چالشهای «عدم وجود سیستم ردیابی و دسترسی به مواد بازیافتی»، «عدم یکپارچهسازی زنجیره ارزش درون و برون سازمانی» و «عدم ارتباط موثر با شرکای لجستیک و تامین کنندگان» که دارای بیشترین اثرپذیری بودهاند، سناریو رو به عقب طراحی شده است. در گام بعد نیز برای چالشهای«عدم شناخت صنعت 4.0 و اقتصاد چرخشی و پیامدهایش»، «عدم آموزش مناسب»، و «عدم وجود استراتژی مناسب با صنعت 4.0 و اقتصاد چرخشی» که دارای بیشترین تاثیرگذاری بودهاند سناریوهای روبه جلو طراحی شده است. نتایج این پژوهش مدیران سازمانها را قادر میسازد تا با شناخت این چالشها بتوانند قبل از پیادهسازی اقتصاد چرخشی و صنعت 4.0 آنها را شناسایی کرده و برای غلبه به آنها برنامهریزی نمایند
طراحی مدل توسعه تامینکنندگان به منظور گذار از روش برونسپاری به اتحاد راهبردی
دوره 27، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 72-94
سعید روشندل؛ محمدحسین کریمی گوارشکی؛ مرتضی عباسی
چکیده رایجترین روش همکاری از گذشته تا کنون برونسپاری بوده است. مسائل مهمی مانند افزایش رقابت، محدودیت منابع، پیچیدگیهای فناورانه، عدم اطمینان به آینده و افزایش هزینهها باعث گردیده که سازمانها در الگوی مدیریتی خود تجدیدنظر کرده و به راهبردهای جدیدی روی آورند. در چنین شرایطی اتحادهای راهبردی میتوانند در روابط همکاری، جایگزین برونسپاری شوند. هدف از این مقاله نخست طراحی مدلی به منظور ارزیابی وضعیت فعلی یک برونسپاری و سپس بررسی امکان توسعه آن به یک اتحاد راهبردی است. برای این منظور در این پژوهش با مطالعه ادبیات موضوع، نمونههای اتحادهای راهبردی مطالعه شده و همچنین با استفاده از مصاحبه با خبرگان، فهرستی از معیارهای موثر بر شکلگیری اتحاد راهبردی تهیه و در ابعاد 6 گانهای دستهبندی گردیده است. پس از آن با استفاده از روش نسبت روایی محتوا، معیارهای غیرضروری در این فهرست شناسایی شد. در گام بعد با بکارگیری روش تحلیل پوششی دادههای فازی بدون ورودی صریح، بهترین ترکیب از وزنها برای معیاری ضروری بدست آمد و با مشخص نمودن حداقل امتیازات لازم برای شکلگیری یک اتحاد راهبردی به ازای هر کدام از این معیارها، امکان مقایسه وضعیت فعلی پیمانکار با حداقلهای لازم برای شکلگیری یک اتحاد راهبردی میسر گردید. نتایج این پژوهش نشان میدهد که سازمانها میتوانند از طریق این مقایسه معیارهایی که پیمانکاران برای تبدیل شدن به یک متحد راهبردی در آنها ضعف دارند را شناسایی نموده و نسبت به برنامهریزی جهت بهبود این معیارها و در نتیجه توفیق در توسعه متحدین راهبردی اقدام نماید.
