عوامل موثر بر پذیرش فناوری بانکداری الکترونیک: رویکرد فراتحلیل
دوره 25، شماره 1، بهار 1400، صفحه 184-214
باقر عسگرنژاد نوری؛ میلاد سلطانی؛ الله یار بیگی فیروزی
چکیده امروزه پیشرفت سریع فناوری اطلاعات، ارتباطات و دسترسی به انواع راه های ارتباطی، سازمان ها را به ارائه خدمات نوین و کارا مجبور ساخته است. که در این میان بانکها به عنوان یکی از سازمان هایی هستند که بیشترین سهم را در اقتصاد کشور دارند از این رو مدیران سازمان های موفق باید تلاش کنند عوامل موثر بر پذیرش فناوری بانکداری الکترونیک را شناسایی نمایند. در این پژوهش با رویکردی متفاوت، یعنی رویکرد فراتحلیل به بررسی عوامل موثر بر پذیرش فناوری بانکداری الکترونیک پرداخته شده است. جامعه آماری پژوهش شامل تمام مطالعات داخلی و خارجی انجام شده تا انتهای سال 2017 است که به بررسی عوامل موثر بر پذیرش فناوری بانکداری الکترونیک پرداخته اند. مجموع مطالعات و پژوهشهای جمعآوری شده مشتمل بر 145 مطالعه بود. با توجه به استانداردهای رویکرد فراتحلیل تعداد 17 مطالعه حذف گردید و در مجموع 128 پژوهش انتخاب شد. نتایج نشان داد که عوامل فناوری بر سودمندی درک شده، تمایل به استفاده از فناوری و استفاده از فناوری تاثیر مثبت و معنادار دارد و همچنین عوامل سازمانی و عوامل اجتماعی بر سودمندی درک شده، سهولت استفاده درک شده، نگرش نسبت به فناوری، تمایل به استفاده از فناوری و استفاده از فناوری تاثیر مثبت و معنادار دارد و عوامل فردی بر سودمندی درک شده، سهولت استفاده درک شده، نگرش نسبت به فناوری و استفاده از فناوری تاثیر مثبت و معنادار دارد. تاثیر متغیرهای عوامل فناوری بر سهولت استفاده درک شده، نگرش نسبت به فناوری، همچنین عوامل فردی بر تمایل به استفاده از فناوری تایید نشد.
فراتحلیل نقش تعدیل کننده ویژگی های نمونه در ارتباط بین فعالیت های بازاریابی و عملکرد سازمانی
دوره 18، شماره 1، بهار 1393، صفحه 151-169
باقر عسگرنژاد نوری؛ علی صنایعی؛ سعید فتحی؛ علی کاظمی
چکیده با کاربرد سازگارترین فنون بهبود کیفیت خدمات، باز هم نمیتوان بهطور کامل امکان وجود نارساییهای خدماتی را از میان برداشت. کمینهسازی فاصله زمانی میان درک نارسایی خدماتی و جبران کاستیهایی که مشتریان در فرایند خدماترسانی با آن مواجه شدهاند و با حداقل هزینه، یکی از الزامهای شرکتهای پاسخگو در محیط رقابتی است. در مقاله حاضر، مدلسازی زمان پاسخ ترمیم خدمات بهنحوی که از یک طرف بهینهسازی سود زنجیره ترمیم خدمت و از طرفی رضایت مشتریان مواجه شده با نارسایی را در بر داشته باشد، مورد توجه واقع شده است و تعارض بهینهسازی سود بین زنجیره کلی ترمیم خدمات و سود موضعی بخشها یا شرکتهای موجود در زنجیره ترمیم نارسایی خدماتی با رویکرد «برنامهریزی دو سطحی»[1] مدلسازی شده است. بخش یا شرکت اصلی ترمیمکننده خدمات بهعنوان رهبر و در سطح پایینتر آن نیز، بخشها یا شرکتهای موجود در زنجیره ترمیم نارسایی خدماتی بهعنوان پیرو نقش تصمیمگیرنده موضعی را بازی میکنند. بنابراین یک تصمیم بهینه بهصورت مشارکتی در بین شرکتهای واقع در زنجیره ترمیم نارسایی خدماتی به کار گرفته میشود که در آن شرکت اصلی زنجیره ترمیم نارسایی خدماتی بهعنوان رهبر بهصورت تعاملی با سایر شرکتهای واقع در زنجیره ترمیم نارسایی خدماتی به مذاکره میپردازد. در این مقاله برای حل مدل مربوطه، یک الگوریتم ترکیبی فرا ابتکاری توسعه داده شده و با یک مثال کاربردی نحوه تحلیل نتایج نیز مورد بررسی قرار گرفته است. [1] .Bi level Programming (BLP)
