شناسایی ابعاد هزینههای رفتار انحرافی مشتریان و اعتبارسنجی آن در صنعت بانکداری
دوره 29، شماره 1، بهار 1404، صفحه 1-21
https://doi.org/10.48311/mri.2025.672
کاوه رئوفی ماسوله، کامبیز حیدرزاده، محمد علی عبدالوند، سیدحسام سیدین
چکیده با وجود افزایش اهمیت رفتارهای انحرافی مشتری در بخشهای خدمات، هزینههای آن در سازمان به طور دقیق مشخص نیست. با تکیه بر نظریه حفاظت از منابع و نظریه سرایت عاطفی، اقدام به شناسایی هزینهها و شاخصهای رفتار انحرافی مشتریان و اعتبارسنجی مقیاس در صنعت بانکداری شده است. توسعه و اعتبارسنجی مقیاس برای بسیاری از کارها بخصوص در علوم اجتماعی و رفتاری حیاتی است. برای دستیابی به این هدف، سه مرحله با نه گام طی شده و در دو مرحله نمونهگیری شده است. ابتدا تعداد 21 نفر از کارکنان به صورت هدفمند انتخاب و تجربیات آنان در مورد هزینههای رفتارانحرافی از طریق مصاحبه گردآوری و اقدام به ایجاد پرسشنامه اولیه شده است. پس از بررسی روایی محتوایی با مشارکت پنج نفر از متخصصان منابع انسانی و یک مطالعه اولیه، پرسشنامه نهایی در بین 448 نفر از کارکنان صف شعب بانکهای مختلف براساس نمونهگیری آسان در تهران توزیع و شواهد با تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. یافتههای پژوهش حاکی است که هزینههای رفتار انحرافی شامل پنج بعد اصلی و سیزده مولفه است. بعد بدرفتاری مشتری شامل دو مولفه: بدرفتاری غیرارتباطی و بدرفتاری ارتباطی؛ بعد واکنش سرپرست شامل دو مولفه: واکنش تنبهی و واکنش حمایتی؛ بعد عذرخواهی مشتری شامل دو مولفه: عذرخواهی رفتاری و عذرخواهی کلامی؛ بعد واکنش کوتاه مدت کارکنان شامل دو مولفه: واکنش فیزیولوژیکی و رفتاری و واکنش هیجانی و واکنشهای بلندمدت کارکنان شامل پنج مولفه: قصد ترک شغل، استرس شغلی، تحلیل شخصیت، تحلیل موفقیت فردی و تحلیل هیجانی است.
توسعه مدل پاسخهای رفتاری مصرفکننده در دوران همهگیری کووید 19
دوره 28، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 122-144
عادله گراوند، کامبیز حیدرزاده هنزایی، زهره دهدشتی شاهرخ، محمد علی عبدالوند
چکیده همهگیری کووید 19، تغییرات چشمگیری در جنبههای مختلف زندگی افراد در سراسر جهان ایجاد کرد. این تغییرات رفتار مصرفکننده را نیز تحت تأثیر قرارداد. افراد برای اینکه کمتر در معرض ابتلا به بیماری قرار گیرند، فاصلهگذاری اجتماعی را رعایت کرده و اقدامات احتیاطی مانند استفاده از ماسک و ضدعفونی کردن دست را موردتوجه قرار دادند. هدف پژوهش حاضر،بررسی پاسخهای رفتاری مصرفکننده در دوران همهگیری کووید ، خرید و مصرف مواد غذایی است. بهمنظور دستیابی به هدف، از روش پژوهش ترکیبی متوالی- اکتشافی مورداستفاده قرار گرفت. در مرحله کیفی پدیدارشناسی، با بهکارگیری نمونهگیری هدفمند، 40 مصاحبه با مصرفکنندگان در شهر تهران انجام شد. در مرحله کمی، شش فرضیه مطرح گردید دادهها از طریق پرسشنامه جمعآوری و توسط نرمافزار ایموس مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که مصرفکنندگان در دوران همهگیری بهصورت واکنشی، مقابلهای و سازگاری بلندمدت پاسخ دادند. این پاسخها در میان زنان و مردان، نسلهای مختلف و افراد متأهل و مجرد تفاوت نداشت. همهگیری رژیم غذایی افراد را تغییر داده و مصرفکنندگان مصرف غذاهای ناسالم را کاهش داده و به مصرف مواد غذایی سالمتر روی آوردهاند. همهگیری کووید، تغییرات چشمگیری را در رفتار مصرفکننده ایجاد کرد. حساسیت نسبت به محیط خرید در دوران همهگیری افزایش یافت. مراجعات حضوری مصرفکنندگان به فروشگاههای فیزیکی کاهشیافته و الگوی خرید مصرفکننده به سمت خرید آنلاین و سفارش تلفنی سوق پیدا کرد. مصرفکنندگان در دوران همهگیری از سوپرمارکتها و فروشگاههای نزدیک محل زندگی خود خرید میکردند و اظهار داشتند که بعد از اتمام آن یعنی در دوران پساکووید نیز به آنها مراجعه میکنند.
واکاوی پدیدارشناختی تاثیرات تراکم پایین مشتریان(خلوتی) در فروش فروشگاهی بر تجربه آنها از مراکزخرید و مال ها
دوره 25، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 77-113
رضا شفیعی، کامبیز حیدرزاده، وجه الله قربانی زاده، فرهاد غفاری
چکیده تجربه اجتماعی به عنوان موضوعی بین رشتهای در حوزه علوم اقتصادی و اجتماعی دارای کارکردی ارزشمند در ارزیابی عملکرد کسب و کارها در تعامل با مشتریان محسوب میشود. در بخش فروشفروشگاهی تجربه اجتماعی مشتریان به عنوان عاملی مهم در کسب مزیت رقابتی مورد توجه محققان بازاریابی قرار گرفته است. پژوهش به بررسی نقش سطوح مختلف تراکم مشتریان (با تمرکز بر خلوتی) بر تجربیات اجتماعی ایجاد شده در ذهن مشتریان در فروش فروشگاهی در مراکزخرید و مالهای چند منظوره میپردازد. این پژوهش با استفاده از رویکرد کیفی پدیدارشناسی به بررسی تجربه زیسته مشارکتکنندگان حرفهای در مراجعه به مراکزخرید و مالها پرداخته است. آزمودنیها از مراجعین به فروشگاههای واقع در مراکزخرید و با کمک روش گلوله برفی انتخاب شدند. دادهها با استفاده از 15 مصاحبه عمقی و نیمهساختاریافته جمعآوری شده و تا رسیدن به اشباع داده، مصاحبهها ادامه یافت. تجزیه وتحلیل دادهها، با استفاده از روش تحلیل محتوا در سه سطح کدگذاری باز، استخراج زیرمضمونها و نهایتاً به دست آوردن مضامین اصلی پژوهش و با کمک نرم افزار اطلس انجام شد. در مرحلهی تحلیل دادهها از طریق فرایند مقایسه مستمر دادهها مفاهیم و مقولهها (مضامین فرعی) و مضامین اصلی استخراج شد. در پایـان، نتیجه پژوهش شامل 21 زیر مضمون به همراه جنبههای مثبت و منفی آنها گردید. کلیه زیر مضمونها در 8 مضمون اصلی (مقاصد شهری چندمنظوره، تعامل رفتاری با فروشندگان، ارتباطات اجتماعی، رویکردهای شخصیتی، سطوح همسانی مشتریان، اعتبار سنجی برند، تأثیرات اجتماعی تراکم (بالا)، تجربه اجتماعی از تراکم پایین) طبقه بندی شدند.
