نویسنده = سید حمید خداداد حسینی

تحلیل نقش و جایگاه ذی‌نفعان اکوسیستم هوش‌مصنوعی در صنعت خودروسازی ایران

دوره 28، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 136-167

مجید درویش؛ سید حمید خداداد حسینی؛ فرشته منصوری موید؛ غلامرضا گودرزی

چکیده صنعت خودروسازی، به‌عنوان خط مقدم انقلاب فناورانه، با ادغام فناوری هوش مصنوعی (AI) در حال تحول عمیقی است. هوش مصنوعی و کاربست آن در این صنعت تبدیل به یک اکوسیستم فناوری پیچیده‌ای شده است که ذی‌نفعان زیادی را در برمی‌گیرد. هدف این پژوهش شناسایی و تحلیل جایگاه و نقش ذی‌نفعان اکوسیستم هوش مصنوعی در صنعت خودروسازی در ایران است. بدین منظور، فهرستی از ذی‌نفعان اکوسیستم هوش مصنوعی در گام اول تهیه شد. در گام بعدی، جایگاه و نقش ذی‌نفعان تحلیل گردید. برای جمع‌آوری داده‌ها درمورد جایگاه ذی‌نفعان از ماتریس علاقه - قدرت استفاده شد که در طی آن پرسش‌نامه‌ای با 48 گویه طراحی و توسط ۳۶ متخصص و کارشناس تکمیل گردید. بر اساس یافته‌ها، ذی‌نفعان این اکوسیستم در دو سطح کلان و خرد دسته‌بندی و با استفاده از ماتریس علاقه - قدرت در چهار گروه طبقه‌بندی شده‌اند: ذی‌نفعان کلیدی (باعلاقه و قدرت بالا)، ذی‌نفعان زمینه‌ساز (باقدرت بالا و علاقه کم)، ذی‌نفعان تابع ( با قدرت کم و علاقه بالا) و ذی‌نفعان عوام ( باقدرت و علاقه پایین). نتایج نشان می‌دهد که نهادهای دولتی، مراکز تحقیقاتی، و خودروسازان در زمره ذی‌نفعان کلیدی قرار دارند، درحالی‌که نهادهای مالی و برخی تأمین‌کنندگان در گروه زمینه‌سازها جای می‌گیرند. کاربران نهایی، از جمله مصرف‌کنندگان و رانندگان، به‌عنوان ذی‌نفعان تابع محسوب می‌شوند، درحالی‌که رسانه‌ها و برخی سازمان‌های نظارتی در دسته عوام قرار دارند. این طبقه‌بندی می‌تواند به سیاست‌گذاران و صنعتگران در بهینه‌سازی تعاملات و توسعه پایدار اکوسیستم هوش مصنوعی در صنعت خودروسازی کمک کند.

شناسایی و مفهوم پردازی پیشران‌های تصمیم گیری استراتژیک تحول دیجیتال در سازمان‌های خرده فروشی پوشاک ایران

دوره 27، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 59-88

شکوه سادات علیزاده مقدم؛ اسداله کردناییج؛ سید حمید خداداد حسینی؛ ایوب محمدیان

چکیده تحول دیجیتال در حال تغییر سریع و گسترده سازمان‌های خرده‌فروشی پوشاک است. سرعت بالای ورود دانش جدید به سازمان وعدم قطعیت ویژه دنیای مد و پوشاک، مجال برنامه‌ریزی‌های استراتژیک را به سازمان نمی‌دهد و مدیران ارشد ناگزیر از تصمیم‌گیری استراتژیک در این حوزه هستند. شناسایی و مفهوم‌پردازی پیشران‌های تصمیم‌گیری استراتژیک در تحول دیجیتال سازمان‌های خرده‌فروشی هدف اصلی این پژوهش است. این پژوهش با استفاده از استراتژی پژوهش داده بنیاد چندگانه طی دو مرحله زمینه‌یابی نظری و تجربی به شناسایی پیشران‌ها پرداخته‌است. در مرحله زمینه‌یابی نظری با استفاده از روش فراترکیب، بیست و سه مقاله بین‌المللی از پایگاه‌های معتبر انتخاب و کدها و مفاهیم مرتبط با سئوال پژوهش استخراج گردید. در مرحله زمینه‌یابی تجربی، با هفده نفر از خبرگان مصاحبه بر مبنای پروتکل انجام شد و کدها و مفاهیم استخراج شده از مرحله فراترکیب مجددا بررسی، بازتعریف و تکمیل گردیدند. در نهایت با یک روند رفت و برگشتی و غنی‌سازی نظریه، مدل پیشران‌های تصمیم‌گیری استراتژیک تحول دیجیتال در خرده‌فروشی پوشاک ایران طراحی گردید. نتایج حاکی از آن‌است که پیشران‌های تصمیم‌گیری استراتژیک تحول دیجیتال در هفده مفهوم و چهار مقوله تحت عناوین «محرک‌های درون‌سازمانی»، «فشار عوامل صنعت و بازار»، «الزامات زیرساختی دولتی» و «کلان‌روندهای محیطی» قرار می‌گیرند. فشار اقتصادی و اشاعه فناوری اطلاعات و تغییرات زیست اجتماعی از مقوله کلان روندهای محیطی، انتظار عملکرد مالی و زیرساخت دیجیتال سازمان و تقاضای کارکنان از مقوله محرک‌های درون سازمانی و فشار مشتری و فشار فضای رقابتی از مقوله فشارهای صنعت و بازار، نسبت به سایر مفاهیم از بیشترین اهمیت و اولویت برخوردارند.

