بررسی نقش مدیریت دانش بر انگیزه ورود به اتحادهای راهبردی فناورانه بینالمللی
دوره 26، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 1-16
زهره خسروی لقب، عبدالمجید مصلح، حبیب الله سالارزهی
چکیده امروزه مدیریت دانش تبدیل به یکی از مقولههای مهم و قابل توجه در کشورهای در حال توسعه شده است. صنعت نفت از صنایع مهم در کشور ما میباشد که نقش انتقال دانش در همه امور آن دارای اهمیت بوده است و میتواند با استفاده از اتحاد استراتژیک، تلاشهای خود را در امر خلق دانش، کسب دانش، تسهیم دانش و بهکارگیری دانش تکمیل نماید؛ بنابراین در این پژوهش تلاش شده است تا نقش مدیریت دانش را به عنوان انگیزهای برای ورود به اتحاد استراتژیک فناورانه مورد بررسی قرار دهد. در این پژوهش، پس از مطالعه ادبیات مربوط و با استفاده از روش کتابخانهای به بررسی اولیه موضوع مورد نظر پرداخته شده است؛ پس از آن با استفاده از رویکرد کیفی و مصاحبه با خبرگان، به استخراج مفاهیم و مقولههای اثرگذار بر مدیریت دانش به عنوان انگیزه ورود به اتحادها پرداخته شده است. یکی از مقولههای مهم در این رابطه، خلق دانش میباشد که از مفاهیم تشخیص دانش و ایجاد دانش منجر شده است. مقوله دیگر شناسایی شده، کسب دانش میباشد که از مفاهیم جمعآوری دانش و سازماندهی دانش بهدست آمده است. سومین مقوله شناسایی شده در راستای مدیریت دانش، تسهیم دانش است که دربرگیرنده مفاهیم نشر دانش و سازگار نمودن دانش میباشد. در نهایت، بهکارگیری دانش که از مفهوم استفاده از دانش به دست آمده است.
طراحی و تبیین الگوی کنشگری اتحاد راهبردی در شرکتهای تکنولوژیمحور
دوره 26، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 1-24
غدیر شکیباجمال آباد، محمدحسن قلی زاده، محسن اکبری، مصطفی ابراهیم پور
چکیده کنشگری اتحاد راهبردی به واکنش مبتکرانه سازمان در شناسایی و پاسخگویی به فرصتهای اتحاد استراتژیک اشاره دارد. پژوهش حاضر به دنبال ارائه الگوی کنشگری اتحاد برای بنگاههای هایتک به منظور اقدام اتحادی رقابتمحور در جهت همافزایی با شرکای بالقوه است تا به عملکرد تجاری برتری نسبت به رقبای خود دست یافته و به کسب مزیت رقابتی برتر نائل گردند. رویکرد تحقیق حاضر آمیخته است و ماهیت آن در بخش کیفی، بنیادی و در بخش کمی، کاربردی میباشد. دادههای بخش کیفی از طریق مصاحبه نیمهساختارمند با 18 نفر از خبرگان دانشگاهی، کارشناسان خبره و مدیران شرکتهای هایتک ایرانی که سابقه اتحاد راهبردی در فعالیتهای خود دارند، جمعآوری شد و از طریق نمونهگیری نظری و گلوله برفی تا رسیدن به نقطه اشباع نظری ادامه یافت و همچنین جمعآوری اطلاعات در بخش کمی با استفاده از پرسشنامه انجام گرفت. پس از کدگذاری مصاحبههای بخش کیفی، تعداد 353 کد باز، 93 مقوله فرعی و 29 مقوله اصلی مفهومسازی شد و مدل تحقیق در بخش کیفی در ابعاد علّی، محوری، راهبردها، زمینهای، مداخلهگر و پیامدها استخراج گردید و مولفههای پیچیدگی و رهبری بازار، رویکرد آیندهنگر، رصدگری شریک، مشروعیت و تعامل فرهنگی، تلاطم بحرانی و مزیت رقابتی پیوسته به ترتیب در این ابعاد قرار گرفتند و در نهایت، برازش مدل تحقیق در بخش کمی منجر به تایید فرضیههای پنجگانه گردید.
طراحی و تببین الگوی مفهومی تحول دیجیتال سازمان های پروژه محور صنایع نفت و گاز ایران
دوره 26، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 1-27
عصام الدین فیروزبخت، علی رضاییان
چکیده درعصر انقلاب صنعتی چهارم، فناوریهای دیجیتال باعث تحول بنیادین در کسبوکارها شدهاست و هیچ کسب و کاری از این قاعده مستثنی نیست. با توجه به نقش حیاتی سازمانهای پروژهمحور صنایع نفت و گاز ایران در اقتصاد کشور، هدف این پژوهش طراحی و تببین مدل تحولدیجیتال برای این سازمانها بوده است. پژوهش حاضر، یک پژوهش کاربردی با رویکرد اکتشافی آمیخته است. در بخش کیفی، گردآوری دادهها از طریق مصاحبه عمیق، تحلیل دادهها با استفاده از نظریه پردازی داده بنیاد و غربالگری مولفهها با استفاده از فن دلفی فازی صورت گرفت. در بخش کمی، جهت طراحی مدل از فن مدلسازی ساختاری تفسیری و جهت اعتبارسنجی مدل پیشنهادی ازمدلیابی معادلات ساختاری_پی ال اس استفاده گردید. مدل تحولدیجیتال سازمانهای پروژهمحور صنایع نفت و گاز ایران، یک فرآیند سیستمی دارای 9 وجه و 53 عامل تاثیرگذار/تاثیرپذیر است. دراین فرآیند، عوامل پیشران موجب تصمیمات راهبردی سازمان جهت بکارگیری نوآورانه فناوری دیجیتال و همزمان با آن ایجاد تغییرات ساختاری و رفتاری در سازمان می شود. تحول دیجیتال در این سازمان ها، باعث ایجاد تغییرات بنیادین در نقاط اهرمی فرآیندهای عملیاتی، خدمات و محصولات پروژه، تجربه ذینفعان پروژه، روابط سازمانی، مدیریت داده ها و دانش پروژه ها و مدیریت منابع و دارایی های فیزیکی شده و می تواند موجب بهبود عملکرد پروژه ها، بهبود ارتباطات تیم پروژه، افزایش قابلیت اطمینان، افزایش رضایت کارفرمایان، افزایش ایمنی کار و حفاظت از محیط زیست شود، باوجود افزایش پیچیدگی سازمان، تحول دیجیتال از طریق کاهش هزینه باعث بهبود بهره وری، تمایز راهبردی و ایجاد مزیت رقابتی در سازمان خواهد شد.
