نوع مقاله: مقاله پژوهشی

موانع فعالیتهای داوطلبانه شرکتی در سازمانهای ایرانی

دوره 27، شماره 1، بهار 1402، صفحه 68-90

احمد افخمی

چکیده در سال‌های گذشته فعالیت‌های داوطلبانه شرکتی در دنیا رشد فزاینده‌ای داشته است. اخیراً در ایران برخی از سازمان‌ها به این فعالیت‌ها روی آورده‌اند. علی‌رغم توسعه این فعالیت‌ها در ایران، هنوز قسمت زیادی از سازمان‌ها در این فعالیت‌ها شرکت نداشته‌اند. هدف اصلی این مطالعه یافتن موانع فعالیت‌های داوطلبانه شرکتی در سازمان‌های ایرانی است. در این راستا با 16 نفر از مدیران و کارکنان شرکت‌کننده در فعالیت‌های داوطلبانه شرکتی، خبرگان دانشگاهی و برگزارکنندگان این فعالیت‌ها مصاحبه‌هایی صورت پذیرفت. برای بررسی این مصاحبه‌ها از روش تحلیل مضمون استفاده گردید. بعد از کدگذاری اولیه مصاحبه و حذف کدهای تکراری در مجموع 44 کد یکتا به دست آمد که در سه مضمون سازمان دهنده موانع فردی، موانع سازمانی و موانع محیطی دسته‌بندی شدند. موانع فردی شامل مضامین موانع شخصیتی، ارزش‌ها و موانع ادراکی؛ موانع سازمانی حاوی مضامین محیط کاری، حمایت مدیران، حمایت سازمان و مدیریت برنامه داوطلبانه؛ و موانع محیطی مضامین موانع قانونی، حمایت دولت، موانع اجتماعی و خانوادگی را دربرمی گیرند.

ارائه الگوی مدیریت منابع انسانی شرکت‌های دانش‌بنیان و نوآور

دوره 26، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 70-93

محمد خادمی کله لو، سیدمحمد صاحبکار خراسانی

چکیده ادبیات نوظهور سرمایه انسانی نقش کارکنان دانشی را به‌عنوان یک منبع کلیدی نوآوری در شرکت‌های دانش‌بنیان و نوآور برجسته می‌کند و بروز قابلیت‌های نوآورانه کارکنان را نیازمند برنامه‌های مداخله گرایانه مدیریتی می‌داند. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی مدیریت منابع انسانی در شرکت‌های دانش‌بنیان و نوآور با رویکرد ترکیبی (کیفی- کمی) انجام شده است. بخش کیفی با بهره‌گیری از روش فراترکیب صورت گرفت و در نتیجه‌ی طی یک فرایند هفت مرحله‌ای در مجموع 32 سند به‌عنوان نمونه بخش کیفی انتخاب و تحلیل شد. بخش کمی پژوهش نیز به روش توصیفی و بهره‌گیری از شیوه پیمایش صورت گرفت. نمونه‌گیری به شیوه در دسترس انجام شد و 102 نفر از مدیران و کارکنان شرکت‌های دانش‌بنیان و نوآور در پژوهش مشارکت کردند. داده‌های حاصل از طی فرایند فراترکیب به شیوه کدگذاری اولیه و ثانویه و داده‌های گردآوری‌شده بخش کمی به کمک نرم‌افزار SPSS و Smart PLS و در دو بخش توصیفی و استنباطی تجزیه‌وتحلیل شد. یافته‌های بخش کیفی در قالب 8 کارکرد کلیدی و 51 وظیفه مدیران منابع انسانی شرکت‌های دانش‌بنیان و نوآور احصاء و ارائه گردید و نتایج حاصل از پیمایش نیز ضمن تائید برازش الگو، حاکی از آن بود که جبران خدمات و انگیزش؛ آموزش، توسعه و ایجاد محیط یادگیری؛ تیم سازی و مشارکت؛ مدیریت ارزیابی عملکرد؛ مدیریت استعداد و صلاحیت؛ حفظ و ارتقاء کارکنان دانشی؛ شناسایی، جذب و استخدام و سیاست منابع انسانی به ترتیب در زمره مهم‌ترین کارکردهای مدیران منابع انسانی شرکت‌های دانش‌بنیان و نوآور قرار دارند.

طراحی و تبیین مدل تصمیم‌گیرنده هوشمندی رقابتی جهت ورود به بازارهای هدف صادراتی در شرکت‌های دانش‌بنیان

دوره 27، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 70-47

محمد علی سیاه سرانی کجوری

چکیده در بسیاری از شرکت‌های دانش‌بنیان ورود به بازارهای هدف صادراتی از اهمیت فراوانی برخوردار است. هدف پژوهش حاضر طراحی و تبیین یک مدل تصمیم ‌گیرنده هوشمندی رقابتی جهت تصمیم ورود/عدم ورود به بازارهای هدف صادراتی است. پژوهش حاضر از نظر هدف اکتشافی و از نوع آمیخته و از نظر نتیجه کاربردی است. جامعه آماری در مرحله کیفی شامل فعالان شرکت‌های دانش‌بنیان بودند که با استفاده از روش نمونه‌گیری نظری، 20 مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته تا رسیدن به اشباع نظری با آن‌ها صورت پذیرفت. روایی و پایایی آن به ترتیب با استفاده از نسبت روایی محتوایی و روش آزمون کاپای-کوهن بررسی شد. در بخش کمی با توجه به محدود بودن جامعه آماری از جدول مورگان استفاده شد که تعداد 327 شرکت با استفاده از پرسشنامه که پایایی و روایی آن به ترتیب با استفاده از آلفای کرونباخ و تحلیل عاملی تأییدی تائید شده بود مورد بررسی قرار گرفتند. جهت پاسخ به سؤالات پژوهش: 1- شرکت‌های دانش‌بنیان بر اساس ابعاد 8 گانه هوشمندی رقابتی بر اساس شاخص دیویس-بولدین در دو خوشه دسته‌بندی شدند. 2- با استفاده از تحقیق کیفی 59 مؤلفه پیش‌بینی کننده هوشمندی رقابتی جهت ورود به بازارهای هدف صادراتی شناسایی شد. 3- به منظور دستیابی به مدل بهینه، روش‌های مدل‌سازی معمولی و روش‌های مدل‌سازی جمعی بر روی مجموعه متغیرهای حاصل از سه روش انتخاب ویژگی اعمال گردید. نتایج نشان داد شرکت‌های دانش‌بنیان از نظر برخورداری از میزان هوشمندی رقابتی در وضعیت متمایزی قرار دارند که بر همین اساس مدل‌های تصمیم‌گیری آن‌ها جهت ورود به بازارهای هدف صادراتی متفاوت خواهد بود.

