واکاوی و نگاشت عوامل موثر در برندسازی کسب و کار خانوادگی
دوره 28، شماره 1، بهار 1403، صفحه 1-21
مریم زعیمی، اسماعیل ملک اخلاق، سلمان عیوضی نژاد
چکیده پژوهش حاضر به دنبال شناسایی و سطحبندی شاخصهای موثر بر برندسازی کسبوکارهای خانوادگی بوده است. این پژوهش از منظر هدف، کاربردی و از منظر روش، بهصورت آمیخته میباشد. جامعه پژوهش در بخش اول (کیفی) صاحبنظران، اساتید دانشگاه مرتبط با حوزه پژوهش و مدیران کسبوکارهای خانوادگی بودند و در بخش دوم (کمی) مدیران و کارمندهای باسابقه بهعنوان پاسخدهندگان به سوالات پرسشنامه انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها در بخش اول مبتنی بر مصاحبه نیمهساختاریافته و در بخش دوم پرسشنامه بوده است. روش تجزیهوتحلیل دادهها در مرحله اول مبتنی بر مرور نظاممند ادبیات نظری و تحلیل مضمون (رویکرد انعکاسی) بوده و در مرحله دوم برای سنجش تأثیرگذارترین و تأثیرپذیرترین متغیرها از مدلسازی تفسیری - ساختاری (ISM) استفاده شده است بعد از جمعآوری کلیه مقالات انجام شده در این حوزه و همچنین تعداد 8 مصاحبه نیمهساختاریافته با جامعه هدف، نهایتاً 16 عامل از ادبیات نظری و 4 عامل از بخش کیفی بهعنوان مبانی اصلی برندسازی کسبوکارهای خانوادگی انتخاب شدند که در بخش نهایی نتایج حاصل از این فعالیت نشان داد که حمایت دولت، نقش رهبر توانمند، سرمایه اولیه بالا تأثیرگذارترین عوامل و سیستم قیمتگذاری، کیفیت، بستهبندی مناسب تأثیرپذیری عوامل پژوهش حاضر هستند. نتایج پژوهش حاضر میتواند مبانی جدیدی در جهت تشکیل و ثبات برندسازی کسبوکارهای خانوادگی در کشور باشد.
تبیینوتحلیل مخاطرات زنجیرهتامین صنعت داروسازی ایران با استفاده از رویکرد ترکیبی فراترکیب و تحلیلمضمون
دوره 28، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 1-29
سید رحیم صفوی میرمحله، محمد رحیم رمضانیان، محمود مرادی، مصطفی ابراهیم پور
چکیده هدف این تحقیق، تبیینوتحلیل مخاطرات زنجیره تامین صنعت داروسازی ایران میباشد. در این تحقیق از رویکرد ترکیبی فراترکیب و تحلیلمضمون استفاده شده است. رویکرد این تحقیق کیفی میباشد. درمرحله اول، با مرور نظاممند مطالعات مرتبط در 23 سال اخیر با رویکرد فراترکیب، مخاطرات زنجیره تامین در صنعت داروسازی شناسایی شدند. بدینمنظور، ابتدا تعداد 100 مقاله انتخاب و پس از چندمرحله پالایش، تعداد 26 مقاله نهایی باقی ماند و مبنای انجام تحقیق قرار گرفت. درمرحله بعد، مخاطرات زنجیره تامین صنعت داروسازی ایران با روش تحلیلمضمون بهدست آمد. بدینمنظور مصاحبه نیمهساختار یافته باخبرگان صنعت داروسازی ایران با روش نمونهگیری هدفمند تا اشباء نظری، با رویکرد تحلیلمضمون صورت گرفت. در مرحله آخر باترکیب نتایج فراترکیب و تحلیلمضمون، 10 مخاطره بهعنوان مخاطرات نهایی صنعت داروسازی ایران بهدست آمد. براساس نتایج، مخاطرات زنجیره تامین صنعت داروسازی ایران عبارتاند از: مخاطرات محیطی؛ مشکلات تامین ارز و پرداختهای مالی خارجی؛ عدم تامین بهموقع مواد اولیه؛ پیچیدگی و ناسازگاری سیستمهای اطلاعاتی؛ کیفیت پایین مواد اولیه و محصول؛ در دسترس نبودن دارو و تحویل بهموقع آن؛ حملونقل و بیمهها؛ فناوریهای بخش توزیع؛ نوسانات بخش تقاضا؛ افزایش قیمت مواد اولیه و دارو. از 10 مخاطره بهدست آمده، مخاطرات محیطی، مشکلات تامین ارز و پرداختهای مالی خارجی، افزایش قیمت مواد اولیه و دارو و حملونقل وبیمهها، (بهدلیل داشتن بیشترین فراوانی در هر دو روش فراترکیب و تحلیلمضمون) تاثیر بیشتری بر زنجیره تامین دارند. بنابراین ذینفعان زنجیره تامین داروسازی ایران، برای بهبود عملکرد زنجیره تامین باید بر روی این مخاطرات تمرکز نموده و برای مدیریت آنها برنامهریزی نمایند.
مدل آمادگی سازمانی برای تحول دیجیتال در بخش عمومی
دوره 28، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 1-21
وحید غفارزادگان ربطی، وجه اله قربانی زاده، میرعلی سید نقوی، ایمان رئیسی وانانی
چکیده نحوۀ آمادگی سازمانی برای تحول دیجیتال، به موضوع اصلی بحث در محافل دانشگاهی و سازمانی تبدیل شده است ودرک آن یکی از چالشها و اولویتهای اصلی در نظریه و عمل میباشد. بر همین اساس، هدف این پژوهش، توسعۀ یک مدل است که اجزاء سازنده آمادگی سازمانی برای تحول دیجیتال و پیشایندها و پیامدهای آن را مفهوم-سازی کند. برای رسیدن به این هدف، از روش پژوهش آمیخته اکتشافی (تحلیل مضمون- مدلسازی معادلات ساختاری) استفاده شده است. جامعۀ آماری این پژوهش، مدیران و کارشناسان سازمان فناوری اطلاعات و ارتباطات شهرداری تهران میباشد. برای گردآوری دادهها در بخش کیفی، بر اساس منطق نمونهگیری نظری، مصاحبههای نیمهساختاریافته با مدیران ارشد و میانی در سازمان انجام شد. در بخش کمی نیز، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی 220 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند و ابزار گردآوری دادهها نیز پرسشنامه محقق ساخته بوده است. تجزیه و تحلیل دادهها بصورت متوالی و در دو مرحله انجام شد: در بخش کیفی، از دستور العمل براون و کلارک در تحلیل مضمون برای تجزیه و تحلیل دادهها استفاده شد. در بخش کمی نیز، از روش مدلسازی معادلات ساختاری بر مبنای حداقل مربعات جزئی استفاده شد. یافتههای پژوهش نشان داد، آمادگی سازمانی برای تحول دیجیتال از چهار بعد افراد، ساختار، فرایندها و تعاملات و حکمرانی داده تشکیل شده است. یافتهها همچنین بیانگر این است که آمادگی سازمانی نقش میانجی را در رابطۀ میان محیط دیجیتال و سازمان دیجیتال را ایفا میکند. در نهایت، رهنمودهای نظری و مدیریتی مورد بحث قرار گرفت و پیشنهاداتی برای پژوهشگران آتی ارائه شد.