واکاوی الگوی رفتار کنشگرای استراتژیک کارکنان با رویکرد ترکیبی
دوره 27، شماره 1، بهار 1402، صفحه 1-22
مهشید فروهی، مهدی ابزری، هادی تیموری، علی صفری
چکیده پژوهش حاضر با رویکرد ترکیبی، با هدف واکاوی و ارایه الگوی رفتار کنش گرای استراتژیک کارکنان انجام شده است. نوع پژوهش کاربردی - توسعه ای است و بخش کیفی با بهره گیری از تئوری داده بنیاد صورت گرفته است. یکی از راهبردهای نظریه پردازی در علوم اجتماعی و انسانی نظریه داده بنیاد است. این راهبرد دارای سه طرح مجزا است : طرح نظامند داده بنیاد، طرح برایشی داده بنیاد و طرح ساخت گرای داده بنیاد. در این پژوهش طرح نظامند داد بنیاد انتخاب شده است. عناصر اصلی طرح عبارتند از شرایط علی، شرایط زمینه، پدیده محوری، شرایط مداخله گر، راهبردها و پیامدها مقابله با مدیریت پدیده محوری و پیامدهای شکل گیری پدیده مورد مطالعه. داده های بخش کیفی طی 18 مصاحبه نیمه ساختار یافته با خبرگان دانشگاهی منتخب و سازمان مورد مطالعه احصاء و پس از آ فرایند شکل گیری در سه مرحله مشخص صورت پذیرفت. حاصل این امر، استخراج و طراحی مقوله های همپیوند در قالب شرایط علی ، شرایط زمینه، پدیده محوری، شرایط مداخله گر، راهبردها و پیامدهای الگوی پارادایم رفتار کنش گرای استراتژیک کارکنان بوده است. پس از معین شدن هر یک از مقوله های منتخب، طی مرحله کدگذاری انتخابی هر یک از عناصر الگو به منظور خلق نظریه پژوهش تشریح و به تفصیل بیان شد. آزمون مجموعه نتایج پژوهش کیفی در بخش کمی و با ابزار پرسشنامه محقق ساخته صورت گرفت. بدین منظور نمونه آماری منتخب به تعداد 370 نفر از افراد با صلاحیت مشارکت در پژوهش انتخاب، و سپس مجموعه داده های کمی با استفاده
ارائه مدل جامع مدیریت راهبردی بحران در تصادفات جادهای با رویکرد دادهبنیاد
دوره 27، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 1-24
علی عبداللهی، سعید ده یادگاری، محمد علی فرقانی، الهه شهابی
چکیده تصادفات جادهای و خسارتهای مالی ناشی از آنها که بر خانوادهها و دولت تحمیل میشود، یکی از معضلات مهم و قابلتامل در جامعه میباشند. در این راستا، تحقیق حاضر به ارائه مدل جامع مدیریت راهبردی بحران در تصادفات جادهای با رویکرد دادهبنیاد پرداخته است. این تحقیق ازحیث هدف، کاربردی و از نوع پژوهشهای کیفی با رویکرد دادهبنیاد است. گردآوری اطلاعات با مصاحبه نیمهساختارمند با 15 نفر از مدیران حوزه راه و ترافیک و همچنین اساتید و صاحبنظران حوزه مدیریت بحران با روش نمونهگیری گلولهبرفی هدفمند و با اشباع نظری موضوع انجام شده است. تحلیل دادههای کیفی نشان میدهد دو عامل "مدیریت عوامل انسانی در رانندگان و سرنشینان خودروها" و "کنترل، مدیریت و پیشگیری از نواقص فنی وسایل نقلیه" به عنوان عوامل علّی، "کنترل، مدیریت بهبود وضعیت فنی و امکانات جادهها" به عنوان عوامل زمینهای، "مدیریت بهینه و پیشبینی شده شرایط جوّی" و "سیاستگذاری ایمنی مدیریت جادهای در نهادهای بالادستی و الزام به رعایت همه جانبه آن" به عنوان عوامل مداخلهگر و "مدیریت کلیه عوامل دخیل در تصادفات و هماهنگی بین کلیه ارگانهای دخیل در بهبود و مدیریت بحرانهای ترافیکی جادهها" به عنوان مقوله محوری، سه دسته "راهبردهای مدیریتی"، "راهبردهای ایمنی و بهبود وسایل نقلیه" و "راهبردهای اجتماعی- فرهنگی" به عنوان راهبردها و "ارتقا سطح کیفی مدیریت و فرهنگ ایمنی و ترافیک جادهای درکشور" به عنوان پیامد اصلی شناسایی شدند. نتایج پژوهش حاضر میتواند به تصمیمگیران حوزه ترافیک کشور در جهت برنامهریزی اقدامات ایمنی جادهای، راهکارهای فنی و اجرایی ارائه نماید.
شناسایی و اولویت بندی شاخص های ارزیابی کارایی بانک ها با استفاده از روش تحلیل عاملی و دلفی فازی
دوره 27، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 1-28
سجاد جلالی، علی اصغر انواری رستمی، جلال سیف الدینی
چکیده بانکها بهعنوان بازیگران اصلی بازار پول، نهادهای مالی هستند که با جمعآوری پساندازها و نقدینگیهای سرگردان و روانه آن به بخشهای مهم اقتصادی، روند تولید و رشد اقتصادی را تسریع مینمایند. در این مؤسسات نیز هرگونه تلاشی در جهت ارزیابی کارایی و به طبع آن بهبود بهرهوری، از جمله اولین اقدامات مهم مدیریتی محسوب میگردد که بازدهی کارکرد آنها را بهبود میبخشد. اما به دلیل تنوع شاخصها و معیارهای ورودی و خروجی مورداستفاده در تعیین کارایی آنها، لازم است که باتوجهبه معیارهای معین و مناسبی، این شاخصها شناسایی و مورداستفاده قرار گیرد. ازاینرو در این مطالعه با بهکارگیری یک روش تحلیلی - توصیفی و جمعآوری دادههایی به روش اسنادی و میدانی برای سالهای 1399-1394، شاخصهای مؤثر بر ارزیابی کارایی بانکهای تجاری ایران از دیدگاه جمعی از خبرگان و اولویتبندی آنها بر اساس تحلیل عاملی و دلفی فازی شناسایی گردید. نتایج حاصل از این بررسی نشان داد که تعداد 19 عامل اصلی تعیینکننده کارایی بانکی قابلشناسایی است که در 7 گروه اصلی میتوان آنها را طبقهبندی نمود. این عوامل به ترتیب به عوامل مالی، انسانی، محیطی و جغرافیایی، ساختاری و سازمانی، فیزیکی، فنی و در نهایت نسبتهای مالی تقسیم میشوند که رویهم 45/62 درصد از واریانس کل را تعیین مینمایند که بهعنوان مؤثرترین نهاده و یا ستانده، می-توانند که کارایی بانکهای تجاری در ایران را تبیین و تعیین نماید.
