نویسنده = اسداله کردناییج

ارائه چارچوبی برای تبیین افول برند در صنعت پوشاک ورزشی

دوره 28، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 127-152

اسداله کردناییج؛ سیده رویا کلاتی؛ حمیرا شجاعی

چکیده صنعت پوشاک ورزشی به طور فزاینده‌ای رقابتی و پویا است و برندها برای جذب و حفظ مشتریان با چالش-های متعددی مانند ظهور رقبا، تغییر ترجیحات مشتریان و نوسانات اقتصادی روبرو هستند. از اینرو چارچوب افول برند می‌تواند ابزاری ارزشمند برای برندهای پوشاک ورزشی باشد تا به آنها در درک و پیش‌بینی روندهای آینده و اتخاذ تصمیمات استراتژیک کمک کند. هدف از این تحقیق طراحی چارچوب افول برند در صنعت پوشاک ورزشی است. این پژوهش از نظر فلسفه، پرگماتیسم؛ از نظر روش، کیفی؛ و از نظر استراتژی، داده بنیاد است. برای تعیین چارچوب افول برند، مصاحبه ای با 15 نفر از متخصصین در حوزه مدیریت برند و مدیران برجسته صنایع پوشاک ورزشی، به روش گلوله برفی و رسیدن به حد اشباع نظری انجام شد. روایی و اعتبار ابزار گردآوری داده ها به روش گوبا و لینکلن مورد بررسی و تایید قرار گرفت. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که بهترین راه‌حل با توجه به چارچوب طراحی شده دارای 7 عامل و 35 مولفه مرتبط با آن است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که در چارچوب افول برند، متغیرهای درون سازمانی در قالب کاهش سهم بازار، کاهش آگاهی از برند، کاهش وفاداری به برند، و ضعف در مدیریت و ابعاد مرتبط با محیط در قالب افزایش رقابت، عدم فرهنگ‌سازی برند، و شکاف تکنولوژی در صنعت پوشاک ورزشی نقش کلیدی دارند. چنانچه سازمان بخواهد از افول برند جلوگیری کند و موقعیت برند خود در بازار را تثبیت و یا بهبود ببخشد باید به این متغیرهای درون سازمانی و محیطی توجه نماید.

شناسایی و مفهوم پردازی پیشران‌های تصمیم گیری استراتژیک تحول دیجیتال در سازمان‌های خرده فروشی پوشاک ایران

دوره 27، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 59-88

شکوه سادات علیزاده مقدم؛ اسداله کردناییج؛ سید حمید خداداد حسینی؛ ایوب محمدیان

چکیده تحول دیجیتال در حال تغییر سریع و گسترده سازمان‌های خرده‌فروشی پوشاک است. سرعت بالای ورود دانش جدید به سازمان وعدم قطعیت ویژه دنیای مد و پوشاک، مجال برنامه‌ریزی‌های استراتژیک را به سازمان نمی‌دهد و مدیران ارشد ناگزیر از تصمیم‌گیری استراتژیک در این حوزه هستند. شناسایی و مفهوم‌پردازی پیشران‌های تصمیم‌گیری استراتژیک در تحول دیجیتال سازمان‌های خرده‌فروشی هدف اصلی این پژوهش است. این پژوهش با استفاده از استراتژی پژوهش داده بنیاد چندگانه طی دو مرحله زمینه‌یابی نظری و تجربی به شناسایی پیشران‌ها پرداخته‌است. در مرحله زمینه‌یابی نظری با استفاده از روش فراترکیب، بیست و سه مقاله بین‌المللی از پایگاه‌های معتبر انتخاب و کدها و مفاهیم مرتبط با سئوال پژوهش استخراج گردید. در مرحله زمینه‌یابی تجربی، با هفده نفر از خبرگان مصاحبه بر مبنای پروتکل انجام شد و کدها و مفاهیم استخراج شده از مرحله فراترکیب مجددا بررسی، بازتعریف و تکمیل گردیدند. در نهایت با یک روند رفت و برگشتی و غنی‌سازی نظریه، مدل پیشران‌های تصمیم‌گیری استراتژیک تحول دیجیتال در خرده‌فروشی پوشاک ایران طراحی گردید. نتایج حاکی از آن‌است که پیشران‌های تصمیم‌گیری استراتژیک تحول دیجیتال در هفده مفهوم و چهار مقوله تحت عناوین «محرک‌های درون‌سازمانی»، «فشار عوامل صنعت و بازار»، «الزامات زیرساختی دولتی» و «کلان‌روندهای محیطی» قرار می‌گیرند. فشار اقتصادی و اشاعه فناوری اطلاعات و تغییرات زیست اجتماعی از مقوله کلان روندهای محیطی، انتظار عملکرد مالی و زیرساخت دیجیتال سازمان و تقاضای کارکنان از مقوله محرک‌های درون سازمانی و فشار مشتری و فشار فضای رقابتی از مقوله فشارهای صنعت و بازار، نسبت به سایر مفاهیم از بیشترین اهمیت و اولویت برخوردارند.

