نوع مقاله: مقاله پژوهشی

پیمایش آینده: درک عوامل کلیدی موفقیت و چالش‌های کارآفرینی وب 3

دوره 28، شماره 1، بهار 1403، صفحه 76-98

امیرعلی معزی، احسان چیت ساز، مجید احمدی

چکیده موج سوم وب (وب 3) از همگرایی فناوری‌های دیجیتالی مانند هوش مصنوعی، یادگیری ماشین، کلان‌داده و بلاک‌چین پدید آمده که همگی می‌توانند شیوه‌های سنتی ایجاد و گسترش کسب‌و‌کار را متحول کنند. این مرحله‌ی دگرگون کننده که به عنوان کارآفرینی وب 3 شناخته می‌شود، صنایع سنتی را مختل کرده و بازارهای جدیدی را ایجاد می‌کند که با تقویت رشد اقتصادی، باعث شکل‌گیری چشم‌انداز‌های شغلی جدید می‌شود. با این وجود، سرعت برق‌آسای این پیشرفت فناورانه چالش‌های پیچیده‌ای را به همراه دارد که سازگاری فوق‌العاده همراه با یادگیری مداوم را در اکوسیستم کارآفرینی در حال تکامل امروز الزامی می‌کند. هدف این پژوهش کشف عوامل حیاتی برای رشد و موفقیت و بررسی پیامدهای این شکل از کارآفرینی مدرن است. به این منظور، یک مطالعه دلفی با حضور 30 متخصص صنعت انجام گشت که بینش آنها منجر به شناسایی چهار دسته عوامل موفقیت کلیدی شد: عوامل فناورانه، فردی، محیطی و سازمانی. نتایج این تحقیق نشان داد که در کنار وجود برخی پیامد‌های نامطلوب زیست‌محیطی، اجتماعی و اقتصادی مانند احتمال ایجاد شکاف دیجیتال و مصرف بیش از حد انرژی، پتانسیل‌هایی نیز در دل این فناوری وجود دارد که در صورت بهره‌گیری می‌تواند منجر به جبران این پیامدها از طریق ایجاد شفافیت و اعتماد بیشتر در معاملات، فرصت‌های جدید مبتنی بر اکوسیستم غیرمتمرکز و راه‌حل‌های پایدار برای رسیدگی به چالش‌های زیست‌محیطی شود.

مسئولیت های اجتماعی درون سازمانی مبتنی بر انگیزش درونی: شناسایی شکاف ها

دوره 28، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 78-102

سپیده حاتمی، محمدهادی صفایی

چکیده منابع انسانی یکی از مهم‌ترین منابع هر سازمانی است که برای کسب نتایج کاری موثر نیاز به انگیزه‌ی درونی دارند. مسئولیت‌های اجتماعی درون‌ سازمانی می‌تواند نقش عمده‌ای در این خصوص داشته باشد. علارغم توسعه مبحث مسئولیت‌های اجتماعی، بحث تمرکز فعالیت‌های آن روی انگیزش درونی کارکنان نادیده گرفته شده است. از این رو هدف این پژوهش، شناسایی مسئولیت‌های اجتماعی درون‌ سازمانی است که بر انگیزش درونی کارکنان تأثیر دارند و در ادامه شکاف‌ها بین مدیران و کارکنان بررسی می‌شود. پژوهش حاضر ترکیبی کیفی-کمی است و از روش تحلیل مضمون و پیمایشی استفاده شده است. بدین منظور با 25 نفر از مدیران یک شرکت دولتی مصاحبه‌هایی صورت پذیرفت. بعد از کدگذاری اولیه مصاحبه و آزمون دلفی 25 مضمون پایه، 8 مضمون سازمان‌دهنده و 3 مضمون فراگیر به شرح ذیل شکل گرفت. موفقیت (شامل حمایت از کارکنان، کمک به یادگیری و توسعه و اقدامات منجر به افزایش حس غرور کارکنان)، تعلق (شامل مشارکت کارکنان، ارائه خدمات به خانواده‌های کارکنان و احترام به کارکنان) و قدرت (شامل رعایت امور اخلاقی و رعایت عدالت در شرکت). نتایج کمی نیز نشان می‌دهد شکاف‌هایی عمیق بین مدیران و کارکنان در همه‌ی ابعاد وجود دارد. نتایج این پژوهش به افزایش مبانی نظری در این حوزه‌ی مطالعاتی کمک می‌نماید.

ارائه چارچوب توسعه هویت رهبری؛ پژوهشی با رویکرد هستی شناسی رئالیسم انتقادی

دوره 29، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 91-117

https://doi.org/10.48311/mri.2025.23853

محمدصادق قلی زاده، جبار باباشاهی، بهزاد محمدیان، حمیدرضا یزدانی، شمس السادات زاهدی

چکیده یکی از بزرگترین چالش‌های پیش روی رهبران ، نیاز به توانمندسازی آنها برای سازگاری با محیط‌های پویا و متلاطم است، نتایج پژوهش‌ها حاکی از آن است که افراد با هویت رهبری توسعه یافته‌تر، امکان رشد و موفقیت بیشتری دارند. اما در مقام عمل، در سازمان‌ها عموما فرایند توسعه رهبران صرفا بر ایجاد مهارت‌ها و شایستگی‌های شخصی متمرکز شده است و اغلب از توسعه هویتی رهبر غفلت می‌شود. از سوی دیگر، پارادایم رئالیسم انتقادی ادعا می‌کند از طریق واکاوی لایه به لایه واقعیت، پرده از بخش‌های زیرین و نهفته پدیده‌ها بر می‌دارد و شناخت عمیقتر آنها را میسر می‌سازد، از این رو، پژوهش حاضر با هدف ارائه چارچوبی برای توسعه هویت رهبری مبتنی بر رویکرد رئالیسم انتقادی انجام گرفت. استراتژی پژوهش فراترکیب و ابزار گردآوری اطلاعات، متون و اسناد بودند. یافته‌های پژوهش زمینه ساز شناسایی 19 مفهوم و 4 مقوله برای توسعه هویت رهبری گردید. تحلیل اسناد و ادبیات موجود نشان داد که "عوامل، مکانیزم‌ها و ابزارهای تقویت و توسعه هویت رهبری" در بستر "زمینه و محیط تاثیرگذار بر توسعه هویت رهبری" و تحت تاثیر "سایر شرایط" منجر به " پیامدهایی" می‌گردد که تقویت و توسعه هویت رهبری را رقم خواهد زد.

شناسایی چالش‌های دورکاری حاصل از تجربه زیسته کارکنان

دوره 28، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 93-125

یاسمن مدرسی، میر علی سیدنقوی

چکیده گسترش شیوه‌های جدید انجامِ کار از جمله دورکاری، از پدیده‌های نوظهور همزمان با عصر اطلاعات است که تاثیر چشم‌گیری بر زندگی کاری و خانوادگی افراد داشته‌است. در این پژوهش به شناسایی و دسته‌بندی چالش‌های دورکاری پرداخته شده‌است. روش پژوهش حاضر کیفی بوده و از روش پدیدارشناسی تفسیری استفاده شده‌است. برای شناسایی چالش‌ها، ابتدا با مرور ادبیات، پرسش‌های مصاحبه تهیه شده و سپس 12 مصاحبه با کارکنان یک شرکت خصوصی در شهر تهران انجام‌شد. روش نمونه‌گیری مورداستفاده در این پژوهش، قضاوتی هدفمند است. نتایج پژوهش نشان داد چالش‌های دورکاری از دید کارکنان و با توجه به تجربیات آن‌ها شامل عوامل شغلی، سازمانی، فردی، اجتماعی، اقتصادی و محیطی می‌باشد. باتوجه به یافته‌های پژوهش، بر مدیران واجب است تا پیش از اجرای طرح دورکاری نسبت به برقراری شرایط موردنیاز آن اهتمام ورزیده و با پیمایش مستمر کارکنان و بررسی میزان رضایت و موفقیت آن‌ها در حین دورکاری، در جهت توسعه طرح دورکاری اقدام نمایند.