واکاوی استواری استراتژیک کسب و کارهای فعال در بخش کشاورزی هوشمند ایران

دوره 27، شماره 1، بهار 1402، صفحه 92-116

سپهر جعفرپور؛ حمید خداداد حسینی؛ اسداله کردناییج

چکیده هدف این مقاله واکاوی استراتژی‌های استواری برای کسب وکارهایی است که قصد دارند عملکرد موفقی در آینده بخش کشاورزی هوشمند ایران داشته باشند. بدین منظور با استفاده از یک روش آینده‌نگاری یکپارچه مبتنی بر سناریوپردازی به استخراج آینده‌های جایگزین پیش‌روی کشاورزی ایران برای بازه ده ساله (2032) پرداخته شد. روش‌های شبکه تجارت جهانی (GBN)، تحلیل اثر متقابل (CIA) و MICMAC به صورت ترکیبی برای این منظور به کار گرفته شدند. چهار پیشران اصلی شناسایی شدند که عبارتند از همکاری و مشارکت از طریق تشکل‌های قوی، در مقابل گروه‌های لابی و فشار و همچنین توسعه زیرساخت‌های فناوری و رشد نوآوری در مقابل عدم بلوغ اکوسیستم نوآوری. با ترکیب معنادار پیشران‌ها با نظر خبرگان سه مسیر محتمل و معنادار به سوی آینده کشاورزی ایران استخراج شدند: کشاورزی ‌هوشمند، کشاورزی دولتی و کشاورزی سنتی. برای سناریوهای توسعه‌یافته، مجموعه‌ای از استراتژی‌ها با مصاحبه عمیق با خبرگان و همچنین جستجوی کتابخانه‌ای که بتوانند استواری استراتژیک را در هر سناریویی در 10 سال آینده تضمین کنند واکاوی شدند. نتیجه اصلی در سطح کلان این است که همکاری و مشارکت با توجه به نقش کلیدی در منسجم کردن منابع و قابلیت-ها، نقش اصلی را در شکل‌دهی آینده کشاورزی ایران و همچنین استواری استراتژیک دارد. نهایتا با به کارگیری دو معیار استواری یعنی امکان‌پذیری و انعطاف‌پذیری اقدام به رتبه‌بندی استراتژی‌های استواری شد. همکاری‌های استراتژیک و توسعه نوآوری‌های کاربردی استوارترین استراتژی‌ و سرمایه‌گذاری مستقل و توسعه نوآوری‌های پیشرفته به طور مستقل، ضعیف‌ترین استراتژی‌ها شناخته شدند.

تبیین عوامل حیاتی موفقیت در زنجیره تأمین شرکت‌های برتر توزیع دارویی ایران با استفاده از روش ترکیبی

دوره 25، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 159-180

الهه شهابی؛ اسداله کردناییج؛ سید حمید خداداد حسینی

چکیده در محیط اقتصادی آشفته امروز، شرکت‌ها در تلاش هستند تا راه‌هایی برای دستیابی به مزیت رقابتی پایدار پیدا کنند. یکی از این روش‌ها، مدیریت زنجیره تأمین جهت کاهش هزینه‌ها و بهبود عملکرد جهت ایجاد مزیت رقابتی و موفقیت تجاری است. هـدف این پژوهش در خصوص چگونگی استفاده از مدیریت زنجیره تأمین توسط شرکت‌های توزیع دارویی در ایران و نقش آن در موفقیت و رقابتی بودن شرکت­هاست. روش مـورد اسـتفاده در پژوهش، روش آمیخته (کیفی و کمی) است. گردآوری داده‌ها در بخش کیفی طی مصاحبه عمیق با 30 نفر از خبرگان شرکت­های برتر توزیع دارویی ایران انجام شده است که بر اساس آن­ها مقوله‌هایی استخراج گردید؛ سپس در مرحله کدگذاری محوری، پیوند میان این مقوله‌ها براساس بررسی شرایط علّی و تأثیر آن بر  پدیده محوری "توسعه استراتژی مدیریت زنجیره توزیع دارویی" انجام گردید، همچنین تأثیر شرایط زمینه‌ای و شرایط واسطه‌ای بر عوامل راهبردی مقوله توسعه استراتژی مشخص و پیامدهای مقوله‌های راهبردی در قالب پارادایم کدگذاری تعیین شد؛ در ادامه و در مرحله کدگذاری انتخابی، یکایک اجزای پارادایم کدگذاری تشریح، سیر داستان ترسیم و نظریه خلق شد؛ سرانجام گزاره‌های حکمی پژوهش تدوین گردید. در مرحله کمی نیز پرسشنامه‌ها میان16 شرکت برتر توزیع دارویی توزیع گشت و مدل استخراج شده از بخش کیفی به کمک نرم­افزار حداقل مربعات جزئی مورد آزمون قرار گرفت، در نهایت مدل مذکور  و فرضیات مورد نظر تأیید گشت.