ارزیابی خودروسازان چینی جهت انتخاب شریک تجاری با روش انتگرال چوکوئت و آنتروپی شانون
دوره 27، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 1-25
نازنین ملکی، محمدرضا غلامیان، حسین رشیدی، مسعود خنداخند
چکیده در فضای رقابتی بازار فعلی خودرو در ایران و جهان، شرکای تجاری نقشی کلیدی در موفقیت یا شکست هر سازمان دارند. درواقع بقا، رشد و توسعه کسبوکارهایی همچون صنعت خودرو منوط به انتخاب یک شریک تجاری استراتژیک خواهد بود. لذا برگزیدن یک شریک تجاری مناسب امری ضروری بوده و مستلزم به کارگیری یک روش دقیق تصمیمگیری است. در این پژوهش، یک روش ترکیبی تصمیمگیری چند معیاره با هدف انتخاب شریک تجاری، ارائه شده است. این روش ارزیابی و رتبهبندی قادر است برهمکنش میان معیارها را شناسایی کرده و در رتبهبندی مد نظر قرار دهد. در این پژوهش، ابتدا 22 متغیر متناسب با شرایط صنعت خودروسازی ایران بهعنوان معیار و15 شرکت خودروساز چینی بهعنوان گزینه انتخاب شدند. سپس تکنیک آنتروپی شانون جهت وزندهی معیارها استفاده شد. در مرحله آخر نیز رتبهبندی گزینهها با روش انتگرال چوکوئت صورت گرفت. در ادامه، اعتبارسنجی این تکینیک ترکیبی از طریق مقایسه با روش تاپسیس انجام شد و نتایج مورد بررسی و مقایسه قرار گرفتند. نتایج حاصل از پیادهسازی این تکنیک، نشان میدهد که ترکیب روش تصمیمگیری انتگرال چوکوئت و آنتروپی شانون یک روش ساده، نوین و در عین حال کاربردی جهت تصمیمگیری بوده و در دنیای واقعی قابل اجرا خواهد بود.
بررسی تاثیر ریسک درک شده توسط کاربران شبکههای اجتماعی بر قیمت بیتکوین با استفاده از تکنیک تحلیل احساسات و شبکه عصبی NARX
دوره 26، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 18-41
پریسا ذوالفقاری، آمنه خدیور، فاطمه عباسی
چکیده با توجه به محبوبیت جهانی حوزه رمزارزها به ویژه بیتکوین، انتظار میرود دیر یا زود دولتها، بانکها و سایر صنایع به استفاده از رمزارزها در معاملات روزمره خود رویآورند. بنابراین همانند هر حوزه مالی دیگر، نیاز به شناسایی چالشهای موجود در این حوزه جهت ایجاد فضای سرمایهگذاری امن احساس میشود. از طرفی با گسترش شبکههای اجتماعی، دادههای ساختارنیافته در حال افزایش هستند که میتوان از این پدیده جهت ایجاد ارزش افزوده در حوزههای گوناگون همچون تحلیل احساسات بهرهمند شد. از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر ریسک درکشده توسط کاربران شبکههای اجتماعی بر روی قیمت بیتکوین انجام گردید. براساس یافتههای پژوهش، ریسکهای شناساییشده در حوزه بیتکوین، شامل ریسک اجتماعی، اقتصادی، امنیتی، فناوری و حقوقی میباشند. برای استخراج ریسکهای بیتکوین، از گفتگوهای سایت بیتکوینتاک استفاده گردید. پس از جمعآوری دادهها توسط خزشگر وب، به کمک الگوریتم تخصیص پنهان، گفتگوها در خوشههای موضوعی خوشهبندی شدند. تحلیل احساسات کاربران نیز با روش مبتنیبر واژگان و بکارگیری واژهنامه AFINN انجام گردید. برای سنجش اثرگذاری احساسات کاربران بر قیمت بیتکوین نیز از مدل شبکه عصبی غیرخطی با دادههای برونزا بهره گرفته شد. نتایج بهدست آمده نشان از وجود 0.99 همبستگی و میانگین مربعات خطا 0.001 دارد که به معنای وجود همبستگی میان قیمت واقعی و قیمت پیشبینیشده بیتکوین میباشد. یافتههای این پژوهش میتواند توجه فعالان در حوزه بیتکوین را جلب نماید تا برنامهریزی مناسبی جهت سرمایهگذاری و کاهش ریسک سرمایهگذاری داشته باشند.
تحلیل عوامل موثر بر ارزیابی عملکرد توسعه پایدار در صنایع کوچک و متوسط(SME)
دوره 27، شماره 1، بهار 1402، صفحه 24-41
داود عندلیب اردکانی، مریم حسینی
چکیده یکی از مشکلات اساسی در صنایع کوچک و متوسط عدم توجه به توسعه پایدار است. از مهمترین دلایل عدم توجه به این موضوع، نبود روش جامع ارزیابی عملکرد توسعه پایدار است. این پژوهش عوامل موثر برعملکرد توسعه پایدار در 9 صنعت مختلف استان یزد را شناسایی و به اولویت بندی و ارزیابی این شاخصها در این صنایع پرداخته است تا به کمک تعیین شاخصهای مناسب برای هر صنعت، بتوان الگوی ارزیابی جامعی برای عملکرد توسعه پایدار در آن صنعت یافت. در این تحقیق با بهرهگیری از سه روش میانگین دادهها، PCA (تحلیل مولفه اصلی) وRF (جنگل تصادفی)، به کمک نرم افزار R داده های به دست آمده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و در نتیجه عوامل مهم در عملکرد توسعه پایدار برای هر یک از صنایع بررسی شده است. جامعه آماری در پژوهش حاضر، 600 خبره صنایع کوچک و متوسط استان یزد است . یافته های مرتبط با تحلیل عوامل موثربر ارزیابی عمکرد توسعه پایدار در این پژوهش حاکی از آن است که در عمده صنایع کوچک و متوسط استان یزد، بهداشت و ایمنی، کیفیت و عدم استفاده از مواد خطرناک از عوامل با اهمیت می باشند.