تحلیل اثر نشانه‌های هشداردهنده اولیه و علل کار‌ خارج‌ـ‌‌از‌ـ‌‌توالی بر بهره‌وری پروژه‌های ساخت‌وساز صنعتی

دوره 29، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 93-130

https://doi.org/10.48311/mri.2025.27637

امیرعلی فوکردی، سید کامران قریشی، فاطمه تقی‌ملایی

چکیده این پژوهش در پی شناسایی بارزترین نشانه‌های هشدار اولیه و علل وقوع کار خارج‌ـ‌‌از‌ـ‌توالی و تحلیل اثر آن‌ها بر بهره‌وری پروژه‌های ساخت‌‌وساز صنعتی است. بدین منظور، با اتکا به پیشینه پژوهش و نظرات گروهی متشکل از 16 خبره و به کمک فن دلفی فازی بارزترین این نشانه‌ها و علل در پروژه‌های ساخت‌وساز صنعتی تعیین، و با استفاده از قواعد ماکس‌ـ‌ماکس و بیز اثر آن‌ها بر بهره‌وری پروژه‌های مذکور در دو موقعیت اطمینان کامل و ریسک تحلیل شد. ادغام یافته‌های دو رویکرد نشان داد که در میان بارزترین نشانه‌های هشدار اولیه، شش نشانه «ویرایش‌های زیاد در طراحی»؛ «حضور افراد بی‌تجربه در نقش‌های کلیدی»؛ «گرایش به تخطی از منحنی پیشرفت خط پایه»؛ «برنامه‌ریزی ضعیف برای گذار از مرحله ساخت‌ به مرحله راه‌اندازی»؛ «درصد بالای دوباره‌کاری»؛ و «استفاده زودهنگام از شناوری» جدی‌ترین اخطار آسیب به بهره‌وری از جانب کار خارج‌ـ‌‌از‌ـ‌توالی را می‌دهند. همچنین، در میان بارزترین علل کار خارج‌ـ‌‌از‌ـ‌توالی، «عدم توجه به الزامات ذ‌ی‌نفعان حین برنامه‌ریزی»؛ «تغییر در طراحی»؛ «ارتباط ضعیف تیم پروژه با طرف‌های مختلف پروژه»؛ «عدم تحویل به‌موقع توسط تأمین‌کنندگان»؛ «واقعی نبودن زمان پیش‌بینی‌شده برای فعالیت‌ها»؛ و «نبود منابع مالی کافی برای پروژه» می‌توانند با زمینه‌سازی برای وقوع کار خارج‌ـ‌‌از‌ـ‌توالی، بیشترین آسیب را به بهره‌وری پروژه‌های ساخت‌وساز صنعتی وارد کنند. یافته‌های این مطالعه به مدیران در درک بهتر نشانه‌های هشدار اولیه و علل کار خارج‌ـ‌‌از‌ـ‌توالی و پیش‌بینی تمهیداتی برای پیشگیری از وقوع یا کاهش آثار منفی این پدیده در مرحله برنامه‌ریزی پروژه‌های ساخت‌وساز صنعتی کمک می‌کند.

شناسایی عوامل مورد انتظار مشتریان آنلاین ایرانی از تعامل با چت‌بات‌ها

دوره 29، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 94-127

https://doi.org/10.48311/mri.2026.28270

شهریار عزیزی، حسام‌الدین نعمتی، نوید خانجان‌زاده

چکیده چت‌بات‌ها به‌عنوان یکی از کاربردهای مهم هوش مصنوعی، به‌طور فزاینده‌ای در تعامل میان مشتریان و سازمان‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند و نقش مهمی در بهبود تجربه مشتری ایفا می‌کنند. با وجود گسترش کاربرد این فناوری، شناخت نظام‌مند انتظارات کاربران از چت‌بات‌ها، به‌ویژه در بستر فرهنگی ایران، همچنان محدود است. هدف پژوهش حاضر، شناسایی و تبیین انتظارات مشتریان ایرانی از تعامل با چت‌بات‌ها در محیط‌های آنلاین است. این پژوهش با رویکردی کیفی و با بهره‌گیری از روش تحلیل تم انجام شده است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۲۰ نفر از کاربران دارای تجربه یا آشنایی کاربردی با چت‌بات‌ها گردآوری شد و نمونه‌گیری به روش گلوله‌برفی ادامه یافت تا اشباع نظری حاصل شود. در فرایند تحلیل داده‌ها، ۱۰۹ مضمون پایه استخراج و در قالب ۲۳ مضمون سازمان‌دهنده و ۶ مضمون فراگیر طبقه‌بندی شدند. یافته‌ها نشان می‌دهد که انتظارات مشتریان از چت‌بات‌ها در شش بعد اصلی شامل اثربخشی، کیفیت پاسخگویی، انسان‌گونگی، ارتباط‌گیری، امنیت و دسترسی قابل تبیین است. این ابعاد طیفی از انتظارات کارکردی، تعاملی و احساسی کاربران را در بر می‌گیرد و بیانگر آن است که مشتریان، علاوه بر سرعت و دقت پاسخ‌ها، به ویژگی‌هایی نظیر همدلی، درک زمینه گفتگو، شخصی‌سازی تعامل و حفظ حریم خصوصی نیز توجه ویژه دارند. نتایج این پژوهش می‌تواند مبنایی کاربردی برای طراحی، توسعه و بهبود چت‌بات‌های خدماتی متناسب با نیازها و ویژگی‌های کاربران ایرانی فراهم آورد.

گونه شناسی ذهنیت کنشگران در زمینه تولید ملی در ایران؛ پژوهشی مبتنی بر روش شناسی کیو

دوره 29، شماره 1، بهار 1404، صفحه 97-123

https://doi.org/10.48311/mri.2025.676

محمدحسین محمدی، روح الله رازینی، محمد نوروزی

چکیده از آنجا که طراحی، پیاده سازی و اجرای هر سیاستی مستلزم اتفاق نظر و یکپارچگی ذهنیت کنشگران آن است، شناسایی ذهنیت ها گام آغازین برای پیشبرد چنین اقدامی است. تولید ملی و پرداخت به ابعاد آن از مناظر گوناگون یکی از مهمترین موضوعات مورد توجه اندیشمندان و مجریان بوده و هست، از این رو این پژوهش با هدف گونه‌شناسی ذهنیت کنشگران در حوزه تولید ملی در ایران انجام گرفته و با استفاده از روش‌شناسی کیو، به شناسایی و دسته‌بندی این ذهنیت ها پرداخته است. در این پژوهش با گردآوری و بررسی اسناد و منابع، گزاره‌های کلیدی در زمینه تولید ملی استخراج شده است و سپس با مراجعه به 28 نفر از کنشگران این حوزه از جمله مسئولان دولتی، نمایندگان مجلس و صاحب‌نظران و سپس تحلیل داده‌های به دست آمده با بهره گیری از روش کیو، پنج گونه ذهنیتی شناسایی شده است: «منادیان تولید ملی»، «رانت‌ستیزان حامی خودکفایی»، «مداخله‌ستیزان رقابت‌گرا»، «فن‌سالاران نهادگرا» و «توسعه‌گرایان برون‌گرا». با وجود تفاوت دیدگاه‌ها، کنشگران در برخی زمینه ها اتفاق نظر دارند؛ از جمله نقش تنظیم‌گری دولت در زمینه تولید، لزوم حمایت هدفمند از تولید ملی، اهمیت تکمیل زنجیره ارزش صنایع بزرگ و لزوم عمق‌بخشی به تولید. نکته اصلی مورد توافق این است که تولید ملی نیازمند یک قوه عاقله است که بتواند با ایجاد انسجام و اجماع در میان کنشگران، سیاست‌های منسجم و مؤثری را در این حوزه اعمال کند.

