تدوین چارچوب سنجش پیچیدگی در پروژههای صنعتی ایران با استفاده از روش دلفی
دوره 28، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 33-63
امید تاسا، محمود گلابچی، مهدی روانشادنیا
چکیده تحقیقات نشان دادهاند که پیچیدگی ممکن است عامل مهمی در شکست یک پروژه در رسیدن به اهداف هزینه، زمان و کیفیت باشد. با آنکه در مطالعات بسیاری شاخصهای مهم پیچیدگی پروژهها شناسایی شده، اما تأثیر وزنی آنها بهندرت بررسی شده است. در این مقاله، ادبیات پیچیدگی پروژه برای توسعه یک چارچوب ساده و پویا بررسی شده و40 شاخص پیچیدگی در 9 فاکتور شناسایی و طبقه بندی گردید، سپس جهت ارزیابی در اختیار30 کارشناس خبره صنعتی و دو مشاور پژوهشی قرار داده شد، تا نقش هر شاخص را در پیچیدگی پروژههای صنعتی ارزیابی کنند. طی سه مرحلة اجرای روش دلفی این شاخصها، اعتبارسنجی، وزندهی ورتبهبندی شدند. نتایج نشان داد که شاخصهای مربوط به فاکتورهای پیچیدگی زمینه، محتوا و وابستگی پروژه بیشترین وزن انباشته را دارند همچنین وجود عدم قطعیت و ابهام در بالا رفتن وزن هر شاخص نقش تاثیرگذاری را نشان داد. از چارچوب ارائه شده، جهت سنجش میزان پیچیدگی در 14 پروژه صنعتی استفاده شد. نتایج نشاندهنده سطح بالای پیچیدگی در پروژههای بینالملی در حال اجرا توسط شرکتهای ایرانی بود. با وجود تفاوت در رویکرد مدیریت پیچیدگی در این پروژهها، اشتراکاتی شناسایی شدند که راهکارهای پیشنهادی برای آنها میتوانند به مدیران پروژههای دیگر در دستیابی به نتایج مثبت برای مدیریت پیچیدگی کمک کنند. مدیران پروژه با کمک نتایج این تحقیق میتوانند چارچوبی برای سنجش مدیریت پیچیدگی در اختیار داشته باشند و به کارشناسان صنعت اجازه میدهد اقدام به اولویتبندی و تخصیص کارآمد منابع محدود خود در پروژههای پیچیده نمایند.