تبیین عوامل حیاتی موفقیت در زنجیره تأمین شرکتهای برتر توزیع دارویی ایران با استفاده از روش ترکیبی
دوره 25، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 159-180
الهه شهابی؛ اسداله کردناییج؛ سید حمید خداداد حسینی
چکیده در محیط اقتصادی آشفته امروز، شرکتها در تلاش هستند تا راههایی برای دستیابی به مزیت رقابتی پایدار پیدا کنند. یکی از این روشها، مدیریت زنجیره تأمین جهت کاهش هزینهها و بهبود عملکرد جهت ایجاد مزیت رقابتی و موفقیت تجاری است. هـدف این پژوهش در خصوص چگونگی استفاده از مدیریت زنجیره تأمین توسط شرکتهای توزیع دارویی در ایران و نقش آن در موفقیت و رقابتی بودن شرکتهاست. روش مـورد اسـتفاده در پژوهش، روش آمیخته (کیفی و کمی) است. گردآوری دادهها در بخش کیفی طی مصاحبه عمیق با 30 نفر از خبرگان شرکتهای برتر توزیع دارویی ایران انجام شده است که بر اساس آنها مقولههایی استخراج گردید؛ سپس در مرحله کدگذاری محوری، پیوند میان این مقولهها براساس بررسی شرایط علّی و تأثیر آن بر پدیده محوری "توسعه استراتژی مدیریت زنجیره توزیع دارویی" انجام گردید، همچنین تأثیر شرایط زمینهای و شرایط واسطهای بر عوامل راهبردی مقوله توسعه استراتژی مشخص و پیامدهای مقولههای راهبردی در قالب پارادایم کدگذاری تعیین شد؛ در ادامه و در مرحله کدگذاری انتخابی، یکایک اجزای پارادایم کدگذاری تشریح، سیر داستان ترسیم و نظریه خلق شد؛ سرانجام گزارههای حکمی پژوهش تدوین گردید. در مرحله کمی نیز پرسشنامهها میان16 شرکت برتر توزیع دارویی توزیع گشت و مدل استخراج شده از بخش کیفی به کمک نرمافزار حداقل مربعات جزئی مورد آزمون قرار گرفت، در نهایت مدل مذکور و فرضیات مورد نظر تأیید گشت.
مدل سازی ریاضی برای طراحی یکپارچه شبکه لجستیک مستقیم و معکوس
دوره 17، شماره 4، زمستان 1392، صفحه 43-63
مجتبی امیدی رکاوندی؛ رضا توکلی مقدم؛ علی قدرت نما
چکیده امروزه لجستیک معکوس یکی از عمده فعالیت های مدیریت زنجیره تامین است که کلیه فعالیت های فیزیکی مرتبط با محصولات برگشتی (مانند جمع آوری، احیاء و بازیافت، دفن و انهدام) را در بر می گیرد. در این راستا، طراحی و اجرای صحیح لجستیک معکوس علاوه بر افزایش سطح وفاداری مشتریان، موجب کاهش هزینه های موجودی و هزینه های حملونقل می شود. در این مقاله، به منظور کمینه سازی هزینه های مرتبط با هزینه های ثابت، هزینه های جریان مواد و هزینه های احداث مراکز بالقوه، یک مدل برنامه ریزی خطی عدد صحیح مختلط برای طراحی یکپارچه شبکه لجستیک مستقیم و معکوس ارایه می شود. برای اعتباردهی این مدل، چند نمونه مسأله آزمایشی تولید و سپس پارامترهای مدل تعیین می گردد. مدل پیشنهادی با استفاده از نرمافزار لینگو حل و نتایج محاسباتی بر حسب مقدار تابع هدف و زمان مربوطه بههمراه تحلیل حساسیت آن ارایه میگردد. همچنین نتایج برای محصولات برگشتی با تقاضای مختلف برای یک و دو محصول ارایه میگردد. در خاتمه، نتیجه گیری کلی ارایه میگردد.