مدل رهبری اشتراکی در تیم‌های کاری دانش‌بنیان

دوره 28، شماره 1، بهار 1403، صفحه 100-129

سید حسام کاشانی، علی شائمی برزکی، علی نصر اصفهانی

چکیده پژوهش حاضر با هدف ارایه الگوی رهبری اشتراکی در تیم‌های کاری دانش‌بنیان ایران صورت پذیرفت. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش آمیخته کیفی(نظریه داده‌بنیاد) و کمی(پیمایشی) است. میدان پژوهش، شامل متخصصان و خبرگانی هستند که با روش نمونه‌گیری نظری و هدفمند با 15 نفر از آنها مصاحبه نیمه ‌ساختار‌مند انجام شد. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش استراوس و کوربین در سه مرحله (کدگذاری باز، محوری و انتخابی) با نرم‌افزار Atlas.ti 8 استفاده شد. نتایج نشان داد سه دسته عوامل خصوصیات فردی اعضای تیم، ویژگی‌های سازمانی و ویژگی‌های فراسازمانی بر راهبردهای رهبری اشتراکی موثر بوده و توسعه رهبری در درون تیم‌های دانش‌بنیان منجر به پیامدهای فردی، تیمی و سازمانی می‌گردد. برخی عوامل زمینه‌ای و مداخله‌گر نیز شناسایی و سپس مورد تأیید واقع گردید. در بخش کمی جامعه آماری متخصصان و کارشناسان فعال در تیم‌های دانش‌بنیان بود. ابزار پژوهش، پرسشنامه بر مبنای مدل طراحی شده بود که به روش تصادفی طبقه‌ای بین 100تیم کاری( 490 نفر) توزیع شد. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از مدلسازی معادلات ساختاری با نرم‌افزار Amos استفاده شد. نتایج نشان داد که شرایط علّی (با ضریب تأثیر 45/0) و عوامل زمینه‌ای (با ضریب تأثیر 37/0) بر رهبری اشتراکی اثر مثبت و معنی‌دار دارند. شرایط مداخله‌گر (با ضریب تأثیر 19/0) بر رهبری اشتراکی دارای اثر مثبت و معنی‌دار بوده و پدیده اصلی یا رهبری اشتراکی( با ضریب تأثیر 85/0) دارای اثر مثبت و معنی‌دار بر راهبردها و راهبردهای رهبری اشتراکی با ضریب تأثیر 95/0 پیامدهای رهبری اشتراکی اثر دارد.

مدلسازی رهبری سازمانی مبتنی بر ادبیات کلاسیک ایران (رویکردی نوین به مدل‌های غیرخطی فازی)

دوره 28، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 104-134

فرهاد زارعی، هادی تیموری، علی نصر اصفهانی، محسن محمدی فشارکی

چکیده رهبری از مباحث بسیار مهم در ادبیات سازمان و مدیریت است؛ همچنین ادبیات کلاسیک ایران نیز در این زمینه دارای مطالب فراوان و مهمی است. لذا هدف پژوهش حاضر مدل‌سازی رهبری سازمانی مبتنی بر ادبیات کلاسیک ایران (کلیات سعدی، قابوسنامه و سیاستنامه)، است. مطالعه کنونی یک پژوهش ترکیبی و اکتشافی است. جامعه آماری در بخش کیفی شامل خبرگان حوزه مدیریت و در بخش کمی شامل کارمندان و مدیران شهرداری شیراز است. بر اساس مطالعات کتابخانه‌ای و مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته و دریافت نظر خبرگان، مفاهیم مربوطه استخراج شد؛ در ادامه بر اساس رویکرد دلفی-فازی، مولفه‌های مورد استخراج مورد تأیید قرار گرفتند در مرحله بعد با استفاده از روش ISM روابط مابین مولفه‌های تحقیق طبقه‌بندی گردید. در نهایت از مدل معادلات ساختاری جهت آزمودن مدل طراحی شده خبرگان استفاده گردید. بر اساس مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته تعداد 94 کد نهایی در سه بُعد کلی شامل بعد پنداری با سه زیرتم نگرشی، شناختی و منشی، بعد کرداری با سه زیرتم عوامل فردی، گروهی و سازمانی و بعد گفتاری با زیرتم کلامی، دستهبندی گردیدند. رویکرد دلفی-فازی لجستیک نوع 3 با تابع ورودی شوبرت جهت مولفه‌های مورد استخراج به کار گرفته شدند. در نهایت بر اساس نتایج مشخص گردید مدیران بیش از کارمندان مدل طراحی شده را در رهبری سازمان مورد تأیید قرار دادند. توجه به فرهنگ، تمدن و مذهب که در ادبیات کلاسیک ما به شدت مورد توجه قرار گرفته است؛ می‌تواند در طراحی مدل رهبری که با شرایط سازمان‌های دولتی کشور تطابق بالاتری داشته باشد؛ موفق عمل نماید.

ارائه چارچوبی برای تبیین افول برند در صنعت پوشاک ورزشی

دوره 28، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 127-152

اسداله کردناییج، سیده رویا کلاتی، حمیرا شجاعی

چکیده صنعت پوشاک ورزشی به طور فزاینده‌ای رقابتی و پویا است و برندها برای جذب و حفظ مشتریان با چالش-های متعددی مانند ظهور رقبا، تغییر ترجیحات مشتریان و نوسانات اقتصادی روبرو هستند. از اینرو چارچوب افول برند می‌تواند ابزاری ارزشمند برای برندهای پوشاک ورزشی باشد تا به آنها در درک و پیش‌بینی روندهای آینده و اتخاذ تصمیمات استراتژیک کمک کند. هدف از این تحقیق طراحی چارچوب افول برند در صنعت پوشاک ورزشی است. این پژوهش از نظر فلسفه، پرگماتیسم؛ از نظر روش، کیفی؛ و از نظر استراتژی، داده بنیاد است. برای تعیین چارچوب افول برند، مصاحبه ای با 15 نفر از متخصصین در حوزه مدیریت برند و مدیران برجسته صنایع پوشاک ورزشی، به روش گلوله برفی و رسیدن به حد اشباع نظری انجام شد. روایی و اعتبار ابزار گردآوری داده ها به روش گوبا و لینکلن مورد بررسی و تایید قرار گرفت. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که بهترین راه‌حل با توجه به چارچوب طراحی شده دارای 7 عامل و 35 مولفه مرتبط با آن است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که در چارچوب افول برند، متغیرهای درون سازمانی در قالب کاهش سهم بازار، کاهش آگاهی از برند، کاهش وفاداری به برند، و ضعف در مدیریت و ابعاد مرتبط با محیط در قالب افزایش رقابت، عدم فرهنگ‌سازی برند، و شکاف تکنولوژی در صنعت پوشاک ورزشی نقش کلیدی دارند. چنانچه سازمان بخواهد از افول برند جلوگیری کند و موقعیت برند خود در بازار را تثبیت و یا بهبود ببخشد باید به این متغیرهای درون سازمانی و محیطی توجه نماید.