ارائه الگویی برای زنجیره تامین چابک با رویکرد فراترکیب
دوره 25، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 26-49
سماء بانی فاضل، محمدعلی بابایی زکلیکی، معصومه حسین زاده شهری
چکیده سازمانها درمحیط تجاری پویا، از زنجیره تامین چابک بهعنوان استراتژی کلیدی برای مقابله با بیثباتیها استفاده میکنند. هدف این پژوهش مرور نظاممند ادبیات زنجیره تامین چابک با روش فراترکیب جهت ارائه مدلی جامع در این حوزه میباشد. در این تحقیق روش فراترکیب با شیوه هفت مرحلهای سندلوسکی و بارسو (200۶) انجام شده است. بدین منظور پس از طی گامهای این روش و تجزیه و تحلیل مقالات در نهایت 41 مقاله مورد بررسی قرار گرفته و167 کد استخراج شده است. پس از دستهبندی کدها، سه دسته ابعاد چابکی، عوامل موثر بر چابکی و پیامدهای چابکی که بر زنجیره تأمین چابک تاثیر گذاشته و از آن تاثیر میگیرند؛ برای ارائه الگو معرفی شدهاند که در نهایت یک مفهوم کلی مزیت رقابتی برای پیامدهای چابکی، شش مفهوم کلی حساسیت به بازار، یکپارچگی اطلاعات/تکنولوژی، انعطاف، یکپارچگی، شراکت استراتژیک و رهبری برای ابعاد چابکی و پنج مفهوم کلی اقتصاد، بازار و رقابت، محیط، اجتماع و تکنولوژی برای عوامل موثر بر چابکی شناسایی شدهاند.
شناسایی عوامل مؤثر بر تصمیمگیری جمعی و پیامدهای آن
دوره 26، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 26-45
سید محسن میرباقری، عطاءالله رفیعی آتانی
چکیده مسأله اصلی در علم مدیریت، تصمیمگیری است و میتوان موفقیت یا شکست هر مدیری را وابسته به تصمیماتش دانست. یکی از روش هایی که میتواند بسیار به صحت تصمیم مدیران کمک کند، تصمیمگیری جمعی است. در این مقاله سعی شده است مفاهیم مرتبط با تصمیمگیری جمعی توضیح داده شود و سپس با استفاده از روش داده بنیاد مهمترین سئوالات مرتبط با این روش پاسخ داده شوند. در این مقاله با ابزار مصاحبة نیمه ساختاریافته، از نظرات 36 نفر از خبرگان سازمانی و دانشگاهی استفاده شده است. پس از جمع آوری دادهها از طریق مصاحبه، مؤلفهها به صورت باز، محوری و انتخابی کدگذاری شدهاند. نتایج نشان میدهد که پیرامون پدیده محوری تصمیمگیری جمعی، 35 مفهوم وجود دارد که در قالب 6 دستهی شرایط علّی، شرایط زمینهای، شرایط مداخلهگر، راهبردها و پیامدها قابل تقسیمبندی است. نوآوری مهم این مقاله ارائه مدل تصمیمگیری جمعی با استفاده از روش داده بنیاد است که میتواند اطلاعات مفیدی را بصورت خلاصه به مدیران منتقل کند و به آنها جهت استفاده از این روش، انگیزه دهد.
بررسی رابطه سرمایه فکری و عملکرد نوآوری با میانجیگری قابلیتهای پیکربندی مجدد دیجیتال و چابک
دوره 27، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 26-45
فربد فخرالدین، محمد مهدی پرهیزگار، محمدرضا مشایخ، علی شاه نظری
چکیده در محیط پویای امروز که شاهد عصر دیجیتال و چهارمین انقلاب صنعتی هستیم، نوآوری در محصولات و فرآیندهای شرکت به یک ضرورت تبدیل شده است. نظریات اخیر بیان میکنند؛ سرمایه فکری به عنوان یک منبع دانش راهبردی نقش کلیدی در دستیابی به عملکرد نوآوری برتر دارد و همچنین برخورداری از قابلیتهای پویا برای پیکربندی مجدد منابع دانش و پاسخ به فرصتهای نوآوری حیاتی است. لذا هدف از پژوهش حاضر بررسی ارتباط سرمایه فکری، عملکرد نوآوری محصول و عملکرد نوآوری فرآیند است و در این رابطه نقش میانجی قابلیتهای پیکربندی مجدد دیجیتال و چابک مورد بررسی قرار گرفته است. پژوهش حاضر از نظر رویکرد در زمره تحقیقات کمی و از حیث شیوه گردآوری داده از نوع توصیفی-همبستگی است. دادههای پژوهش با شیوه پیمایش و با استفاده از ابزار پرسشنامه از مدیران ارشد 127 بنگاه تولید کننده تجهیزات پزشکی گردآوری شده است. برای ارزیابی روایی و پایایی مدل اندازهگیری از روش تحلیل عاملی تاییدی و برای ارزیابی مدل ساختاری و فرضیههای پژوهش از روش مدلسازی معادلات ساختاری کمترین مربعات جزئی استفاده شده است. یافتههای این پژوهش نشان داد سرمایه فکری به عنوان یک منبع دانش راهبردی دارای تاثیر مثبت بر عملکرد نوآوری محصول و عملکرد نوآوری فرآیند است و قابلیتهای پیکربندی مجدد دیجیتال و چابک دارای نقش میانجی جزئی در این روابط هستند. درواقع، سرمایه فکری برای ارتقای عملکرد نوآوری محصول و فرآیند ضروری است اما برای بهرهبرداری موثر از این منبع دانش، شرکتهای تولید کننده تجهیزات پزشکی باید از قابلیتهای پویای مکمل همچون قابلیت پیکربندی مجدد دیجیتال و چابک برخوردار باشند.
بررسی عوامل موثر بر ترجیحات برند مصرف کننده با در نظر گرفتن چرخه عمر مشتریان در حوزه بانکداری (مورد مطالعه:بانک پارسیان)
دوره 25، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 27-44
خاطره قیصری، میرزا حسن حسینی، عادل آذر، سید موسی خادمی
چکیده هدف مقاله حاضر بررسی عوامل موثر بر ترجیحات برند مصرف کننده با در نظر گرفتن چرخه عمر مشتریان است. در حوزه بانکداری به خاطر شباهت خدمات ارایه شده و رقابت تنگاتنگ بین آنها، بررسی عواملی که باعث خلق ترجیحات مصرف کنندگان و گرایششان به سمت برند خاصی میشود حایز است. لذا باید اطلاعات مفیدی در اختیار مدیریت بانک ها قرار گیرد، تا با اختصاص مناسب منابع، مشتریانشان را در طول چرخه عمر آنها به درستی مدیریت کنند. در این پژوهش از روش آمیخته استفاده شد.در فاز کیفی ، از روش دلفی با حضور خبرگان بانکی و اساتید دانشگاهی استفاده گردید که نهایتا به شناسایی 63 شاخص در پنج بعد عوامل مربوط به مصرف کننده، عوامل استراتژیک، عوامل مربوط به برند، عوامل مربوط به سازمان و عوامل روانشناختی و طراحی مدل مفهومی انجامید. در بخش کمی، به منظور آزمون مدل ، 385 پرسشنامه محقق ساخته ، توسط مشتریان بانک پارسیان که در مراحل مختلفی از چرخه عمر خود قرار داشتند تکمیل شد. بر اساس تجزیه و تحلیل معادلات ساختاری و محاسبه ضرایب استاندارد توسط نرم افزار PLS ، ابعاد رواشناختی و عوامل مربوط به سازمان به ترتیب بالاترین تاثیر را در ایجاد ترجیحات برند مصرف کننده گان در تمام مراحل چرخه عمر آنها داشتند.
