راهکارهای بازاریابی توسعه تجارت غیرنفتی ایران با تمرکز بر پتانسیلهای اقتصادی اتحادیه اوراسیا
دوره 26، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 123-143
پرنیان قرطاسی، رحمت علی صابری حقایق، علیرضا فرخ بخت فومنی
چکیده صادرات کالاهای کشاورزی بهویژه خشکبار نقش بسزایی در تامین درآمد ارزی حاصل از صادرات غیرنفتی ایفا میکند. بهدلیل عدم کفایت مدلهای ارائه شده در مبانی نظری موجود، پژوهش حاضر با نگاهی توسعهگرایانه به اقتصاد غیرنفتی با هدف طراحی مدل راهکارهای صادرات خشکبار به روسیه انجام شد. پژوهش حاضر از روش آمیخته متوالی تبعیت میکند. در این پژوهش ابتدا با استفاده از روش کتابخانهای، راهکارهای صادرات خشکبار استخراج شدند. سپس در بخش کیفی، راهکارهای اولیه از طریق مصاحبه در معرض نظر 25 خبره که از طریق روش نمونهگیری گلوله برفی انتخاب شدند، قرار گرفتند که ضمن تثبیت آنها، راهکارهای تکمیلی استخراج شدند. جمعآوری اطلاعات در بخش کمی نیز با استفاده از پرسشنامه که پایایی آن به روش آلفای کرونباخ و روایی آن به روش اعتبار محتوایی تایید شد، انجام گرفت. راهکارهای نهایی از طریق پرسش از 110 صادرکننده حوزه خشکبار که از طریق روش نمونهگیری قضاوتی انتخاب شدند، با استفاده از روش تاپسیس رتبهبندی شدند. طبق نتایج، بهترین روش توسعه صادرات خشکبار به روسیه، بهرهگیری از راهکارهای 30 گانهای است که دارای اولویت «ادغام شرکتهای کوچک جهت دستیابی به برند معتبر و تولید در مقیاس اقتصادی»، «تاسیس بانک مشترک ایران و روسیه و افتتاح شعبه در دو کشور جهت سهولت در نقلوانتقال مالی»، «کنترل آلودگی و کاهش استفاده از آلایندهها در امر صادرات» و سایر راهکارهای مشروحه در مدل پژوهش هستند.
تدوین مدل مفهومی مدیریت خوب در شرکتهای تولیدی-بازرگانی
دوره 25، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 135-157
حمیدرضا جلیلیان
چکیده مدیریت خوب عضو حیاتبخش، پویا و زمینهساز مشارکت گستره کارکنان در سیاستگذاری سازمانی است که هدف چرخه فعالیت شرکت را خدمت بهکل بزرگتر (جامعه) و مقدم بر سود سهامداران میداند. پژوهش حاضر باهدف طراحی مدل مفهومی مدیریت خوب در شرکتهای تولیدی- بازرگانی با رویکرد کیفی و بهرهگیری از استراتژی نظریه داده بنیاد صورت گرفته است. جامعه آماری پژوهش شامل 21 نفر از خبرگان علمی و اجرایی است که به شیوه هدفمند و از طریق روش گلوله برفی جهت انجام مصاحبه انتخاب شدند. فرایند مصاحبه بهصورت نیمه ساختاریافته تا رسیدن به اشباع نظری انجام شد. با تجزیهوتحلیل دادهها طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی،527 کد اولیه در قالب 95 مفهوم و 26 زیر مقوله و 6 عامل طبقهبندی و مدل مفهومی نهایی در جامعه موردمطالعه تدوین گردید. یافتههای پژوهش نشان داد که فرایند دستیابی به الگوی مدیریت خوب موضوعی چندوجهی است که مستلزم توجه همزمان به مقولههای شرایط علّی (آموزشهای دانشگاهی-ضمن خدمت، توازن رفتاری رهبری-مدیریتی، مقررات حاکمیتی، ساختار توسعهیافته و تقاضای محیطی)، زمینهای (ظرفت ارتباط صنعت-دانشگاه، مدیریت راهبری منابع انسانی، انعطافپذیری سازمانی)، مداخلهگر (قوانین بخش دولتی- خصوصی، ارزیابی برنامهریزی نشده و اجری مدلهای موفق) و درنهایت راهبردها (مدیریت تغییر سازمان، مسئولیتپذیری شرکتی و تدوین منشور اخلاقی مدیران) است. دستیابی به رشد پایدار، افزایش مقبولیت اجتماعی شرکت، انسانی شدن محیط کار، پاسخگویی شرکتی و توسعه عادات اخلاقی مدیران نیز بهعنوان پیامدهای اجرای الگوی مدیرت خوب شناسایی گردید.