مدل پیش‌بینی هوشمند قصد و رفتار خرید در بازار محصولات الکترونیکی بازسازی‌شده با شبکه‌های عصبی: شواهدی از ایران

دوره 29، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 129-157

https://doi.org/10.48311/mri.2026.28271

مرضیه سلطانی، آمنه خدیور

چکیده با رشد زباله‌های الکترونیکی و محدودیت منابع، محصولات بازسازی‌شده مانند گوشی هوشمند و لپ‌تاپ گزینه‌ای پایدار و مقرون‌به‌صرفه‌اند، اما الگوی پذیرش آن‌ها در ایران نیازمند تبیین دقیق است. این پژوهش با تلفیق نظریه رفتار برنامه‌ریزی‌شده آجزن و مدل رفتار نوع‌دوستانه شوارتز، چارچوبی پیش‌بینی‌محور مبتنی بر شبکه‌های عصبی مصنوعی برای برآورد قصد و رفتار خرید ارائه می‌کند. مطالعه توصیفی- کاربردی، پیمایشی و تک‌مقطعی است؛ داده‌ها از ۴۰۰ مصرف‌کننده ایرانیِ گوشی هوشمند و لپ‌تاپ در پاییز و زمستان ۱۴۰۳ با نمونه‌گیری در دسترس و پرسشنامه پنج‌درجه‌ای گردآوری شد. پس از پاک‌سازی، بازکُدگذاری آیتم‌های منفی و نرمال‌سازی، شبکه‌های چندلایه در متلب با تفکیک ۷۰/۱۵/۱۵ آموزش یافت و علاوه بر پیش‌بینی، اهمیت نسبی سازه‌ها با تحلیل حساسیت محاسبه شد. نتایج نشان داد مدل شبکه عصبی مصنوعی توان پیش‌بینی قابل اتکا برای قصد و رفتار خرید دارد؛ در رتبه‌بندی اهمیت، کنترل رفتاریِ درک‌شده و نگرش نسبت به رفتار بیشترین سهم را در تبیین رفتار خرید داشتند و قصد خرید حلقه پیونددهنده مؤثری میان سازه‌های شناختی و رفتار واقعی باقی ماند، در حالی‌که هنجار ذهنی، هنجار اخلاقی و آگاهی از پیامد اثرات مثبت اما ملایم‌تری نشان دادند. این رویکرد یادگیری‌محور، فراتر از تبیین‌های خطی، تصویر دقیق‌تری از الگوهای نهفته بین سازه‌ها و برآورد مطمئن‌تری از احتمال وقوع رفتار خرید در بافت ایران فراهم می‌کند و نشان می‌دهد سیاست‌های اثربخش باید هم‌زمان بر تقویت احساس توانمندی و سهولت عمل، ساده‌سازی فرایند خرید و کاهش ریسک خدمات پس از فروش، و شکل‌دهی نگرش مثبت مبتنی بر منافع اقتصادی و زیست‌محیطی متمرکز شوند.

توسعه مدل پاسخ‌های رفتاری مصرف‌کننده در دوران همه‌گیری کووید 19

دوره 28، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 122-144

عادله گراوند، کامبیز حیدرزاده هنزایی، زهره دهدشتی شاهرخ، محمد علی عبدالوند

چکیده همه‌گیری کووید 19، تغییرات چشمگیری در جنبه‌های مختلف زندگی افراد در سراسر جهان ایجاد کرد. این تغییرات رفتار مصرف‌کننده را نیز تحت تأثیر قرارداد. افراد برای اینکه کمتر در معرض ابتلا به بیماری قرار گیرند، فاصله‌گذاری اجتماعی را رعایت کرده و اقدامات احتیاطی مانند استفاده از ماسک و ضدعفونی کردن دست را موردتوجه قرار دادند. هدف پژوهش حاضر،بررسی پاسخ‌های رفتاری مصرف‌کننده در دوران همه‌گیری کووید ، خرید و مصرف مواد غذایی است. به‌منظور دستیابی به هدف، از روش پژوهش ترکیبی متوالی- اکتشافی مورداستفاده قرار گرفت. در مرحله کیفی پدیدارشناسی، با به‌کارگیری نمونه‌گیری هدفمند، 40 مصاحبه با مصرف‌کنندگان در شهر تهران انجام شد. در مرحله کمی، شش فرضیه مطرح گردید داده‌ها از طریق پرسشنامه جمع‌آوری و توسط نرم‌افزار ایموس مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که مصرف‌کنندگان در دوران همه‌گیری به‌صورت واکنشی، مقابله‌ای و سازگاری بلندمدت پاسخ دادند. این پاسخ‌ها در میان زنان و مردان، نسل‌های مختلف و افراد متأهل و مجرد تفاوت نداشت. همه‌گیری رژیم غذایی افراد را تغییر داده و مصرف‌کنندگان مصرف غذاهای ناسالم را کاهش داده و به مصرف مواد غذایی سالم‌تر روی آورده‌اند. همه‌گیری کووید، تغییرات چشمگیری را در رفتار مصرف‌کننده ایجاد کرد. حساسیت نسبت به محیط خرید در دوران همه‌گیری افزایش یافت. مراجعات حضوری مصرف‌کنندگان به فروشگاه‌های فیزیکی کاهش‌یافته و الگوی خرید مصرف‌کننده به سمت خرید آنلاین و سفارش تلفنی سوق پیدا کرد. مصرف‌کنندگان در دوران همه‌گیری از سوپرمارکت‌ها و فروشگاه‌های نزدیک محل زندگی خود خرید می‌کردند و اظهار داشتند که بعد از اتمام آن یعنی در دوران پساکووید نیز به آن‌ها مراجعه می‌کنند.

طراحی زنجیره تامین تاب‌آور با قابلیت اطمینان بالا مبتنی بر نوآوری با رویکرد قابلیت‌های پویا