ارائه مدل بومی ابعاد زمینهای سازمان: شناسایی و رتبهبندی ابعاد زمینهای اجرای مدیریت فرایندهای سازمانی
دوره 27، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 27-57
سید محمد محمودی، محسن مومنه، عادل آذر
چکیده سازمانها توجه زیادی به مدیریت فرایندهای سازمانی نشان دادهاند اما مشکلات و شکستهای بسیاری در اجرا گزارش شده است، محققان عدم توجه به شرایط زمینهای را دلیل این مشکلات دانستهاند. ﻫﺪف اﯾﻦ ﭘﮋوﻫﺶ آن است که با ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ و اولویتبندی ابعاد زمینهای که در اجرای مدیریت فرایندهای سازمانی باید مدنظر قرار گیرند، مدل جدیدی را ارائه دهد. ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ ترکیبی ﮐﯿﻔﯽ-کمی است و از روش ﻓﺮاﺗﺮﮐﯿﺐ و آزمون فریدمن استفاده شده است. ابتدا با ﺟﺴتجو در ﭘﺎﯾﮕﺎهﻫﺎی علمی معتبر و فاصله زﻣﺎﻧﯽ مشخص، از 421 منبع بررسی شده نهایتا" 64 مورد وارد ﻣﺮﺣﻠﻪ نهایی شد و با استفاده از نرمافزار MAXQDA کدگذاری و تحلیل انجام گردید. سپس با تهیه پرسشنامه و نظرات خبرگان رتبهبندی انجام شد. بررسی روایی و پایایی در بخش اول با تعیین ملاکهای ورود و خروج اسناد، ابزار CASP و محاسبه ضریب کاپای کوهن و در بخش دوم با تایید خبرگان و محاسبه آلفای کرونباخ انجام گردید. با مرور اسناد 73 ﮐُﺪ ﻣﺘﻤﺎﯾﺰ ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﺷﺪ و ﮐُﺪﻫﺎ در ﻗﺎﻟﺐ 9 مقوله اصلی با بیشترین فراوانی مربوط به "ابعاد سازمانی" دستهبندی شدند. با اولویتبندی معیارها رتبه اول تا سوم به "زیرساخت فناوری"، "دانش مورد نیاز فرایند" و "فرهنگ پشتیبان" تعلق گرفت. نتایج این تحقیق نه تنها با تکیه بر متون علمی بلکه با در نظر گرفتن محیط کسبوکار و نظر متخصصان در کشور انجام شده است. بنابراین میتواند الگویی جدید و جامع برای سازمانها، متخصصان و محققان در کشور ﺑﺎﺷﺪ.
تحلیل ادراک مصرف کنندگان از محصولات لبنی: رویکرد نشانهشناسی
دوره 26، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 29-52
شهریار عزیزی، راحله عاشوری، سلمان عیوضی نژاد
چکیده هدف پژوهش حاضر، شناسایی درک ویژه مخاطبان پرمصرف محصولات لبنی برندهای ملی با برچسب «سنتی» از عناصر موجود بر روی بستهبندی این محصولات و تعریف آنها از یک محصول لبنی سنتی است؛ بنابراین به تجزیهوتحلیل و مقایسه بین پیام فرستنده (طراح بستهبندی) و آنچه گیرنده (مخاطب کالا) دریافت کرده، پرداخته است. جامعه آماری پژوهش مشتریان برندهای لبنیات در کشور هستند که برای انتخاب محصولات در جهت بستهبندی ماستهای سنتی برندهای ملی از طریق تحقیقات میدانی سه برند کاله، میهن و هراز گزینش شدند. در مسیر دستیابی به هدف پژوهش، به کمک رویکرد نشانهشناسی، در ابتدا با توصیف اثر به تشریح نشانههای دیداری اعم از تصویری و نوشتاری و تعیین میزان اهمیت هریک از آنها، محل قرارگیری و تشریح انواع نمادهای بهکاررفته در اثر پرداختهشده است. پس از توصیف اثر، به شیوه تحلیل «مارتین ژولی»، پیامهای موجود در اثر در سه بخش پیامهای تجسمی، شمایلی و زبانی مورد و بررسی قرار گرفتند؛ درنهایت به کمک روش «رولان بارت» در تحلیل تصاویر، دلالتهای صریح و ضمنی محتوای اثر شناسایی گردید. تحلیل یافتههای پژوهش نشان داد که سه نوع پیام تجسمی، زبانی و شمایلی در هر بستهبندی دارای اهمیت ویژهای هستند. در پیامهای تجسمی سه عنصر رنگ، جنس بستهبندی، بافت و شکل بستهبندی مهمترین نقشها را در رساندن مفهوم «سنتی» برای یک محصول لبنی ایفا میکنند. در بررسی پیامهای زبانی، انتخاب نام، فونت و زبان نوشتاری بسیار مهم هستند و هرکدام میتوانند دلالتهای ضمنی و مفهومی را دربگیرند؛ درنهایت در پیامهای دلالتهای صریح و ضمنی در تصاویر موردبررسی قرارگرفتهاند
شناسایی مولفههای خلق ارزش منابع انسانی در سازمانهای دولتی منتخب در حوزه فرهنگ
دوره 27، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 30-55
مجتبی عربی، میرعلی سیدنقوی، رضا واعظی، علیرضا کوشکی جهرمی
چکیده خلق ارزش و ارزشآفرینی یکی از قدیمیترین مفاهیم حوزه مدیریت و اقتصاد است. علیرغم سادگی مفهوم ارزش، عمق و معنای دقیق این واژه آنطور که شایسته است مورد بررسی پژوهشگران قرار نگرفته است. این درحالی است که اهمیت خلق ارزش منابع انسانی رشد کرده و در سالهای اخیر به فلسفه وجودی مدیریت منابع انسانی تبدیل شده است. شناسایی مولفههای آن در نظام اداری ایران، موضوع اصلی این پژوهش است. در این پژوهش که در تعدادی از دستگاههای حوزه فرهنگی، مذهب و گردشگری انجام شده است، روش تحقیق، تحلیل مضمون بوده و مدیران و کارشناسان با سابقه کار بیش از 5 سال در واحدهای مدیریت منابع انسانی جامعه آماری این پژوهش هستند. تحلیل دادهها نمایانگر 51 مضمون پایه و 16 مضمون سازماندهنده است. نتایج به دست آمده نشان میدهد کارکنان دستگاههای اجرایی در کانون توجه مدیریت منابع انسانی در بخش دولتی کشور بوده و خلق ارزش منابع انسانی در غالب موارد برای ایشان و با تمرکز بر رویکردهای سنتی مدیریت منابع انسانی، صورت میگیرد. از سوی دیگر خلق ارزش برای سایر ذینفعان بهویژه مردم، کمتر مورد توجه مدیران و کارکنان واحدهای مدیریت منابع انسانی در دستگاههای دولتی است.