مدل یابی مؤلفه های مؤثر بر پایداری منابع انسانی در کسب و کارهای خانوادگی

دوره 26، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 71-93

یوسف محمد کریمی، محمد دوستار، محسن اکبری، رضا اسماعیل پور

چکیده هدف از این پژوهش، تبیین و شناسایی مؤلفه‌های مؤثر بر پایداری منابع‌انسانی در کسب‌و‌کارهای خانوادگی است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف توسعه ای- کاربردی، از نظر ماهیت اکتشافی و از نظر گردآوری داده ها، آمیخته و از نوع اکتشافی است. نمونه آماری مرحله کیفی شامل 18 نفر از مدیران و مؤسسان کسب وکارهای خانوادگی با سابقه بیش از 30 سال در استان های کرمانشاه، کردستان و آذربایجان‌غربی می باشد. جامعه آماری بخش کمی را 864 نفر از کارشناسان حوزه کارآفرینی و مدیران کسب وکارهای کوچک و متوسط مستقر در شهرک های صنعتی استان‌های آذربایجان غربی، کردستان و کرمانشاه تشکیل می‌دهند که از میان آنها 200 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در مرحله کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در مرحله کمی پرسشنامه مستخرج از مدل کیفی است. برای تجزیه‌و‌تحلیل داده‌های کیفی از روش تحلیل مضمون شش مرحله‌ای براون و کلارک (2006) و نرم‌افزار‌ MAXQDA10‌ و ‌برای تحلیل داده‌های کمی از روش مدل‌یابی معادلات ‌ساختاری و از نرم‌افزار SmartPLS استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان دادند که، از میان مؤلفه های شناسایی شده مؤثر بر پایداری منابع انسانی در کسب‌و‌کارهای خانوادگی، مؤلفه‌های حفظ یکپارچگی خانواده، فرهنگ سازمانی خانوادگی و سیستم های متعادل بین کار‌ و‌ زندگی، بیشترین تأثیر را داشتند.

طراحی مدل توسعه تامین‌کنندگان به منظور گذار از روش برونسپاری به اتحاد راهبردی

دوره 27، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 72-94

سعید روشندل، محمدحسین کریمی گوارشکی، مرتضی عباسی

چکیده رایج‌ترین روش همکاری از گذشته تا کنون برونسپاری بوده است. مسائل مهمی مانند افزایش رقابت، محدودیت منابع، پیچیدگی‌های فناورانه، عدم اطمینان به آینده و افزایش هزینه‌ها باعث گردیده که سازمان‌ها در الگوی مدیریتی خود تجدیدنظر کرده و به راهبردهای جدیدی روی آورند. در چنین شرایطی اتحادهای راهبردی می‌توانند در روابط همکاری، جایگزین برونسپاری شوند. هدف از این مقاله نخست طراحی مدلی به منظور ارزیابی وضعیت فعلی یک برونسپاری و سپس بررسی امکان توسعه آن به یک اتحاد راهبردی است. برای این منظور در این پژوهش با مطالعه ادبیات موضوع، نمونه‌های اتحادهای راهبردی مطالعه شده و همچنین با استفاده از مصاحبه با خبرگان، فهرستی از معیارهای موثر بر شکل‌گیری اتحاد راهبردی تهیه و در ابعاد 6 گانه‌ای دسته‌بندی گردیده است. پس از آن با استفاده از روش نسبت روایی محتوا، معیارهای غیرضروری در این فهرست شناسایی شد. در گام بعد با بکارگیری روش تحلیل پوششی داده‌های فازی بدون ورودی صریح، بهترین ترکیب از وزن‌ها برای معیاری ضروری بدست آمد و با مشخص نمودن حداقل امتیازات لازم برای شکل‌گیری یک اتحاد راهبردی به ازای هر کدام از این معیارها، امکان مقایسه وضعیت فعلی پیمانکار با حداقل‌های لازم برای شکل‌گیری یک اتحاد راهبردی میسر گردید. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که سازمان‌ها می‌توانند از طریق این مقایسه معیارهایی که پیمانکاران برای تبدیل شدن به یک متحد راهبردی در آن‌ها ضعف دارند را شناسایی نموده و نسبت به برنامه‌ریزی جهت بهبود این معیارها و در نتیجه توفیق در توسعه متحدین راهبردی اقدام نماید.

واکاوی پدیدارشناختی تاثیرات تراکم پایین مشتریان(خلوتی) در فروش فروشگاهی بر تجربه آنها از مراکزخرید و مال ها

دوره 25، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 77-113

رضا شفیعی، کامبیز حیدرزاده، وجه الله قربانی زاده، فرهاد غفاری

چکیده تجربه اجتماعی به عنوان موضوعی بین­ رشته­ای در حوزه علوم اقتصادی و اجتماعی دارای کارکردی ارزشمند در ارزیابی عملکرد کسب و کار­ها در تعامل با مشتریان محسوب می­شود. در بخش فروش­فروشگاهی تجربه اجتماعی مشتریان به عنوان عاملی مهم در کسب مزیت رقابتی مورد توجه محققان بازاریابی قرار گرفته است. پژوهش به بررسی نقش سطوح مختلف تراکم مشتریان (با تمرکز بر خلوتی) بر تجربیات اجتماعی ایجاد شده در ذهن مشتریان در فروش فروشگاهی در مراکزخرید و مال­های چند منظوره می­پردازد. این پژوهش با استفاده از رویکرد کیفی پدیدارشناسی به بررسی تجربه زیسته مشارکت­کنندگان حرفه­ای در مراجعه به مراکزخرید و مال­ها پرداخته است. آزمودنی­ها از مراجعین  به فروشگاه­های واقع در مراکزخرید و با کمک روش گلوله برفی انتخاب شدند. داده­ها با استفاده از 15 مصاحبه عمقی و نیمه­ساختاریافته جمع­آوری شده و تا رسیدن به اشباع داده­، مصاحبه­ها ادامه یافت. تجزیه وتحلیل داده­ها، با استفاده از روش تحلیل محتوا در سه سطح کدگذاری باز، استخراج زیرمضمون­ها و نهایتاً به دست آوردن مضامین اصلی  پژوهش و با کمک نرم افزار اطلس انجام شد. در مرحله­ی تحلیل داده­ها از طریق فرایند مقایسه مستمر داده­ها مفاهیم و مقوله­ها (مضامین فرعی) و مضامین اصلی استخراج شد. در پایـان، نتیجه پژوهش شامل 21 زیر مضمون به همراه جنبه­های مثبت و منفی آن­ها گردید. کلیه زیر مضمون­ها در 8 مضمون اصلی (مقاصد شهری چندمنظوره، تعامل رفتاری با فروشندگان، ارتباطات اجتماعی، رویکردهای شخصیتی، سطوح همسانی مشتریان، اعتبار سنجی برند، تأثیرات اجتماعی تراکم (بالا)، تجربه اجتماعی از تراکم پایین) طبقه بندی شدند.

