نویسنده = سید حمید خدادادحسینی

طراحی مدل اجرای استراتژی ادغام سازمان‌های دولتی ایران

دوره 23، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 151-181

اسماعیل جلیلی؛ اصغر مشبکی؛ سید حمید خدادادحسینی؛ عادل آذر

چکیده یکی ‌‌‌از‌ تـحوّلات نظام اداری کشور در سال‌های اخیر شناسایی‌ ادارات، نهادها و سازمان‌ها با خدمات مشابه‌ و حذف‌ فعالیت‌های‌ موازی دستگاه‌های مـتعدد و سـپردن آن بـه یک سازمان یا به‌ عبارتی ادغام چند اداره‌ و سازمان در یک مجموعه می‌باشد. هرچند انجام این امر بـا هدف تحرک و پویایی سازمان جدید در ارائه‌ خدمات‌ بهتر یا تولید مطلوب‌تر صورت مـی‌گیرد، اما در مدت زمانی که مـراحل ادغـام طی می‌شود، کارکنان و سازمان‌های در حال ادغام را در‌هاله‌ای از ابهام و نگرانی فرو می‌برد. در این راستا مطالعه حاضر به منظور شفاف سازی ادغام با تأکید بر سازمان‌های دولتی صورت گرفته است. پژوهش حاضر از نظر رویکرد، پژوهش کیفی است که از استراتژی تئوری داده بنیاد و همچنین از طرح نظام مند اشتراس کوربین استفاده شده است . به منظور گردآوری داده ها با 18 خبره علمی - حرفه ای سازمانی شامل متولیان و صاحب نظران در امر ادغام سازمان‌های دولتی مصاحبه های باز صورت گرفت. طبق دستور العمل کدگذاری باز و محوری در قالب 20 مقوله فرعی و 6 مقوله اصلی مفهوم سازی شده است. مدل اجرای استراتژی ادغام به تبیین عوامل مؤثر بر اجرای موفق استراتژی ادغام و همچنین نحوه تعامل آنها با یکدیگر می پردازد. بطوری که اجرای موفق استراتژی ادغام تابعی از بستر زمینه سازهای ادغام به عنوان شرط علّی رخ داد ابعاد عملی ادغام بوده ، توانمدی و سالم سازی به همراه عوامل درون سازمانی و ثبات نسبی بستر حاکم منجر به پیامد نهایی یعنی چابکی دستیابی به اثربخشی و کارایی دولت می شود.

طراحی الگوی تجاری سازی خدمات مالی (مورد مطالعه: صنعت بانک و بیمه ایران)

دوره 21، شماره 1، بهار 1396، صفحه 1-28

پرویز احمدی؛ سید حمید خدادادحسینی؛ اسدالله کردنائیج؛ نبی الله الیاسی

چکیده بررسی‌ها نشان می‌دهد علی‌رغم وجود رابطه بسیار نزدیک میان توسعه اقتصادی و توسعه بخش مالی، تجاری‌سازی دانش و فناوری در حوزه علوم انسانی، از رشد مناسبی برخوردار نبوده است. پژوهش حاضر با توجه به نقصان ادبیات تجاری‌سازی فناوری‌های نرم به‌ویژه خدمات، به‌دنبال طراحی الگوی تجاری‌سازی خدمت مالی است. روش‌شناسی پژوهش، از نوع کیفی، با استفاده از کثرت‌گرایی است. بدین منظور برای شناسایی مفاهیم اولیه و مراحل تجاری‌سازی، از مطالعات کتابخانه‌ای و مصاحبه نیمه‌ساختار یافته با خبرگان دانشگاهی و متخصصان صنعت و برای سطح‌بندی مراحل و استخراج مدل تجاری‌سازی، از پرسشنامه نیمه‌ساختار یافته با یک سؤال باز استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها در گام اول، به صورت ترکیبی از تحلیل ساختاری و تحلیل تفسیری و در گام دوم، از رویکرد مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM) استفاده شد. یافته‌های پژوهش در گام اول شامل مراحل دوازده‌گانه: تدوین استراتژی کسب‌و‌کار؛ خلق ایده خدمت، غربالگری، تجزیه و تحلیل تجاری خدمت، کسب مجوز رسمی پروژه، تشکیل تیم چند وظیفه‌ای، طراحی خدمت و فرایندها، طراحی سیستم ارائه خدمت، آموزش و توانمند‌سازی شبکه فروش و مشتریان، معرفی و عرضه آزمایشی خدمت، عرضه خدمت در مقیاس کامل، ارزیابی و بهبود عملکرد خدمت و در گام دوم تجویز مدل فرایندی تجاری‌سازی خدمات مالی نوآورانه در بازارهای مالی، است.