توسعه مدلی برای استراتژی های مسئولانه شرکتها با رویکرد فراترکیب
دوره 27، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 135-160
معصومه قاسمی شمس، وحید خاشعی ورنامخواستی، محسن اکبری
چکیده هدف از این پژوهش شناسایی و توسعه مدلی برای استراتژیهای مسئولانه شرکتها با روش فراترکیب است. پژوهش حاضر از نظر هدف، توسعهای، از نظر ماهیت دادهها کیفی و از منظر گردآوری دادهها اسنادی- فراترکیب است. بدین منظور پس از طی گامهای اینروش و تجزیهوتحلیل مقالات درنهایت ۶۸ مقاله مورد بررسی قرارگرفته و ۵۹۴ کد اولیه استخراج شده است. سپس با بررسی پیشینهها و مدلهای مقالات تایید شده طراحی مدل مفهومی جدید بهدست آمد. در مرحله تجزیه وتحلیل یافتهها از فنون تحلیل مضمون بهره گرفته شد. درنهایت پس از تحلیل تمامی مقالهها، تعداد ۱۰ مفهوم و ۲۹ کد ثانویه استخراج گردید. این مفاهیم عبارتاند از پیشایندهای سطح کلان، پیشایندهای سطح سازمان، جهتگیری مسئولانه استراتژیک، حاکمیت شرکتی مسئولانه یکپارچه، استراتژیهای تنظیمگر، استراتژیهای فراگیر (به عنوان مفاهیم محتوایی و زمینهای استراتژی)؛ پیشرانهای پیادهسازی، مولفههای نهادینهسازی (به عنوان مفاهیم فرآیندی) و درنهایت پیامدهای داخلی و خارجی. در مدل شناسایی شده استراتژیهای مسئولانه وجود یک سیستم حاکمیت شرکتی مسئولانه نقش محوری در انتخابهای استراتژیک شرکتها و متوازنسازی جهتگیریهای مسئولانه دارد که درنهایت میتوان از طریق پیادهسازی درست و بهینه این استراتژیها به ارزش همافزایی دست یافت.
ارائه الگویی برای منطقهای شکلگیری شرکتهای چند کسبوکاره ناهمگون در فضای کسبوکارهای ایران
دوره 25، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 136-168
سلمان سلمان عیوضی نژاد، سید محمود حسینی، بهمن حاجی پور، علی عبدالهی
چکیده با توجه به اهمیت بالای شرکتهای چند کسبوکاره ناهمگون در اقتصاد کشورهای درحالتوسعه منطقهای شکلگیری آنها از اهمیت بسزایی برخوردار است. پژوهش حاضر به دنبال شناسایی منطقهای شکلگیری و شاخصهای تشکیلدهنده هر یک از منطق در فضای شرکتهای دولتی و خصوصی است. جامعه آماری پژوهش مدیران ارشد شرکتهای چندکسبوکاره ناهمگون در فضای شرکتهای دولتی و خصوصی بودند که بر اساس روش نمونهگیری قضاوتی و هدفمند تعداد 11 نفر با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته مورد بررسی قرار گرفتند. روش پژوهش حاضر مبتنی بر نظریه بنیاد چندگانه بوده است . در بخش اول از طریق ادبیات نظری و مرور نظاممند تعداد 28 مضمون در سه دسته زمینهای، ساختاری و رفتاری شناسایی شد و در بخش دوم هم بر مبنای ادبیات پژوهش وارد فضای مصاحبه گردید و تعداد 4 مضمون به مضامین قبلی اضافه شد که عبارتاند از تحریمهای سیاسی، دانش مدیران، مبادله کسبوکارها با بدهی معوقه، وجود کسبوکارهای پوششی، تقدم وجود کسبوکارها بر شکلگیری آنها. نتایج نشان داد که منطق غالب برای شکلگیری شرکتهای دولتی منطق اجبار بوده و برای شرکتهای خصوصی هم سه منطق همافزایی، کسبوکار و تفکر مدیران شناسایی شد. در بین عوامل تشکیلدهنده هر یک از منطقها بر اساس فراوانی مصاحبهها برای منطق اجبار عوامل ساختاری، برای منطق همافزایی عوامل ساختاری، برای منطق کسبوکار، عوامل زمینهای و نهایتاً برای منطق تفکر مدیران عوامل رفتاری بهعنوان عوامل اصلی انتخاب شدند.
تحلیل نقش و جایگاه ذینفعان اکوسیستم هوشمصنوعی در صنعت خودروسازی ایران
دوره 28، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 136-167
مجید درویش، سید حمید خداداد حسینی، فرشته منصوری موید، غلامرضا گودرزی
چکیده صنعت خودروسازی، بهعنوان خط مقدم انقلاب فناورانه، با ادغام فناوری هوش مصنوعی (AI) در حال تحول عمیقی است. هوش مصنوعی و کاربست آن در این صنعت تبدیل به یک اکوسیستم فناوری پیچیدهای شده است که ذینفعان زیادی را در برمیگیرد. هدف این پژوهش شناسایی و تحلیل جایگاه و نقش ذینفعان اکوسیستم هوش مصنوعی در صنعت خودروسازی در ایران است. بدین منظور، فهرستی از ذینفعان اکوسیستم هوش مصنوعی در گام اول تهیه شد. در گام بعدی، جایگاه و نقش ذینفعان تحلیل گردید. برای جمعآوری دادهها درمورد جایگاه ذینفعان از ماتریس علاقه - قدرت استفاده شد که در طی آن پرسشنامهای با 48 گویه طراحی و توسط ۳۶ متخصص و کارشناس تکمیل گردید. بر اساس یافتهها، ذینفعان این اکوسیستم در دو سطح کلان و خرد دستهبندی و با استفاده از ماتریس علاقه - قدرت در چهار گروه طبقهبندی شدهاند: ذینفعان کلیدی (باعلاقه و قدرت بالا)، ذینفعان زمینهساز (باقدرت بالا و علاقه کم)، ذینفعان تابع ( با قدرت کم و علاقه بالا) و ذینفعان عوام ( باقدرت و علاقه پایین). نتایج نشان میدهد که نهادهای دولتی، مراکز تحقیقاتی، و خودروسازان در زمره ذینفعان کلیدی قرار دارند، درحالیکه نهادهای مالی و برخی تأمینکنندگان در گروه زمینهسازها جای میگیرند. کاربران نهایی، از جمله مصرفکنندگان و رانندگان، بهعنوان ذینفعان تابع محسوب میشوند، درحالیکه رسانهها و برخی سازمانهای نظارتی در دسته عوام قرار دارند. این طبقهبندی میتواند به سیاستگذاران و صنعتگران در بهینهسازی تعاملات و توسعه پایدار اکوسیستم هوش مصنوعی در صنعت خودروسازی کمک کند.