تبیین نقش میانجی نارضایتی شغلی و تعدیلگر جاه‌طلبی در اثرگذاری ادراک صلاحیت سطح بالا بر پیدایی رفتارهای کناره‌گیرانه و جستجوی شغلی

دوره 26، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 77-95

محمد حکاک، حامد قاسم پور، اردشیر شیری

چکیده در این تحقیق تأثیر ادراک صلاحیت سطح بالا بر پیدایی رفتارهای کناره‌گیرانه و رفتارهای جستجوی شغلی با نقش متغیر میانجی نارضایتی شغلی و تعدیلگر جاه‌طلبی مورد بررسی قرار گرفته است. این تحقیق از نظر رویکرد در زمرة تحقیقات کمی، از حیث شیوة جمع‌آوری داده‌ها، توصیفی از نوع همبستگی است. ابزار اصلی جمع‌آوری داده‌ها، پرسشنامة استاندارد است. جامعة آماری کارکنان شاغل در شرکت توزیع نیروی برق استان ایلام به تعداد 493 نفر هستند که حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران تعداد 216 نفر به‌دست آمد. جهت جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از مدل‌سازی معادلات ساختاری و نرم‌افزار Smart PLS استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد ادراک صلاحیت سطح بالا بر پیدایی رفتارهای کناره‌گیرانه و رفتارهای جستجوی شغلی اثر معنی‌دار و مثبت دارد. نارضایتی شغلی بر ظهور رفتارهای کناره‌گیرانه تأثیر معنی‌دار و مثبت بر جای می‌گذارد. ادارک صلاحیت سطح بالا از طریق نارضایتی شغلی بر ظهور رفتارهای کناره‌گیرانه و جستجوی شغلی اثر غیرمستقیم و مثبت دارد. در نهایت، جاه‌طلبی رابطة میان ادراک صلاحیت سطح بالا و رفتارهای کناره‌گیرانه و جستجوی شغلی را تعدیل می‌کند و به عبارتی افزایش می‌دهد.

ارائه الگوی تلفیقی استراتژیک توانمندسازی منابع انسانی در صنعت آب و فاضلاب

دوره 27، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 79-108

اکبر شیدائی حبشی، سلیمان ایران زاده، هوشنگ تقی زاده

چکیده استراتژیک منابع انسانی را می توان به عنوان روشی عالی برای مدیریت کارکنان و هماهنگ با مقاصد آینده سازمان در نظر گرفت. با این دیدگاه برنامه های توانمندسازی منابع انسانی همسو با استراتژی‌های سازمان تدوین می شود. هدف از انجام این پژوهش، ارائه الگوی استراتژیک توانمندسازی منابع انسانی بر اساس تلفیق استراتژی های رهبری تحول‌گرا، دلبستگی شغلی و ابعاد (فردی، سازمانی و استراتژیک) توانمند سازی در شرکت‌های آب و فاضلاب استان‌های آذربایجان غربی و شرقی است. روش پژوهش از نوع کیفی و از لحاظ نتیجه جزو تحقیقات کاربردی محسوب می‌شود. از روش فرا ترکیب در ‌بخش کیفی و از روش مدل‌سازی ساختاری - تفسیری برای ترسیم مدل ساختاری استفاده شده است. نتایج حاصل از تحقیق نشان دهنده آن است که الگوی تلفیقی بدست آمده شامل 12 سطح و 29 عامل در سه بعد است. شاخص چشم انداز، ماموریت‌ها و ارزش ها در سطح 12 قرار گرفته است و به عنوان تاثیرگذارترین شاخص مطرح هستند و به صورت مستقیم بر روی معیارهای سطح 11 یعنی خط مشی و سیاست گذاری و فرآیندها تاثیر می‌گذارند. شاخص‌های کارکنان، بازخورد، مشارکت در تصمیم، کنترل و احساس شایستگی در سطح اول هستند که به عنوان تاثیرپذیرترین سطح انتخاب شده‌اند. این پژوهش از اولین مطالعاتی است که در قالب یک الگوی تلفیقی در صنعت آب و فاضلاب، ارتباط درونی مولفه ها را به‌صورت همسو و هماهنگ مورد تحلیل و بررسی قرار داده است.

هدف گرایی، امکان گرایی و عملکرد کسب و کارهای کارآفرینانه

دوره 26، شماره 1، بهار 1401، صفحه 88-110

وجیه باقرصاد، علی داوری، ترانه فرخ منش

چکیده هدف ­گرایی (علیت) و امکان­ گرایی (اثرسازی) دو منطق تصمیم گیری است که کارآفرینان در انجام فعالیت ­هایشان بکار می ­گیرند. در طول دو دهه گذشته، توجهات فزاینده ای به دو منطق رفتاری که کارآفرینان در راه اندازی و توسعه شرکت­های جدید بکار می ­گیرند شده است. پژوهش­ های موجود حاکی از آن است عملکرد کسب و کار با هدف گرایی و امکان گرایی رابطه دارد. هدف این مقاله بررسی هدف ­گرایی و امکان ­گرایی (با چهار بعدآزمایش ­گری، زیان قابل تحمل، انعطاف پذیری و پیش تعهدات) بر عملکرد کسب و کار با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری است. این پژوهش از منظر هدف کاربردی است و داده­ها به روش، توصیفی-همبستگی گردآوری شده است. جامعه آماری پژوهش، کسب ­و­کار های فعال در صنعت فناوری اطلاعات است. نمونه آماری از طریق فرمول کوکران، شامل 175 کارآفرین فعال در این حوزه است که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شده­اند. داده­ های گردآوری شده، با نرم‌افزارهایSPSS26 و SmartPLS3 تجزیه و تحلیل شده است. یافته­ های تحقیق نشان می دهد که انعطاف پذیری، هدف گرایی، آزمایش گری با عملکرد کارآفرینانه رابطه ای مثبت و معنی دار دارد؛ و زیان قابل تحمل و پیش تعهدات با عملکرد رابطه ای منفی و معنی دار دارد.

دغدغه‌های مسیر شغلی و تاکتیک‌های سیاسی نفوذ: تحلیل نقش میانجی رفتارهای مسیر شغلی آینده‌نگرانه (موردمطالعه کارکنان ادارات دولتی استان لرستان)

