نویسنده = جبار باباشاهی

ارائه چارچوب توسعه هویت رهبری؛ پژوهشی با رویکرد هستی شناسی رئالیسم انتقادی

دوره 29، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 91-117

https://doi.org/10.48311/mri.2025.23853

محمدصادق قلی زاده؛ جبار باباشاهی؛ بهزاد محمدیان؛ حمیدرضا یزدانی؛ شمس السادات زاهدی

چکیده یکی از بزرگترین چالش‌های پیش روی رهبران ، نیاز به توانمندسازی آنها برای سازگاری با محیط‌های پویا و متلاطم است، نتایج پژوهش‌ها حاکی از آن است که افراد با هویت رهبری توسعه یافته‌تر، امکان رشد و موفقیت بیشتری دارند. اما در مقام عمل، در سازمان‌ها عموما فرایند توسعه رهبران صرفا بر ایجاد مهارت‌ها و شایستگی‌های شخصی متمرکز شده است و اغلب از توسعه هویتی رهبر غفلت می‌شود. از سوی دیگر، پارادایم رئالیسم انتقادی ادعا می‌کند از طریق واکاوی لایه به لایه واقعیت، پرده از بخش‌های زیرین و نهفته پدیده‌ها بر می‌دارد و شناخت عمیقتر آنها را میسر می‌سازد، از این رو، پژوهش حاضر با هدف ارائه چارچوبی برای توسعه هویت رهبری مبتنی بر رویکرد رئالیسم انتقادی انجام گرفت. استراتژی پژوهش فراترکیب و ابزار گردآوری اطلاعات، متون و اسناد بودند. یافته‌های پژوهش زمینه ساز شناسایی 19 مفهوم و 4 مقوله برای توسعه هویت رهبری گردید. تحلیل اسناد و ادبیات موجود نشان داد که "عوامل، مکانیزم‌ها و ابزارهای تقویت و توسعه هویت رهبری" در بستر "زمینه و محیط تاثیرگذار بر توسعه هویت رهبری" و تحت تاثیر "سایر شرایط" منجر به " پیامدهایی" می‌گردد که تقویت و توسعه هویت رهبری را رقم خواهد زد.

پارادوکس مدیریت استعداد انحصاری- فراگیر: به سوی رویکردی متوازن

دوره 26، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 144-168

منصوره محمدنژاد فدردی؛ رضا طهماسبی؛ جبار باباشاهی

چکیده پارادوکس ها جزو پدیده های اجتناب ناپذیر در زندگی سازمانی هستندکه به صورت دوراهی های تصمیم گیری آشکار می شود. مدیران، تنش های پارادوکس گونه را در موقعیت های مختلف تجربه می کنند و باید بتوانند پاسخ مناسبی برای حل چنین تنش هایی ارائه دهند. یکی از این موقعیت ها، مواجهه با تنش پارادوکس گونه مدیریت استعداد انحصاری- فراگیر است. پژوهش حاضر باهدف کشف راهکارهای مدیریت این تنش انجام شده است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و برحسب روش گردآوری داده ها کیفی است. جامعه آماری در این پژوهش مدیران پژوهشی و اجرایی در سطوح مختلف پژوهشگاه فناوری اطلاعات و ارتباطات بودند که تعداد 28 نفر از آن ها با استفاده از فن نمونه‌گیری گلوله برفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش، مصاحبه های نیمه ساختاریافته بود. تجزیه‌وتحلیل داده های حاصل از مصاحبه ها با استفاده از روش تحلیل تم انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که «عوامل تعدیل کننده تنش» شامل «عدالت سازمانی»، «ماهیت روابط بین فردی» و «دسترسی به منابع» بر شکل گیری تنش اثرگذار خواهند بود. ضمن آنکه دو پاسخ فعال شامل «پذیرش» و «تعادل و یکپارچه سازی» و نیز سه پاسخ غیرفعال شامل «سرکوب»، «تفکیک» و «فرافکنی» به‌عنوان راهکارهای مدیریت تنش مشخص شد.