رویکرد پژوهش علم طراحی برای پیشبینی ریسک نقدینگی با استفاده از شبکه یادگیری کانولوشنی و تحلیل تمایل
دوره 27، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 138-168
حامد میرشک، امیر البدوی، مهرداد کارگری، محمدعلی رستگار سرخه، محمد طالبی
چکیده روش پژوهش علم طراحی یا DSR یک رویکرد برای ارائه راه حل کاربردی بر پایه اصول علمی به منظور تولید نتایج و فرآورده های مستدل و استنتاج شده و در عین حال قابل ارزیابی علمی نتایج در قالب مصنوعات اولیه و استفاده عملی در چهار مرحله اصلی است که نهایتا منتج به کارایی و اثربخشی کاربردی آن ها در دنیای بیرون می گردد. DSR با طراحی و ایجاد یک الگوی نظری در مرحله نمونه سازی، سناریوهای واقعی را ارزیابی و سپس راه حل را در موارد عملی مورد بررسی قرار می دهد. از این حیث در این پژوهش سعی شده است تا با استفاده از روش پژوهش علم طراحی راهحلی نوآورانه برای پیشبینی ریسک نقدینگی بانک و سناریوهای پیش رو ارائه شود. این مطالعه از رویکرد تحلیل تمایل و روش های یادگیری عمیق همچون شبکه عمیق کانولوشنی در پیش بینی ریسک نقدینگی بهره گرفته و روشی ساده و موثر برای شناسایی متغیرهای کیفی پویا از اخبار اخیر پیرامون یک بانک داخلی کشور ارائه می نماید. سناریوهای پیش بینی شده در اختیار صاحب نظران بانکی در دنیای واقعی جهت تسهیل تصمیم سازی در اقدامات ریسک قرار می گیرد. بر اساس دستورالعمل کمیته بازل و سایر محدوده های نظارتی بانکی اروپا، مقایسه این سناریوها با سناریوهای رخداده در بانک حاکی از دقت نسبتاً بالا روش پیشنهادی است. در سناریوهای مستخرج از کمیته بازل و برگرفته از مرجع بانکی اروپا ، دقت پیشبینی به ترتیب حدود 91% و82% است.
سنجش زنجیره تامین دیجیتال در صنایع تولیدی (مورد مطالعه: صنعت کالای خواب)
دوره 26، شماره 1، بهار 1401، صفحه 139-163
پژواک مهدیپور، عبدالحمید صفایی قادیکلایی، حمیدرضا فلاح لاجیمی، حسنعلی آقاجانی
چکیده یکی از مهمترین چالشهایی که اغلب سازمانهای امروزی دائما با آن مواجه هستند برنامهریزی برای توسعه و بهبود فرایندها و عملیات مبتنی بر پذیرش فناوریهای نوین، بویژه دیجیتال، جهت واکنش به الزامات بازارها و محیطهای رقابتی است. بنابراین، تحقیق حاضر با استفاده از روش تحقیق ترکیبی (کیفی و کمی) کاربردهای فناوریهای دیجیتال را از لحاظ احتیاجات فنی و عملکردهای تجاری در شبکه زنجیره تامین صنعت کالای خواب مورد بررسی قرار میدهد. روش کار به صورت توسعه یک ابزار سنجش کارآمد برای ارزیابی مشخصات دیجیتالیسازی و اتوماسیون جهت مدیریت یکپارچه عملیات و جریانات زنجیرههای تامین صنایع تولیدی و اعتبارسنجی آن به کمک رویکرد تصمیمگیری چندمعیاره دنپ (ایانپی مبتنی بر دیمتل) خواهد بود؛ که به عنوان سهم دانشافزایی تحقیق قلمداد میگردد. لذا، در گام نخست فهرست عوامل تاثیرگذار در قالب 6 حوزه فرایندی و مجموعا 22 شاخصه مرتبط به کمک مطالعه کتابخانهای و روش دلفی تعیین شد. سپس، با استفاده از تکنیک دنپ اوزان اهمیت و روابط میان عوامل مورد ارزیابی قرار گرفت. بر اساس نتایج حاصله، حوزه فرایندی مدیریت موجودی و انبار با کسب بالاترین وزن اهمیت به عنوان بحرانیترین عامل مورد توجه قرار دارد. از طرفی، حوزههای فرایندی منبعیابی و خرید و مدیریت تجاری به عنوان اثرگذارترین عوامل در بهبود حوزههای بحرانی شناسایی شدند.