دوره 25، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 89-107

رضا سپهوند، معصومه مومنی مفرد، صابر تقی پور

چکیده اهمیت والای مدیریت مسیر شغلی در سال­های اخیر باعث گردیده تا چالش­ها و دغدغه­های محوری آن به مسئله اصلی مدیران بخصوص مدیران منابع انسانی تبدیل شود. در این راستا، این مفهوم اهمیت والایی دارد. . بر این اساس هدف از انجام این مطالعه بررسی تاثیر دغدغه­های مسیر شغلی بر تاکتیک­های سیاسی با تاکید بر نقش میانجی رفتارهای مسیر شغلی آینده­نگرانه باشد. این مطالعه بر اساس هدف، کاربردی و از نظر نحوه جمع­آوری داده­ها در حوزه مطالعات توصیفی از نوع پیمایشی قرار دارد. جامعه آماری این مطالعه را کارکنان ادارات دولتی استان لرستان تشکیل داده­اند که با استفاده از روش نمونه­گیری طبقه­ای- تصادفی بر پایه فرمول کوکران، تعداد 328 نفر به عنوان نمونه پژوهش تعیین شدند. داده­های این مطالعه با استفاده از پرسشنامه­ای که روایی و پایایی آن به ترتیب با بهره­گیری از شاخص روایی محتوای نسبی و ضریب آلفای کرونباخ تایید گردیده، جمع­آوری شد. تحلیل داده­ها با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری با نرم­افزار اسمارت- پی ال اس انجام گرفت. یافته­های این مطالعه نشان می­دهد که دغدغه­های مسیر شغلی تاثیر معناداری بر تاکتیک­های سیاسی نفوذ دارد. همچنین نتایج تحلیل روابط نشان داد که دغدغه­های مسیر شغلی از طریق رفتارهای مسیر شغلی آینده­نگرانه تاثیر معناداری بر تاکتیک­های سیاسی نفوذ دارد.

مدل پویای سنجش آمادگی جهت ورود به حوزه بانکداری دیجیتال

دوره 27، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 90-114

فرشید فرخی زاده، عظیم زارعی، عباسعلی رستگار، سیدعباس ابراهیمی

چکیده همگام با پیشرفت فناوری‌ها در حوزه اطلاعات و ارتباطات بانک‌ها به‌منظور راضی نگه‌داشتن مشتریان خود ناچار به تحول در سیستم‌های خود و استفاده از این فناوری‌های جدید هستند بدین منظور در زمینه ورود به عرصه‌های مختلف دیجیتال در حال برنامه‌ریزی هستند و ارزیابی از آمادگی آن‌ها جهت سنجش میزان و سطح موفقیت از اهمیت بالایی برخوردار است. مشخص کردن میزان آمادگی پذیرش، استفاده و به‌کارگیری فناوری‌های نوین و کاربردهای مرتبط با آن‌ها در درون و برون سازمان‌ها از جمله مواردی است که موردتوجه و تأکید است. این پژوهش با بررسی مبانی نظری، تجربی و همچنین مدل‌های موجود مرتبط با موضوع موردمطالعه، ضمن در نظر گرفتن نقاط قوّت و ضعف هر یک از آن‌ها؛ ابعاد و مؤلفه‌های آمادگی جهت پذیرش و ورود به حوزه بانکداری دیجیتال را با طبقه‌بندی جدیدتری از آن‌ها در قالب مدلی پویا ارائه نموده است. روش تحقیق این پژوهش ترکیبی (کیفی - کمی) و جامعه آماری آن صنعت بانکداری است. در فاز کیفی با 15 خبره دانشگاهی و نظام بانکی ایران، در قالب پنج راند پنل دلفی ارتباط برقرار شد و در نتیجه آن، عوامل اصلی مدل در قالب ابعاد و مؤلفه‌ها احصاء، استخراج و نهایی شده است. در فاز کمی پژوهش پیش‌فرض‌های مختلف در مدل مدنظر پژوهش برای نظام بانکی کشور، با استفاده از پویایی‌شناسی سیستم‌ها مورد آزمون و شبیه‌سازی قرار گرفت که نتایج آن حاکی از توجه و تمرکز مدیران، سیاست‌گذاران و بازیگران نظام بانکی کشور به متغیرهای اصلی پژوهش یعنی؛ آمادگی دیجیتال، سیاست‌های تشویقی و بهبود کیفیت سیستم می‌باشد.

واکاوی استواری استراتژیک کسب و کارهای فعال در بخش کشاورزی هوشمند ایران

دوره 27، شماره 1، بهار 1402، صفحه 92-116

سپهر جعفرپور، حمید خداداد حسینی، اسداله کردناییج

چکیده هدف این مقاله واکاوی استراتژی‌های استواری برای کسب وکارهایی است که قصد دارند عملکرد موفقی در آینده بخش کشاورزی هوشمند ایران داشته باشند. بدین منظور با استفاده از یک روش آینده‌نگاری یکپارچه مبتنی بر سناریوپردازی به استخراج آینده‌های جایگزین پیش‌روی کشاورزی ایران برای بازه ده ساله (2032) پرداخته شد. روش‌های شبکه تجارت جهانی (GBN)، تحلیل اثر متقابل (CIA) و MICMAC به صورت ترکیبی برای این منظور به کار گرفته شدند. چهار پیشران اصلی شناسایی شدند که عبارتند از همکاری و مشارکت از طریق تشکل‌های قوی، در مقابل گروه‌های لابی و فشار و همچنین توسعه زیرساخت‌های فناوری و رشد نوآوری در مقابل عدم بلوغ اکوسیستم نوآوری. با ترکیب معنادار پیشران‌ها با نظر خبرگان سه مسیر محتمل و معنادار به سوی آینده کشاورزی ایران استخراج شدند: کشاورزی ‌هوشمند، کشاورزی دولتی و کشاورزی سنتی. برای سناریوهای توسعه‌یافته، مجموعه‌ای از استراتژی‌ها با مصاحبه عمیق با خبرگان و همچنین جستجوی کتابخانه‌ای که بتوانند استواری استراتژیک را در هر سناریویی در 10 سال آینده تضمین کنند واکاوی شدند. نتیجه اصلی در سطح کلان این است که همکاری و مشارکت با توجه به نقش کلیدی در منسجم کردن منابع و قابلیت-ها، نقش اصلی را در شکل‌دهی آینده کشاورزی ایران و همچنین استواری استراتژیک دارد. نهایتا با به کارگیری دو معیار استواری یعنی امکان‌پذیری و انعطاف‌پذیری اقدام به رتبه‌بندی استراتژی‌های استواری شد. همکاری‌های استراتژیک و توسعه نوآوری‌های کاربردی استوارترین استراتژی‌ و سرمایه‌گذاری مستقل و توسعه نوآوری‌های پیشرفته به طور مستقل، ضعیف‌ترین استراتژی‌ها شناخته شدند.

