ترکیب روششناسی سیستمهای نرم و نگاشت شناختی فازی و تاپسیس سلسله مراتبی فازی
دوره 22، شماره 1، بهار 1397، صفحه 299-322
سیدفاضل موسوی، عادل آذر، علی رجب زاده، آمنه خدیور
چکیده بودجهریزی بر مبنای عملکرد یکی از کلیدیترین عوامل کارایی در سازمانهای امروزی است. از نظر اقتصادی فلسفه وجودی بودجه ناشی از وجود نوعی تناقض کلی است که در هر جامعهای وجود دارد و به طور کامل علم اقتصاد را پدید آورده است.عدم شناخت و ساختاردهی مسأله بودجه یکی از مشکلات عملیاتی شدن بودجهریزی بر مبنای عملکرد در سازمانها از دید صاحبان نظر است؛ بنابراین در این تحقیق بر آن شدیم تا از روششناسیسیستمهای نرم برای رویارویی با مسائل بودجهریزی استفاده شود که دارای اجزای اجتماعی، سیاسی و انسانی است. در این متدولوژی مشکل جزئی از یک سیستم و نه یک مشکل منفرد بررسی میشود. پس از ساختاردهی به مسأله و شناسایی ترجیحات خبرگان با استفاده از مدل سلسله مراتبی فازی خوشهای پیشنهاد شده به شبیهسازی اوزان شاخصها و الویتبندی استانهای کشور با تاپسیس فازی پرداخته شد. با ترکیب این دو رویکرد برنامههای سازمان تأمین اجتماعی در سه زمینه بیمه، درمان و سرمایهگذاری الویتبندی شدند. نتایج خلاء ایجادشده را روشن و مسیر را برای تخصیص بودجه به استانهای کشور هموار ساخت.
معمای مسائل دینامیکی: ارائه چارچوبی برای فرایند تعریف مسئله
دوره 21، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 1-26
علی حاجی غلام سریزدی، علی رجب زاده، علینقی مشایخی، علیرضا حسن زاده
چکیده تعریف مسأله حیاتیترین و مهمترین گام رویکرد پویاییهای سیستمی است که پایه و اساس سایر گامهای مدلسازی دینامیکی و یکی از شروط اصلی اثربخشی مدلسازی و موفقیت آن است. با این وجود ادبیات کمی درباره فرایند تعریف مسأله، ویژگیها و شاخصهای یک مسأله دینامیکی وجود دارد. این مقاله با هدف تبیین فرایند تعریف مسأله به صورت سیستماتیک و ساختارمند با استخراج شاخصها و عوامل تعیینکننده یک مسأله دینامیکی به ایجاد چارچوب مسأله دینامیکی پرداخته است. برای این منظور ابتدا از طریق مرور سیستماتیک ادبیات موضوع به استخراج شاخصها و عوامل تعریف و تعیینکننده مسائل دینامیکی پرداختیم. در این مرحله تمام مقالات پذیرفتهشده در دو دور اولیه کنفرانس تحقیقاتی پویاییهای سیستمی در سال 1976 و 1981 و 33 دور کنفرانس پویاییهای سیستمی از سال 1983-2015 و همچنین مقالات مجله سیستم داینامیک ریویو (SDR) و پایگاههای علمی الزویر، وایلی، اسپرینگر و امرالد مورد بررسی قرار گرفت. در نهایت چارچوبی با 6 گروه شاخص شامل ساختار مسأله، ذینفعان مسأله، مرز مسأله، پیچیدگی مسأله، پویایی مسأله و ماهیت مسأله طراحی شد که روی هم رفته دربرگیرنده 24 شاخص است. ارائه چهارچوب جامع در تشخیص مسأله پویا و مناسب برای رویکرد پویاییهای سیستمی یافته اصلی این تحقیق محسوب میشود.