پارادوکس مدیریت استعداد انحصاری- فراگیر: به سوی رویکردی متوازن
دوره 26، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 144-168
منصوره محمدنژاد فدردی، رضا طهماسبی، جبار باباشاهی
چکیده پارادوکس ها جزو پدیده های اجتناب ناپذیر در زندگی سازمانی هستندکه به صورت دوراهی های تصمیم گیری آشکار می شود. مدیران، تنش های پارادوکس گونه را در موقعیت های مختلف تجربه می کنند و باید بتوانند پاسخ مناسبی برای حل چنین تنش هایی ارائه دهند. یکی از این موقعیت ها، مواجهه با تنش پارادوکس گونه مدیریت استعداد انحصاری- فراگیر است. پژوهش حاضر باهدف کشف راهکارهای مدیریت این تنش انجام شده است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و برحسب روش گردآوری داده ها کیفی است. جامعه آماری در این پژوهش مدیران پژوهشی و اجرایی در سطوح مختلف پژوهشگاه فناوری اطلاعات و ارتباطات بودند که تعداد 28 نفر از آن ها با استفاده از فن نمونهگیری گلوله برفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش، مصاحبه های نیمه ساختاریافته بود. تجزیهوتحلیل داده های حاصل از مصاحبه ها با استفاده از روش تحلیل تم انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که «عوامل تعدیل کننده تنش» شامل «عدالت سازمانی»، «ماهیت روابط بین فردی» و «دسترسی به منابع» بر شکل گیری تنش اثرگذار خواهند بود. ضمن آنکه دو پاسخ فعال شامل «پذیرش» و «تعادل و یکپارچه سازی» و نیز سه پاسخ غیرفعال شامل «سرکوب»، «تفکیک» و «فرافکنی» بهعنوان راهکارهای مدیریت تنش مشخص شد.
تبیین عوامل حیاتی موفقیت در زنجیره تأمین شرکتهای برتر توزیع دارویی ایران با استفاده از روش ترکیبی
دوره 25، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 159-180
الهه شهابی، اسداله کردناییج، سید حمید خداداد حسینی
چکیده در محیط اقتصادی آشفته امروز، شرکتها در تلاش هستند تا راههایی برای دستیابی به مزیت رقابتی پایدار پیدا کنند. یکی از این روشها، مدیریت زنجیره تأمین جهت کاهش هزینهها و بهبود عملکرد جهت ایجاد مزیت رقابتی و موفقیت تجاری است. هـدف این پژوهش در خصوص چگونگی استفاده از مدیریت زنجیره تأمین توسط شرکتهای توزیع دارویی در ایران و نقش آن در موفقیت و رقابتی بودن شرکتهاست. روش مـورد اسـتفاده در پژوهش، روش آمیخته (کیفی و کمی) است. گردآوری دادهها در بخش کیفی طی مصاحبه عمیق با 30 نفر از خبرگان شرکتهای برتر توزیع دارویی ایران انجام شده است که بر اساس آنها مقولههایی استخراج گردید؛ سپس در مرحله کدگذاری محوری، پیوند میان این مقولهها براساس بررسی شرایط علّی و تأثیر آن بر پدیده محوری "توسعه استراتژی مدیریت زنجیره توزیع دارویی" انجام گردید، همچنین تأثیر شرایط زمینهای و شرایط واسطهای بر عوامل راهبردی مقوله توسعه استراتژی مشخص و پیامدهای مقولههای راهبردی در قالب پارادایم کدگذاری تعیین شد؛ در ادامه و در مرحله کدگذاری انتخابی، یکایک اجزای پارادایم کدگذاری تشریح، سیر داستان ترسیم و نظریه خلق شد؛ سرانجام گزارههای حکمی پژوهش تدوین گردید. در مرحله کمی نیز پرسشنامهها میان16 شرکت برتر توزیع دارویی توزیع گشت و مدل استخراج شده از بخش کیفی به کمک نرمافزار حداقل مربعات جزئی مورد آزمون قرار گرفت، در نهایت مدل مذکور و فرضیات مورد نظر تأیید گشت.