تحلیل عوامل موثر بر توسعۀ زنجیره تامین خدمات بانکی در انقلاب صنعتی چهارم

دوره 26، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 95-114

وحید شهابی، عادل آذر، فرشاد فائزی رازی، میر فیض فلاح شمس

چکیده با ورود به انقلاب صنعتی چهارم، مدل کسب و کار خدمات مالی متحول خواهند شد. از این‌رو، بانکها برای موفقیت در دنیای دیجیتالی آینده، باید ساختار زنجیره تامین خود را به خوبی شناخته و تحولات این زنجیره در انقلاب صنعتی چهارم را به خوبی تحلیل نمایند.
علیرغم تحقیقات انجام شده در زمینه بانکداری دیجیتال، موضوع بررسی تحول و شناخت زنجیره تامین خدمات بانکی در انقلاب صنعتی چهارم صنعتی تقریباً مغفول مانده است. لذا در این مقاله ضمن بررسی تحقیقات انجام شده و با مصاحبه عمیق با خبرگان، آثار انقلاب صنعتی چهارم بر روی زنجیره تامین خدمات بانکی شناسایی شد. نتایج تحقیق نشان داد، به واسطۀ ورود بانکها به انقلاب صنعتی چهارم، بازیگران جدیدی از جمله فین تک ها به زنجیره تامین خدمات بانکی متصل خواهند شد و به دنبال آن عواملی نظیر اشتراک سیستماتیک اطلاعات در سراسر زنجیره تامین، همکاری بین سازمانی، پایداری و شفافیت ، انعطاف پذیری و شخصی سازی خدمات و ... افزایش یافته و جریان مالی، اطلاعاتی و خدماتی در زنجیره تامین خدمات بانکی متحول خواهد شد. از طرفی بیشترین فاصلۀ بانکهای ایران با بانکداری دیجیتال،عدم بهره گیری کامل از هوش مصنوعی برای خودکار سازی تمامی فرایندها برای افزایش انعطاف پذیری و سرعت در پاسخگویی است.

واکاوی نقش بدبینی تبلیغات سبز و سودمندی اطلاعات بر قصد خرید محصول سبز با تعدیل‌گری خودتفسیری مستقل و وابسته در بین کاربران بازدیدکننده از تبلیغات محصولات سبز در اینستاگرام

دوره 26، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 95-116

مهدی نژاد بارنجی، رامین بشیر خداپرستی

چکیده جهت رسیدن به درکی بهتر نسبت به جنبش زیست‌محیطی یک ملت خاص، آزمون چگونگی نگاه مصرف‌کنندگان آن کشور نسبت به مسائل زیست‌محیطی و در نتیجه نحوه رفتار آن‌ها موضوع مهمی است. از این‌رو، هدف از پژوهش حاضر واکاوی نقش بدبینی تبلیغات سبز و سودمندی اطلاعات بر قصد خرید محصول سبز با تعدیل‌گری خود تفسیری مستقل و وابسته می‌باشد. پژوهش حاضر از نظر طبقه‌بندی مبنی بر طریقه انجام پژوهش، از گونه همبستگی، از نظر دسته‌بندی تحقیقات بر مبنای هدف نیز یک تحقیق کاربردی می‌باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه کاربران شهر تبریز که در اینستاگرام از تبلیغات محصولات سبز بازدید می‌کنند، می‌باشد. بر اساس فرمول کوکران، به روش نمونه‌گیری دردسترس حجم نمونه تعداد ۳۸۴ نفر بدست آمد. ابزار جمع‌آوری داده‌ها پرسشنامه استاندارد بر مبنای طیف لیکرت می‌باشد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه 23 و نرم‌افزارSMART-PLS نسخه 3 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج مطالعه نشان داد که بدبینی نسبت به تبلیغات سبز و سودمندی اطلاعات بر قصد خرید محصول سبز تأثیر دارد. افزون بر این بدبینی نسبت به تبلیغات سبز بر سودمندی اطلاعات تأثیر دارد. سرانجام خودتفسیری مستقل و وابسته رابطۀ بین سودمندی اطلاعات و قصد خرید سبز را تعدیل می‌کند.

تأثیر دانش و آگاهی برند بر هم‌آفرینی‌ارزش و تبلیغات کلامی (مطالعه موردی، مصرف‏کنندگان لوازم خانگی ال‏جی

دوره 27، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 96-115

زهرا رزمی، سهیلا مهمان نوازان، مرضیه سلطانی تاج آبادی

چکیده هدف پژوهش حاضر شناخت‌شناسی در دانش و آگاهی برند و تأثیر آن در هم‌آفرینی ارزش و تبلیغات کلامی در بین مصرف‌کنندگان لوازم خانگی ال‌جی می‌باشد. . این پژوهش از نظر هدف، کاربردی است که با روش کمی از طریق پرسشنامه اجرا شده و از نظر شیوه گردآوری داده‌ها توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش، مصرف‌کنندگان لوازم خانگی ال‌جی در تهران هستند و برای جمع‌آوری داده‏ها از پرسشنامه استفاده شده است. با استفاده از فرمول‌های مربوطه (برای جامعة نامحدود)، حجم نمونة آماری 384 تعیین و پس از توزیع پرسشنامه‌ها ۳۶۱ پرسشنامه جمع‌آوری گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده‏ها و آزمون فرضیه‏ها از مدل‌سازی معادلات ساختاری به کمک نرم‌افزارهای Smart PLS و SPSS23 استفاده شده است. یافته‌های پژوهش حاکی از تأثیر مثبت و معنادار دانش برند بر نگرش برند، نگرش برند بر اعتماد برند، اعتماد برند بر درگیری برند، اعتماد برند بر تعهد برند، درگیری برند بر وفاداری برند، تعهد برند بر وفاداری برند، وفاداری برند بر هم‌آفرینی ارزش، وفاداری بر تبلیغات کلامی و هم‌آفرینی ارزش بر تبلیغات کلامی می‌باشد.

آسیب‌شناسی الگوی حکمرانی آموزش عمومی در ایران

دوره 26، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 97-121

ملیحه هاشمی، مهدی مرتضوی، حامد رحمانی

چکیده هدف: پژوهش حاضر با هدف آسیب‌شناسی الگوی حکمرانی آموزش عمومی در ایران انجام شد.
روش پژوهش: این پژوهش به‌صورت ترکیبی اجراشده است. در مرحله کیفی از راهبرد تحلیل مضمون در نرم‌افزار اطلس تی آی و روش نمونه‌گیری نظری استفاده‌شده است. در مرحله کمی، راهبرد پیمایش و همبستگی در پیش‌گرفته شد و با استفاده از نمونه‌گیری تصادفی، 384 نفر به‌عنوان نمونه در نظر گرفته شدند. برای اجرای مدل، از روش تحلیل عامل تائیدی در نرم‌افزار لیزرل استفاده شد.
یافته‌ها: ابتدا بر اساس تحلیل مضمون با مصاحبه با صاحب‌نظران و خبرگان آموزش‌وپرورش به شناسایی آسیب‌های موجود در حکمرانی آموزش عمومی پرداخته‌شده است. 4 مضمون فراگیر و 11 مضمون سازنده و 46 مضمون پایه شناسایی شدند. مضامین فراگیر در آسیب‌شناسی حکمرانی آموزش عمومی عبارت‌اند از: عدم پاسخگویی، مشکلات زیرساختی، عدم مشارکت و عدم انعطاف‌پذیری. در ادامه برازش شبکه مضامین شناسایی‌شده، از تحلیل عامل تائیدی استفاده شد. نتایج بیانگر تائید تمامی عوامل شناسایی‌شده است.
نتیجه‌گیری: درنتیجه کلی می‌توان گفت که با بهبود مؤلفه‌های عدم پاسخگویی، مشکلات زیرساختی، عدم مشارکت و عدم انعطاف‌پذیری، می‌توان زمینه‌سازی حکمرانی خوب در آموزش عمومی در ایران را فراهم نمود. به نظر می‌‌آید انجام این پژوهش منجر به ارائه مدلی جامع درباره حاکمیت خوب آموزشی می‌‌گردد که متناسب با شرایط اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی کشور باشد.