دوره 29، شماره 1، بهار 1404، صفحه 125-151

https://doi.org/10.48311/mri.2025.23852

فرشید قاصدی قزوینی، فرشاد فائزی رازی، محمد مهدی موحدی، کیامرث فتحی هفشجانی

چکیده زنجیره‌های تامین با قابلیت اطمینان بالا ضمن سرمایه‌گذاری روی تاب‌آوری به‌منظور کنترل و کاهش آسیب‌پذیری و صدمات بالقوه، در مواجهه با عدم‌قطعیت و تغییرات ناشی از آن، ناگزیر از ریسک‌پذیری و به‌کارگیری نوآوری به‌منظور توسعه قابلیت‌های آتی هستند. نظر به چالشی بودن مدیریت چنین روند دوگانه‌ای در قلمرو سیستم‌های بحرانی با تهدیدهای حوزه ایمنی و امنیت، پژوهش حاضر با بهره‌گیری از مفهوم دوسوتوانی سازمانی در‌صدد پاسخ‌گویی به چالش مذکور با هدف طراحی زنجیره تامین تاب‌آور با قابلیت اطمینان بالا مبتنی بر نوآوری با رویکرد قابلیت‌های پویا، ضمن مطالعه زنجیره تامین شرکت‌های صنایع مختلف ایرانی مبتنی بر مدل‌سازی معادلات ساختاری حداقل مربعات جزئی برآمده است. نتایج تحلیل عاملی تاییدی از موفقیت سنجش ابعاد شناسایی شده و نتایج تحلیل معیارهای کیفیت و برازش مدل از تایید اعتبار ساختار و تناسب قابل‌قبول آن در ارتباط با داده‌های تجربی حکایت دارد. عطف به نتایج آزمون فرضیات مبتنی بر تایید اثر غیرمستقیم نوآوری بر قابلیت اطمینان بالای زنجیره تامین از طریق میانجی قابلیت‌های پویا و عملیاتی تاب‌آوری زنجیره تامین و همچنین نتایج موید آزمون قابلیت تعمیم‌پذیری مدل، یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که کارایی و اثربخشی زنجیره تامین تاب‌آور با قابلیت اطمینان بالا، مرهون سهم چشمگیر ارتقا و حفظ یکپارچگی قابلیت‌های پویا و عملیاتی تاب‌آوری در تقارب با قابلیت‌ها و عوامل اصلی قابلیت اطمینان بالای زنجیره تامین از طریق پیاده‌سازی نوآوری در سطوح بهره‌برداری و اکتشاف با استفاده از دوسوتوانی ساختاری و زمینه‌ای است.

بررسی رابطه بین مؤلفه‏ های مؤثر بر اعتماد و رضایت مشتریان در اکوسیستم‏ های بانکداری همراه

دوره 28، شماره 1، بهار 1403، صفحه 131-154

ابراهیم زارع پور نصیرآبادی، ندا قمری پور

چکیده کسب رضایت و اعتماد مشتریان با گسترش استفاده از فناوری‏های جدید در نظام‏های بانکی یکی از مهمترین چالش‏های بانکداری در اکوسیستم‏های بانکداری همراه است. بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین مولفه‏های مؤثر بر رضایت و اعتماد مشتریان از خدمات بانکداری تلفن همراه در اکوسیستم‏های بانکداری همراه است. این پژوهش از نوع کاربردی است که با روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل مشتریان استفاده‏کننده از خدمات بانکداری تلفن همراه است که 460 نفر از آنها به عنوان نمونه با استفاده از روش نمونه‏گیری تصادفی انتخاب شده‏اند. ابزار گردآوری داده‏ها در این پژوهش پرسشنامه است و برای تجزیه و تحلیل داده‏ها از آزمون‏های آماری کولموگروف-اسمیرنُف، تی، ضریب همبستگی اسپیرمن و روش معادلات ساختاری استفاده شده است. ابزار تجزیه و تحلیل داده‏ها نرم‏افزار PLS است. یافته‏ها نشان داد که که رابطه مثبت و معنی‏داری بین مولفه‏های زیبایی‏شناختی، کیفیت سیستم، کیفیت خدمات، کیفیت اطلاعات، ویژگی‏های وظیفه، تضمین ساختاری و اجتماعی بودن با اعتماد و رضایت در اکوسیستم‏های بانکداری همراه وجود دارد و این رابطه به لحاظ آماری نیز تائید شده است زیرا کلیه سطوح معنی‏داری به دست آمده کمتر از 05/0 می‏باشد. همچنین یافته‏ها نشان داد که مقدار R2 مربوط به متغیر درون‌زای اعتماد 485/0 و متغیر رضایت از بانکداری موبایل 545/0می‌باشد که نشان از مناسب بودن برازش الگوی ساختاری دارد. بنابراین می‏توان گفت که مؤلفه‏های مؤثر بر بانکداری تلفن همراه به واسطه اعتماد نقش مؤثری در کسب رضایت مشتریان در اکوسیستم‏های بانکداری همراه دارند.

طراحی چارچوب اکوسیستم پلتفرمی B2B بازار انرژی برق

دوره 29، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 142-162

https://doi.org/10.48311/mri.2025.23854

احمد سپهریان، اصغر مشبکی، فرشته منصوری مؤید، امیر محمد کلابی

چکیده اکوسیستم ها به دلیل دارا بودن مزایا و مزیت های که مورد نیاز بازارهای امروزی است به عنوان ابزاری برای ساماندهی و راهبری در طیف گسترده از کسب و کارها مورد اقبال قرار گرفته اند. بازارهای انرژی نیز به عنوان زیر ساختهای توسعه در جوامع بدلیل استراتژیک و پیچیده بودن میتوانند از ظرفیت های اکوسیستم ها برای کارآمدی بهینه بهره ببرند. عدم شناخت از چیستی، ابعاد، پیش نیازها و مهمترین عوامل موثر در اکوسیستم انرژی، فرصت بهره از آن را برای بسیاری از مدیران و تصمیم گیران و بازارها محدود کرده است و در عمل از این ابزار کارآمد مدیریتی در کسب و کار استفاده بهنه نمی شود. این پژوهش تلاش کرده است تا چارچوب یک اکوسیستم مبتنی بر پلتفرم را ارائه نماید که از دید پژوهشگران مورد توجه قرار نگرفته است.این پژوهش از انواع مطالعات کیفی، کاربردی و اکتشافی است. جامعه آمـاری پـژوهش، صـاحبنظـران حـوزه مدیریت بازار، و نیز فعالان صنعت انرژی بودندو با رویکرد نظریة داده بنیاد، به شناسایی مقوله های اثرگذار بر موضوع پژوهش اقدام کرده است.گردآوری اطلاعات با استفاده از نمونه گیری هدفمند و روش گلوله برفی و مصاحبه های نیمه ساختار یافته با استفاده از پروتوکل تهیه شده به کمک متخصصین علمی و عملی انجام شـد. در نهایت چارچوب اکوسیستم پلتفرمی B2Bبازار انرژی برق شناسایی و استخراج شد

اثر استراتژی‌های رهبری هزینه و تمایز بر رابطه بین اقلام تعهدی با خطر ورشکستگی

دوره 28، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 154-177

محمد امری اسرمی، سید کاظم ابراهیمی، فاطمه باقری، الهه عبادی جامخانه

چکیده مدیران معماران استراتژی‌های نوآورانه و رهبرانِ ایجاد ارزش شرکت می‌باشند. پژوهش حاضر اثر استراتژی‌های رهبری هزینه و تمایز را بر رابطه بین اقلام تعهدی اختیاری و غیراختیاری با ریسک ورشکستگی بررسی می‌کند. متغیرهای اقلام تعهدی اختیاری و غیراختیاری از مدل جونز تعدیل شده، اﺳﺘﺮاﺗﮋی رﻫﺒﺮی ﻫﺰﯾﻨﻪ با گردش دارایی، استراتژی ﺗﻤﺎﯾﺰ با حاشیه سود و رﯾﺴﮏ ورﺷﮑﺴﺘﮕﯽ به روش Z آﻟﺘﻤﻦ توسعه‌یافته اندازه‌گیری شده است. برای انتخاب نمونه از شرکت‌های پذیرفته در بورس اوراق بهادار تهران طی سال‌های 1393 تا 1400، از روش غربالگری منظم استفاده شده است. آزمون فرضیه‌های پژوهش با استفاده از الگوی داده‌های تابلویی با اثرات ثابت با رویکرد حداقل مربعات تعمیم‌یافته انجام شده است. نتایج نشان داد اقلام تعهدی اختیاری، غیراختیاری، استراتژی رهبری هزینه و استراتژی تمایز با ریسک ورشکستگی رابطه مثبت و معناداری دارد. استراتژی تمایز (رهبری هزینه) بر رابطه اقلام تعهدی غیراختیاری با ریسک ورشکستگی، اثر مثبت (منفی) و معنادار دارد. اثر استراتژی تمایز بر رابطه اقلام تعهدی اختیاری با ریسک ورشکستگی مثبت و معنادار است اما اثر استراتژی رهبری هزینه بر این رابطه منفی و غیرمعنادار است. لذا با افزایش اقلام تعهدی اختیاری، میزان ریسک ورشکستگی افزایش می‌یابد. اما استراتژی رهبری هزینه و تمایز، اختیارات مدیریت را محدود و ریسک ورشکستگی را کاهش می‌دهد.