فراروش مطالعات انتخاب بازارهای هدف صادراتی: مرور نظاممند مقالات منتشر شده در نشریات علمی ایران
دوره 26، شماره 1، بهار 1401، صفحه 165-196
خداداد غریب پور جهان آباد، پژمان جعفری
چکیده بازاریابی به عنوان یک رشته دانشگاهی، عمر کوتاهی دارد. این در حالی است که تجربه عملی تجارت و بازاریابی در جهان، به درازای تاریخ است. مطالعات و پژوهش های باستان شناسی به واسطه حضور انواع خاصی از کالاها در جغرافیای نامتناسب با مواد تشکیل دهنده آن محصولات، نشان می دهد که کالا ها سفرهای طولانی را طی کرده و از سرزمینی به سرزمین دیگر مبادله و معامله شدند. بنابراین تجربه نحوه ورود و انتخاب مقاصد تجاری از دیر باز محل توجه بشر بوده است. هدف از مطالعه حاضر فراروش مطالعات انتخاب بازارهای هدف صادراتی است و مقاله کوشیده است به تحلیل روش های مطالعات پیشین در زمینه انتخاب بازارهای هدف صادراتی بپردازد. در این راستا، بر اساس روش مرور نظاممند بر مبنای پروتکل PRISMA، مجموعهای از نشریات علمی ایرانی فعال در زمینه مدیریت، بازرگانی و بازاریابی شناسایی و از میان آنها، مجلاتی که مقالاتی در این زمینه داشتند، انتخاب شده و مورد تحلیل قرار گرفته است. بررسی های انجام شده نشان داد که طی حدود دو دهه از سال 1380 الی 1399 در مجموع بیست و سه مجله، چهل و سه مقاله را با موضوع بازارهای هدف صادراتی منتشر کرده اند. وجود چسبندگی روش در هر سه بخش روش پژوهش، روش گردآوری داده و روش تحلیل داده، به طرز چشمگیری در این پژوهش ها مشاهده گردید.
نگاشت مفهومی رویکرد بازاریابی اجتماعی در سازمان امور مالیاتی کشور
دوره 25، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 170-191
زینب میرزایی، شهناز نایب زاده، سید حسن حاتمی نسب
چکیده بازاریابی اجتماعی بر پایه تأمین نیازها و خواسته های مشتریان در کوتاه مدت به نحوی شایسته تر از رقبا؛ تامین منافع بلند مدت بازار هدف و نیز ارتقای رفاه و تندرستی جامعه بنا شده است. هدف از پژوهش حاضر شناسایی و بومیسازی شاخصها و مولفههای بازاریابی اجتماعی در راستای تحقق اهداف سازمان امور مالیاتی کشور است. روش این پژوهش ازنظر هدف کاربردی_توسعهای و از نظر شیوه اجرا توصیفی است. استراتژی پژوهش در مرحله اول تحلیل محتوای کیفی و درمرحله دوم نگاشت مفهومی بود. در تحلیل محتوای کیفی مستندات علمی مرتبط با موضوع تحقیق به روش هدفمند انتخاب و مولفهها و شاخصها شناسایی گردید. نتایج حاصل از گام اول از طریق مصاحبه با 11 نفر از خبرگان سازمان امور مالیاتی کشور بومیسازی شد و نتایج پژوهش نشان داد به منظور تغییر نگرش مودیان مالیاتی و به تبع آن تحریک رفتار پرداخت مالیات، مولفههای تناسب قوانین، توسعه فرهنگ مالیاتی و مشارکت سازمانها اهمیت بیشتری داشته و مولفههایی همچون شناسایی و ادراک نیاز مودیان، ،تدوین استراتژیهای مالیاتی، سیاستگذاری شایسته و شفافسازی خدمات الکترونیک در ردههای بعدی قرار می گیرند. نتایج پژوهش حاضر که رویکرد نوین بازاریابی اجتماعی را به منظور جلوگیری از فرار مالیاتی و اصلاح نگرش مودیان مالیاتی مبنا قرار داده میتواند مبنای مناسبی برای تصمیم گیرندگان این نهاد دولتی فراهم ساخته و زمینه ساز رشد اجتماعی از طریق وصول داوطلبانه مالیات گردد.
طراحی مدل استراتژی بازاریابی صادرات زعفران با رویکرد سبز
دوره 26، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 170-193
طاهره نبی زاده، منیژه حقیقی نسب، سهیلا مهمان نوازان
چکیده زعفران یک محصول غذایی دارای مزیت نسبی در کشور است. این محصول در بازار صادراتی نیازمند مزیت رقابتی است تا به جایگاه شایسته خود دست یابد. مسئله این است که این کالای صادراتی دارای مزیت تولید در یک کشور با محدودیت منابع آبی با کمترین ارزش افزوده و بیشتر از طریق صادرات غیرمستقیم و با برند خصوصی توزیعکنندگان، به کشورهایی مانند اسپانیا صادر شده و در آنجا با بستهبندی جدید و قیمتهای بالاتر به کشورهای دیگر صادرات مجدد می گردد. با تغییرات اقلیمی و گرایش روزافزون مصرفکنندگان به محصولات ارگانیک ضرورت دارد که طراحی استراتژی بازاریابی صادرات زعفران با رویکرد سبز مورد مطالعه قرار گیرد.
برای مطالعه گسترده تحقیقات داخلی و خارجی، از روش مطالعه نظاممند و برای شناسایی ابعاد استراتژی بازاریابی صادرات با رویکرد سبز، از روش تحقیق آمیخته اکتشافی متوالی استفاده شده است. از تحلیل مضمون و تم از طریق مصاحبه با خبرگان صنعت و دانشگاهی در فاز کیفی استفاده شده است. در فاز کمی پژوهش برای طراحی استراتژی نیز از تکنیکهای دیمتل فازی و معادلات ساختاری تفسیری استفاده شده است. به کارگیری مولفههایی مانند ویژگی های شرکت، تحلیل صنعت و بازار زعفران در داخل کشور و بازارهای هدف صادراتی، شناسایی قابلیتهای صادراتی شرکت و قابلیتهای سبز به همراه برنامه آمیخته بازاریابی به شرکتهای صادراتی پیشرو در صنعت زعفران ایران پیشنهاد می گردد.