آسیب شناسی فرایندی نظام مالیاتی در ایران

دوره 25، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 109-133

فاطمه رحیمی، طیبه امیرخانی، بهمن حاجی پور، علی اکبر عرب مازار

چکیده هدف پژوهش حاضر «آسیب‌شناسی‎ ‎فرایندی نظام مالیاتی ایران» است. این پژوهش به روش ‏ترکیبی انجام شده است، بدین‌ترتیب که ابتدا در بخش کیفی از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته، ‏آسیب‌های مرتبط با فرایندهای اصلی سازمان امور مالیاتی، شناسایی و از روش تحلیل تم ‏طبقه‌بندی شده‌اند. سپس از طریق تحلیل محتوای متون مرتبط با آسیب‌های نظام مالیاتی، سایر ‏آسیب‌های مرتبط با کلیت نظام مالیاتی، با این استدلال که می‌تواند منجر به برخی از آسیب‌های ‏فرایندی یا مانع از اصلاح آنها باشد، شناسایی و در قالب عوامل سازمانی (مدیریت منابع انسانی، ‏فرهنگ سازمانی، فناوری‌اطلاعات و زیرساخت‌ها، سیستم‌اطلاعاتی و فرایندها، قوانین و مقررات و ‏ساختار) و عوامل محیطی (اقتصادی، فرهنگی، سیاسی) دسته‌بندی شدند. در بخش کمی، آسیب-‏های مرتبط با کلیت نظام مالیاتی به شکل پرسشنامه تهیه و در اختیار خبرگان امور مالیاتی قرار ‏گرفتند تا مواردی که تاثیر‌گذاری آنها بر فرایندها معنادار است، مشخص شوند. جامعه آماری این ‏پژوهش در بخش کیفی و کمی، صاحبان فرایندها و افراد آشنا با فرایندها در سازمان امور ‏مالیاتی تهران و البرز بوده‌اند. به طور کلی نتایج این پژوهش نشانگر وجود آسیب‌های متعددی در ‏فرایندهای سازمان امور مالیاتی است که بسیاری از این آسیب‌ها از عوامل سازمانی و محیطی ‏نشأت می‌گیرد و برای رسیدن به فرایندهای مطلوب مالیاتی لازم است تغییرات زیربنایی و بلندمدت ‏اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و سازمانی انجام پذیرد. ‏

بهینه سازی زنجیره تامین خدمات بیمارستانی

دوره 27، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 110-133

محمد بندری، عادل آذر، کیامرث فتحی هفشجانی

چکیده زنجیره تامین خدمات نوعی از زنجیره تامین می باشد که در آن صرفا محصول به صورت یک کالا مطرح نبوده و ترکیبی از محصول و خدمت یا صرفا خدمت در این زنجیره ها تبادل می شود. ادبیات تحقیق علیرغم اهمیت این زنجیره های تامین چندان غنی نبوده و نیاز به تقویت بیشتر در این حوزه کاملا محسوس است. زنجیره های تامین خدمات بیمارستانی نیز از نوع زنجیره های تامین خدمات می باشند که می بایست مورد توجه قرار گیرند. هدف تحقیق حاضر بهینه سازی زنجیره تامین خدمات بیمارستانی بود برای این منظور ابتدا مطالعات کتابخانه ای انجام شد و شکاف تحقیقاتی استخراج گردید. سپس یک مدل برنامه ریزی ریاضی چند هدفه بر اساس نواوری تحقیق و مفروضات آن طراحی گردید که هدف اول حداقل ساختن هزینه، هدف دوم حداقل ساختن تقاضای محقق نشده و هدف سوم حداکثر ساختن تعهد تامین کنندگان بود. مدل پس از حل، بر اساس کالاهای تندمصرف و غیر تندمصرف مورد اعتبار سنجی قرار گرفت که نتایج نشان داد پارامترهای مدل همگی منجر به بدتر شدن جواب شده و باعث افزایش هزینه و تقاضای محقق نشده و کاهش تعهد کارکنان می شود. اما هدف تعهد کارکنان بیش از سایر اهداف از افزایش در پارامترها دچار تغییر شده و گاها تا 70 درصد این تعهد کاهش می یابد. پارامتر تقاضای کالای تندمصرف دارای بیشترین اثرگذاری بر هزینه و تقاضای محقق نشده می باشد.

ارائه الگوی بازاریابی محتوای دیجیتال در خلق ارزش مصرف کننده

دوره 26، شماره 1، بهار 1401، صفحه 112-137

مریم رستمی، سید عبدالله حیدریه، علی اکبر امین بیدختی

چکیده بازاریابی محتوایی، رویکردی رو به رشد برای تقویت آگاهی مشتری، اعتماد بیشتر و خلق ارزش بیشتر است. پژوهش حاضر با هدف "ارائه الگوی بازاریابی محتوایی دیجیتال در خلق ارزش مصرف‌کننده با رویکرد کیفی و بهره‌گیری از نظریه داده بنیاد" صورت گرفته است. جامعه آماری پژوهش شامل 13 نفر از خبرگان دانشگاهی و فعالان بازاریابی محتوایی دیجیتال که به شیوه هدفمند و از طریق روش گلوله برفی جهت انجام مصاحبه انتخاب شدند. فرآیند مصاحبه به صورت نیمه ساختاریافته تا رسیدن به اشباع نظری انجام شد. با تجزیه و تحلیل داده‌ها طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی 190 کد باز در قالب 17 کد محوری و 6 کد انتخابی طبقه‌بندی و مدل مفهومی نهایی در جامعه مورد مطالعه تدوین گردید. یافته‌های پژوهش نشان داد که فرآیند دستیابی به الگوی بازاریابی محتوایی دیجیتال موضوعی چندوجهی است که مستلزم توجه هم‌زمان به عوامل علّی(طراحی آمیخته بازاریابی محتوایی، تمرکز بر تولید انواع محتوا و بسترسازی آنلاین)، زمینه‌ای(خلاقیت در بازار دیجیتال؛ توجه به مشتریان در تولید محتوا، هزینه کم تولید محتوا و برندسازی دیجیتالی)، مداخله‌گر(آمادگی و دسترسی به وب؛ بحران‌ها و وقایع طبیعی، دانش فنی شرکت و آگاهی از مسائل بازار) و در نهایت راهبردها(برنامه ریزی برای به‌روز‌رسانی محتوا، توزیع محتوای مرتبط، ایجاد محتوای تعاملی) است. خلق ارزش برای مشتری با افزایش اطلاعات و قدرت تصمیم‌گیری، خلق ارزش برای مشتری از طریق بهبود روابط با مشتریان، افزایش توان بازاریابان محتوایی، بهبود محتوای ارائه شده نیز به عنوان پیامدهای اجرای الگوی بازاریابی محتوایی دیجیتال شناسایی گردید.