طرح ریزی و بهبود بسط عملکرد کیفیت با استفاده از فرایند تحلیل شبکه ای فازی و برنامهریزی آرمانی
دوره 12، شماره 4، زمستان 1387، صفحه 37-68
عادل آذر، بیژن نهاوندی، علی رجب زاده
چکیده مشخصههای مهندسی به عنوان اولین عامل مؤثر بر عملکرد محصول در بهبود کیفیت و طراحی محصول قلمدادشده و برای بهینهسازی نیازهای مشتری بهبود مییابند. این در حالی است که منابع محدود در رقابت فزاینده بازار و پیچیدگی محصول نیازمند یک سیستم مدیریت کیفیت و توسعه محصول مشتری مدار برای دستیابی به بالاترین سطح رضایت خاطر مشتریان است. بسط عملکرد کیفیت و خانه کیفیت آن به عنوان ابزارهایی قدرتمند برای بهبود طراحی و کیفیت محصول و ایجاد یک سیستم کیفیت مشتری مدار محسوب میشوند. در این پژوهش، یک چارچوب ادغامی از QFD فازی و برنامهریزی آرمانی برای گزینش نیازهای فنی محصول ارائه شده است. در این چارچوب برای استخراج ضرایب استفاده شده در مدل ریاضی از رویکرد فرایند تحلیل شبکهای فازی استفاده شده است. بعلاوه اینکه رویه ارائه شده قادر به در نظر گرفتن ماهیت چند هدفه مسأله می باشد. در این راستا سایر اهداف طراحی همچون محدودیت منابع مالی، امکانپذیری تکنولوژیکی، میزان توسعهپذیری و درجه رقابتی بودن نیازهای فنی نیز لحاظ شده است. در نهایت مدل آرمانی ارائه شده در برگیرنده سطوح اهمیت نیازهای فنی با استفاده از متدلوژی فرایند تحلیل شبکه ای فازی، محدودیت بودجه، میزان امکانپذیری تکنولوژیکی، میزان توسعهپذیری و درجه رقابتی بودن یک نیاز بهعنوان محدودیتهای سیستمی برای تعیین آن دسته از نیازهای فنی است که در فاز طراحی محصول باید مد نظر قرار گیرند. این چارچوب در شرکت پاکنام (که تولیدکننده محصولات شوینده و پاککننده می باشد) برای محصول پودر یکتا ویژه ماشین بهکار گرفته شده است.
مقایسه تطبیقی مدلهای ریاضی قطعی و فازی در برنامه ریزی تولید «مورد: شرکت پالایش نفت شیراز»
دوره 12، شماره 1، بهار 1387، صفحه 33-54
عادل آذر، رضا فرهی بیلویی، علی رجب زاده
چکیده در این مقاله، برنامه ریزی تولید برای فرایندهای تولید پالایشگاهی (چند مرحلهای چند محصولی) با دو رویکرد قطعی و فازی مدلسازی ریاضی شده است. هدف از این مقاله، پاسخ دادن به این پرسش است که کدام رویکرد ریاضی (قطعی یا فازی) جواب بهتری برای برنامه ریزی تولید ارائه می دهد. برای پاسخ دادن به این سؤال ابتدا یک مدل ریاضی خطی قطعی چند مرحلهای چند محصولی، برای یک دوره زمانی 24 ساعته طراحی شد. سپس مدل فازی آن تدوین گردید و سرانجام مدلهای تدوین شده در یک نمونه پژوهش آزمون شدند. نتایج حاصل از مدلهای قطعی و فازی، همگی بیانگر بهبود جواب بهینه مدل فازی نسبت به مدل قطعی بودند. همچنین شایان ذکر است که مدل ارائه شده در این مقاله، قابل تعمیم و کاربرد در سایر فرآیندهای تولید پالایشگاهی (چند مرحله ای چند محصولی) است. بنابراین توصیه می شود برای مدلسازی ریاضی برنامه ریزی تولید، با استفاده از منطق فازی به اندازه گیری هر چه بیشتر پارامترهای نادقیق و مبهم پرداخته شود و این نوع مدلسازی، مبنای برنامه ریزی تولید قرار گیرد. این همان موضوعی است که مقاله حاضر به آن جامه عمل پوشانده ومی توان بیان کرد که نادیده گرفتن این موضوع، همان نقطه ضعف مدلهای گذشته است که در ادبیات موضوع آورده شده اند.