شناسایی چالش‌های موثر بر پیاده‌سازی اقتصاد چرخشی و صنعت 4.0 در مدیریت زنجیره تامین

دوره 28، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 146-183

سحر شریفیان جزی، علی محمدی، عباس عباسی، مسلم علی محمدلو

چکیده امروزه جهت پیاده‌سازی اقتصاد چرخشی و صنعت 4.0 در مدیریت زنجیره تامین چالش‌هایی وجود دارد که با شناسایی و تحلیل این چالش‌ها می‌توان این مفاهیم را در سازمان پیاده‌سازی کرده و از مزایای آن‌ها بهره‌مند گردید. هدف پژوهش حاضر بررسی و تعیین روابط چالش‌های پیاده‌سازی اقتصاد چرخشی و صنعت 4.0 در مدیریت زنجیره تامین با استفاده از تحلیل محتوای کیفی و نقشه شناختی فازی شهودی است. در همین راستا، با تحلیل محتوای کیفی، چالش‌های‌ موثر در پیاده‌سازی اقتصاد چرخشی و صنعت 4.0 در مدیریت زنجیره تامین شناسایی و در 4 بعد فرهنگی – آموزشی، مالی – قانونی، زیرساختی – تکنولوژیکی، سازمانی- استراتژیک دسته‌بندی شده-اند. سپس با نقشه شناختی فازی شهودی و نرم‌افزارهای FCMaper و Mental Modeler برای چالش‌های «عدم وجود سیستم ردیابی و دسترسی به مواد بازیافتی»، «عدم یکپارچه‌سازی زنجیره ارزش درون و برون سازمانی» و «عدم ارتباط موثر با شرکای لجستیک و تامین کنندگان» که دارای بیشترین اثرپذیری بوده‌اند، سناریو رو به عقب طراحی شده است. در گام بعد نیز برای چالش‌های«عدم شناخت صنعت 4.0 و اقتصاد چرخشی و پیامدهایش»، «عدم آموزش مناسب»، و «عدم وجود استراتژی مناسب با صنعت 4.0 و اقتصاد چرخشی» که دارای بیشترین تاثیرگذاری بوده‌اند سناریوهای روبه جلو طراحی شده است. نتایج این پژوهش مدیران سازمان‌ها را قادر می‌سازد تا با شناخت این چالش‌ها بتوانند قبل از پیاده‌سازی اقتصاد چرخشی و صنعت 4.0 آن‌ها را شناسایی کرده و برای غلبه به آن‌ها برنامه‌ریزی نمایند

ارائه الگوی بهینه کسب‌وکار مبتنی بر ایجاد بازارگاه‌های داده در واحدهای صنعتی

دوره 28، شماره 1، بهار 1403، صفحه 154-174

حسین رحیمی کلور، گلثوم اکبری آرباطان

چکیده بازارگاه‌های داده می‌توانند نقش کلیدی را در تحقق اقتصاد داده با امکان تجاری‌سازی داده‌ها بین سازمان‌ها ایفا کنند. اگرچه تحقیق بازارگاه‌های داده یک حوزه به سرعت در حال تکامل است، اما عدم درک در مورد مدل‌های کسب وکار بازارگاه‌های داده وجود دارد. طرح پژوهشی حاضر بنا بر ضرورت با هدف نیاز به توسعه بازارهای مبتنی بر تکنولوژی دیجیتال و داده‌های اطلاعاتی برای واحدهای صنعتی انجام می‌شود. این پژوهش از نظر رویکرد کیفی و از نظر هدف کاربردی-توصیفی است، استراتژی ‌پژوهش‌، داده‌بنیاد و ‌با‌ استفاده ‌از‌ رویکرد ‌ساخت‌گرا‌ (چارمز) ‌به ‌شکل-گیری ‌نظریه‌ پرداخته‌ است‌. جامعه‌ی آماری شامل خبرگان ‌در ‌حوزه مدیران استارتاپ‌ها و فناوری اطلاعات هستند که از بین آن‌ها 12 نفر به روش نمونه‌گیری نظری انتخاب و از طریق مصاحبه‌های عمیق نیمه‌ساختارمند در تحقیق مشارکت داده شدند. حاصل این امر، استخراج و طراحی مقوله‌های مدل بهینه کسب‌وکار مبتنی بر ایجاد بازارگاه‌های داده بوده است که شامل مولفه‌های زیر می‌باشد: اقتضائات (مشوق‌های مالی، عامل تولید جدید و خوشه‌بندی محتوای دیجیتال)، شرایط زمینه‌ای (ساختار بازار و تطبیق داده بین عرضه و تقاضا)، عوامل مداخله‌گر (عدم تقارن اطلاعاتی، خطرات اخلاقی و عدم‌اطمینان از تراکنش)، راهبردها (طراحی بازار، مهندسی داده‌ها و علم و دانش داده‌ها)، پیامدها (بهبود مازاد اجتماعی، شبکه خودتنظیمی از مبادلات متقابل و بازارهای چندجانبه هوشمند). نهایتا ‌ًبعد ‌از ‌اتمام تحلیل‌های صورت گرفته بر روی داده‌های کیفی، ‌کدگذاری‌ها‌ ‌در ‌قالب ‌یک ‌مدل ‌ارائه‌ گردیده است. نتایج پژوهش می‌تواند مدیران کسب‌وکارها را در کسب درآمد از دارایی‌های داده یاری نماید.

شناسایی ابعاد و مدلهای سنجش صلاحیت حرفه ای مشاغل بازاریابی دیجیتال

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 دی 1404

سرورالسادات سیاح، جلیل یونسی، نورعلی فرخی، غلامرضا یادگار زاده

چکیده هدف از این پژوهش شناسایی ابعاد و مدلهای سنجش صلاحیت حرفه ای مشاغل بازاریابی دیجیتال بود. روش پژوهش از نوع مطالعه مروری سیستماتیک بر روی پژوهش های انجام شده از پایگاه های بین المللی بین بازه زمانی 2016 تا 2025 بود و در نهایت تعداد 8 عنوان از مقالات استخراج شده مورد تایید قرار گرفته و تحلیل و جمع بندی شدند. یافته ها نشان داد که سنجش مهارتهای نرم در ابعاد تفکر تحلیلی و حل مسئله، مهارتهای ارتباطی ، مهارتهای تیمی، مهارت مدیریت، مهارت های فردی و مهارتهای بین فردی، در بررسی صلاحیت های حرفه ای افراد در مشاغل بازاریابی دیجیتال کمک کننده است. همچنین دیگر یافته پژوهش این بود که ترکیب مدلهایی نظیر DigComp به‌عنوان یکی از جامع‌ترین مدل‌ها برای سنجش در این حوزه شناخته می‌شود که علاوه بر صلاحیت های عمومی، پنج حوزه کلیدی (اطلاعات و سواد داده، ارتباط، تولید محتوا، ایمنی، و حل مسئله) را در بر می گیرد و مدل مهارتهای قرن 21 شامل مهارت‌های یادگیری، سوادهای دیجیتال و مهارت‌های زندگی و شغلی و استفاده از پرسشنامه ها و آزمونهای موقعیتی عملکرد محور، می تواند ابزاری مناسب و چند بعدی برای بررسی صلاحیت های افراد در این مشاغل محسوب شود.در نتیجه طراحی پلتفرم‌هایی که عملکرد کاربران را در پروژه‌ و موقعیت های واقعی دیجیتال مارکتینگ(مانند اجرای کمپین، تحلیل داده، یا مدیریت شبکه اجتماعی) ارزیابی کنند، می تواند کمک کننده باشند و استفاده از داده‌های واقعی، تعامل در محیط‌های شبیه‌سازی‌شده و بازخورد مستمر می‌تواند دید دقیق‌تری از صلاحیت حرفه‌ای افراد ارائه دهد.