تبیین نقش کیفیت ارتباطات و برند اخلاقی در شرایط کرونایی در رابطه نشانه های حسی و نیت هم آفرینی ارزش با توجه به نقش تعدیلگر گرایش به ارزش نوع دوستانه

دوره 25، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 115-134

حسین رحیمی کلور، عادله دهقانی قهنویه

چکیده هدف این مقاله، تبیین اثر کیفیت ارتباطات و ادراک از برند اخلاقی در شرایط کرونایی در رابطه با نشانه ­های حسی و نیت هم ­آفرینی ارزش با در نظر گرفتن نقش تعدیلگر گرایش به ارزش نوع دوستانه است. پژوهش حاضر از نظر شیوه گردآوری اطلاعات، توصیفی پیمایشی است. جامعه، مصرف­ کنندگان الکترونیکی است که با استفاده از فرمول کوکران، 175 نفری انتخاب شد. از پرسشنامه برای جمع ­آوری اطلاعات استفاده شد. روایی محتوا و روایی سازه سنجش و بررسی شده و پایایی از طریق محاسبه ضرایب بارهای عاملی آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی بدست آمده است. برای تجزیه­ و­ تحلیل داده­ها از مدل­سازی معادلات ساختاری عامل تاییدی و از نرم­افزار Spss25 و Smart Pls2.0 استفاده شده است. نتایج نشان می­ دهد که حس دیداری، حس شنیداری و حس لمسی بر ادراک مصرف­ کننده از برند اخلاقی تاثیر دارند و ادراک مصرف­ کننده از برند اخلاقی بر اعتماد، رضایت و تعهد تاثیری مثبت و معنادار دارد. اعتماد، رضایت و تعهد بر نیت هم ­آفرینی ارزش تاثیری مثبت و معنادار دارد. گرایش به ارزش نوع دوستانه قادر است اثرگذاری حس دیداری بر ادراک مصرف­ کننده از برند اخلاقی و اثرگذاری حس شنیداری بر ادارک مصرف­ کننده از برند اخلاقی را تعدیل کند.

طراحی مدل بازاریابی محتوا برای صنعت بانکداری جهت افزایش سهم بازار هدف

دوره 26، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 116-142

علیرضا داداشی، علی حمیدی زاده، رسول ثانوی فرد

چکیده امروزه با گسترش فناوری در کسب وکارها، مشتریان نیز نسبت به تغییر رفتارهای خود اقدام نموده اند. فناوری به مشتریان اجازه داده پیش از ورود به بازار، به حجم وسیعی از اطلاعات مربوط به محصول و بازار دستیابی داشته باشند. بنابراین دیگر تمایل چندانی به قرارگرفتن در معرض تبلیغات سنتی گسترده ندارند. از این روکسب وکارها باید نسبت به استفاده از شیوه های نوین تبلیغات و اطلاع رسانی درباره محصولات و خدمات خود اقدام نمایند. پژوهش حاضر با هدف ارائه‌ی مدل افزایش سهم از بازار هدف در صنعت بانکداری با تمرکز بر بازاریابی محتوایی انجام شده است. پژوهشگر ابتدا به جمع آوری داده‌ها و اطلاعات پرداخته و کدهای شناسایی شده را در قالب مفاهیم و مقولات جدید دسته‌بندی نموده که مبنایی برای طراحی سوالات و پروتکل مصاحبه بوده است. مقولات نهایی عبارتند از: طرح ریزی محتوا، تولید محتوا، توزیع محتوا، سهم کیفی بازار، سهم کمی بازار و ارزش گذاری. مجموعا تا دستیابی به اشباع نظری، 13 مصاحبه با خبرگان 7 بانک انجام گرفته است. مدل نهایی بر اساس 81 کد مرتبط با 23 مفهوم مرتبط با موضوع پژوهش طراحی وارائه گردیده است. در نتیجه، مدلی طراحی گردید که با افزایش سهم کیفی از بازار هدف بانکداری مشتمل بر مولفه های «ارتقاء برند»، «بهبود اعتماد بین بانک و مشتریان» و «ایجاد توجه آگاهانه»، موجب ارتقاء سهم کمی بازارهدف در حوزه‌ها‌ی سپرده‌گذاران، سرمایه‌گذاران و تسهیلات‌گیرندگان خواهد شد.

ارتقا تجارب چند سطحی مشتری در نقاط تعامل پیش از خرید: یک طرح آزمایشی سناریو محور

دوره 27، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 116-136

فاطمه عسکری، مریم نکوئی زاده، علیرضا امینی

چکیده هدف از مطالعه حاضر شناسایی عوامل موثر بر ارتقا تجارب احساسی، شناختی و رفتاری مشتریان در حیاتی‌ترین نقاط تماس پیش از خرید است. در این راستا از یک طرح آمیخته اکتشافی در قالب دو مطالعه متوالی استفاده شده است. در مطالعه نخست، عوامل موثر بر تجارب پیش از خرید مشتریان از طریق رویکرد 7 مرحله‌ای سندلوسکی برای فراترکیب کیفی مطالعات، استخراج شده‌اند. بدین معنا که 1268 مطالعه اولیه در روند غربالگری (عنوان، چکیده و محتوا) وارد شده و به 48 مطالعه نهایی مرتبط به لحاظ محتوا و معتبر از نظر چک لیست ارزیابی مهارت‌های حیاتی تقلیل یافته‌اند. در مطالعه دوم، تمامی فاکتورهای موثر شناسایی شده، به تدریج در جریان 16 سناریو تجربی وارد شدند تا تاثیر دستکاری این عوامل بر متغیر وابسته (تجربه مشتری) مورد ارزیابی و آزمون قرار گیرد. نمونه پژوهشی در این مطالعه، 480 نفر از مشتریان هنرهای صناعی شهر شیراز بوده‌اند که از طریق روش نمونه‌گیری غیراحتمالی در دسترس انتخاب شده‌اند. نتایج حاصل از تحلیل واریانس چند عامله و برآورد میانگین حاشیه‌ای داده‌ها نشان می‌دهد که مولفه توصیه‌ها و ارجاعات اجتماعی با اکتساب بیشترین اندازه اثر، مهم‌ترین عامل در شکل‌دهی تجارب پیش از خرید مشتریان است و سایر فاکتورهای سطح آشنایی مشتری با نام تجاری، ارزش درک شده محصول، نوع رسانه انتخابی در فعالیت‌های ترویجی، سطح دسترسی اطلاعاتی، سطح شخصی‌سازی مزایا و پیشنهادات به ترتیب در اولویت‌های بعدی قرار می‌گیرند.