تجزیه و تحلیل ارزش بلندمدت مشتری (CLV) به منظور بخش‌بندی و مدیریت سودآوری مشتریان مورد مطالعه: یکی از بانک‌های تجاری ایران

دوره 18، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 87-110

عادل آذر؛ سید حمید خدادادحسینی؛ محمد صفری کهره

چکیده به همان میزان که پارادیم بازاریابی تکامل پیدا می‌کند، توجه به روابط بلندمدت با مشتری نیز اهمیت می‌یابد. امروزه غالب شرکت‌ها و مؤسسات در سطح جهان، اعم از تولیدی و خدماتی به طور فزاینده‌ای درآمدهای خود را از راه ایجاد و حفظ رابطه بلندمدت با مشتریان خود کسب می‌کنند. حرکت به سمت بازاریابی مشتری- محور همراه با افزایش دسترسی به اطلاعات و تراکنش‌های مشتریان موجب علاقه شدید به اندازه‌گیری و تخمین ارزش بلندمدت مشتری (CLV) شده است. بعلاوه همان‌ طور که بازاریابی تلاش می‌کند تا بیشتر پاسخگو باشد، نیاز به ابزارهای اندازه‌گیری و مدل‌هایی برای ارزیابی تلاش‌ها و سرمایه‌گذاری‌های صورت گرفته در حوزه بازاریابی نیز احساس می‌شود. هدف این تحقیق تجزیه و تحلیل ارزش بلندمدت مشتری برای بخش‌بندی و مدیریت سودآوری مشتریان می‌باشد. در این تحقیق چارچوبی برای اندازه‌گیری و محاسبه ارزش بلندمدت مشتریان در حوزه بانکداری معرفی می‌شود. مورد مطالعه در تحقیق حاضر یکی از بانک‌های تجاری ایران است. برای این منظور حساب‌های قرض‌الحسنه پس‌انداز یکی از شعب بانک برای مدت 4 سال، از سال 1384 تا 1387، انتخاب و مبنای تحلیل و اجرای چارچوب مورد نظر قرار گرفته است. در این تحقیق نمونه‌ای شامل10000 مشتری را انتخاب شده است. پس از محاسبه CLV مشتریان به بخش‌بندی آنها بر‌اساس CLV محاسبه شده پرداخته شده است. برای بخش‌بندی از تکنیک خوشه بندی بهره گرفته می‌شود. الگوی فوق یک رویکرد جدید در زمینه بخش‌بندی مشتریان می‌باشد. در ادامه به مدیریت سودآوری مشتریان بر‌اساس بخش‌بندی انجام گرفته پرداخته می‌شود. در این بخش بر مبنای مدل‌های ارائه شده در تحقیق برای هر یک از دسته‌های معرفی شده مشتریان، برنامه‌ها و روش‌هایی پیشنهاد می‌شود.