طراحی الگوی توسعه استعدادها در دیوان محاسبات کشور

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 دی 1404

روح اله الرضا نعمت اللهی، رضا طهماسبی، سید مهدی الوانی، حسن زارعی متین

چکیده توسعه نیروهای کلیدی به عنوان جزئی مهم از توسعه منابع انسانی سازمان می‌تواند پیشران نیل به سازمانی کارآمد، اثربخش و یادگیرنده شود. هدف این پژوهش طراحی الگوی توسعه استعدادها در دیوان محاسبات کشور می‌باشد. پارادایم این پژوهش، تفسیری، رویکرد آن کیفی، روش مورد استفاده، مطالعه موردی و روش تجزیه و تحلیل اطلاعات، تحلیل مضمون می‌باشد. جامعه و نمونه آماری این پژوهش، نیروهای کلیدی شاغل در پست‌های کلیدی می‌باشد. پست‌های کلیدی با رجوع به نظر خبرگان شناسایی و اقدام به خوشه‌بندی آن‌ها گردید. به منظور تعیین نیازهای توسعه‌ای نیروهای کلیدی و تخصیص سازوکارهای توسعه استعدادها به آن‌ها با 19 نفر از خبرگان که با روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب شدند، مصاحبه شد. الگوی این پژوهش متشکل از هدف و استراتژی، چیستی، چگونگی، و نتایج می‌باشد. نیروهای کلیدی شاغل در خوشه‌های مختلف نیروهای کلیدی در بخش‌هایی از زمینه‌های فنی/ تخصصی، شایستگی‌های فردی، زمینه‌های درون‌سازمانی و برون سازمانی توسعه یافته بوده اما لازم است در حال حاضر و در آینده در سایر بخش‌ها نیز توسعه یابند. تمامی مصاحبه شوندگان قائل به وجود تفاوت در سازوکارهای انتخاب شده، نحوه و سطح پیاده‌سازی آن‌ها بین نیروهای کلیدی و سایر کارکنان بودند. نتایج نشان می‌دهد سازوکارهای موجود و پیشنهادی برای توسعه استعدادها در قالب چهار دسته سازوکار شامل سازوکارهای مبتنی بر شغل، مبتنی بر رابطه، مبتنی بر برنامه‌های رسمی و سازوکارهای غیررسمی/ فاقد رسمیت قرار دارند.

تحلیل مداخله دولت در فرایند توسعه

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 20 آبان 1404

سعید زرندی، محمد کاظم پور تیمورلوئی

چکیده تحولات چند دهه اخیر در اقتصاد حتی سرمایه داری و بحران سال 2007 نشان می دهد که نمی توان از کناره گیری دولت در فرایند توسعه صحبت کرد.میزان دخالت دولت در فرایند توسعه از موضوعات مهم اقتصاد است. دیدگاههای مختلفی بین متخصصان درمورد اینکه چه نوع سیاست‌هایی درایجاد توسعه مؤثرهستند،وجود دارد.دیدگاه اول استدلال می کند که باید نقش بزرگتری برای دولت وجود داشته باشد و دیدگاه دوم نقش حداقلی را برای دولت و اجازه دادن به مکانیسم بازار را تایید می کند.دیدگاه سوم ﺩﺭ ﻋﻴﻦ ﭘﺬﻳﺮﺵ ﺍﺻﻞ ﻣﺎﻟﻜﻴﺖ ﺧﺼﻮﺻـﻲ،ﺩﺧﺎﻟـﺖ ﻫـﺎﻱ ﺩﻭﻟﺘـﻲ ﺭﺍ ﺗﻮﺻﻴﻪ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.هدف ﺍﺻﻠﻲ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ پژوهش تشریح ﻧﺤﻮﻩ ﻭ ﺣﻮﺯﻩ ﺩﺧﺎﻟﺖ ﺩﻭﻟـﺖ است. روش تحقیق این پژوهش توصیفی – تحلیلی است. تولید دولتی کالاو خدمات،پرداختهای انتقالی، مالیات و مقررات چهار کانال اصلی دولت برای تاثیر گذاری بر فعالیت های اقتصادی می باشد و تنظیم مداخله بهینه دولت براساس سیاست سرمایه گذاری، تجاری،صنعتی بررسی شده است. برمبنای نتایج پژوهش بر خلاف باورهای لیبرالی در این باره که مداخله دولت مانع توسعه است در کشورهای اسیای شرقی مداخله اگاهانه عاملان دولتی عامل اصلی توسعه این کشورهاست و تمرکز اصلی در این کشورها به جای دخالت یا عدم دخالت بر نحوه و حوزه دخالت دولت است.در کشور ما نیزحضور دولت باید همه جانبه و معطوف به توسعه باشد. ﺑﺎ ﺩﺧﺎﻟﺖ ﺩﻭﻟـﺖ ﺩﺭ فرایندهای توسعه ﻭ ﺗﻨﻈـﻴﻢ ﻭهدایت مکانیزم بازار میﺗﻮﺍﻥ ﻧﺎﺭﺳﺎﻳﻲ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﻃﺮﻑ ﺳﺎﺧﺖ ﻭ ﻧﻈﺎﻡ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﻱ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳـﻮﻱ ﻭﺿـﻌﻴﺖ ﺑﻬﺘـﺮﻱ ﺍﺯ ﻟﺤـﺎﻅ ﺗﺨﺼﻴﺺ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻭ ﺍﻳﺠﺎﺩ ظرفیت های اقتصادی ﺳﻮﻕ ﺩﺍﺩ.

شناسایی محرک‌های آنلاین و آفلاین ارزش ویژه برند مشتری محور در شرکت‌های مخابراتی .