شناسایی ابعاد هزینههای رفتار انحرافی مشتریان و اعتبارسنجی آن در صنعت بانکداری
دوره 29، شماره 1، بهار 1404، صفحه 1-21
https://doi.org/10.48311/mri.2025.672
کاوه رئوفی ماسوله، کامبیز حیدرزاده، محمد علی عبدالوند، سیدحسام سیدین
چکیده با وجود افزایش اهمیت رفتارهای انحرافی مشتری در بخشهای خدمات، هزینههای آن در سازمان به طور دقیق مشخص نیست. با تکیه بر نظریه حفاظت از منابع و نظریه سرایت عاطفی، اقدام به شناسایی هزینهها و شاخصهای رفتار انحرافی مشتریان و اعتبارسنجی مقیاس در صنعت بانکداری شده است. توسعه و اعتبارسنجی مقیاس برای بسیاری از کارها بخصوص در علوم اجتماعی و رفتاری حیاتی است. برای دستیابی به این هدف، سه مرحله با نه گام طی شده و در دو مرحله نمونهگیری شده است. ابتدا تعداد 21 نفر از کارکنان به صورت هدفمند انتخاب و تجربیات آنان در مورد هزینههای رفتارانحرافی از طریق مصاحبه گردآوری و اقدام به ایجاد پرسشنامه اولیه شده است. پس از بررسی روایی محتوایی با مشارکت پنج نفر از متخصصان منابع انسانی و یک مطالعه اولیه، پرسشنامه نهایی در بین 448 نفر از کارکنان صف شعب بانکهای مختلف براساس نمونهگیری آسان در تهران توزیع و شواهد با تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. یافتههای پژوهش حاکی است که هزینههای رفتار انحرافی شامل پنج بعد اصلی و سیزده مولفه است. بعد بدرفتاری مشتری شامل دو مولفه: بدرفتاری غیرارتباطی و بدرفتاری ارتباطی؛ بعد واکنش سرپرست شامل دو مولفه: واکنش تنبهی و واکنش حمایتی؛ بعد عذرخواهی مشتری شامل دو مولفه: عذرخواهی رفتاری و عذرخواهی کلامی؛ بعد واکنش کوتاه مدت کارکنان شامل دو مولفه: واکنش فیزیولوژیکی و رفتاری و واکنش هیجانی و واکنشهای بلندمدت کارکنان شامل پنج مولفه: قصد ترک شغل، استرس شغلی، تحلیل شخصیت، تحلیل موفقیت فردی و تحلیل هیجانی است.
تبلیغات خیرخواهانه: بررسی اثربخشی ژانرهای متون درخواست کمک موسسات خیریه با رویکرد ردیابی چشمی
دوره 29، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 1-33
https://doi.org/10.48311/mri.2025.27639
مبینا فلاح نژاد، میثم شیرخدایی، سمیه نامدار طجری
چکیده انسانها ذاتا موجودات نوعدوستی هستند. این نوعدوستی ذاتی باعث گذشتن آنها از منافع خود برای دیگران؛ و مشارکت در امور خیریه میشود. امروزه با کاهش حمایتهای دولتی و کمبود منابع مالی؛ خیریهها به استفاده از روشهای ارزان و موثر بازاریابی متمایل شدند. در این تحقیق؛ به بررسی یکی از ارزانترین روشهای بازاریابی خیریه، یعنی نامه و کمپینها، پرداخته شد. هدف پژوهش، کمک به خیریهها در جذب کمکهای بیشتر؛ با شناسایی ساختار متون خیریه و تعیین عناصر اثربخش آن میباشد. تحقیق حاضر یک پژوهش از نوع آمیخته میباشد که در دو بخش کیفی و کمی صورت پذیرفته است. در ابتدا؛ با روش تحلیل ژانر متون 26 کمپین از 8 وبسایت خیریه؛ و 18 نامه از 5 موسسه خیریه؛ بررسی گردید. در بخش کمی تحقیق نیز؛ دو متن خیریه توسط مشارکتکنندگان مورد مطالعه قرار گرفتند. در نهایت؛ 7 حرکت و 21 قدم در نامهها؛ و 8 حرکت و 17 قدم در کمپینهای خیریه با روش تحلیل ژانر و رویکرد تحلیل حرکت شناسایی شدند. همچنین نتایج حاصل از ردیابیچشمی نشان دادند که در نامههای خیریه حرکت درخواست کمک؛ و در کمپینها حرکت معرفی موسسات خیریه؛ مور توجه قرار گرفته است. مطابق نتایج؛ بخش میانی متون خیریه بیشتر از سایربخشهای مود توجه قرار میگیرند؛ بنابراین بهتر است که موارد مهم در پاراگراف میانی متون درخواست کمک جای گیرند.