طراحی الگوی حکمرانی خوب به منظور استحصال نظامند معادن با رویکرد توسعه پایدار (مطالعه موردی :مجتمع صنعتی و معدنی گل گهر سیرجان )
دوره 26، شماره 1، بهار 1401، صفحه 31-54
غزل رضایی لری، سنجر سلاجقه، شیوا مداحیان
چکیده تقویت شاخص های حکمرانی خوب در مناطقی که دارای منابع طبیعی و ثروت های خدادادی ارزشمندی هستند و یا در صنعت خاصی فعالیت دارند و همچنین تطابق این شاخص ها با شرایط محلی و بومی این مناطق منجر به توسعه پایدار ملی و همه جانبه می گردد.هدف اصلی این پژوهش طراحی الگوی حکمرانی خوب به منظور استحصال نظامند معادن با رویکرد توسعه پایدار است. روش این پژوهش، کیفی است و از روش تحقیق داده بنیاد استفاده شد. در این پژوهش ، 22تن از مدیران شرکت صنعتی و معدنی گل گهر و اعضای هئیت علمی دانشگاه ها به عنوان نمونه آماری به شیوه نظام مند انتخاب شدند. فرایند مصاحبه تا مرحله رسیدن به اشباع نظری انجام شد ومتون مصاحبه در سه مرحله کد گذاری باز ،محوری و انتخابی مورد تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد مسئولیت پذیری جامع گرا به عنوان شرایط علی که شامل تعهدات بین نسلی،زیست محیطی و اجتماعی است سبب شکل گیری حکمرانی خوب با وپژگی های آینده محوری،سلامت محوری و مردم محوری می گردد و در کنارفضای توسعه ای، فرصت سازی واستراتژی های توسعه محور منتج به توسعه پایدار در ابعاد اجتماعی،اقتصادی و زیست محیطی می گردد.
واکاوی آهنگ پیادهسازی برنامههای تغییر در پرتو مکالمات سازمانی
دوره 27، شماره 1، بهار 1402، صفحه 43-66
خجسته ملاحسینی، سیدحسین کاظمی، حسن دانایی فرد
چکیده مکالمات مجرای اصلی شکل گیری تغییرات سازمانی هستند که میتوانند آهنگ پیادهسازی برنامههای تغییر را تسریع کرده یا کند و نامطلوب سازند و در نتیجه توفیق یا شکست برنامههای تغییر سازمانی را رقم بزنند. از این منظر یک برنامه تغییر سازمانی زمانی از آهنگ پیادهسازی مناسبی برخوردار است که گذری هموار از چهار سطح مکالمات ابتکاری، تفاهمی، عملکردی، و خاتمهدهنده داشته باشد. با این حال بروز هر نوع مانع ذهنی و زبانی در روند شکلگیری مکالمات تغییر فوق منجر به عدم پیادهسازی مطلوب این برنامهها در زمان مقرر و تجربه آهنگ تغییرات کند و ناموفق در سازمان میشود. بر همین اساس هدف پژوهش حاضر، واکاوی عوامل موثر در تحقق بهنگام و موفق یا دیرهنگام و ناموفق اجرای برنامههای تغییر در بستر مکالمات سازمانی در هلدینگ آموزشی سبحان است. این پژوهش از نوع پژوهشهای کیفی است که برای جمعآوری داده از ترکیب فنون کیفی مصاحبه نیمهساختاریافته، مشاهده مشارکتی و تحلیل اسناد و برای تحلیل داده از تحلیل مضمون بهره میبرد. مشارکتکنندگان کلیه دستاندرکاران و افراد دخیل در دو برنامه تغییر هلدینگ آموزشی سبحان هستند. یافتهها نشان میدهد مکالمات عملکردی و سپس تفاهمی بیشترین حجم مکالمات تغییر و در نتیجه، اثرگذاری را در کندسازی آهنگ پیاده-سازی تغییرات به خود اختصاص میدهند. همچنین یافتهها نشان میدهد بیشتر موانع ذهنی و زبانی شکلگیری مکالمات موثر تغییر در سطح مکالمات تفاهمی روی میدهند اما مکالمات عملکردی حجم بیشتری از مکالمات تغییر را به خود اختصاص داده و نقش مهمتری در پیشبرد برنامههای تغییر دارند.
پدیدارشناسی یادگیری بین سازمانی در اجرای پروژه های مشترک
دوره 25، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 46-66
وجه الله قربانی زاده، حبیب رودساز، میر علی سیدنقوی، حسین محمدی
چکیده این پژوهش با هدف ارائه تعریف و تعیین جوهره پدیده یادگیری بینسازمانی به انجام رسیده است. در این تحقیق از مصاحبههای نیمهساختاریافته برای گردآوری دادهها از سازمانهای عضو در پروژه مشترک مبارزه با قاچاق کالا و ارز و از روش پدیدارشناسی به عنوان استراتژی تحقیق بهره به عمل آمد. نتیجه تحقیق منجر به ارائه ساختاری حاوی 1) معنا و مفهوم، 2) مشخصهها، 3) عوامل فراگیرنده، و 4) آثار و پیامدهای یادگیری بینسازمانی گردید. 1) معنا و مفهوم پدیده شامل بهاشتراکگذاری، بهینهیابی، و بومیسازی تجربیات؛ ادراک از موفقیت پروژه؛ اخذ بازخورد و پایش فرایند؛ 2) مشخصههای پدیده شامل ایجاد سیستم معانی مشترک؛ و انجام عملیات تیمی مشترک؛ 3) عوامل فراگیرنده پدیده شامل توسعه تعاملهای غیررسمی؛ و بهرهگیری از تجارب برونسازمانی؛ 4) پیامدهای پدیده شامل نیل به حل مسأله؛ و توسعه دانش و نوآوری؛ و آسیبها نیز شامل نیاز به تقویت اقتدار مرکز هماهنگکننده؛ و نیاز به ایجاد بیمه مسئولیت میگردد. با ارائه تعریف و تعیین جوهره و قلمرو مفهومی منحصربهفرد از پدیده یادگیری بینسازمانی در این مطالعه، محققان آتی قادر به اشتراک نظرها، یافتهها و ارائه چارچوبها و نظریههای علمی مرتبط در این حوزه میگردند.