مرور نظام مند ادبیات: مقایسه تطبیقی مطالعات انگیزه های خرید

دوره 25، شماره 1، بهار 1400، صفحه 117-135

فرشته خلیلی پالندی؛ اسداله کردنائیج؛ سید حمید خدادادحسینی؛ میثم شیرخدایی

چکیده خرید در مفهوم کلی امری دوپهلو و مبهم است، هم کار، فراغت و تفریح است و هم فعالیتی است که بین زندگی خصوصی و خلوت فرد با ابعاد اجتماعی و در تنش بین عقلانیت و هوس و شکل اجتماعی لذت­بخش با فعالیت ضروری و ملزم در نوسان و تلاطم است. پژوهش حاضر با بررسی نظام­مند ادبیات پژوهش در پی مقایسه تطبیقی مطالعات انگیزه­های خرید، شناسایی خلاهای پژوهشی و ارائه پیشنهادهایی در این حوزه است. به همین منظور در پی پاسخگویی به این سوال است که مقالات علمی موجود داخلی و خارجی در حوزه انگیزه­های خرید از لحاظ مسئله­شناسی، نظریه­شناسی و روش­شناسی چه قوت و ضعف­هایی دارند. روش اجرای این پژوهش مرور نظام­مند مقالات لاتین و فارسی در حوزه مطالعاتی مرتبط با انگیزه­های خرید بوده است و مقالات یافت شده در بازه زمانی ۱۳۸۹- ۱۳۹۸ برای مقالات فارسی و ۲۰۰۱- ۲۰۲۰ برای مقالات لاتین در نظر گرفته شد. با بررسی کلیدواژه­ها در پایگاه­های اطلاعاتی این حوزه و براساس ملاک­های از پیش تعیین شده، مقالات مناسب انتخاب شدند و محتوای مقالات براساس پاسخگویی به پرسش­های پژوهش حاضر به دقت مطالعه و تحلیل شدند. طی بررسی ابعاد مقالات مورد مطالعه می­توان بیان نمود که کم توجهی در مسئله­شناسی، فقدان روش­شناسی­های متنوع، غالب بودن رویکرد اثبات­گرایی و کم توجهی به پارادایم­های تفسیری و رئالیسم انتقادی، فقدان مبانی نظری روشن و کم توجهی به نظریه­های پایه­ای و مرتبط با مفاهیم انگیزه­های خرید لذت­گرایی و مطلوبیت­گرایی بسیار مشهود می­باشد. در انتهای پژوهش براساس نتایج حاصل از مرور نظام­مند ادبیات، مدلی از انگیزه­های خرید ارائه شده است.

ارائه مقیاسی برای خوشه بندی مشتریان در ترجیح محصولات داخلی؛ مورد مطالعه صنعت خودرو