ارائهی مدل جدید DEA شبکهای مبتنی بر تابع فاصلهی جهتدار برای پردازش همزمان دادههای منفی و مقدار صحیح
دوره 29، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 1-32
https://doi.org/10.48311/mri.2026.28272
حسین عزیزی، سمیه رشید
چکیده تحلیل پوششی دادهها (DEA) بهعنوان یک روش غیرپارامتری و دادهمحور، ابزاری کارآمد برای ارزیابی کارایی نسبی مجموعهای از واحدهای تصمیمگیرنده (DMUها) با چندین ورودی و خروجی است. با این حال، مدلهای کلاسیک DEA ساختار درونی DMUها را نادیده میگیرند و آنها را بهعنوان جعبههای سیاه در نظر میگیرند. برای رفع این محدودیت، DEAی شبکهای توسعه یافته است که تعاملات درونی بین اجزای DMU را به طور صریح مدلسازی میکند. علاوه بر این، در بسیاری از کاربردهای واقعی، برخی متغیرهای ورودی، خروجی یا محصولات بینابینی دارای ماهیت گسسته و مقادیر صحیح هستند و حتی ممکن است دادههای منفی نیز وجود داشته باشد. این ویژگیها در مدلهای مرسوم DEA نادیده گرفته میشوند و میتوانند منجر به برآوردهای نادرست و غیرعملی گردند. در این مقاله، یک مدل DEAی شبکهای مبتنی بر تابع فاصلهی جهتدار برای سیستمهای سری دو بخشی ارائه میشود که قابلیت پردازش همزمان دادههای منفی و مقدار صحیح را داراست. مدل پیشنهادی با تعریف مناسب بردار جهت، امکان اندازهگیری کارایی سیستم تحت هر دو فرض بازده به مقیاس ثابت و متغیر را فراهم میکند. برای نمایش قابلیتهای مدل پیشنهادی، یک مطالعهی موردی بر روی ۲۹ زنجیرهی تأمین ایرانی در صنعت تجهیزات مصرفی پزشکی انجام شده است. نتایج نشان میدهد که مدل پیشنهادی نهتنها قادر است DMUهای کارا و ناکارا را بهدرستی تفکیک کند، بلکه با ارائهی نقاط تصویر، مسیر دقیق اصلاح عملکرد هر بخش را نیز مشخص میسازد. یافتهها نشان میدهد که رویکرد پیشنهادی میتواند بهعنوان ابزاری معتبر برای ارزیابی و بهبود کارایی زنجیرههای تأمین، بهویژه در صنایع حساس نظیر تجهیزات
دستاوردهای مورد انتظار رهبری تحول آفرین جهانی: مورد مطالعه وزارت نیرو ایران
دوره 28، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 101-120
پروانه یزدانی، علی شیرازی، فریبرز رحیم نیا، سعید مرتضوی
چکیده هدف این پژوهش، شناسایی دستاوردهای مورد انتظار از رهبری تحولآفرین جهانی در حوزه فعالیتهای فراملی وزارت نیرو ایران است. این تحقیق از روش کیفی با رویکرد اکتشافی برای جمعآوری اطلاعات از 15 مدیر که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شده بودند، استفاده کرد. روش تجزیه و تحلیل دادههای جمعآوری شده نیز روش تحلیل مضمون بود. یافتهها نشان میدهند که دستاوردهای مورد انتظار از این سبک رهبری در سطح سازمانی شامل تحقق چشمانداز و اهداف جهانی وزارت نیرو، دستیابی به اهداف علمی و اقتصادی وزارت نیرو و در سطح فراسازمانی، افزایش درآمد ملی، توسعه پایدار و تقویت امنیت ملی است. این آگاهی از دستاوردها که با توجه به اقتضائات، اهداف و ماموریتهای جهانی وزارت نیرو تبیین شده اند مدیران این مجموعه را ترغیب میکند که رهبری تحولآفرین جهانی را به عنوان یک راه حل موثر برای مواجهه با چالشها و مسائل پیش رو در نظر بگیرند. این آگاهی همچنین میتواند تصمیمگیریهای مدیران عالی وزارت نیرو در زمینه جذب، انتخاب و توسعه استعدادهای رهبری در این مجموعه را تحت تأثیر قرار دهد.
مخالفت های استراتژیک در سازمان از منظر مدیران؛ پژوهش کیو
دوره 29، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 22-52
https://doi.org/10.48311/mri.2025.23859
سارا احمدی دوقزلو، زینب دیلمی، مانی آرمان
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی مخالفتهای استراتژیک در سازمانها، از منظر مدیران می باشد. این پژوهش با روش کیو انجام شده و از نوع توصیفی- کمی و کیفی(ترکیبی) است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه متخصصین، صاحب نظران و اساتید حوزه مدیریت بوده که 20 تن از آنها به عنوان نمونه انتخاب و به پرسشنامه پاسخ دادهاند. برای بررسی پایایی، از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده که برابر با 60% حاصل شده و همچنین برای سنجش روایی ابزار گردآوری دادهها از روایی محتوایی استفاده شده است. ابزار گردآوری دادهها در این پژوهش، پرسشنامه و مصاحبه بوده و جهت تجزیه و تحلیل دادهها نرم افزارspss بکار برده شده است. در تحلیل دادهها، دیدگاهها و عقاید پاسخ دهندگان تبیین و تفسیر شده و با توجه به نحوه ارزشگذاری، کارتهای کیو دستهبندی شدهاند و همچنین عاملهای مؤثر بررسی و در نهایت چهار عامل رویکرد فنی، رویکرد نگرشی، رویکرد سیاسی و عدم اطمینان شناسایی شده است.
شناسایی و ارزیابی ریسکها در پروژههای ساختوساز: رویکردی ادعاـمحور
دوره 28، شماره 1، بهار 1403، صفحه 23-47
مژگان سادات مسعودی، امیرعلی فوکردی، هادی تلخابی، سید کامران قریشی، غلامرضا غدیری اشکذری
چکیده پروژههای ساختوساز نقش مهمی در رشد تولید ناخالص داخلی و پیشرفت اقتصادی کشورها ایفا میکنند. باوجوداین، پروژههای ساختوساز همواره با دامنه متنوعی از ریسکها روبهرو هستند. اگر این ریسکها در ابتدای پروژه بهخوبی شناسایی و ارزیابی نشوند و استراتژیهای مناسبی برای پاسخ به آنها انتخاب نشود، به علل بالقوه ادعاهایی تبدیل میشوند که زمینهساز بروز اختلاف میان طرفهای پروژه خواهند بود. این پژوهش مدلی موسوم به علت ادعا ـ خواسته ادعا را برای شناسایی و ارزیابی ریسکها ارائه میدهد و از آن برای قراردادهای سهعاملی پروژههای ساختوساز شرکت نفت مناطق مرکزی ایران استفاده میکند. پس از تحلیل مضمون 10 مصاحبه نیمهساختاریافته با صاحبنظران و تطبیق یافتهها با پیشینه پژوهش، 32 علت ادعا و 26 خواسته ادعای پیمانکار شناسایی شد. سپس با تعیین احتمال تجربی وقوع علل ادعاها، احتمال تجربی وقوع خواستههای ادعاها و برآورد تجربی زیان بالقوه هر خواسته توسط 18 نفر از خبرگان طرفین کارفرما و پیمانکار، ماتریس علت ادعا ـ خواسته ادعا شکل گرفت. تحلیل این ماتریس توسط قاعده بیز منجر به شناسایی ارجحترین علل و خواستههای ادعا شد. مدل ادعاـمحور مبتنی بر نظرات خبرگان این پژوهش با کمک به شناسایی و ارزیابی ریسکهای منجر به دعاوی پیمانکار، مبنای مناسبی را برای انتخاب استراتژیهای پاسخ به این ریسکها در اختیار کارفرما قرار میدهد.