شناسایی عوامل مؤثر در تجربه خرید آنلاین در بستر موبایل اپلیکیشنهای فروشگاهی با رویکرد مدلسازی ساختاری تفسیری
دوره 26، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 47-68
پریسا قندور، ناصر آزاد، عبدالله نعامی، فتانه علیزاده مشکانی
چکیده هدف از این مقاله، شناسایی عوامل مؤثر بر تجربه مشتری در خرید آنلاین از طریق موبایل اپلیکیشنهای فروشگاهی و مدلسازی ارتباطات درونی آنها است. در این راستا ابتدا بر مبنای شاخصهای شناساییشده در مدل نظری تجربه مشتری در موبایل اپلیکیشنهای فروشگاهی تلاش شد تا با بهرهگیری از روش دلفی با مشارکت خبرگان، غربالگری و نهایی سازی شاخصهای شناساییشده صورت پذیرد. بهرهگیری از روش دلفی در سه مرحله منجر به حذف 21 شاخص گردید. در ادامه با استفاده از روش مدلسازی ساختاری تفسیری ، مدل استخراجی ارزیابی و عوامل سطحبندی شدند. درنهایت با بهرهگیری از تحلیل میک مک قدرت نفوذ و میزان وابستگی عوامل تحلیل گردید. بر اساس خروجی این پژوهش، تأثیرگذارترین شاخص در ایجاد تجربه مشتری در خرید از طریق موبایل اپلیکیشنهای فروشگاهی، قابلیتهای دستگاه تلفن همراه است. این شاخص که خود را در سایز صفحه گوشی، نوع سیستمعامل تلفن همراه و بهرهگیری از قابلیتهایی همچون سیستم موقعیت جغرافیایی منعکس میکند در شرایطی بیشترین تأثیر را بر تجربه خرید آنلاین میگذارد که تصمیمگیری در خصوص آن خارج از کنترل طراحان موبایل اپلیکیشنها و مالکین خردهفروشیها است. همچنین مشخص شد که ابعاد اصلی مؤثر بر تجربه مشتری در 6 سطح تعریف میشوند که بر یکدیگر اثرگذارند. این پژوهش توانست درباره عوامل مؤثر بر تجربه مشتری در صنعت خردهفروشی و علیالخصوص فروش در بستر موبایل اپلیکیشنهای فروشگاهی، دید جامعتری ایجاد کند.
مدلی برای حاکمیت در شراکتهای راهبردی فرامرزی
دوره 25، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 51-75
سید حسین جلالی، حسین رحمان سرشت
چکیده بسیاری از شراکتهای راهبردی فرامرزی به علت انتخابها و تصمیمهای ضعیف در زمینه حاکمیت شرکتی با شکست مواجه میشوند. از آنجاییکه امروزه شکلگیری شراکتهای راهبردی فرامرزی یکی از استراتژیهای کارآمد برای رقابتپذیری بنگاهها و محصولات ایرانی در بازارهای بینالمللی است، تشریح زیربناها و الزامات طراحی نظام حاکمیتی نقش بسیار مهمی در ارتقای توان عملیاتی شراکتهای راهبردی شرکتهای ایرانی با شرکای خارجی دارد. به همینمنظور پژوهش حاضر با رویکرد اکتشافی و بهرهگیری از نظریه دادهبنیاد درصدد ارائه مدلی برای حاکمیت شرکتی در شراکتهای راهبردی فرامرزی است. دادههای موردنیاز از خلال نمونهگیری نظری و هدفمند از 11 شراکت راهبردی میان شرکای ایرانی و غیرایرانی گردآوری شده است. مدل نهایی پژوهش دربرگیرنده برهمکنش اقتضائات بینالمللی، شرایط شکلگیری شراکت راهبردی، سازماندهی شراکت و انتظارات ذینفعان است که بر نظام حاکمیت شرکتی تاثیر میگذارند و تصمیمگیری بهینه در این زمینه، پایداری شراکتهای راهبردی را بهبود میدهد.
طراحی و تبیین الگوی مدیریت مافوق (مورد مطالعه: شرکت گاز استان اصفهان)
دوره 26، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 54-75
محمودرضا نعمت بخش، علی نصر اصفهانی، علی صفری
چکیده امروزه با توجه بهاینکه کارکنان از بلوغ فکری قابل توجهی برخوردار هستند به دنبال ایجاد تعامل و همدلی سازمانی بین خود و مافوقشان هستند. این امر موجب مشارکت هرچه بیشتر کارکنان در سازمانها شده است. هدف از این مقاله، طراحی و تبیین مدل مدیریت مافوق در شرکت گاز استان اصفهان بود. روش این پژوهش از لحاظ هدف، توسعهای- کاربردی و از لحاظ روش، از جمله پژوهشهای ترکیبی (کیفی و کمی) است. میدان تحقیق در بخش کیفی شامل 29 نفر مدیران شرکت گاز بودند که 14 نفر از آنها با روش نمونه گیری هدفمند، مصاحبههای نیمه ساختار یافته و با رعایت قاعده اشباع انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمی شامل 881 نفر مدیران و کارشناسان مناطق 6 گانه و ستاد مرکزی شرکت گاز بودند که با استفاده از فرمول5q<n<15q تعداد 400 عدد پرسشنامه توزیع گردید. برای بررسی برازش مدل مفهومی از پرسشنامه محقق ساخته استفاده گردید و جهت بررسی روایی بخش کیفی از شاخص و نسبت روایی محتوایی استفاده شد و همچنین از روش بازآزمون به منظور سنجش پایایی بخش کیفی استفاده شد و پایایی بخش کمی با ضرائب آلفای کرونباخ سنجیده شد. در بخش یافتهها در بخش کیفی، تحلیل مصاحبهها منجر به استخراج 57 مفهوم شد که در قالب شش مقوله اصلی روش داده بنیاد طبقه بندی شدند. در بخش کمی، مدل طراحی شده با استفاده از نرم افزارهای SPSS 20،Smart PLS 3.0 مورد آزمون قرار گرفت. در پایان، نتایج بخش کمی نشانگر اعتبار مدل طراحی شده در بخش کیفی و پذیرش همه فرضیههای پژوهش بود.