طراحی چارچوب مفهومی شایستگی‌های مدیریتی مالک‌ مدیران بنگاه‌های کوچک و متوسط (مورد مطالعه شهرک‌های صنعتی استان قزوین)

دوره 27، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 117-150

حمیدرضا سامانی پور، فاطمه شاطریان محمدی، مهناز عسکریان، امیرحسین محمدداودی

چکیده موضوع شایستگی‌های مدیریتی بدین جهت حائز اهمیت است که مدیران مسئولیت تدوین استراتژی‌های شرکت را بویژه در مورد بنگاه‌های کوچک و متوسط(SME) بر عهده دارند. فرآیند توسعه شایستگی در SMEها به لحاظ اینکه تفاوت معناداری با سازمان‌های بزرگ دارد از ارزش خاصی برخوردار بوده و نیروی محرکه اقتصاد در کشورهای توسعه یافته بشمار می‌روند. رقابت‌پذیری آنها تا حد زیادی توسط شایستگی‌های مدیران آنها تعیین می‌شود. هدف پژوهش حاضر ارائه چارچوب مفهومی شایستگی‌ مدیریتی مالک مدیران SMEها در شهرک‌های صنعتی می‌باشد. پژوهش حاضر از نظر هدف، توسعه‌ای- کاربردی و از نظر روش پژوهش، آمیخته است. در بخش کیفی 30 نفر از نخبگان حوزه SME‌ها بعنوان نمونه به روش نمونه‌گیری هدفمند و از نوع فرد ماهر و در بخش کمی با استفاده از فرمول کوکران 305 نمونه، در مرحله اول بصورت نمونه‌گیری طبقه‌ای و مرحله دوم تصادفی ساده انتخاب شد. در بخش کیفی داده‌ها با روش شش مرحله‌ای تحلیل براون و کلارک1(2006) و با استفاده از نرم‌افزار MAXQDA مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و با روش دلفی اعتبارسنجی شد. بخش کمی نیز از نرم افزارهای Spss، R و Lisrel برای تحلیل‌ توصیفی، استنباطی و تحلیل عاملی استفاده گردید. با تحلیل داده‌های کیفی و مرور متون، پرسشنامه تدوین و پس از تأیید، با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی برازش چارچوب مفهومی ارائه شده مورد بررسی قرار گرفت. بنا به یافته‌های پژوهش، تعداد 33 مؤلفه در قالب 4 بعد برای شایستگی مالک‌مدیران شناسایی گردید. ابعاد چهارگانه شامل شایستگی‌های عمومی و فردی، تجاری و بازرگانی، فنی و تولیدی و مدیریتی است.

سناریو نویسی برای آینده خودروی بدون راننده

دوره 26، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 118-143

حمید حنیفی، عادل آذر، منوچهر منطقی

چکیده محققین اعلام نموده اند که دلیل اصلی تصادفات خودروها، خطای انسانی می باشد. احتمالا خودروهای خودران می توانند خطاهای انسانی را حذف نمایند. همچنین می توانند باعث مزیت های دیگری از قبیل بهره وری منابع و کاهش ترافیک شوند. شرکت های زیادی از قبیل گوگل و تسلا به سمت توسعه خودروی خودران رفته اند. بنابراین لازم است زیرساخت های فناورانه، اجتماعی، اقتصادی از الان فراهم گردد. هدف از این تحقیق، سناریونویسی وضعیت های مختلف خودروی خودران بود. روش تحقیق به این صورت بود که ابتدا از پیشینه ادبیات، عوامل موثر بر این فناوری استخراج و این عوامل به عنوان پایه مصاحبه با خبرگان قرار گرفت. خبرگان این عوامل را حذف، تایید و یا بر آنها اضافه نمودند. تحلیل محتوی مصاحبه خبرگان با نرم افزار مکس کیو دی آ انجام و سپس عوامل موثر کلیدی با تحلیل اثر متقابل توسط نرم افزار میک مک مشخص گردید. در گام بعدی برای همین عوامل کلیدی موثر با نرم افزار سناریو ویزارد، سناریوهای مختلف در نظر گرفته شد. یافته های پژوهش این بود که چهار سناریو توسط نرم افزار سناریو ویزارد پیشنهاد گردید که یکی از آنها سناریوی مطلوب، یک سناریو نامطلوب و دو سناریو نیز ایستا بود. سناریوی مطلوب تحلیل و پیشنهادات نحوه رسیدن به آن نیز ارائه گردید. با دانستن این سناریوی مطلوب از الان می توان برای آینده مطلوب خودروی خودران، آمادگی لازم را فراهم نمود تا بهترین حالت از این فناوری جدید در سطح کشور جاری گردد.

طراحی مدل مدیریت منابع انسانی سبز با رویکرد AMOدر شرکت معادن زغال سنگ کرمان

دوره 27، شماره 1، بهار 1402، صفحه 118-142

زهرا اسماعیلی طرزی، محمد جلال کمالی، نوید فاتحی راد، سنجر سلاجقه

چکیده هدف این پژوهش، طراحی الگو مدیریت منابع انسانی سبز بر اساس رویکرد AMO در شرکت معادن زغالسنگ کرمان است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه گردآوری اطلاعات جزء پژوهش های ترکیبی(کیفی-کمی) است. بخش کیفی با بررسی ادبیات و داده های میدانی و انجام 14 مصاحبه نیمه ساخت یافته و با استفاده از استراتژی تحلیل تم، انجام گرفت. در بخش کمی هم ارزیابی تجربی تأثیر فعالیت های شناسایی شده بر عملکرد زیست محیطی شرکت بر اساس پرسشنامه های طراحی شده مورد بررسی قرار گرفت. بعد از سنجش روایی و پایایی پرسشنامه ها توزیع گردید. جامعه آماری به تعداد 600 نفر و حجم نمونه براساس جدول گرجسی و مورگان، 234 نفر تعیین شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها در سطح آمار توصیفی با استفاده از نرم‌افزار SPSS23 و روش الگویابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار AMOS23 انجام گرفت. یافته های بخش کیفی شامل 17 تم اصلی و 59 تم فرعی است. فعالیت های مدیریت منابع انسانی سبز طبق مدل AMO، در سه دسته توانایی سبز با 6 تم اصلی، انگیزش سبز با4 تم اصلی وارائه فرصت های سبز با 7 تم اصلی قرار گرفتند. یافته های بخش کمی هم نشان داد که تأثیر توانایی سبز کارکنان بر عملکرد زیست محیطی شرکت معنادار نیست ولی تأثیر انگیزش سبز و ارائه فرصت های سبز بر عملکرد زیست محیطی معنادار است. بنابراین مدل ارائه شده، بینش های مفیدی از کارکردهای مدیریت منابع انسانی برای حمایت از عملکرد زیست محیطی شرکت معادن زغالسنگ ارائه می دهد.