ارزیابی بلوغ کلان داده در دانشگاههای دولتی ایران
دوره 28، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 23-44
هانیه معیدیان، آمنه خدیور، سمانه رحیمیان
چکیده دانشگاهها، سازمانهای تأثیرگذار و مهمی در جامعه هستند که حجم دادهها و اطلاعات زیادی در آنها تولید و استفاده میشود. باتوجهبه اهمیت استفاده از فناوری کلانداده در دانشگاهها، ضرورت دارد که بررسی شود، دانشگاههای ایران تا چه اندازه در موضوع کلان داده پیشرفت کردهاند. هدف این مقاله، ارزیابی بلوغ کلانداده در دانشگاههای دولتی ایران است. برای رسیدن به این هدف از مدل TDWI برای ارزیابی بلوغ کلانداده در دانشگاههای دولتی ایران استفاده شده است. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش توصیفی - پیمایشی است. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه مدیران فناوری اطلاعات دانشگاههای دولتی ایران به تعداد ۱۴۱ نفر است. نتایج حاصل از تحلیلها نشان داد که ۲ دانشگاه در مرحله نوپا، ۲۷ دانشگاه در مرحله اولیه، ۱۶ دانشگاه در مرحله تثبیت شده و ۵ دانشگاه در مرحله بالغ هستند وهیچ دانشگاهی در سطح پیشرفته از مدل بلوغ شناسایی نشد. همچنین نتایج حاکی از آن بود که میانگین سطح بلوغ کلانداده در بین دانشگاههای تهران و شهرستان با هم تفاوت معناداری دارند. در این تحقیق برای هرکدام از دانشگاههای شرکتکننده در پیمایش بر اساس نتایج حاصل شده، توصیههایی جهت ارتقای بلوغ کلانداده ارائه شده است.
نوآوری در تدوین استراتژی پایدار مدیریت منابع آبی صنعت کشاورزی با رویکردی چندبعدی
دوره 29، شماره 1، بهار 1404، صفحه 23-46
https://doi.org/10.48311/mri.2025.674
سیامک نابغ وطن، محمود دهقان نیری، خدیجه مصطفایی دولت آباد
چکیده در سالهای اخیر، آب بهعنوان یک منبع کمیاب در بسیاری از کشورها، بهویژه ایران، تبدیل شده است. این پژوهش به بررسی استراتژیهای توسعه پایدار دربخش آب و صنعت کشاورزی میپردازد و هدف اصلی آن ارتقاء کارایی مصرف آب از طریق طراحی راهبردهای مؤثر است. برای دستیابی به این هدف، دو روش سناریو اکتشافی و پسنگری بهکار گرفته شدهاند. در مرحله اول، با استفاده از روش سناریونویسی اکتشافی، سناریوهای اصلی شناسایی و تصمیمات کلیدی استخراج شدند. سپس، با بهرهگیری از تحلیل استواری، اولویت این تصمیمات مورد بررسی قرار گرفت. در مرحله بعدی، با استفاده از روش پسنگری، آینده مطلوب ترسیم و مسیرهای رسیدن به آن مشخص شد. این مسیرها با استفاده از تکنیک دلفی مورد ارزیابی قرار گرفتند تا مهمترین آنها شناسایی شوند.نتایج حاصل از هر دو روش نشاندهنده استواری گزینههای اهمیت سرمایهگذاری در زیرساختهای آبی، توسعه کشتهای مقاوم به خشکی و شوری و افزایش بازچرخانی و استفاده مجدد از آب است. همچنین مشخص شد که این دو روش بهنوعی تمام کننده یکدیگر بوده و مسیرها و تصمیمات مکملی را ارائه میدهند. این پژوهش میتواند مبنای مناسبی برای سیاستگذاران و برنامهریزان درجهت مدیریت پایدار منابع آب در بخش کشاورزی باشد.
شناسایی رویکردهای مدیران نسبت به پیاده سازی و بکارگیری سیستمهای اطلاعاتی استراتژیک در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی
دوره 28، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 31-60
علی یاسینی، امین پناه، حاتم فرجی ده سرخی، سعید رنجبر
چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی رویکرد مدیران نسبت به پیادهسازی و بکارگیری سیستمهای اطلاعاتی استراتژیک در آموزش عالی انجام شده است. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از جهت ماهیت رویکردی آمیخته است. جامعه آماری در بخش کیفی متخصصان و خبرگان دانشگاهی و نیز مدیران دانشگاهی بودند که به شیوه نمونهگیری نظری 15 مصاحبه عمیق تا رسیدن به اشباع نظری انجام شد. جهت گردآوری دادهها در بخش کیفی از مصاحبه استفاده شد که روایی آن با استفاده از روایی همکاران محاسبه و پایایی آن با استفاده از ضریب توافق محاسبه گردید. دادههای حاصل از مصاحبه با استفاده از تحلیل محتوای کیفی مصاحبهها تحلیل شدند. یافتهها نشان داد که مدیران دانشگاهی رویکردهای مختلفی نسبت به پیادهسازی و بکارگیری SIS دارند. بر اساس یافتههای پژوهش رویکرد حمایتی به عنوان رویکرد غالب در دانشگاه ایلام مورد تایید قرار گرفت و بر مبنای الگوی غالب، سناریوهای ممکن تدوین شد. همچنین اصول، مفروضات، اقدامات، و پیامدهای نهایی هر رویکرد احصاء گردید. به عنوان نتیجه می توان اذعان داشت که یکی از عواملی که در نوع رویکرد مدیران دانشگاه موثر است نگرشی است که مدیران نسبت به پیادهسازی سیستمهای اطلاعاتی دارند. داشتن نگاه هزینهای به پیادهسازی سیستمهای اطلاعاتی از سوی مدیران سازمانها نیز تأثیر مهمی در تصمیمگیری و جهتگیری آنها نسبت به سیستمهای اطلاعاتی دارد. همچنین وجود تفکر استراتژیک نسبت به توسعه سازمان و به تبع آن پیادهسازی سیستمهای اطلاعاتی یکی از مولفههای مهم دیگری است که در رویکرد مدیران نسبت به بکارگیری سیستمهای اطلاعاتی استراتژیک تأثیر بسزایی دارد.
تدوین چارچوب سنجش پیچیدگی در پروژههای صنعتی ایران با استفاده از روش دلفی
دوره 28، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 33-63
امید تاسا، محمود گلابچی، مهدی روانشادنیا
چکیده تحقیقات نشان دادهاند که پیچیدگی ممکن است عامل مهمی در شکست یک پروژه در رسیدن به اهداف هزینه، زمان و کیفیت باشد. با آنکه در مطالعات بسیاری شاخصهای مهم پیچیدگی پروژهها شناسایی شده، اما تأثیر وزنی آنها بهندرت بررسی شده است. در این مقاله، ادبیات پیچیدگی پروژه برای توسعه یک چارچوب ساده و پویا بررسی شده و40 شاخص پیچیدگی در 9 فاکتور شناسایی و طبقه بندی گردید، سپس جهت ارزیابی در اختیار30 کارشناس خبره صنعتی و دو مشاور پژوهشی قرار داده شد، تا نقش هر شاخص را در پیچیدگی پروژههای صنعتی ارزیابی کنند. طی سه مرحلة اجرای روش دلفی این شاخصها، اعتبارسنجی، وزندهی ورتبهبندی شدند. نتایج نشان داد که شاخصهای مربوط به فاکتورهای پیچیدگی زمینه، محتوا و وابستگی پروژه بیشترین وزن انباشته را دارند همچنین وجود عدم قطعیت و ابهام در بالا رفتن وزن هر شاخص نقش تاثیرگذاری را نشان داد. از چارچوب ارائه شده، جهت سنجش میزان پیچیدگی در 14 پروژه صنعتی استفاده شد. نتایج نشاندهنده سطح بالای پیچیدگی در پروژههای بینالملی در حال اجرا توسط شرکتهای ایرانی بود. با وجود تفاوت در رویکرد مدیریت پیچیدگی در این پروژهها، اشتراکاتی شناسایی شدند که راهکارهای پیشنهادی برای آنها میتوانند به مدیران پروژههای دیگر در دستیابی به نتایج مثبت برای مدیریت پیچیدگی کمک کنند. مدیران پروژه با کمک نتایج این تحقیق میتوانند چارچوبی برای سنجش مدیریت پیچیدگی در اختیار داشته باشند و به کارشناسان صنعت اجازه میدهد اقدام به اولویتبندی و تخصیص کارآمد منابع محدود خود در پروژههای پیچیده نمایند.