طراحی الگوی نقشهای مدیریتی در موسسات تحقیقاتی و شرکت های دانش بنیان
دوره 27، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 170-189
علی ملائی فرد، مسعود پورکیانی، ملیکه بهشتی فر، فرزانه Farzaneh
چکیده با افزایش تاثیر مدیران در دستیابی سازمانها به موفقیت و نیاز به بهبود عملکرد آنها، الزام به طراحی نظامهای توسعه مدیران بیش از گذشته بایستی مورد توجه قرار گیرد که یکی از موثرترین روشها و راهکارهای آن، شناسایی و تحلیل نقش آنها است. هدف این پژوهش، طراحی الگوی نقشهای مدیران در موسسات تحقیقاتی و شرکت های دانش بنیان است که از نظر هدف، بنیادی و از نظر شیوه گردآوری دادهها، جزء پژوهشهای کیفی است. بخش کیفی با بررسی ادبیات و دادههای میدانی و انجام مصاحبه نیمه ساختار یافته و با استفاده از استراتژی تحلیل مضمون، انجام گرفت. در این راستا با 12 نفر از خبرگان مشغول به فعالیت در شرکتهای دانش بنیان، فعالان محیط زیست و NGOها، رابطان صنعت و دانشگاه و خبرگان مدیریتی مصاحبههایی صورت پذیرفت. بعد از کدگذاری اولیه مصاحبه و حذف کدهای تکراری در مجموع 74 مضمون پایه، 19 مضمون سازمان دهنده و 5 مضمون فراگیر به شرح ذیل شکل گرفت: نقش هدایت کننده و برنامهریز، نقش نوآور، نقش مدیریت منابع انسانی، نقش مذاکره کننده و نقش معنوی. نقش هدایت کننده و برنامهریز شامل: هدفگذاری، ترسیم آرمانهای مشترک و تصمیمگیرنده؛ نقش نوآور حاوی نقشهای: خلاق و تحولآفرین؛ نقش مدیریت منابع انسانی شامل: شناسایی و جذب استعدادها، آموزشی، مربی، برانگیزاننده و دانایی محوری؛ نقش مذاکره کننده شامل: مدیریت زنجیره تأمین و عرضه، فعالیت در عرصه ملی و بینالمللی، حامی مالی، اطلاعرسان و رابط؛ نقش معنوی شامل: مسئولیت اجتماعی، اخلاقپروری، حامی محیط زیست و فرهنگسازی است.
برنامه عملیاتی جهت بهبود نشاط منابع انسانی در سازمان تامین اجتماعی (رویکردآمیخته)
دوره 27، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 191-220
علی طیبی رهنی، یوسف محمدی مقدم، یحیی محمدی مقدم، عبدالله ساعدی
چکیده نشاط منابع انسانی موضوعی کاملا احساسی است و در حقیقت حالت مثبتی است که در پاسخ به تعامل دائمی فرد با عناصر معنادار شغل و محیطکاری حاصل میشود. به طور معمول کارکنان با نشاط، نگرشی مطلوب و رضایتآمیز به خود و دیگران داشته، از روابط اجتماعی متعادلی برخوردار بوده و فرایند زندگی خود و دیگران را مثبت ارزیابی مینمایند. پژوهش حاضر با هدف ارائه برنامه عملیاتی برای نشاط منابع انسانی در سازمان تامین اجتماعی انجام پذیرفت. پژوهش از نظر هدف کاربردی – توسعهای و از حیث ماهیت و روش استقرایی ـ قیاسی است. با توجه به رویکرد پژوهش که در زمره پژوهش های آمیخته قرار دارد به طوری که جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی را خبرگانی(خبرگان، مدیران و کارشناسان) تشکیل می دهند که تسلط نظری، تجربه عملی، تمایل و توانایی مشارکت در پژوهش را دارند و با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند 26 انتخاب شدند. در بخش کمی جامعه آماری شامل مشتریان است که با توجه به نامحدود بودن آن 384 نفر با استفاده از روش تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها در بخش کیفی مصاحبه ساختار یافته است و همچنین در بخش کمی ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه است. به این ترتیب وضعیت نشاط منابع انسانی، سطح رضایت و شادی مشتریان و در نهایت وضعیت مشتریان از نظر شادی و نشاط به تفکیک متغیرهای آن در سازمان تامین اجتماعی مورد سنجش و تجزیه و تحلیل قرار گرفت شاخصها و مولفههای نشاط منابعانسانی و در نهایت مدل تدوین گردید. در نهایت بر مبنای اطلاعات و مدل بدست آمده؛ با استفاده از روش اقدام پژوهی برنامه عملیاتی نشاط سازمانی برای سازمان تامین اجتماعی در قالب کارکنان و مشتریان بیان شد.