مروری بر رویکردهای رتبه‌بندی شرکت‌ها:‏ نقد و بررسی و ارائه الگو

دوره 14، شماره 3، پاییز 1389، صفحه 145-171

غلامرضا عسگری؛ عباس مقبل باعرض؛ سید حمید خدادادحسینی

چکیده شواهد نشان می‌دهد ذینفعان در بررسی میزان خوشنامی سازمان‌ها به گزارش‌های ارائه شده به ‏وسیله متخصصان و تحلیل‌گران متوسل می‌شوند. تحلیل‌گران نیز با استفاده از معیارهای مورد نظر ‏خود بر ادراک ما از سازمان‌ها تأثیر می‌گذارند. معروفترین مدل‌هایی که برای سنجش آوازه در ‏کشورهای غربی مطرح است، مدل فورچون و مدل بهره فامبرون هستند. از طرفی تنها مدل موجود در ‏کشور که به فهرست صد شرکت برتر ایران ‏‎(IMI100)‎‏ مشهور است، هر ساله به وسیله سازمان ‏مدیریت صنعتی تهیه و ارائه می‌شود که در این مقاله مورد بررسی قرار می‌گیرد. ‏ مطالعه این مقاله نشان خواهد داد از میان رویکردهای موجود برای سنجش خوشنامی، یعنی ‏انتظارات اجتماعی، شخصیت شرکت و اعتماد به سازمان، هم اکنون بیش‌ترین اقبال به سنجش ‏خوشنامی بر اساس انتظارات اجتماعی معطوف شده است. از این‌رو ضمن معرفی مهم‌ترین مدل‌های ‏این رویکرد، با توجه به نقاط قوت و ضعف تنها مدل رتبه‌بندی شرکت‌ها در کشور، پیشنهاداتی برای ‏بهبود این مدل در زمینه جمع‌آوری و تفسیر اطلاعات ارائه می‌شود.‏

طراحی یک مدل غربالگری ریاضی برای انتخاب مسأله‌های کلیدی در مدل تعالی بنیاد کیفیت اروپا (EFQM )

دوره 12، شماره 1، بهار 1387، صفحه 1-31

عادل آذر؛ غلامرضا توکلی؛ سید حمید خدادادحسینی

چکیده مدل تعالی EFQM را می‌توان گذار از کثرت به وحدت در الگوها ورویکردهای مختلف متکثر موجود در حوزه بهبود و تعالی سازمانی نامید که مهمترین کارکرد آن، انجام خودارزیابی و شناسایی زمینه های قابل بهبود در یک سازمان است. از آنجا که سازمانها به ویژه آنهایی که از سطح بلوغ پایین‌تری در مدیریت کیفیت جامع برخوردارند هنگام استفاده از این مدل با انبوهی از زمینه‌های قابل بهبود مواجه خواهند شد، همواره انتخاب مهمترین و کلیدی‌ترین مسأله‌ها که ارزش تخصیص منابع سازمان را داشته باشند، چالش اصلی آنهاست. بنابراین، سازمانها ناگزیر به غربال مسأله‌های شناسایی شده برای یافتن مهمترین مسأله‌های خود هستند. مرور ادبیات وپیشینه این موضوع حاکی از آن است که رویکردی جامع و دقیق که در قالب یک مدل و الگوریتم مشخص به غربال مسأله‌های شناسایی شده با مدل تعالی EFQM بپردازد موجود نیست. هدف از این مقاله، معرفی یک الگوی غربالگری ریاضی برای انتخاب مسأله های کلیدی در مدل تعالی بنیاد کیفیت اروپا است. از آنجا که فضای تصمیم گیری حاکم بر سازمانهای صنعتی عموماً از نوع فازی است و معمولاً داده‌ها در فرم مبهم و سربسته مطرح می‌شوند، لذا برای اینکه این مدل با شرایط حاکم بر سازمانهای صنعتی تطبیق بیشتری داشته باشد، الگوی پیشنهادی در فضای تصمیم گیری فازی طراحی شده تا ضمن در نظر گرفتن زبان طبیعی محیط کسب و کار و استفاده از اطلاعات نادقیق و مبهم موجود، بتوان تصمیمات لازم را برای اولویت بندی زمینه های قابل بهبود اتخاذ کرد.