شفافسازی مفهوم «استراتژیپردازی» در مدیریت استراتژیک: رویکرد تحلیل مفهوم
دوره 29، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 34-58
https://doi.org/10.48311/mri.2026.28106
علی حیدری، ایوب محمدیان، محمدعلی شاه حسینی، مهدی عبدی
چکیده مفهوم استراتژیپردازی، بهعنوان یکی از مفاهیم نوین و کاربردی در مدیریت استراتژیک، به دلیل ابهام در تعریف و تبیین ابعاد آن، نیازمند مطالعه و بررسی دقیقتر است. این پژوهش با هدف شفافسازی مفهوم استراتژیپردازی و کاهش ابهام موجود در ادبیات، از رویکرد تحلیل مفهوم سودابی استفاده کرده است. بدین منظور، مقالات منتشرشده بین سالهای 1990 تا 21 جولای 2025 در پایگاه اسکوپوس با کلیدواژههای "استراتژیپردازی" و "استراتژی بهعنوان عمل" مورد جستجو و تحلیل قرار گرفتهاند. یافتههای پژوهش شامل تعریف شفاف مفهوم استراتژیپردازی، تبیین سطح تحلیلی، دامنة زمانی و مبانی فلسفی آن، مقایسه با مفاهیم مشابه، و ارائه چارچوبی منسجم برای این مفهوم است. چارچوب مفهومی پیشنهادی میتواند زمینة کاربست بهتر این مفهوم در سطوح کسبوکار، شرکت و اکوسیستم را فراهم سازد. این پژوهش میتواند آغازی برای تحقیق و توسعة بیشتر پیرامون مفهوم استراتژیپردازی، به ویژه در حوزة قابلیتهای موردنیاز برای آن و همچنین راهکارهای پیادهسازی آن در سطوح مختلف سازمانی و مدیریتی باشد.
ارائه الگوی شایستگی استراتژیک مدیران ارشد صنعت پتروشیمی با استفاده از روش K-means مطالعه موردی: شرکت پتروشیمی نوری
دوره 29، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 35-61
https://doi.org/10.48311/mri.2025.27640
مجید نیلی احمدآبادی، محمدزمان رستمی، محمدرضا پرویزی، غزل قلوزی
چکیده با توجه به چالشهای متعددی که صنایع پتروشیمی امروزه با آن مواجه هستند، از جمله فناوریهای نوین، تحریمها و مسائل تولید، برنامهریزی استراتژیک به یکی از ابزارهای کلیدی برای تقویت این صنایع در عرصه رقابتهای ملی، منطقهای و بینالمللی تبدیل شده است. شایستگی و توانمندی مدیران ارشد در طراحی و اجرای برنامههای استراتژیک نقشی حیاتی در موفقیت سازمانها ایفا میکند. این پژوهش با هدف شناسایی شایستگیهای استراتژیک مدیران ارشد و کارکنان شرکت پتروشیمی نوری، بهمنظور تحقق اهداف استراتژیک در صنایع پتروشیمی، انجام شده است. این مقاله در پاسخ به سوال از علت اصلی موفقیت شرکت پتروشیمی نوری، فرضیه وجود شایستگیهای استراتژیک در مدیران این شرکت را مطرح میسازد. در این تحقیق با استفاده از روش تحلیل مضمون، شایستگیهای استراتژیک مدیران این شرکت در پنج بعد شامل دانش، مهارت، تجربه، نگرش و ویژگیهای شخصیتی شناسایی و در 10 مولفه اصلی و 53 مولفه فرعی دستهبندی شدند. سپس این مولفهها با استفاده از طیف رتبهبندی پنجوجهی لیکرت ارزیابی شدند. نتایج پژوهش نشان داد که در بسیاری از این مولفهها مدیران این شرکت رتبه 5 را کسب شده است. از این رو، این شرکت میتواند بهعنوان الگویی برای سایر مجتمعهای پتروشیمی در ایران و حتی جهان مطرح شود. همچنین، استفاده از تجربه و دانش این مدیران توانمند در قالب جلسات آموزشی، میتواند به افزایش بهرهوری در سایر مجتمعهای پتروشیمی کشور کمک شایانی کند
تبیین میزان پایبندی به اهداف توسعه پایدار در صنعت نفت و گاز ایران
دوره 28، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 46-76
شهریار عزیزی، سجاد جهانگیری، سلمان عیوضی نژاد
چکیده اهمیت حفظ ظرفیتها و منابع موجود بر روی کره زمین برای استفاده توسط نسلهای آینده علاوه بر نسلهای ایجاد تعادل میان جنبههای زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی انواع فعالیتهای توسعهای بشر ضرورت پیدا کرده و منجر به ظهور مفهوم توسعه پایدار شده است. این پژوهش به کمک استاندارد GRI 11 به عنوان یک استاندارد ویژه گزارشگری پایداری در صنعت نفت و گاز، اهداف توسعه پایدار و میزان پایبندی به آنها در صنعت نفت و گاز ایران را ارزیابی میکند. جامعه پژوهش، شرکتهای نفت و گاز ثبت شده در بورس و فرابورس اوراق بهادار کشور بودند که بر اساس روش نمونه گیری غیر احتمالی در دسترس به تعداد 20 شرکت گزینش شدند. دادههای مورد نیاز پژوهش از طریق تحلیل گزارشهای یکپارچه (گزارشهای هیاتمدیره) منتشر شده توسط شرکتهای مورد مطالعه استخراج شدند.نوع پژوهش حاضر به دو بخش تحلیل محتوای کیفی برای اهداف توسعه پایدار و GRI است و در بخش کمی برای رتبه بندی این عوامل از برنامه نویسی پایتون استفاده شده است. نتایج این پژوهش نمره 8/35% را به عنوان میانگین نمرات اهداف توسعه پایدار از نظر میزان پایبندی به آنها در صنعت نفت و گاز ایران نشان میدهد. براساس نتایج به دست آمده در صنعت نفت و گاز ایران بیشترین توجه به اهداف مرتبط با بعد اجتماعی توسعهپایدار بوده و بعد از آن ابعاد اقتصادی و بعد محیطی بیشتر مورد توجه بوده اند؛ همچنین هدف شماره 3 (سلامت مطلوب و رفاه ) حائز بالاترین رتبه و هدف شماره 13 (اقدام برای اقلیم) پایینترین رتبه را دارا بودند
مفهومپردازی رفتارشارلاتی در سازمان: اثر رهبری اصیل درک شده و هویت اخلاقی کارکنان در بخش دولتی
دوره 29، شماره 1، بهار 1404، صفحه 48-71
https://doi.org/10.48311/mri.2025.675
محرم ابراری رومنجان، فریبرز رحیم نیا، غلامرضا ملک زاده، آذر کفاش پور