ارائه یک مدل تحلیل پوششی داده ای شبکه ای برای مقایسه کارایی زیست محیطی صنایع فعال در شهر تهران
دوره 25، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 193-216
آزاده امید، عادل آذر، محمود دهقان نیری، عباس مقبل باعرض
چکیده از آنجا که منابع در هر منطقه جغرافیایی محدود است، رویکرد منطقی آن است که این منابع صرف کسب و کارهای کارا شود. طی سال های اخیر، کلان شهر تهران به دلیل شرایط جوی و موقعیت جغرافیایی در شرایط بحرانی زیست محیطی قرار دارد؛ بنابراین، سنجش کارایی زیست محیطی صنایع فعال در این شهر در کنار ارزیابی کارایی عملیاتی حائز اهمیت است. برای مقایسه عملکرد صنایع و سنجش کارایی کل متشکل از کارایی عملیاتی و کارایی زیست محیطی می توان از تکنیک تحلیل پوششی داده ای شبکه ای استفاده نمود. پیدایش تکنیک تحلیل پوششی داده ای شبکه ای برای سنجش همزمان کارایی چندین زیرفرآیند به عنوان پیشرفتی در مدل استاندارد تحلیل پوششی داده ها به حساب می آید که در پی یافتن همزمان کارایی کل و کارایی زیرفرآیندها طی یک مدل ریاضی چندهدفه است. مدل ارائه شده در این پژوهش با حداقل سازی فاصله از کارایی مستقل، سعی در بهینه سازی مدل چندهدفه با استفاده از رویکردی خطی دارد. بطوری که مقایسه نتایج عددی نشانگر برتری این مدل نسبت به مدل های موجود در ادبیات در دستیابی به مجموعه جواب پارتو است.
مدل شکلدهی و استقرار راهکار مشتری در صنعت نرمافزار ایران
دوره 26، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 195-217
پیمان پروری، مهدی ابراهیمی، محمدرضا کریمی
چکیده در تجارت بنگاه با بنگاه که شامل بازارهای تخصصی و نیازهای پیچیده مشتریان است بسیاری از تولیدکنندگان محصولات و ارائهدهندگان خدمات اقدام به پیشنهاد راهکارهای منحصربهفردی میکنند که مسئولیت اغلب اقدامات و بخشهای فرایند را در برمیگیرد. ماهیت خدمات و محصولات نرمافزاری و همچنین تفاوت و تنوع نیازهای مشتریان، ارائهدهندگان را ایجاب میکند تا بهدنبال ارائه راهکارهای مشتری باشند. از اینرو، هدف این تحقیق تدوین مدلی به منظور شکلدهی و استقرار راهکار مشتری در صنعت نرمافزار ایران است. دادههای پژوهش از طریق مصاحبه با 18 خبره صنعت نرمافزار گردآوری شد. سپس این دادهها به شیوه تحلیل مضمون مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند. پس از اینکه مقولههای اولیه از دادهها استخراج گردید، مجدداً به خبرگان ارجاع داده شدند تا به تأیید آنها برسند. پس از تایید خبرگان و غربالگری، 27 مقوله فرعی و 11 مقوله اصلی بدست آمد که مقولههای اصلی عبارتند از «میزان بلوغ سازمان مشتری؛ دانش ارائهدهنده از اکوسیستم کسبوکار مشتری؛ دانش صحیح مشتری از خواسته؛ بهرهگیری ارائهدهنده و مشتری از تیمهای چندوظیفهای؛ دستیابی به زبان مشترک و فهم متقابل؛ رویکرد ارائهدهنده به شراکت با مشتری؛ سازوکار مستندسازی، انتقال خواستهها و بازخوردها؛ پیشبینی و کنترل عدم اطمینانها؛ پشتیبانی و هدایت تغییرات در سازمان مشتری؛ بازتعریف و شفافسازی فرایندهای مشتری؛ و حفاظت متقابل ارائهدهنده و مشتری از داراییهای دانشی». سپس مدل پژوهش با استفاده از تکنیک مدلسازی ساختاری تفسیری بهدست آمد.
نقش بازاریابی رابطه مند در نیل به مزیت رقابتی در صنعت بیمه
دوره 26، شماره 1، بهار 1401، صفحه 198-225
فرشید خمویی، مرتضی سلطانی، محمد رحیم اسفیدانی
چکیده از آن جایی که بازاریابی رابطهمند یک ضرورت بنیادی برای دستیابی به مزیت رقابتی به شمار میرود؛ امروزه شرکتهای با عملکرد برتر در صنایع خدماتی، بهواسطه ایجاد روابط نزدیک و بلندمدت با مشتریان و جلب وفاداری آنها جهت نیل به این مهم تلاش میکنند. بر همین اساس این پژوهش به نقش بازاریابی رابطهمند در نیل به میل به مزیت رقابتی در صنعت بیمه میپردازد. پژوهش حاضر با توجه به هدف کاربردی و از نظر گردآوری دادهها جزء پژوهشهای توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش بیمهگذاران شرکت بیمه ایران در شهر تهران می-باشند. برای نمونهگیری از روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای استفاده شده و تعداد نمونه مورد نظر 410 نفر بدست آمد. برای تجزیه و تحلیل دادهها و آزمون فرضیات و مدل تحقیق از نرمافزارهای SPSS و LISREL با به-کارگیری آزمونهای مدلسازی معادلات ساختاری و تحلیل عاملی تاییدی استفاده شده است. نتایج تحقیق حاکی از تاثیرگذار بودن تاکتیکهای بازاریابی رابطهمند بر متغیرهای کیفیت خدمات و کیفیت ارتباطات میباشد. کیفیت خدمات اثر مثبتی بر کیفیت ارتباطات داشته و کیفیت ارتباطات اثر مثبت و معناداری بر مزیت رقابتی دارد. بنابراین تاکتیکهای بازاریابی رابطهمند بر مزیت رقابتی شرکت از طریق کیفیت خدمات و کیفیت ارتباطات اثر مثبت و معناداری دارد. روابط دوجانبه و متقابل بین بیمهگذاران و شرکتهای بیمه در نتیجه اجرای بازاریابی رابطهمند برقرار شده که نقش مهمی در موفقیت این شرکتها ایفا میکند.