دوره 28، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 185-210

اسامه العیدانی، طهمورث حسنقلی پور، منوچهر انصاری

چکیده ارزش ویژه برند مشتری محور یکی از کلیدی‌ترین مفاهیم در بازاریابی است و شرکت‌ها و سازمان‌های مختلف همواره به دنبال ارتقای ارزش ویژه برند خود هستند. این تحقیق باهدف تشریح ارزش ویژه برند مشتری محور در شرکت‌های مخابراتی کشور عراق و شناسایی محرک‌های آفلاین و آنلاین مؤثر بر آن انجام شد. تحقیق با روش کیفی تکنیک تحلیل تم اجرا شد. 25 نفر از خبرگان دانشگاهی و اجرایی شرکت‌های مخابراتی مختلف در کشور عراق به شکل هدفمند مورد مصاحبه‌های عمیق قرار گرفتند. الگوی پنج مرحله‌ای کسلبری و نولن (2018) شامل کامپایل کردن، جداسازی، گردآوری مجدد، تفسیر و نتیجه‌گیری برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها استفاده شد. مطابق نتایج 55 کد باز نهایی، 13 تم فرعی و 6 تم اصلی تولید شد که در دو طبقه ارزش ویژه برند مشتری محور و محرک‌های آن دسته‌بندی شدند. ارزش ویژه برند مشتری محور شامل مؤلفه‌های کیفیت ادراک‌شده، تداعی برند، آگاهی از برند و وفاداری به برند بود که کیفیت ادراک‌شده مفهوم کلیدی‌تری بود. محرک‌های ارزش ویژه برند در دو بخش محرک‌های آفلاین و محرک‌های آنلاین دسته‌بندی شدند. محرک‌های آفلاین شامل ارزش قیمتی، حفظ حریم خصوصی، ادراک امنیت، خدمات جانبی، خدمات سفارشی‌شده و ایجاد حس مشارکت مشتریان در امورات شرکت بود. محرک‌های آنلاین نیز دو تم فرعی پشتیبانی اینترنتی و قابلیت‌های اینترنت پیشرفته را داشت. مجموع محرک‌های آفلاین و آنلاین می‌تواند موجبات ارتقای ارزش ویژه برند را در شرکت‌های مخابراتی عراق را فراهم نماید.

مدل سازی ساختاری ویژگیها و عوامل اثرگذار بر شبکۀ سیاستی مشارکتیِ علم و فنّاوری در ایران

دوره 25، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 1-24

اسماعیل کلانتری، غلامعلی منتظر، سید سپهر قاضی نوری

چکیده هدف این پژوهش مدل­سازی ساختاری ویژگی­ها و عوامل اثرگذار بر شبکۀ سیاستی مشارکتی علم و فنّاوری در ایران است. داده­ های پژوهش در دو مرحلۀ کیفی و کمّی گردآوری شده است. در مرحلۀ کیفی با 20 نفر از خبرگان مصاحبۀ اکتشافی و نیمه­ ساختاریافته انجام و در مرحلۀ کمّی 100 پرسشنامه بین خبرگان توزیع و گردآوری شده است. همچنین برای تحلیل داده­ ها از مدل­سازی معادلات ساختاری به روش حداقل مربعات جزئی استفاده شده است. یافته­ های پژوهش نشان می­دهد که شبکۀ سیاستی مشارکتی علم و فنّاوری در ایران دارای 17 ویژگی در چهار بُعد است که به ترتیب اهمیت عبارتند از: بازیگران، قواعد رفتاری بازیگران، روابط بین بازیگران و ساختار شبکه. همچنین هشت عامل در سه بُعد بر این شبکه اثرگذار است که به ترتیب اهمیت عبارتند از: عوامل ویژۀ سیاست علم و فنّاوری، عوامل ملی و عوامل بین­ المللی. مهم­ترین توصیۀ سیاستی این پژوهش، ملاحظۀ این عوامل توسط دولت به عنوان بسترساز شکل ­گیریِ شبکه؛ و سایر سیاست­گذاران علم و فنّاوری به عنوان بازیگران اصلی شبکه است.

ساخت‌دهی به توانمندسازهای استراتژیکی مدیریت زنجیره ارزش جهانی پایدار

دوره 25، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 1-25

اسماعیل ملک اخلاق، محمدعلی سنگبر، فاطمه جاویدی، جواد رجبی

چکیده امروزه مدیریت زنجیره ارزش جهانی پایدار به عنوان یکی از ابعاد برجسته رقابت‏پذیری شرکت‌های جهانی شناخته می‏شود. مدیران به منظور اتخاذ سیاست‏های مناسب برای گذار از زنجیره ارزش سنتی به زنجیره ارزش جهانی پایدار و پاسخ به مطالبات ذینفعان و فشارهای بیرونی به یک چارچوب تحلیل استراتژیکی، سیاستگذاری و تصمیم‏گیری با رویکرد توسعه پایدار نیاز دارند. هدف تحقیق حاضر شناسایی و استخراج مولفه‏های مناسب استراتژیکی به منظور توانمندسازی مدیریت زنجیره ارزش جهانی جهت دستیابی به پایداری، است. با توجه به گستره ادبیات تحقیق در جنبه‏های مختلف پایداری زنجیره ارزش جهانی، در این تحقیق از روش فراترکیب استفاده شده است. بر اساس نتایج تحقیق، 171 مولفه شناسایی و استخراج شد که در قالب 40 تم و 8 مقوله ارائه شده است که به عنوان اجزای مدل توانمندسازی مدیریت زنجیره ارزش پایدار محسوب می‏شوند. مقولات استخراج شده عبارتند از محرک‏های توسعه مدیریت زنجیره ارزش پایدار، فشارهای خارجی، توانمندسازهای مدیریت زنجیره ارزش پایدار، اقدامات مدیریت زنجیره ارزش پایدار، نتایج اجتماعی مدیریت زنجیره ارزش پایدار، نتایج زیست محیطی مدیریت زنجیره ارزش پایدار و نتایج اقتصادی مدیریت زنجیره ارزش پایدار.

مدلی برای کنترل ریسک سرویس تامین مالی جمعی (مورد مطالعه: بانک ملت )

دوره 26، شماره 1، بهار 1401، صفحه 1-29

محمدتقی تقوی فرد، کامران فیضی، بابک زادجباری اوچتپه، جهانیار بامدادصوفی، محمدعلی دهقان دهنوی

چکیده در این مقاله از ساختار تامین مالی جمعی به عنوان یک راهکار اقتصاد دیجیتالی آلترناتیو  و یا  مانیفست سرمایه گذاری پویای تکنولوژیکی و مالی، که در واقع هر دو بعد را شامل می گردد،برای تامین مالی استفاده شده است و مدلی برای کنترل ریسک های متصور ارائه شده است. عوامل اصلی در ایجاد مخاطرات برای تامین مالی جمعی شامل مخاطرات معطوف به حامی مالی، درخواست کننده مالی، زیرساخت و تبادل اطلاعات و مولفه های ناشی از هریک با بررسی های کیفی شناسایی شدند. از آنجاییکه بانک ها و شرکت های تابعه آنها پتانسیل های لازم برای فعالیت در این حوزه را دارند و به دلیل رویکردهای نوین در کسب و کار به نحوی دخیل هستند از اینرو بانک ها بایستی به فکر تلفیق ساختار "تامین مالی جمعی " با سرویس های خود برای استفاده از این رویکرد در اکوسیستم کسب و کار خود باشند لذا تحقیق در بستر یکی از بانک های توسعه یافته ایران از نظر سرویس های بانکداری صورت پذیرفت. به منظور آزمون یافته های این تحقیق توصیفی، از روش جمع آوری داده ها از طریق پرسشنامه در دو سطح خبرگان(تیم دلفی) و عمومی استفاده گردید و داده های خام با استفاده از فنون آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. به منظوراعتباریابی مدل، روش معادلات ساختاری مورد استفاده قرارگرفته است. بر اساس نتایج بررسی های آماری همه عوامل دارای اعتبار لازم بودندو حامی مالی و زیرساخت بیشترین تاثیر را در  ریسک های مدل تست شده داشته اند و لذا در پیاده سازی مدل با حساسیت بیشتری می