واکاوی استواری استراتژیک کسب و کارهای فعال در بخش کشاورزی هوشمند ایران

دوره 27، شماره 1، بهار 1402، صفحه 92-116

سپهر جعفرپور؛ حمید خداداد حسینی؛ اسداله کردناییج

چکیده هدف این مقاله واکاوی استراتژی‌های استواری برای کسب وکارهایی است که قصد دارند عملکرد موفقی در آینده بخش کشاورزی هوشمند ایران داشته باشند. بدین منظور با استفاده از یک روش آینده‌نگاری یکپارچه مبتنی بر سناریوپردازی به استخراج آینده‌های جایگزین پیش‌روی کشاورزی ایران برای بازه ده ساله (2032) پرداخته شد. روش‌های شبکه تجارت جهانی (GBN)، تحلیل اثر متقابل (CIA) و MICMAC به صورت ترکیبی برای این منظور به کار گرفته شدند. چهار پیشران اصلی شناسایی شدند که عبارتند از همکاری و مشارکت از طریق تشکل‌های قوی، در مقابل گروه‌های لابی و فشار و همچنین توسعه زیرساخت‌های فناوری و رشد نوآوری در مقابل عدم بلوغ اکوسیستم نوآوری. با ترکیب معنادار پیشران‌ها با نظر خبرگان سه مسیر محتمل و معنادار به سوی آینده کشاورزی ایران استخراج شدند: کشاورزی ‌هوشمند، کشاورزی دولتی و کشاورزی سنتی. برای سناریوهای توسعه‌یافته، مجموعه‌ای از استراتژی‌ها با مصاحبه عمیق با خبرگان و همچنین جستجوی کتابخانه‌ای که بتوانند استواری استراتژیک را در هر سناریویی در 10 سال آینده تضمین کنند واکاوی شدند. نتیجه اصلی در سطح کلان این است که همکاری و مشارکت با توجه به نقش کلیدی در منسجم کردن منابع و قابلیت-ها، نقش اصلی را در شکل‌دهی آینده کشاورزی ایران و همچنین استواری استراتژیک دارد. نهایتا با به کارگیری دو معیار استواری یعنی امکان‌پذیری و انعطاف‌پذیری اقدام به رتبه‌بندی استراتژی‌های استواری شد. همکاری‌های استراتژیک و توسعه نوآوری‌های کاربردی استوارترین استراتژی‌ و سرمایه‌گذاری مستقل و توسعه نوآوری‌های پیشرفته به طور مستقل، ضعیف‌ترین استراتژی‌ها شناخته شدند.

ارائه چارچوبی برای تبیین فرایند خروج از کسب و کار : مروری نظامند

دوره 27، شماره 1، بهار 1402، صفحه 175-202

علیرضا والی پور؛ علی حیدری؛ محمد علی شاه حسینی؛ اسداله کردناییج

چکیده هدف این پژوهش، ارایه تصویری کامل و چارچوبی یکپارچه از فرایند خروج است. فرایند خروج از کسب و کار یک فرایند پیچیده، پویا و طولانی است که تا حد زیادی تصمیمات و اقدمات در هر یک از مراحل آن با مراحل دیگر تعامل چند جانبه دارد. برای دستیابی به این هدف، در این پژوهش 69 اثر انتشار یافته طی سال‏های 1990-2022 در حوزه خروج از کسب و کار براساس روش نظام‏مند مرور و ارزیابی شده اند. بر اساس یافته‌های این تحقیق، فرآیند خروج به 5 مرحله (استراتژی ورود، محرکهای خروج، تصمیم گیری، نحوه خروج و پیامدها) تقسیم شده است تا درکی بهتر و چارچوبی یکپارچه از فرایند خروج از کسب و کار ارائه شود. همچنین 34 زیرمقوله و 213 مولفه نیز شناسایی شدند. از این 69 مطالعه (با در نظر گرفتن دو مقوله برای برخی از مقالات) محرک های خروج (43)، پیامدها(28)، استراتژی و نحوه خروج (28)، تصمیم گیری(23) و استراتژی ورود (11) به ترتیب بیشترین مطالعات را به خود اختصاص داده اند.

تبیین عوامل حیاتی موفقیت در زنجیره تأمین شرکت‌های برتر توزیع دارویی ایران با استفاده از روش ترکیبی

دوره 25، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 159-180

الهه شهابی؛ اسداله کردناییج؛ سید حمید خداداد حسینی

چکیده در محیط اقتصادی آشفته امروز، شرکت‌ها در تلاش هستند تا راه‌هایی برای دستیابی به مزیت رقابتی پایدار پیدا کنند. یکی از این روش‌ها، مدیریت زنجیره تأمین جهت کاهش هزینه‌ها و بهبود عملکرد جهت ایجاد مزیت رقابتی و موفقیت تجاری است. هـدف این پژوهش در خصوص چگونگی استفاده از مدیریت زنجیره تأمین توسط شرکت‌های توزیع دارویی در ایران و نقش آن در موفقیت و رقابتی بودن شرکت­هاست. روش مـورد اسـتفاده در پژوهش، روش آمیخته (کیفی و کمی) است. گردآوری داده‌ها در بخش کیفی طی مصاحبه عمیق با 30 نفر از خبرگان شرکت­های برتر توزیع دارویی ایران انجام شده است که بر اساس آن­ها مقوله‌هایی استخراج گردید؛ سپس در مرحله کدگذاری محوری، پیوند میان این مقوله‌ها براساس بررسی شرایط علّی و تأثیر آن بر  پدیده محوری "توسعه استراتژی مدیریت زنجیره توزیع دارویی" انجام گردید، همچنین تأثیر شرایط زمینه‌ای و شرایط واسطه‌ای بر عوامل راهبردی مقوله توسعه استراتژی مشخص و پیامدهای مقوله‌های راهبردی در قالب پارادایم کدگذاری تعیین شد؛ در ادامه و در مرحله کدگذاری انتخابی، یکایک اجزای پارادایم کدگذاری تشریح، سیر داستان ترسیم و نظریه خلق شد؛ سرانجام گزاره‌های حکمی پژوهش تدوین گردید. در مرحله کمی نیز پرسشنامه‌ها میان16 شرکت برتر توزیع دارویی توزیع گشت و مدل استخراج شده از بخش کیفی به کمک نرم­افزار حداقل مربعات جزئی مورد آزمون قرار گرفت، در نهایت مدل مذکور  و فرضیات مورد نظر تأیید گشت.