شناسایی و طبقهبندی عوامل مؤثر بر چابکی با رویکرد QFD (مطالعه موردی: صنعت قطعه سازی خودرو)
دوره 17، شماره 4، زمستان 1392، صفحه 119-138
جهانیار بامداد صوفی؛ سید محمد علی خاتمی فیروزآبادی؛ الهه بیگدلی
چکیده در محیط های مدرن کسب و کار، چابکی به عنوان مشخصه ای اساسی جهت رقابت شناخته شده است. پژوهش های اندکی در جهت ارائه متدولوژی های یکپارچه مناسب برای افزایش چابکی ارائه شده است. در این پژوهش رویکردی را مورد استفاده قرار می دهیم که از طریق مرتبط ساختن مزیت های رقابتی، شاخص های چابکی و توانمند سازهای چابکی، مناسب ترین توانمند سازهایی که برای افزایش چابکی مؤثر هستند، شناسایی شوند تا شرکت ها از این توانمند سازها در جهت بهبود وضعیت رقابتی خود استفاده کنند. این رویکرد بر اساس متدولوژی گسترش عملکرد کیفیت (QFD) و به ویژه خانه کیفیت (HOQ) پایه گذاری شده است. در این متدولوژی منطق فازی مورد استفاده قرار گرفته است تا وابستگی ها و همبستگی های مورد نیاز در HOQ را بیان کند. در پایان، این رویکرد در صنعت قطعه سازی خودرو (مطالعه موردی: گروه خودرو سازی بهمن) پیاده سازی شد و مناسب ترین توانمند سازها در این صنعت شناسایی شدند. مدیریت زنجیره تأمین به عنوان مهم ترین توانمند ساز در این صنعت شناخته شد و مدیریت دانش، فناوری اطلاعات، مهندسی همزمان، سخت افزار، تیم سازی و مدیریت پروژه به ترتیب در رتبه های بعد قرار گرفتند. از جمله مهم ترین محدودیت های این پژوهش می توان به زمانبر بودن استفاده از QFD به دلیل محاسبات فراوان اشاره نمود. در این پژوهش به دلیل بیان بهتر وابستگی ها و همبستگی ها در HOQ از اعداد فازی استفاده شد تا روابط بطور دقیق بیان گردد.
شناسایی عوامل موثر بر عملکرد زنجیره تامین و بهبود آن با استفاده از تکنیک پویایی های سیستم مورد کاوی در شرکت داروگر
دوره 16، شماره 3، پاییز 1391، صفحه 39-58
مهدی خانی؛ نیکبخش جوادیان؛ ایرج مهدوی
چکیده در این تحقیق ابتدا مروری بر مبانی مدیریت زنجیره تامین و پویایی های سیستم انجام شده و سپس یک طبقه بندی از تحقیقات انجام شده در استفاده از پویایی های سیستم در مدیریت زنجیره تامین ارائه نموده ایم . همچنین در این مقاله کار مورد کاوی بر زنجیره تامین بزرگ که کار تولید و توزیع محصولات بهداشتی را با مرکزیت شرکت داروگر انجام می دهد، انجام شده است و از تکنیکهای پویایی های سیستم به منظور شناسایی متغیر های موثر در زنجیره تامین و شیوه های بهبود عملکرد آن استفاده شده است . شبیه سازی با ارائه فرضیه دینامیکی شروع شده و به ترتیب حلقه های علی – معلولی ، نمودار های نرخ - حالت و فرمول های ریاضی تکمیل شده اند و سپس مدلها با روشهای شناخته شده پویایی سیستمها و روشهای آماری آزمون شده اند. هنگامی که عوامل اصلی موثر بر رفتار کل سیستم و روابط بین آنها به خوبی شناخته شد، سه سیاست به منظور بهبود شاخص های شناخته شده ارزیابی عملکرد زنجیره تامین، پیشنهاد و در مدل اجرا شده است . سیاستها عبارتند از کاهش میزان فروش از دست رفته ، کاهش میزان موجودی و دریافت اطلاعات صحیح که اجرای آنها موجب بهبود شاخص ها شده است . نتیجه این تحقیق توانا ساختن ما در پیش بینی نتایج هرگونه تغییر در متغیر ها ، روابط و یا ساختار زنجیره است که با توجه به پیچیده بودن زنجیره تامین دارای اهمیت زیادی می باشد.
