نویسنده = محمد اکبری

زمان‌بندی کارکنان موقت با بهره‌وری متغیر

دوره 21، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 25-47

محمد اکبری

چکیده هدف اصلی این پژوهش به کارگیری مهندسی عوامل انسانی در تئوری زمان‌بندی به منظور بهینه‌سازی عملکرد نیروی کار است. در این مقاله مسأله زمان‌بندی نیروی کار موقت با عملکرد متغیر مورد بررسی قرار گرفته شده است. تابع هدف مدل مورد بررسی کمینه‌سازی هزینه‌های نیروی کار است و مدل ریاضی ارائه شده بهترین طول زمانی شیفت کاری و تخصیص کارکنان را مشخص می‌کند. ویژگی منحصر به فرد این پژوهش در نظر گرفتن ابعاد ارگونومی (خستگی کارکنان) در زمان‌بندی کارکنان است. برای حل مدل ریاضی ارائه شده از الگوریتم ژنتیک استفاده شد. برای بررسی اثربخشی و کارایی مدل و الگوریتم ژنتیک مجموعه‌ای از مسائل حل شد. برای بررسی کارایی الگوریتم ژنتیک راه‌حل‌های به‌دست‌آمده با راه‌حل‌های نرم‌افزار لینگو مورد مقایسه قرار گرفت. مقایسه نتایج نشان داد که الگوریتم ژنتیک کارایی مطلوبی در یافتن پاسخ رضایت‌بخش در مدت زمان محاسباتی مناسب دارد. این پژوهش نشان داد که می‌توان خستگی کارکنان را در برنامه‌ریزی و زمان‌بندی کارکنان مدل‌سازی کرد و به منظور کاهش هزینه‌های کارکنان و افزایش کارایی تولید، شیفت‌های کاری انعطاف‌پذیر در نظر گرفت. پیشنهاد می‌شود که با استفاده از مدل ارائه شده به منظور بررسی سیاست‌های کاهش خستگی کارکنان و افزایش ظرفیت کاری آنان هزینه‌های این سیاست‌ها (چون آموزش، گردش شغلی، اتوماسیون و...) با میزان بهینگی اقتصادی ناشی از آن در زمان‌بندی، مقایسه و بهترین برنامه‌ها انتخاب گردد.

مدلی برای کنترل موجودی و تولید در شرایط بحران

دوره 19، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 45-70

محمد اکبری

چکیده عوامل بیرونی مانند تحریم و عدم همکاری تامین کنندگان خارجی، و عوامل داخلی مانند عدم مدیریت مناسب جریان نقدی و یا سیاست های نامناسب هیئت مدیره، می تواند به کمبود موجودی منتهی گردد. کمبود موجودی یکی از عوامل مهم در ایجاد بحران در فرآیندهای تولیدی است. این مقاله در صدد است تا یک سیستم کنترل موجودی و تولید را برای شرایط بحران، معرفی نماید . مدل ارائه شده این مقاله شرایطی را فراهم می آورد تا با تصمیم گیری مناسب در خصوص به تعویق انداختن سفارشات مشتریان، هزینه‌های سازمان را در شرایط بحران کمینه نماید. این مدل پیشنهادی برای تولید و کنترل موجودی در شرایط عدم اطمینان مدل سازی شده است و فرض شده است که تقاضای مشتریان بخوبی از توزیع نرمال پیروی می کند. در این پژوهش، مدل ریاضی ارائه شده از نوع عدد صحیح، غیر خطی و NP-hard است. برای حل این مدل پیچیده از الگوریتم ژنتیک استفاده شده است. نتایج ارزیابی عددی مدل پیشنهادی نشان می دهد که عملگرهای تقاطع و جهش چند نقطه‌ای توانایی مناسبی در جستجوی فضای موجه و دوری از فضای غیر موجه دارد. همچنین همگرایی در مجموعه جوابهای الگوریتم نیز نشان می دهد که الگوریتم استفاده شده توانایی لازم در پیدا کردن جواب بهینه را در مدت زمان مناسب دارد. نتایج این ارزیابی نشان می دهد که مدل ارائه شده توانایی مدل سازی و حل مسأله کنترل تولید و موجودی در شرایط بحران ناشی از کمبود موجودی و محدودیت های مرتبط را دارد.

زمانبندی دو هدفه شیفت کاری و گردش شغلی کارکنان چند مهارته با رویکرد مهندسی عوامل انسانی

دوره 17، شماره 3، پاییز 1392، صفحه 1-21

محمد اکبری؛ مصطفی زندیه؛ بهروز دری

چکیده هدف اصلی این پژوهش ارائه یک رویکرد بهینه یابی برای مسأله دو هدفه زمانبندی شیفت کاری و گردش شغلی بمنظور بهرهبرداری از عملکرد بهینه کارکنان می باشد. در این مقاله مسأله زمانبندی شیفت کاری و گردش شغلی کارکنان بصورت همزمان با اهداف کمینه سازی هزینه های نیروی کار و بیشینه سازی تعداد گردش شغلی کارکنان بررسی شده است. همچنین عوامل خستگی، یادگیری و فراموشی نیروی انسانی نیز به عنوان مفاهیم مهم و تأثیر گذار بر عملکرد نیروی کار نیز مدلسازی ریاضی شده است. مدل ارائه شده از نوع عدد صحیح مختلط و غیر خطی بوده و برای حل مدل ریاضی و ترسیم مرز پارتو از الگوریتم ترکیبی ژنتیک و روش ε-محدودیت استفاده شد. مقایسه کارایی الگوریتم ژنتیک نسبت به روشهای دقیق حل مسأله نشان داد که کارایی الگوریتم از ابعاد مدت زمان محاسباتی و کیفیت راه حل نسبت به نرم افزار LINGO بهتر می باشد. برای تعیین رابطه بین اهداف مسأله زمانبندی-گردش شغلی، مجموعه مسائل مختلف با پارامترهای متفاوت با استفاده از الگوریتم ارائه شده حل شد. تحلیل مجموعه جوابهای بهینه مرز پارتو برای مسائل ارائه شده نشان داد که بین اهداف مسأله، رابطه متضاد وجود دارد. بنابراین با در نظر گرفتن عوامل انسانی تأثیر گذار بر عملکرد کارکنان، می بایستی برنامه ریزی شیفت کاری و گردش شغلی بصورت همزمان انجام شود. نتایج همچنین نشان داد که روش بهینه سازی ارائه شده قابلیت ارائه گزینه های تصمیم گیری مدیریتی با توجه به سیاستهای کاهش هزینه، افزایش تنوع شغلی و آموزش چند مهارتی کارکنان را دارد.