مدل فرایندی نهاد میانجی نوآوری در خلق ارزشهای مشترک بین نهادی
دوره 27، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 57-77
کامبیز قدس، ابوالقاسم سرآبادانی، سید سپهر قاضی نوری
چکیده توسعه در زیستبومهای تخصصی، نیازمند خلق ارزش و کسب و کارهای نوآورانه است. مطالعات نشان میدهد که خلق و تبادل ارزش بین نهادها میتواند منجر به توسعه زیستبومها شود. این پژوهش با هدف ارائه مدل فرایندی نهاد میانجی در خلق ارزش در همکاریهای بین نهادی انجام شد. مطالعه حاضر با روش کیفی و رویکرد تئوری داده بنیاد انجام شد. بمنظور جمعآوری اطلاعات از مصاحبههای عمیق با 19 نفر از متخصصین حوزه نوآوری استفاده شد. مطالعه با نمونهگیری هدفمند از مصاحبهها آغاز و به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحلیل مقایسهای به شیوه استراوس و کوربین استفاده شد. پس از تجزیه و تحلیل دادههای بیش از 1332 گزاره حاصل از مصاحبهها، بیش از 216 کد باز، 19 مقوله محوری، ۶ مقوله اصلی یافت شد. "نهاد میانجی نوآوری در خلق ارزشهای بین نهادی"، "برنامه همکاری مشترک"، "خلق ارزش مشترک"، "شبکهسازی تعاملات نهادی"، "شبکه باور"، " نهاد میانجی نوآوری" و "فرایندهای میانجی نوآوری" بعنوان مقولههای اصلی یافت شد. همچنین مشخص شد عملکرد نهاد میانجی نوآوری از طریق تقویت شبکهسازی بین نهادی و با مکانیزم برنامههای همکاری مشترک منجر به خلق ارزش مشترک بین نهادهای زیست بوم تخصصی میشود.
شناسایی و مفهوم پردازی پیشرانهای تصمیم گیری استراتژیک تحول دیجیتال در سازمانهای خرده فروشی پوشاک ایران
دوره 27، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 59-88
شکوه سادات علیزاده مقدم، اسداله کردناییج، سید حمید خداداد حسینی، ایوب محمدیان
چکیده تحول دیجیتال در حال تغییر سریع و گسترده سازمانهای خردهفروشی پوشاک است. سرعت بالای ورود دانش جدید به سازمان وعدم قطعیت ویژه دنیای مد و پوشاک، مجال برنامهریزیهای استراتژیک را به سازمان نمیدهد و مدیران ارشد ناگزیر از تصمیمگیری استراتژیک در این حوزه هستند. شناسایی و مفهومپردازی پیشرانهای تصمیمگیری استراتژیک در تحول دیجیتال سازمانهای خردهفروشی هدف اصلی این پژوهش است. این پژوهش با استفاده از استراتژی پژوهش داده بنیاد چندگانه طی دو مرحله زمینهیابی نظری و تجربی به شناسایی پیشرانها پرداختهاست. در مرحله زمینهیابی نظری با استفاده از روش فراترکیب، بیست و سه مقاله بینالمللی از پایگاههای معتبر انتخاب و کدها و مفاهیم مرتبط با سئوال پژوهش استخراج گردید. در مرحله زمینهیابی تجربی، با هفده نفر از خبرگان مصاحبه بر مبنای پروتکل انجام شد و کدها و مفاهیم استخراج شده از مرحله فراترکیب مجددا بررسی، بازتعریف و تکمیل گردیدند. در نهایت با یک روند رفت و برگشتی و غنیسازی نظریه، مدل پیشرانهای تصمیمگیری استراتژیک تحول دیجیتال در خردهفروشی پوشاک ایران طراحی گردید. نتایج حاکی از آناست که پیشرانهای تصمیمگیری استراتژیک تحول دیجیتال در هفده مفهوم و چهار مقوله تحت عناوین «محرکهای درونسازمانی»، «فشار عوامل صنعت و بازار»، «الزامات زیرساختی دولتی» و «کلانروندهای محیطی» قرار میگیرند. فشار اقتصادی و اشاعه فناوری اطلاعات و تغییرات زیست اجتماعی از مقوله کلان روندهای محیطی، انتظار عملکرد مالی و زیرساخت دیجیتال سازمان و تقاضای کارکنان از مقوله محرکهای درون سازمانی و فشار مشتری و فشار فضای رقابتی از مقوله فشارهای صنعت و بازار، نسبت به سایر مفاهیم از بیشترین اهمیت و اولویت برخوردارند.
بررسی ابعاد مدیریت برند سازمان در بانک ملت با روش فراترکیب
دوره 25، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 68-87
سارا پسران افشاریان، محمد حقیقی، مهدی حقیقی کفاش، هاشم آقازاده
چکیده هدف تحقیق حاضر بررسی ابعاد مدل مدیریت برند سازمان در بانک ملت بوده است.
روش: این پژوهش آمیخته و از لحاظ هدف بنیادین است و برحسب روش گردآوری دادهها میدانی محسوب میشود. تکنیک کیفی مورد استفاده شده فراترکیب و مصاحبه، در قسمت کمی تکنیک حداقل مربعات جزیی بوده است. جامعه هدف برای قسمت کیفی مدیران و خبرگان بانکداری با مدرک کارشناسی ارشد به بالا و سابقه کاری بالای 5 سال بودند و برای قسمت کمی کارمندان صف و ستاد بانک ملت بودند. روش نمونه گیری در قسمت کیفی گلوله برفی و تعداد حجم نمونه با توجه به اشباع نظری دادهها 8 بوده است و در قسمت کمی نمونه گیری تصادفی و تعداد نمونه 361 نفر. در قسمت کیفی با استفاده از نرم افزار MAXQDA به تحلیل مصاحبهها و مطالعات پرداخته شده و در قسمت کمی با استفاده از نرم افزارSmart PLS به تایید مدل استخراج شده از قسمت کیفی پرداخته شده است.
یافتهها: براساس نتایج پژوهش، درمجموع 13 مقوله و 41 مفهوم شناسایی و استخراج شدند. این مقولهها شامل مدیریت هویت سازمان، ارزش ویژه برند، فرهنگ سازمانی وغیره می باشد.
نتیجه گیری: یافتههای پژوهش میتواند برای مدیران بانک و کارشناسان بازاریابی نتایج حائز اهمیتی داشته باشد. کاملاً آشکار است برند سازمان عامل مهمی در موفقیت سازمانها می باشد.