چکیده این مطالعه با هدف شناسایی مؤلفههای رفتار شارلاتانی و بررسی تأثیر رهبری اصیل با نقش تعدیلگری هویت اخلاقی بر آن در قلمرو سازمانهای دولتی استان خراسان جنوبی صورت گرفت. فلسفه تحقیق پراگماتیسم و رویکرد آن آمیخته اکتشافی است. استراتژی بخش کیفی پدیدارشناسی است که بر اساس تجربه زیسته 16 نفر از شاغلین بخش دولتی که به روش هدفمند انتخاب شده بودند، از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته صورت گرفت. دادهها با استفاده از نرمافزار مکسکیودا و روش کلایزی تحلیل گردید. بر اساس نتایج بخش کیفی، مدل اولیه رفتار شارلاتانی در سازمان در قالب چهار مؤلفه، پانزده زیرمؤلفه و در مجموع سی و چهار درونمایه اصلی استخراج گردید. سپس در بخش کمی یک پرسشنامه محققساخته که بر اساس مدل اولیه استخراج و روایی و پایایی آن تأیید شده بود، در بین 612 نفر از کارکنان این بخش که به روش نمونهگیری طبقهای انتخاب شدند، توزیع گردید. تجزیه و تحلیل دادههای کمی و انجام تحلیل عامل تأییدی به روش معادلات ساختاری و با استفاده از نرمافزار ایموس صورت گرفت. بر اساس نتایج تحلیل عامل تأییدی همه 34 درونمایه اصلی رفتار شارلاتانی مورد تأیید قرار گرفت. شاخص برازش تطبیقی برای مدل تحقیق 0/983 برآورد شد که نشان از برازش مطلوب مدل دارد. نتایج بخش کمی نشان داد که رهبری اصیل بر رفتار شارلاتانی تأثیر منفی و معناداری دارد. هویت اخلاقی کارکنان نیز تأثیر رهبری اصیل بر رفتار شارلاتانی را تعدیل مینماید. این تحقیق با توجه به زمینه محور بودن آن سبب شد زوایا و مفاهیم جدیدی برای رفتار شارلاتانی در بخش دولتی شناسایی گردد.
بررسی تاثیر خودکارآمدی مالی و فناوری بر قصد استفاده از فینتک با متغیر میانجی سودمندی درک شده و انتظارات مورد تایید کاربران
دوره 28، شماره 1، بهار 1403، صفحه 49-74
سید کاظم چاوشی، مجتبی فرخ، مهشاد تیموریان
چکیده با بهرهگیری از نظریههای شناختی و علوم رفتاری در حوزه کسبوکارهای نوین مالی، هدف اصلی این پژوهش تجزیه و تحلیل رفتار مشتریان در ابعاد رضایتمندی، سودمندی درک شده و انتظارات تاییدشده آنها با استفاده از ترکیب نظریههای خودکارآمدی مالی و فناوری برای بهرهمندی از خدمات کسبوکارهای فینتک است. در این پژوهش پس از ترسیم مدل مفهومی، فرضیههای پژوهش با بهره گیری از مدلسازی معادلات ساختاری با روش کمترین مربعات جزئی تحت نرم افزار PLS با حجم نمونه 205 نفری از مشتریان خدمات کسبوکار فینتک و بکمک پرسشنامه الکترونیکی مورد آزمون قرار گرفت. پایایی و روایی پرسشنامهها با بهکارگیری آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی و میانگین واریانس توسعهیافته بررسی و تأیید گردید و از نظرات خبرگان و متخصصان آشنا با موضوع برای تأیید روایی محتوایی استفاده شد. این مطالعه به درک ما از اهمیت عمیق خودکارآمدیهای مالی و فناوری در زمینه فینتک غنا میبخشد، و تأثیرات متفاوت آنها بر قصد کاربران برای استفاده از خدمات فینتک را آشکار میکند. به علاوه، این مطالعه، یافتههای جالبی را در رفتار کاربران فینتک آشکار میکند و نشان میدهد که خودکارآمدیهای مالی و فناوری از طریق ایجاد سودمندی درک شده و تایید انتظارات کاربران میتواند به رضایتمندی و درنتیجه قصد کاربران برای استفاده از فینتک منتهی شود.
طراحی و تبیین مدل گرایش کارکنان به رفتارهای انحرافی شغلی مبتنی بر تئوری حفاظت از منابع در صنعت بانکداری ایران
دوره 29، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 54-89
https://doi.org/10.48311/mri.2025.27638
محمدباقر جعفری، علی طاهری هشی، سراج الدین محبی
چکیده هدف این پژوهش طراحی و تبیین مدل گرایش کارکنان به رفتارهای انحرافی شغلی مبتنی بر تئوری حفاظت از منابع در صنعت بانکداری ایران میباشد. رویکرد روششناسی تحقیق آمیخته از نوع اکتشافی بوده است. از دو روش تحلیل مضمون و تحلیل مسیر بهره گرفته شد. جامعه آماری کیفی شامل خبرگان دانشگاهی و سازمانی و در بخش کمی کارکنان صنعت بانکداری با مرکزیت شهر اهواز است. جهت گردآوری دادههای کیفی از مصاحبهی نیمه-ساختاریافته با 12 نفر از خبرگان استفاده شد و برای دادههای کمی از پرسشنامهی محققساخته مبتنی بر یافتههای بخش کیفی استفاده شد. در تحلیل دادههای کیفی از کدگذاری بر اساس کدهای پایه، سازماندهنده و فراگیر و به-منظور تحلیل دادههای کمی از معادلات ساختاری در نرمافزار PLS 3 استفاده شد. یافتههای تحلیل مضمون ناظر بر 443 کد اولیه مشترک، 96 کد پایه، 24 کد سازماندهنده و 5 کد فراگیر بوده است. یافتههای کمی مؤید این مطلب بود که سازهی توسعه مکانیسم بازدارندگی DBs به واسطهی اثرگذاری بر سازههای بسترسازی غیرمولد نظام بانکداری بهطورمستقیم و سازههای ناسازگاری محتوایی ـ کنشی درونساختاری و جهتگیریهای غیرکارکردی رفتاری به-طورغیرمستقیم نسبت به سازهی حمکرانی مقابلهای با DBs، متغیری تعیینکنندهتری است. همچنین، سازهی بسترسازی غیرمولد نظام بانکداری به عنوان سازهای محوری و مرکزی در ارتباط با گرایش کارکنان به رفتارهای انحرافی درنظرگرفته میشود. بنابراین، برای مدیریت، کنترل و نظارت بر رفتارهای انحرافی کارکنان، میبایست بانکها به سوی ایجاد و گسترش مکانیسمهای بازدارندگی در درون ساختار سازمانی بانکها با تمرکز بر کاهش بسترسازیهای غیرمولد در محیطهای شغلی بروند.