عوامل مؤثر بر بازاریابی پایدار (مورد مطالعه صنعت شوینده)
دوره 26، شماره 1، بهار 1401، صفحه 227-244
شهراد پدیدار، محمد حقیقی، طهمورث حسنقلی پور یاسوری
چکیده هدف از این مقاله، بررسی عوامل موثر بر بازاریابی پایدار در صنعت شوینده میباشد. امروزه پایداری در کسب و کارها و سازمانها مساله ای قابل توجه است. بازاریابی پایدار بر آن است تا با خلق ارزش های اجتماعی و زیست محیطی برای مشتریان هدف خود ارزش آفرینی بیشتری کند .این مطالعه توسط روش تحقیق کیفی (روش داده بنیاد) و کمی (معادلات ساختاری) انجام گردید. بخش کیفی توسط مصاحبه به 20 نفر از خبرگان و بخش کمی توسط پرسشنامه ارائه شده در 9 شرکت صنعت شوینده انجام شد. بر اساس نتایج بخش کیفی، مولفه ها در 6 شبکه اصلی روش داده بنیاد به صورت زیر دسته بندی شدند: پدیده محوری شامل بازاریابی پایدار، عوامل علّی شامل ابعاد زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی، عوامل زمینهای شامل اصول کنفوسیوس، عوامل مداخلهگر شامل تحریم و تورم، راهبردها شامل حمایت مشتری و افزایش رفاه مشتری و پیامدها شامل رضایت مشتری،وفاداری مشتری وبهبود عملکرد شرکت. همچنین نتایج بخش کمی نشان داد که عوامل علّی بر پدیده محوری به میزان 0/495 تاثیرگذار است. عوامل زمینه ای و عوامل مداخله گر به ترتیب به میزان 0/466 و 0/361 بر راهبردها تاثیرگذارند. پدیده محوری به میزان 0/423 بر راهبردها و راهبردها به میزان 0/807 بر پیامدها تاثیر میگذارند.
ارائه چارچوب مفهومی مدیریت ارتباط با مشتری در بانکداریالکترونیک با تأکید بر بکارگیری ابزارهای هوشتجاری (مورد مطالعه : بانک سپه و بانکهای ادغامی)
دوره 26، شماره 1، بهار 1401، صفحه 246-271
سید محمدرضا وکیل، کاوه تیمورنژاد، محمدرضا معتدل، محمود محمدی
چکیده مدیریت ارتباط با مشتری زمینهی برقراری ارتباط بهینه، وفاداری و حفظ مشتریان را فراهم میسازد. این امر مستلزم طراحی استراتژیهای مبتنی بر مشتری، اجرا و بهکارگیری مناسب فناوری، توانمندسازی کارکنان و افزایش سطح دانش مشتریان است. با توجه به پیشرفتهای بانکداری الکترونیک و کاهش نقاط تماس حضوری، استفاده از ابزارهای هوشتجاری جهت استفاده مؤثر از حجم انبوه اطلاعات مشتریان نیز ضروری به نظر میرسد. هدف پژوهش ارائه چارچوب مفهومی مدیریت ارتباط با مشتری در بانکداری الکترونیک با بهکارگیری ابزارهای هوشتجاری در بانک سپه و بانکهای ادغامی است. به این منظور پژوهشی کیفی صورت پذیرفته و ابتدا با بررسی مطالعات، چارچوب اولیه شناسایی و برای توسعه آن در بانکداری الکترونیک از تحلیل مضمون استفاده گردیده است. جامعه پژوهش 7 نفر از خبرگان موردمطالعه بوده و از مصاحبههای نیمه ساختاریافته بهمنظور جمعآوری دادهها و از مقبولیت و قابلیت تأیید برای سنجش اعتبار نتایج استفاده شده است. پس از تجزیهوتحلیل دادهها، چارچوب مدیریت ارتباط با مشتری در بانکداری الکترونیک در 6 بعد، 16 مؤلفه و 35 شاخص طبقهبندی گردیده که ابعاد اصلی آن را جلبتوجه و اکتساب مشتری، شناسایی مشتری، مجذوب نمودن مشتری، توسعه ارتباط با مشتری، نگهداری مشتری و بازنگری ارتباط با مشتری تشکیل میدهد.