ارزیابی و انتخاب تأمینکنندگان در زنجیره تأمین در حالت منبعیابی منفرد با رویکرد فازی
دوره 12، شماره 4، زمستان 1387، صفحه 127-153
احمد جعفر نژاد؛ مجید اسماعیلیان؛ مسعود ربیعه
چکیده از عوامل مهم بقا در محیط پر رقابت امروزی، کاهش هزینههای تولید محصول میباشد. انتخاب تأمینکنندگان مناسب میتواند به شکل قابل ملاحظهای هزینههای خرید را کاهش و قابلیت رقابتپذیری سازمان را افزایش دهد، چرا که در بیشتر صنایع، هزینه مواد خام و اجزای تشکیلدهنده محصول، قسمت عمدهای از بهای تمام شده محصول را در بر میگیرد. هدف از این مقاله ارائه یک روش تصمیمگیری فازی برای مسائل انتخاب تأمینکنندگان در زنجیره تأمین است. در دهه اخیر چگونگی تعیین مناسبترین تأمینکننده بهعنوان یک عامل استراتژیک در زنجیره تأمین موردتوجه قرار گرفته است. ماهیت این نوع تصمیمها معمولاً پیچیده و فاقد ساختار مشخصی است و بسیاری از معیارهای عملکرد کمی و کیفی از قبیل، کیفیت،قیمت، انعطافپذیری و زمان تحویل باید برای تعیین مناسبترین تأمینکننده مورد توجه قرارگیرد. در این مقاله از عبارتهای کلامی که بهوسیله خبرگان ارائه میشود برای ارزیابی و تعیین عملکرد هر تأمینکننده نسبت به هر معیار و تعیین وزن معیارها استفاده شده است. رتبهبندیهای کلامی بهوسیله اعداد فازی مثلثی و ذوزنقهای بیان شدهاند و در نهایت از روش تصمیمگیری چند معیاره (MCDM) در محیط فازی برای انتخاب تأمینکنندگان استفاده شده و یک روش برای محاسبه وزن و رتبهبندی گزینهها در تکنیکTOPSIS فازی ارائه شده است. در نهایت یک مثال برای نشاندادن فرایند حل ارائه شده است.
ارزیابی عوامل تولید ناب در سازمانهای تولیدی غیرپیوسته (سفارشی)(مطالعه موردی، گروه صنعتی سدید)
دوره 9، شماره 2، تابستان 1384، صفحه 59-89
سیدمحمد سیدحسینی؛ امیر بیات ترک
چکیده تولید ناب، یک فلسفه و نگرش جدید به تولید محسوب میشود که خواستگاه و زادگاه آن کشور ژاپن است. این رویکرد بعدها در اروپا و آمریکا رواج یافت و مورد استقبال بسیاری از کارخانجات خودروسازی قرار گرفت. در این روش تلاش میشود اتلاف به حداقل برسد و حداکثر بهرهوری از تسهیلات و منابع انسانی و سرمایه بهدست آید. مقاله حاضر، ضمن معرفی عوامل و ویژگیهای تولید ناب سعی دارد با استفاده از روش تجزیه و تحلیل ابعادی مدلی را ارائه دهد که میزان سازگاری کارخانجات تولیدی را با معیارها و ویژگیهای تولید ناب قیاس نماید. در همین راستا طی مطالعات بهعمل آمده، عوامل تولید ناب به 9 عامل اصلی و 85 معیار فرعی تقسیم گردید و سپس یکپارچگی عوامل مؤثر بر آن، با استفاده از تکنیکهای آماری ضریب همبستگی، ضریب رگرسیون چند متغیره و فاکتور آنالیز مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یکی از ویژگیها و نوآوریهای این مقاله، کاربرد تولید ناب در کارخانجات تولید سفارشی است؛ چرا که اکثر پژوهشهای گذشته در کارخانجات خودروسازی که تولید پیوسته و براساس محصول دارند انجام شده است. جامعه آماری مورد پژوهش، گروه صنعتی سدید است که با برخورداری از چندین شرکت بزرگ تولیدی از جمله شرکتهای عظیم تولیدی کشور محسوب میگردد. نتایج بهدست آمده حاکی از اهمیت بسیار زیاد سازماندهی و رهبری در تولید ناب است و عوامل دیگر از قبیل تکنولوژی اطلاعات و سیستم اطلاعات مدیریت، منابع انسانی، و مدیریت زنجیره تأمین کنندگان به ترتیب از دیگر عوامل مهم در دستیابی به تولید ناب هستند. همچنین نتایج حاصل از فاکتور آنالیز بیانگر آن است که 9 عامل اصلی تولید ناب در مجموع به دو دسته کلی تقسیم میشوند که دسته اول شامل عوامل تکنولوژی اطلاعات، سازماندهی و رهبری، ساماندهی منابع انسانی، خرید و تدارکات، مدیریت زنجیره عرضه، مدیریت فرایند تولید، ومدیریت تعمیر و نگهداری و دسته دوم شامل مدیریت کیفیت جامع و مدیریت تجهیزات و سختافزار میگردد.