مدل پیشایندی و پیامدی برای توسعه قابلیتهای نوآورانه شرکتی با رویکرد اقیانوس آبی در شرکتهای دارویی
دوره 29، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 60-92
https://doi.org/10.48311/mri.2026.28104
جهاد سالم عباس، محمد باشکوه، قاسم زارعی، ناصر سیف الهی
چکیده هدف این پژوهش، شناسایی و بررسی عناصر و مقوله های توسعه ظرفیت نوآوری با رویکرد اقیانوس آبی در صنعت داروسازی عراق است. این مطالعه در سطح کاربردی بوده و با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون انجام گردید. دادهها از مصاحبههای نیمهساختاریافته با 19 مدیر و متخصص بازاریابی و صنعت داروسازی جمعآوری و در سه مرحله کدگذاری (باز، محوری، انتخابی) تحلیل شدند. در مرحله کدگذاری باز، 77 کد اولیه شناسایی گردید که به 12 مقوله محوری شامل چالشهای اقیانوس قرمز، نیاز به خروج از رقابت سنتی، مزایای استراتژی اقیانوس آبی، حذف عوامل غیرضروری، کاهش عوامل کمارزش، ارتقای عوامل موجود، ایجاد عوامل جدید، افزایش ظرفیت نوآوری، ادغام فناوریهای نوین، پایداری و تأثیرات بلندمدت، و آیندهنگری دستهبندی شدند. این مقولهها در نهایت به چهار مضمون کلان چالشها، ابزارها، کاربردها و پیامدها سازماندهی شدند. یافتهها نشان میدهند که چالشهای رقابتی اقیانوس قرمز، مانند رقابت سنتی شدید و محدودیتهای نوآوری، با استفاده از چارچوب چهارگانه مکانیزم حذف، کاهش، افزایش و خلق قابل کنترل ومدیریت هستند. استراتژی اقیانوس آبی با ایجاد بازارهای جدید و ادغام فناوریهای نوین، ظرفیت نوآوری و پایداری اقتصادی را تقویت، نوآوری تحولآفرین را تسهیل و مزیت رقابتی بلندمدت ایجاد میکند.
شناسایی قابلیت های ایجاد ارزش استراتژیک در کسبوکارهای آنلاین
دوره 28، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 62-91
فائزه حسنوند، رضا سپهوند، علی شریعت نژاد
چکیده تغییر وجود دارد تا شایستهترینها باقی بمانند؛ لذا در دنیای متحول و متغیر امروز شرکتها و سازمانهایی میتوانند طعم شیرین موفقیت را بچشند که توانایی خلق ارزش استراتژیک را داشته باشند. این مسئله برای شرکتهای فعال در عرصه تجارت الکترونیک ضرورت و اهمیت بیشتری دارد، ازاینرو پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل کلیدی موفقیت در ایجاد ارزش استراتژیک تجارت الکترونیک در کسبوکارهای آنلاین انجام پذیرفت. این پژوهش از نظر هدف کاربردی،از حیث ماهیت و روش توصیفی پیمایشی و از لحاظ نوع شناسی در زمره پژوهشهای آمیخته با رویکرد کیفی و کمی است. جامعه آماری پژوهش خبرگان هستند که تعداد 30 نفر از آنها بر اساس اصل کفایت نظری و با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. در بخش کیفی پژوهش، ابزار گردآوری دادهها مصاحبه نیمه ساختاریافته است که روایی و پایایی آن با استفاده از ضریب CVR و آزمون درون کدگذار و میان کدگذار تایید شد. و نیز ابزار گردآوری دادهها در بخش کمی پرسشنامه دلفی فازی است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوا و آزمون مجدد تایید شد. در این پژوهش برای تحلیل دادهها در بخش کیفی از روش کدگذاری و نرمافزار Atlas.ti و در بخش کمی از روش Delphi fuzzy استفاده شد. نتایج پژوهش بر اهمیت نهایت مشتری مداری، نوآوری و خلاقیت در تولید و بازاریابی و تبلیغات، تطبیق با تحولات فناوری نوین، پاسخگویی سریع و برخط بودن، انعطاف پذیری، بهبود ارتباط با مشتری و بهره گیری از استراتژی سئو در ایجاد ارزش استراتژیک تجارت الکترونیک تاکید مینماید.
اولویتبندی برنامههای توسعه فردی مدیران منابع انسانی در حوزه مربیگری با بهرهگیری از روش دلفی مبتنی بر هوش مصنوعی
دوره 29، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 63-91
https://doi.org/10.48311/mri.2025.27635
زهرا پورامینی، حامد دهقانان، مهدی یزدان شناس، ایمان رئیسی وانایی
چکیده این پژوهش با هدف شناسایی و اولویتبندی مهارتها و نیازهای توسعه فردی مدیران منابع انسانی در حوزه مربیگری، به تلفیق روش دلفی سنتی (مبتنی بر دیدگاههای خبرگان) با قابلیتهای روش دلفی مبتنی بر هوش مصنوعی پرداخته است. در راستای ارائه یک الگوی نوآورانه در روششناسی تحقیق، از ظرفیت تحلیل مدلهای زبانی پیشرفته نظیر ChatGPT، DeepSeek، Perplexity، Microsoft Copilot و Gemini در کنار تجربه و قضاوت انسانی استفاده شده است. پژوهش از نوع کاربردی است، اما به دلیل تمرکز بر توسعه ابزارهای تحلیلی نوین، جنبههایی از پژوهشهای بنیادی را نیز در برمیگیرد. جامعه پژوهش شامل ۱۰ نفر از متخصصان منابع انسانی و پنج مدل زبانی هوش مصنوعی است. گردآوری دادهها با استفاده از روش دلفی انجام شده و برای افزایش اعتبار یافتهها، رویکرد زاویهبندی به کار رفته است. شایان ذکر است که برای طراحی پرسشنامه اولیه، علاوه بر مرور ادبیات، ۱۰۰ شرح شغلی و ۵۰ آگهی شغلی با استفاده از Python تحلیل شده است. نتایج نشان میدهد دلفی مبتنی بر هوش مصنوعی توانایی بالایی در تحلیل دقیق و چندلایه مؤلفهها دارد و دادههایی با دیدگاههای متنوع و چرخشی تولید میکند. این فرآیند در پنج مرحله طراحی شده که از نگارش هدفمند پرامپتها آغاز و با اولویتبندی مؤلفهها پایان مییابد. برای نخستین بار در ایران، این فرآیند به صورت ساختارمند در حوزه توسعه فردی و پژوهشهای علمی اجرا شده و میتواند در ترکیب با دلفی انسانی، دقت تحلیل و کیفیت تصمیمسازی در مطالعات را بهطور معناداری ارتقا دهد.
