نویسنده = خاشعی، وحید

شناسایی و تبیین چالش‌های کلیدی نظام بانکداری بین‌الملل ایران

دوره 25، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 100-124

مصطفی گوهری فر، وحید خاشعی ورنامخواستی، زهره دهدشتی شاهرخ، ولی‌اله سیف

چکیده با وجود تغییر ساختار نظام‌های بانکی بعد از بروز بحران مالی، بانکداری بین المللی همچنان به عنوان یکی از منابع مهم تامین مالی برای کشورهای در حال توسعه محسوب می‌شود. در اقتصاد ایران به‌دلیل عمق کم بازار سرمایه و نبود جایگزین‌های مناسب، نظام تأمین مالی یک نظام بانک‌محور بوده و بانک‌ها مسئولیت زیادی در تأمین مالی بنگاه‌های کوچک و بزرگ دارند. عدم حضور بانک‌های خارجی در ایران در سطح و مقیاس سایر اقتصادهای در حال توسعه، نشان از عدم‌موفقیت ایران در بهره‌برداری مناسب از منابع تامین مالی از این طریق، بویژه در شرایطی که کشور در معرض تحریم‌های اقتصادی نبود، دارد. این پژوهش، در باب اهمیت و جایگاه بانکداری بین‌الملل در نظام اقتصادی استدلالاتی اقامه و سپس در جهت شناسایی چالش‌های کلیدی نظام بانکداری بین‌الملل ایران تلاش نموده است. در این راستا پژوهشی کیفی با روش تحلیل محتوای کیفی و با حضور 15 نفر از متخصصین این حوزه انجام پذیرفته است. داده‌ها که از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع‌آوری شده‌اند، مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته و نتایج حاکی از آن است که: اتصال و دسترسی بسیار محدود به نظام مالی جهانی، اجرای محدود استانداردهای پذیرفته شده جهانی در عملیات بانکی، عدم تطبیق کامل با استانداردهای گروه ویژه اقدام مالی، نوسانات نرخ ارز، ضعف حاکمیت شرکتی و رتبه ریسک اعتباری مهمترین چالش‌های نظام بانکداری بین الملل کشورمان بوده و این چالش‌ها ناشی از متغیرهای کلان جهت‌گیری سیاست خارجی، هژمونی دلار در نظام مالی جهانی، تحریم‌های جامع و هدفمند و موانع قوانین و مقرراتی بوده است.

عناصر موثر بر همکاری میان سازمانی در مراحل پیش آیندی

دوره 23، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 55-77

بهرام جبارزاده کرباسی، حسین رحمان سرشت، وحید خاشعی، شهرام خلیل نژاد

چکیده آن­چه در سال­های اخیر مورد توجه پژوهش­گران قرار گرفته اهمیت و تعیین کننده بودن مرحله پیش آیندی در ادامه مسیر همکاری­ میان سازمانی و تجدید آن در چرخه عمر فرایند همکاری است اما اهتمامی در خور برای شناسایی عناصر چارچوب پیشگفته صورت نگرفته است. با توجه به اهمیت بسیار بالای این موضوع،  این تحقیق  دستیابی به چارچوبی برای همکاری­های میان­سازمانی در مرحله پیش آیندی را وجهه همت قرار می دهد. برای تجزیه و تحلیل داده­ها از دو روش ISM و SEM استفاده می­شود. جامعه آماری پژوهش در بخش ISM را 9 نفر از خبرگان بخش­های دولتی و خصوصی و نیز استادان دانشگاه تشکیل می­دهند. در بخش SEM نمونه آماری را 415 نفر ازکارکنان و مدیران سازمان­هایی تشکیل می­دهند که در بخش­های مختلف آن­ها در پروژه­های مختلف با سایر سازمان­ها درگیر بوده­اند. نتایج نشان می­دهد تعهد مدیریت عالی، ارتباطات، انگیزش، چشم انداز مشترک، روابط متقابل، هدف های همسو، فرهنگ همکاری، اعتماد، برنامه ریزی مشترک، توزیع قدرت، مدیریت تعارض، ایجاد سامانه های کنترلی و نظارتی، ایجاد سامانه های اطلاعاتی، محور قرار نگرفتن ملاحظات سیاسی و نیز اقتصادی بر اثربخشی همکاری میان سازمانی موثرند. بعلاوه این مدل مشخص می­سازد که اثربخشی همکاری میان سازمانی نیز می­تواند بر ایجاد ارزش و موفقیت کسب و کار موثر باشد.