دوره 23، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 173-196

محمود حسن زاده؛ سید حمید خدادادحسینی؛ اصغر مشبکی اصفهانی؛ پرویز احمدی

چکیده در سال "حمایت از کالای ایرانی" موضوع تمایل به ترجیح محصولات داخلی توجه بیشتری را طلب می­ کند. در این پژوهش برای تشخیص گروه­های مختلف مصرف ­کنندگان ازنظر تمایل به ترجیح محصولات داخلی، مقیاس جدیدی ارائه شده است تا نه یک دسته، بلکه دسته ­های مختلف مصرف­ کنندگان را ازنظر میزان ترجیح محصولات داخلی تشخیص دهد. در این پژوهش آمیخته، ابتدا مقیاس جدیدی توسط خبرگانِ دانشگاهی و با انتخاب و اصلاح گویه­ های طراحی‌شده برای شناسایی سه دسته مصرف ­کنندگان قوم ­مدار، جهان­ وطن ­گرا و بیگانه ­مدار ایجادشد؛ سپس مقیاس بدست آمده در صنعت خودرو ایران آزمون و 558 پرسشنامه قابل‌تحلیل بر اساس تحلیل خوش ه­ای، ابتدا به دو دسته، یعنی متمایل به خودرو خارجی و متمایل به خودرو داخلی طبقه­بندی شدند. نقاط ضعف این تقسیم­بندی، در تقسیم مشاهدات به 5 دسته به حداقل رسید. بر این اساس خوشه­ای که ویژگی­های مصرف­کنندگان قوم­مدار را داشته باشد، شکل نگرفت. خوشه­ای با عنوان طرفداران محصولات داخلی اما ناراضی از محصولات یک صنعت شناسایی شد که در تحقیقات پیشین و در تقسیم مشتریان به دو دسته، منشأ تناقض تئوری و واقعیت بازار بود. براساس یافته­های پژوهش و در راستای "حمایت از کالای ایرانی" پیگیری همیشگی تغییرات خوشه­ها در صنایع مختلف و تدوین برنامه­های متناسب با هر خوشه پیشنهاد شده است.  

تأثیر هویت جنسیتی بر وفاداری به برند با تأکید بر هویت شخصی، الگوی مصرف و سبک‌های تصمیم‌گیری خرید

دوره 23، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 188-208

ابراهیم زارع پور نصیرآبادی؛ سید حمید خداداد حسینی؛ اسدالله کردنائیج؛ فرشته منصوری مؤید

چکیده هدف از این پژوهش بررسی تأثیر هویت جنسیتی بر وفاداری با تأکید بر هویت شخصی، الگوی مصرف و سبک‌های تصمیم‌گیری خرید است. پژوهش حاضر ازنظر هدف کـاربردی و ازنظر نحوه گردآوری داده‌ها توصیفی- پیمایشـی اسـت. داده‌های این پژوهش در یک نمونه 492 نفری از مصرف‌کنندگان لوازم‌خانگی در شهر تهران و در قالب نمونه‌گیری خوشه‌ای ساده انجام گردیده است. ابزار پژوهش در این پژوهش پرسشنامه بوده است. داده‌ها با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری و در قالب نرم‌افزار Lisrel مورد تجزیه‌وتحلیل قرارگرفته است. یافته‌های پژوهش نشان داد که هویت جنسیتی بر وفاداری به برند، هویت شخصی، سبک‌های تصمیم‌گیری خرید و الگوی مصرف تأثیر دارد همین‌طور هویت شخصی، سبک‌های تصمیم‌گیری خرید و الگوی مصرف نیز بر وفاداری تأثیر دارد و درنهایت هویت شخصی و الگوی مصرف بر سبک‌های تصمیم‌گیری خرید تأثیر دارد.  

تأثیر تقلید برند بر شباهت درک‌‌شده توسط مصرف‌کننده با نقش تعدیل‌گری ذهنیت مصرف‌کننده و و فاداری به برند

دوره 23، شماره 1، بهار 1398، صفحه 1-24

سید حمید خداداد حسینی؛ مهرعلی همتی نژاد؛ رحمان معصومی جهانگیرلو

چکیده تشخیص نادرست و اشتباه در انتخاب برند اصلی با برند تقلبی و تقلیدی می‌تواند ضررهای مالی به مصرف‌کننده برساند و وفاداری مصرف‌کننده را تحت تآثیر قرار دهد. با این حال این پژوهش با هدف بررسی تأثیر تقلید برند بر شباهت درک­شده توسط مصرف‌کننده با تعدیل‌گری ذهنیت مصرف­کننده و وفاداری به برند انجام شد. و هدف آن افزایش آگاهی مصرف‌کنندگان در رابطه با برندهای اصلی و تقلیدی می‌باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل خریداران محصولات شامپو کلیر در داروخانه‌ها و دوغ مغانه در فروشگاه‌های شهرستان پارساآباد مغان می‌باشد. که به دلیل نامحدود بودن جامعه آماری از فرمول کوکران استفاده شده است و طبق آن تعداد نمونه انتخابی 384 نفر می‌باشد. برای تجزیه و تحلیل داده از نرم افزارهای  SPSS 22و Smart PLS استفاده شده است. با استفاده از رویکرد حداقل مربعات جزیی روابط متغیرهای پژوهش و مدل اصلی پژوهش بررسی شده است. نتایج، نشان­دهنده این است که در فرضیه اصلی اول، استراتژی‌های تقلید برند  بر شباهت درک شده توسط مشتری تأثیر مثبت دارد. در فرضیه اصلی دوم متغیر ذهنیت مصرف‌کننده، رابطه بین تقلید برند و شباهت درک­شده را تعدیل می‌کند. در فرضیه اصلی سوم متغیر وفاداری به برند، رابطه بین استراتژی‌های تقلید برند و شباهت درک شده را تعدیل می‌کند.