تجزیه و تحلیل ریسک با استفاده از ارزیابی ترکیبی فازی (FSE) مبتنی بر (FMEA) در صنعت آموزش عالی
دوره 28، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 65-99
زهرا شرف پور، محمود دهقان نیری
چکیده امروزه دانشگاهها در حوزه های علمی، فناوری، اقتصادی و بینالملل با چالشهای بزرگی مواجه هستند. شناخت این چالشها کمک میکند تا بتوان ظرفیت های توسعه را فراهم نمود. از این رو در این پژوهش به شناسایی و اولویتبندی ریسکهای موجود در صنعت آموزش عالی ایران پرداخته شده است. بدین منظور ابتدا با برسی عمیق ادبیات پژوهش لیستی از ریسکها و گروههای ریسک مرتبط در آموزش عالی شناسایی شد، سپس از طریق مصاحبه با خبرگان (تکنیک دلفی) به تکمیل و اعتبارسنجی لیستهای شناسایی شده پرداخته شد، بعد از کسب همگرایی خبرگان با اجرای روش ارزیابی ترکیبی فازی(FSE) مبتنی برFMEA به اولویتبندی فاکتورهای ریسک و گروههای ریسک براساس درجه بحرانی پرداخته شد و در نهایت درجه بحرانی ریسک کلی محاسبه گردید. براساس نتایج حاصل بحرانیترین ریسک موجود در صنعت آموزش عالی "عدم توجه به شایسته سالاری" و بحرانیترین گروه ریسک "عدم برقراری ارتباط خوب با صنعت" شناسایی شد و درجه بحرانی ریسک کلی نیز در این صنعت عدد 75/3 به دست آمد که بیانگر اهمیت ریسکهای آموزش عالی و لزوم اجرای اقدامات پیشگیرانه و کنترلی برای ریسکهای موجود در این صنعت میباشد.
بررسی و شناسایی پیامدهای کاربرد هوش مصنوعی در بازاریابی
دوره 28، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 1-31
قاسم زارعی، رحیم محمدخانی، هاجر فتحی
چکیده دنیای دیجیتال فرصتهای متعددی را برای بازاریابان فراهم میکند تا به مشتری دسترسی پیدا کنند. بااینحال، در دنیای پرسرعت، یافتن راههای جدید و نوآورانه برای بازاریابی محصولات و خدمات بسیار مهم است. با توجه به پیشرفت هوش مصنوعی و توسعه آن در حوزه بازاریابی بینالمللی، متخصصان در حال حاضر ابزارهایی برای بازتعریف کامل درک فعلی از برندسازی، بازاریابی و تبلیغات دارند. محبوبیت روزافزون اینترنت و افزایش استفاده از دستگاههای تلفن همراه، حجم عظیمی از دادهها را برای مصرفکنندگان تولید میکند که سیستمهای مبتنی بر هوش مصنوعی را تغذیه میکنند. این پژوهش از نوع پژوهشهای آمیخته با رویکرد کیفی و کمی است که ازنظر هدف، کاربردی و ازلحاظ نحـوه گـردآوری داده، از نوع مطالعات پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش، مدیران و کارشناسان متخصص در حوزه بازاریابی دیجیتال و IT در حوزه بینالملل ، بودند که با استفاده از روش نمونهگیری گلوله برفی انتخاب شدند. در بخش کیفی ابزار گردآوری اطلاعات، بررسی کتابخانهای و مقالات، مصاحبه و در بخش کمـی پرسشنامه بود. در بخش کیفی روش تحلیل دادهها، با استفاده از تحلیل تم که با نرمافزار MAXQDA و بـا استفاده از روش کدگذاری تدوین شد و در بخش کمی، روش تحلیل بر مبنای آزمون همبستگی کندال بود. مطابق با نتایج پژوهش، 9 تم اصلی، 20 تم فرعی و 50 کد کشف شدند که شامل پیامدهای کاربرد هوش مصنوعی در بازاریابی بینالملل بودند
شناسایی مشتریان سودآور بر اساس مدل RFM و تنوع محصولات در پلتفرم های خرده فروشی آنلاین
دوره 29، شماره 1، بهار 1404، صفحه 73-95
https://doi.org/10.48311/mri.2025.671
فاطمه قبائی آرانی، معصومه حسینزاده شهری
چکیده رفتار مصرف کننده یک جنبه حیاتی از استراتژی بازاریابی است که شامل درک عادات خرید، انگیزه ها و ترجیحات مشتریان است. درک بهتر رفتار مشتری از طریق روش های نوآورانه ذخیره سازی و تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعات مشتریان، تدوین استراتژی های اثربخش تری را موجب می شود. ظهور فناوریهای محاسباتی جدید تغییرات عمدهای را در توانایی سازمانها برای جمعآوری، ذخیره و تجزیه و تحلیل دادههای کلان ایجاد کرده است. بسیاری از تحقیقات با استفاده از الگوریتمهای یادگیری ماشین بدون نظارت مانند K-Means با استفاده از مدل معروفRFM به طبقه بندی مشتری پرداختهاند اما این مدل ها با نادیده گرفتن سایر پارامترهای مهم با توجه به حوزه کاربرد، ناکافی می باشند. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر گردآوری داده ها توصیفی و از نوع تحقیقات کمی است که با استفاده از 200000 تراکنش مشتریان فروشگاه خرده فروشی آنلاین طی بازه زمانی 2013 تا 2018 انجام شده است. مدل، با افزودن تنوع "D" به عنوان پارامتر چهارم، با اشاره به تنوع محصولات خریداری شده توسط یک مشتری معین، اصلاح شده است. طبقه بندی بر اساس RFM-D در بازار خرده فروشی آنلاین به منظور شناسایی الگوهای رفتاری برای مشتری اعمال می شود. بررسی رفتار مشتریان خوشه ها نشان داد که تنوع محصولات به همراه سایر متغیرهای رفتاری، سودآوری بیشتری نسبت به مدل RFM ارائه کرده است.
